کردن مینا ، حنانه و سمیرا تو یه روز

    سلام دوستان اینی که میخوام براتون تعریف کنم داستان نیست خاطره ی واقعیه نیازیم ندارم که دروغ بگم تو سایتی که کسی منو نمیشناسه توش!
    اما از خودم بگم من اسمم امیره و ۲۵ سالمه و ۹ ساله بدن سازی کار میکنم طوری که هرکی میبینه منو آب از لب و لوچش آویزون میشه مخصوصا خانوما و میگن چی ساختی لامصب!
    کارم توی یک شرکت لوازم آرایشه که نمیتونم بگم اسمشو ولی فکر کنم از من که قدم ۱۹۱ه و هیکلم واقعا ورزشکاریه با چشم و ابرو و موی مشکی استفاده کردن تا خانومارو جذب کنن! که البته موفقم بودن و به خاطر شغلم با خانومای زیادی باید سروکله بزنم که خیلیاشونم به شدت میخارن وقتی منو میبینن و آمار میدن منم چرا دروغ بگم از خدامه! و تاجایی که بتوتم ازشون شماره میگیرم تا بعدا لاس بزنم درضمن نمیدونم چرا نیاز جنسی من خیلیه یعنی در طول روز بارها تحریک میشم حتی بعد داشتن رابطه که به دکترم مراجعه کردم گفت تا جایی که بتونی تامین کنی و زندگیتو مختل نکنه اشکال نداره و سعی کن سردی زیاد بخوری و اینجور توصیه ها... در کل فکر کنم یه شناخت ذهنی نسبی از من پیدا کرده باشین که تا اینجا کفایت میکنه.
    یکی از روزهای اردیبهشت بود که هوا گرم بود یه خانومی با لباس کاملا نخی و شال خیلی کوچیک و ساپورت چسبون وارد دفترم شد سلام کردم و گفتم امرتون که گفت شکایت دارم در زمینه ی یکی از محصولاتتون خیلیم عصبی بود منم سعی کردم آرومش کنم گفتم حالا بفرمایید بشینید توضیح بدید ببینم مشکل چیه و به مدیر شرکت اطلاع داده میشه هرچی باشه و از این حرفا که اومد تو شالشو برداشت نشست صندلی کنار صندلی من که باد کولر بهش میخورد
    گفتم مشکلتون چیه خانوم؟
    گفت از پودرتون که استفاده میکنم خیلی صورتم گرم و سرخ میشه روی بسته بندی هم که نوشته ضد حساسیت منم پوستم حساسه خریدم و اینکه ضد حساسیت نیست!
    گفتم خیالتون راحت باشه ما هیچ محصولیو که آزمایش و تست نشده باشه نمیفروشیم و از این حرفا که شالشو سرش کرد و گفت حتما اطلاع بدین به مدیریت و من عجله دارم باید برم (بعدا فهمیدم بازیگر تئاتره) و یه کارت ویزیت بهم داد که شمارش توش بود و اسمش گفت حتما زنگ بزن و بگو نتیجه چی شد...
    انصافا خوب چیزی بود منم خوشحال که این شماره ی این تیکه ی بلوند و خوش هیکل رو بدست آوردم سیو کردم دیدم تلگرام داره و عکساش نزدیک پنجاه تا میشن! سوت زدم پیش خودم و شروع کردم به دیدن عکسای مینا که فهمیدم که سگ خوشگلی داره!
    در حال لود کردن و دیدن عکساش بودم رفته بودم تو حس که یکی در زد سریع صاف نشستم و گفتم بفرمایید!
    صدای جذاب یه خانوم بود که گفت میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم؟
    گفتم خواهش میکنم بفرمایید!
    اومد تو دیدم یکی از مشتریای شرکته که چند بار دیده بودمش از همکارای خانوم مشاوره میگرفت خیلی هیکل نایسی داشت قد بلند ۱۷۰ به بالا بود و سینه های خوش فرم که از زیر مانتوش خودنمایی میکردن... گفتم چطور میتونم کمکتون کنم که گفت:
    -چند بار دیدمتون اسم شما چیه؟
    -***ی(فامیلیم).
    -نه اسم کوچیکتون؟
    -امیر هستم!
    -خوش بختم من حنانه هستم دنبال یه پسر خوشتیپ مثل شما برای دوستی میگردم که به دوستام پزشو بدم!
    منم راستش به شدت شکه شده بودم نمیدونستم چی بگم که انگار تو ذهنم یکی یه پس گردنی بهم زد گفت امیر به خودت بیا! خانوم به این خوبی داره پیشنهاد دوستی میده بهت تو بهتت زده؟جوابشو بده بگو آره با کمال میل عزیزم!
    تو همین فکرا بودم که ناخودآگاه گفتم منم دنبال یه خانوم زیبا و با کمالتی شما میگشتم!
    شمارشو داد حنانه و گفت دیگه باید برم عزیزم حتما زنگ بزنیا!!


    اونروز با فکر و رویای حنانه تموم شد از بقیه تایم کاری هیچی نفهمیدم!
    فردا صبح زود پاشدم و دوش گرفتم و عضلات زیبام رو شستم و برق انداختم و یه جقیم یه یاد حنانه زدم رفتم آشپزخونه
    صبحونه درست کنم دیدم موبایلم زنگ میزنه گفتم کیه این وقت صبحی دیدم حنانس!
    -سلام
    -سلام امیر
    -شماره منو از کجا آوردی عزیزم؟
    -از یکی از همکارات گرفتم قرار بود زنگ بزنی نزدی من زدم
    -این وقت صبحی خیره؟
    -آره خیره امشب یه مهمونی خودمونی تو جمع دوستامون داریم منم چون دوست پسر ندارم ازت دعوت میکنم که بیای چشم همه هم دربیاد از خوشتیپیت!
    - باشه باشه حتما ساعت چند و کجا؟
    -ساعت ۱۱ شب آدرسو برات اس ام اس میکنم...
    آقا منو میگی از شادی داشتم بال در میاوردم سریع صبحونرو خوردم رفتم باشگاه ورزش کنم چند ساعت گذشت که یادم افتاد ای داد بیداد یادم رفت به مینا زنگ بزنم!
    کارت ویزیت خوشگلشو درآوردم زنگ زدم :
    -سلام
    -سلام شما؟
    -امیر هستم از شرکت که دیروز اومدین دفترم شکایت داشتین!
    -آهان بله بله اطلاع دادید؟
    (منم که بعد اومدن حنانه هوش از سرم پریده بود یادم رفت به مدیر شرکت بگم)
    -نه یه مشکلی پیش اومد نشد امروز که تعطیله فردا به اطلاعشون میرسونم حتما!
    -خیلی ممنون راستی امروز ناهار جایی دعوت دارید؟
    -نه چطور مگه؟
    -هیچی بیاین به منزل من آدرس منم تنهام یه ناهاری بخوریم باهم!
    (گفتم ای جان جور شد میناجون)
    -خیلی ممنون زحمتتون میشه آخه
    -نه بابا چه زحمتی(با یه عشوه خاص و قطع کرد)
    رفتم خونه سریع دوباره دوش گرفتم و یه جقی به یاد مینا زدم و آراسته و تر تمیز با ادکلن ۲۱۲ سکسی من آماده شدم که برا ناهار برم خونه ی مینای عزیز...


    رسیدم ساعت ۲ ظهر بود زنگو زدم سریع باز کرد رفتم تو دیدم اونم مثل من تنها زندگی میکنه و خونش پر از تابلوهای هنری و ...س!


    یه آهنگ لایت گذاشته بود میز غذا رو هم به زیبایی چیده بود ولی خبری از خودش نبود که دیدم از اتاق خواب اومد بیرون اونم با چه لباس قرمز زیبایی! فوق سکسی شده بود تو این لباس و بوی عطر کارولینا هررا که زده بود داشت دیوونم میکرد و البته فکر کنم فهمید رفتم تو رویا با دست به میز غذا اشاره کرد و گفت سرد میشه ها!
    نشستیم سر میز غذا فسنجون درست کرده بود مشغول خوردن شدیم گفت ععع نوشیدنی یادم رفت صبر کن رفت از تو آشپزخونه شراب سفید آورد و باز کرد اول لیوان منو پر کرد بعد لیوان خودشو و لیوانشو کوببد به لیوانم و گفت به سلامتی! منم گفتم به سلامتی!


    ناهارو خوردیم با اون بطری شراب سفید که دوتایی تموش کردیم گرم گرم شده بودیم ناگهان اومد نزدیک من و لبمون تو هم قفل شد چنان لبی از هم گرفتیم که فکر کنم یه ربع شد دیگه مینا نفس کم آورد و جدا شد و رفت طرف اتاق خواب و گفت بیا!


    رفتم اتاق خواب دیدم تاریکه و چه محیط سکسیه لباسامونو درآوردیم سریع و رفتیم تو تخت دوباره لب گرفتیم که آروم رفتم طرف گردنش و سپس پایین تر و یه حال دهانی حسابی بهش دادم اونم تو ابرا بود سرمو که از طرف کسش کنار کشیدم سریع بدون اینکه چیزی بگه کیرمو گرفت دستش یه نگاهی کرد و زبونشو گذاشت سرکیرم و بعد شروع به ساک زدن کرد ولی خب نمیتونست همشو بکنه تو دهنش به خاطر سایز بالای آلتم (۲۸سانته) و چند دقیقه ای حال داد بعدشم شروع کردم به کسشو گاییدن در حالت سگی جفتمون داشتیم لذت میبردیم که به فکرم رسید همشو بکنم تو کسش ببینم چی میشه! آقا چشمتون روز بد نبینه ۲۸ سانتو تا خایه فرو کردم چنان جیغی زد که کل کوچه شنیدن فکر کنم بعدشم فحش داد گفت گمشو بیرون مرتیکه عجیب الخلقه اگه میدونستم کیرخر داری دعوتت نمیکردم منم هم ضایع شده بودم هم خندم گرفت لباسامو پوشیدم اومدم بیرون رفتم خونه جلق زدم تا خالی شم خوابیدم از شدت از حال رفتگی...
    بیدار شدم دیدم شب شده ساعت ۱۰ بود سریع رفتم شام خوردم که حاضر شم برا مهمونی حداقل حنانه رو به سیخ بکشم...
    رسیدم مهمونی دیدم دختر پسر دارن میرقصن و چه بکن بکنیه منم رفتم یه نوشیدنی گرفتم رفتم بالا که حنانه رو پیدا کردم کنار دوستش سمیرا وایساده بود داشتن مشروب میخوردن و حرف میزدن...
    رفتم جلو گفتم خانوما خوش میگذره؟ حنانه گفت نه اینجا خیلی شلوغه بیا بریم یه جای خلوت و زد زیر خنده معلوم بود خیلی مسته!


    گفتم کجا گفت هرجا فقط یه جایی که بتونیم خلوت کنیم منم از خدام گفتم باشه بریم خونه من که گفت سمیرا هم بیا fmf بزنیم!!!! من به شدت جا خوردم از این نوع ادبیاتش اونم تا منو دیده اینجوری حرف میزنه که گفتم باشه اونم بیاد...
    سوار ماشین شدیم نفهمیدم چطور داشتم میروندم انقدر که عجله داشتم کیرمم شق شده بود گیر میکرد به فرمون اذیت میکرد تازه داشت شلوارمو پاره میکرد همون لحظه بود که حنانه از رو صندلی شاگرد چشمش به کیرم خورد گفت این ترمز دستی دوم چیه !!! و خندید زیپمو باز کرد شروع کرد ساک زدن از شانس افتادم تو دست انداز کیرم قشنگ خورد به ته حلقش حالش بد شد گفت بزن بقل زدم بقل رفت کنار خیابون بالا آورد کارش که تموم شد
    دوباره سوار شد گفت بریم اوووف عجب کیری داری این کیره یا شیشه کوکا!! و زد زیر خنده رسیدیم خونه رفتیم تو نفهمیدم چی شد دیدم ۳ تایی لختیم دو تایی داشتن کیرمو میخوردن سمیرا نصفه اولشو حنانه نصفه دومشو یه نیم ساعتی شد که گفتم بسه حالا جفتتون قنبل کنین میخوام سیخ بزنم
    دوتاشون قنبل کردن سمیرا سبزه بود و حنانه سفید اول رفتم سراغ حنانه ۱۵ سانتشو کردم تو و عقب جلو میکردم بعد یه ربع در آوردم کردم تو کوس سمیرا ۱۵ سانتشو دوباره و بیست دقیقه ای بهش حال دادم که دیدم حنانه میگه من همشو میخوام همشو بکن توم!گفتم تو الان مستی هم حشری نمیدونی چی میگی اگه اینکارو کنم بیهوش میشیو اینا که گفت مسئولیتش با من تو تا خایه جا کن! منم گفتم حالا که میخوای بگیر که اومد سمیرا هم داشت با ترس و بهت زدگی صحنه رو از نزدیک میدید کردم توش تا ۲۰ سانتو نفسش بند اومد داشت ملحفه تختو چنگ میزد که گفتم بسه یا بیشتر میخوای؟ گفت بیشتر!!! گفتم از جونت سیر شدی تو همشو کردم توش داشت ملحفه تختو گاز میزد خودشو چند ثانیه نگه داشت تا اینکه من شروع کردم به تلنبه زدن دادش دراومد گفتم آروم باش لعنتی آبروم پیش همسایه ها میره دیدم نه گوشش بدهکار نیست گفتم سمیرا بیا کستو بکن تو حلقش تا صداش ببره اونم از خداش بود اومد کسشو کرد تو دهن حنانه بدبخت که داشت جر میخورد و یه جورایی در واقع درد زایمانو تحمل میکرد(اینو از یکی از زنایی که قبلا زایمان کرده بود و باهاش سکس داشتم شنیدم که میگفت کیر تو از درد زایمانم بدتره) نیم ساعت گذشت و دیدم یه جورایی در حق حنانه داره ظلم میشه چون همه ی این برنامرو اون جور کرده بود و این لذتو مدیون اون بودم بیچاره یه سره هم خودشو فحش میداد که غلط کردم هم سمیرا رو که میگفت گمشو کنار کستو ببر کنار بذار نفس بکشم دیدم سمیرا داره میخنده گفتم به چی میخندی؟ و کیرو از تو کس حنانه درآوردم حنانه یه نفس راحت کشید یه چک زدم به سمیرا گفتم بیا بخورش اونم ترسید شروع کرد خوردن که گفتم دیپ تروات میخوام میخوام کیرمو کنم تو اعماق حلقت اومد در بره با دستم پس کلشو نگه داشتم کیرو تا جایی که میشد کردم تو حلقش عوق زد سمیرا در آوردم گفتم به چی میخندیدی هان؟حنانه هم داشت با تعجب نگاه میکرد و کس جرخوردشو میمالید!سمیرا گفت گمشو عوضی که دیگه عصبانی شدم با خودم بردمش آشپزخونه گذاشتمش رو اوپن و روغن زیتونو از کابینت برداشتم خالی کردم رو کیرم و سوراخ کونش و به صورت ناگهانی کیرو کردم تو کونش چنان دادی زد فکر کنم دونالد ترامپ از کاخ سفید شنید! چهل و پنج دقیقه تو کونش تلمبه زدم کیرمم خونی شده بود اولین بار بود کون میکردم چون با این کیرم کس به زور بهم میدادن چه برسه به کون خلاصه که فکر نکنین سایز بالا خوبه بلکه عذابه کاش منم یه کیر معمولی داشتم ... خیلی حس خاصی داشت کون کردن ...
    آخرش دیدم آبم داره میاد با یه دست از رو اوپن که خونی هم شده بود برش داشتم بردم تو اتاق خواب و با دست دیگه حنانه رو بلند کردم جوری که صورتشون نزدیک کیرم باشه و کیرم خونیمو مالیدم بین دو صورتشون تا آبم اومد و صورت جفتشون سفید شد ...
    گفتم لباساتونو بپوشین برین بیرون که پوشیدن در رفتن دوتا فحشم دادن بیچاره ها...
    منم بی حال افتادم بعد از ۴ بار انزال تو اون روز و انقدر خوابیدم که فردا به کارم نرسیدم و خواب موندم...
    شاید بگین چرا اینطوری رفتار کردی ولی خب به خاطر همین سایز آلتم هیچوقت نشده با یکی دوبار سکس کنم پس مجبورم همون بار اول همه جوره خودمو خالی کنم که بعدا حسرتشو نخورم ...


    خیلی ممنون از وقتی که گذاشتین و این خاطره ی منو خوندین اگرم احیانا از نوع نگارشم یا هر چیز دیگه ی خاطرم خوشتون نیومد عذر میخوام فقط خواهشا توهین نکنین اولین باره مینوسیم و خیلی سخت بود این همه رو تایپ کردن اونم با موبایل و واقعا ۲ساعت وقت گرفت!


    بازم ممنون که وقت گذاشتین اگرم خوشتون اومد بازم وقت میذارم خاطرات دیگمو مینوسیم.


    نوشته: امیر.ش

  • 3

  • 62




  • نظرات:
    •   Takeit755
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • خدایی این کسشرا چیه مینویسین؟


    •   Mehdi.kk88
    • 1 هفته،4 روز
      • 34

    • بزار داستان واقعی رو بگم،
      امیر یه پسر لاغر بود که به خاطر اوضاع کیری زندگیش تو مکانیکی کار میکرد
      صبح یه راننده نیسان میاد و میبینن که اوستا نیست یه سری کون امیر میزاره
      بعد صاب کار امیر میاد میفرستدش ک بره وسیله بخره تو مغازه یدکی صاب مغازه یدکی کونش میزاریم
      بر میگرده سر کار آخر وقت صاب کارش کرکره رو می‌کشه پایین کونش میزاره


    •   Nin345
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • نظر شما چیه؟بابا برد پیت با این حساب کسی نمونده تو نکردیش همه هم بهت پیشنهاد میدن


    •   amin.dada
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • سلام خسته نباشید


      نمی گم باور نکردنی اما دوستی داشتم که مثل شما آلت بزرگی داشت سه بار ازدواج کرد چون دوتای اولی شب اول فرار کردن منم اگه دوستم نبود باور نمیکردم اما این هم یه جوری مشکل امیدوارم مثل دوستم کسی پیدا کنید که بتونه تحمل کنه
      موفق باشید


    •   Mo30__mtg
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • کس اول تا اخرت


    •   mahhddii
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • چقدر کونت گذاشتن که خودت اینجا خالی میکنی جقی جقلو


    •   AmirHossein_8624
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • کیرم تو کص خواهر و مادرت ، کونی جقی ، گوه میخوری داستان کسشعر مینویسی


    •   Zidiuser
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • عضلات زیبایت رو شستی؟
      با این اوصافی ک گفتی منظور باسنت بوده؟
      کیر خروس تو اول تا آخرت


    •   armingets
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • میخواستم فحش‌کشت کنم دیدم تو دیگه خیلی خرو بدبختی و یچیزی شنیدی کسخل حداقل قبل‌ تایپ یه حساب کتاب میکردی ببینی بیست و هشت سانت چقده بعدشم گل من همه که نباید خوشتیپ باشن بعضیام‌ مثل تو زشتن همه که نباید کیرکلفت باشن بعضیام مثل تو کیر کوچیک دارن اما اگر بخوایی اینجوری عقده گشایی کنی هیچی عوض نمیشه فقط مریض میشی بنظر من چون متاسفانه قیافت کیریه و اعتماد بنفستم تخمیه و روت نمیشه اگر مخیم زدی کیرتو در بیاری بس کوچیکه بهتره با جق سر کنی و خودتو سرگرم لذتای دیگه زندگی کنی سکس همه چیز هم نیست حالا که نه قیافه داری نه کیر بهتره جق بزنی و بجای سکس مثلا از فوتبال یا فیلم دیدن لذت ببری گلم ، کاش میتونستم کمکت کنم البته با همین قیافه کیری و کیر کوچیکم میتونی زن بگیری ها نا امید نشو‌ حالا یکی کیر کوچیکتو دیده زده توی پرت دلیل نمیشه همه اینکارو کنن باهات بعضیام بیخیالت شاید بشن میتونی یه چشم و گوش بسته بگیری بهشم بگی اخرین سایز کیر همینه که تو داری فقط سعی کن با زنای شوهر دار راجع به سکستون حرف نزنه


    •   lord98
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • این کسشعرا چیه شهوانی تایید میکنه؟کیرم تو مغزت پسر


    •   Adolf_ss
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • برو جمع کن کونتو کسخل جقی جنده ترین دخترام نمیان بگن بیا با من دوست شو ریدی دادا بد ریدی کسشر ترین داستان عمرم بود دیس لایک تو کون ورزشکاریت


    •   ک+ک+ک
    • 1 هفته،4 روز
      • 40

    • ادامه داستان:صب بیدار شدم دیدم کیرم نخابیده همون موقع زنگ درو زدن آیفون نداریم پریدم رو دیوار ببینم کیه دیدم وااااااااااای باورتون نمیشه جنیفر لوپز بود زودی در باز کردم پرید تو نذاشت حرف بزنم گفت آی ام کیر میخام همونجا زدمش زمین تا تونستم کوسشو بستم به رگبار خاستم بذارم کونش ترسیدم گفت دونت وری آی ام کونم بیمه بذار منم نامردی نکردم تاته گذاشتم توش طوری فریاد زد که رونالدو زنگ زد بهم داداش درست میزنی ولی یواشتر بزن بچه ها خوابن(شهر رونالدویینا هنوز شب بود)وای چه کونی چه خونی راه افتاد آتش نشانی اومد منم واسه اینکه ضایع نشه زود کارمو تموم کردم جنیفر هم ازم کلی تشکر کرد و گفت درسته کونم پاره شد ولی بیمه میدوزه لباسامو پوشیدم زدم بیرون سرکوچه باورتون نمیشه گلشیفته فراهانی رو دیدم کوچه خلوت بود همونجا خفتش کردم و تفنگمو گذاشتم رو شقیقش و گفتم یالا ساک بزن توجهی نکرد هفت تا تیر زدم سرش فهمید جدیه قضیه شروع به ساک زدن کرد برش گردوندم به چهل و هفت روش سامورایی نزدیک هیجده ساعت گاییدمش دیدم داره بیهوش میشه آبمو ریختم تو کوسش باردار شد همونجا زایید فرار کردم دیگه شب شده صدای هواپیما می اومد دویدم حیاط دیدم یه بویینگ نشست تو حیاطمون حیاطمون نودونه هزار هکتاره باورتون بشه تورو خدا اما بانو الکسیس تگزاس بود پیاده شد و به فارسی سلیس گفت امیرجون به عشق تو فارسی یادگرفتم اومدم منو بکنی همونجا زدمش زمین چه کونی چه رونی مستقیم زدم تو کونش جوری داد میزد که کماندوهای ارتش ریختن حیاط و دیدن بکن بکنه قاطی ما شدن بیست نفری داشتیم بانو رو میکردیم مگه سیرمونی داشت جنده(پولی که درمیاری حلالت باشه بانو)طولش ندم یه ماهو چهارروز به کوب داشتیم میکردیم آخرسر از برازرس تماس گرفتن پس جنده کجایی آمریکا فیلم برداریه دوست نداشت بره با چشمانی اشک بار و کوس و کونی یکی شده و پاره از ما خدافظی کرد اما کماندوها هنوز سیر نشده بودن یه نگاهی به هم کردن و گفتن امیرخان جور الکسیس رو تو باید بکشی خاستم فرار کنم خفتم کردن و چهار ماه گاییدنم نمیدونم چی خورده بودن آبشون نمی اومد؟ آخر سر نوزده نفری آبشونو تو کونم خالی کردن منو و آب کیر موج سواری میکردیم احساس کردم کونم میسوزه وای کونم پاره شده بود بیمه هم نداشتم فردا هم تعطیل بود امیدوارم خوشتون اومده باشه سری بعد داستان سلنا گومز و نیکی میناج و نیکی کریمی و زن رونالدو رو تعریف میکنم که باهم تو سه ثانیه کردمشون


    •   Sajadbomm
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • تخیلی و تخمیییییی 28سانت هه
      بیا برو جقتو بزن بدبخت کس ندیده


    •   shahx-1
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • ک ک ک خیلی حال کردم باهات کارت درسته!! (biggrin)


      دوستان کامنتشو لایک کنید خوشش بیاد داستان برامون بنویسه!!! (biggrin) (biggrin) (biggrin)


    •   پسربدتهرون
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • تا اونجا که مینا دعوتت کرد به ناهار خوندم


      اصلا شک ندارم که داستانت خیلی واقعی بود


      ولی نمیدونم چرا تو دلم گفتم شاشیدم به عضلات براقت


    •   yaser7474
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • خدا شفات بده


    •   Mr.smart
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • حاجی کاش عنوان داستانو طنز میزدی یعئی اخرش بود XD


    •   A.alone
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • انقده که همه رو کردی یه لحظه وسط داستانت سک کردم اون روز منو هم کرده باشی خرچنگ
      داستان بنویسید نه آرزوهاتون


    •   ksra90
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • دوستان عزیز نیازی نیست که اگر متن !!یانوشته ی روغیرواقعی می‌دونیم به بادتمسخر؟یاناسزابگیریم؟فحاشی که به مراتب زننده تر از یک نوشته فانتزی ویا تصورات ذهنی اشخاصه؟یادمون نره برای خیلی ها لذت تصور سکس فانتزی وذهنی ؟به مراتب بیشترازتجربه واقعی وحقیقیه‌؟پس لطفا اهانت نکنید.واجازه بدید این سایت منتقدان واقعی خودشوپیداکنه؟درحال حاضر اگه کسی هم بخادنقدحقیقی روی نوشته هابنویسه مآبین فحاشی دوستان بچشم نمیاد؟


    •   nafisehafshin
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • همه کس و شعرات به کنار
      ۲۸ سانت میدونی چقدره آخه گلابی ؟
      همون برگردی توی حموم جقتو بزنی به خدا بهتره کس کش


    •   Sadeq18
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • عمو جانی ورژن جدیده
      کیرم تو عکس کارت ملیت


    •   Nerd
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • داداش من فك كردم فاميليت كيريِ!!


    •   فكرآزاد
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • تو خاموشي جق ميزدي بهترت نبود


    •   ATABAK_TABRIZ_FUCK
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • مردم جقی عجب تخیلاتی دارن . 28 سانت یک ربع نیم ساعت چهل و پنج دقیقه تلنبه. عجب!!!!!
      خدایا ببین با کیا شدیم 80 میلیون جمعیت


    •   Hosseinammm
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • تو برو نویسنده برازرشو ۲۸سانت???


    •   iman.shahvanii
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نصفه خوندم ولي همش كسشعر بود،،اينجور نويسنده ها ادمهاي ضعيف و با اعتمادبنفس پاييني هستن كه ميخوان خودشونو با اينمدل حرف زدن مطرح كنن،،هيكل ورزشي ،كير ٢٨ سانتي،،مگه شاغل نبودي؟؟؟پس چرا سر كار نرفتي اونروز و همش رو كس بودي؟؟؟دوبار جق زدي سه تا هم كس كردي؟؟؟خرخودتي،،توكه دروغ نميگي اما كير شتر خشك خشك تو كون ادم دروغگو


    •   N_n3000
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • با 28 سنت تو خود کفایی میتونی برا خودت ساک بزنی برادر


    •   bestkir28
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • سیهدرکن بابا کیرم تو هیکل ورزشکاریت


    •   adelbozorg
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • حقیقتا باورم شد که یه بچه کونی خوشگلی هستی که تا الان فقط دادی و احساس خودشیفتگی داری . برو عزیزم کونتو بده و البته بگو نزارن تو مغزت


    •   adelbozorg
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • حقیقتا باورم شد که یه بچه کونی خوشگلی هستی که تا الان فقط دادی و احساس خودشیفتگی داری . برو عزیزم کونتو بده و البته بگو نزارن تو مغزت


    •   amir81709792
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • داداش بخدا تو داری تو ایران حیف میشی.
      حیف به تو نیست آخه؟!!!
      برو هند فیلمنامه بنویس قربون شکل ماهت برم اینا تو ایران خریدار نداره


    •   nima.abgh
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • جمش کن بابا مرتیکه جغی کس میخ
      ریدییییییی بابا


    •   mansour_tehran
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • تا اونجا خوندم که گفتی کیرت 28 سانته.....آخه کیر دولی مگه اسبی تو؟؟؟؟
      اگه یه بدنساز پیدا کردی کیرش بالای 20 سانت باشه با مال خودت که رو هم بشه 48 سانت بکن تو کس ماتحتت....
      کونی خیالباف.....نزن اینقدر...مخت گوزیده باو....


    •   Orlando1235
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ۴ خط اول رو خوندم کسشر بود
      دیوس جانی سینز هم نمیتونه تو ی روز ۳ نفرو بکنه


    •   سامان.اصف
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • گفتن کوسشعر،خزعبل و کیروغزل تو یه روز


    •   Hamidarakii
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • قول میدم اینی که داستانو نوشته خیلی خوشتیپ باشه شبیه سمندون باشه. ولی سمندون جقی.... خخخخخ


    •   danial1382
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   لیامین
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • آمون بزرگ همه شما را مورد عنایت قرار دهد :)))
      من هیچوقت اینجا دنبال راست و دروغ نیستم؛ ولی از نظر اصولی و باورپذیری، داستانت بدفرم مشکل داره.
      تکرار زیاد داشت داستان، علائم نگارشی رو به جا استفاده نکردی و جمله بندیهات داغون بودن.
      از نظر توصیفات؛ اعم از احساس، مکان، چهره و... که کلا ماییدی!
      بقیه چیزام نگم برات...
      ننویس دیگه باشه؟


    •   nadermap
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • داستان رو فقط چند خط اولشو خوندم فهمیدم هر چی عقده و کم داری تو زندگیت تو داستان بر عکسشو نوشتی دوست کیری تجربه بهم ثابت کرده هر کس که هر چی کم داره میخاد توام همونایبکه کم داریو نوشتی کونی


    •   Aqaamirkhan
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • کصخل یه کم دیگه ادامه میداد میگفت بعد سکس دیدم یه گربه رو پنجرس اونم کردم. یه سگه منو دید بهم چشمک زد اونم کردم بعد چند تا کلاغ اومدن واسم ساک زدن و....
      کصمغز خرچنگ برو جقتو بزن


    •   Ahmad.nami
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها???


    •   ali24abm
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • كش كش تو معني سانتو نميفهمي ؟!! بورو يه خط كش ٣٠ سانتي بخر ببين. ٢٨ سانت چقدره. بعد بورو تو حموم به جادش جغتو بزن اوني كه تو داري به ميلي متر بايد حساب كني


    •   best2suck
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • فقط اون جق هایی که به یاد شون زدی به نظرم راست بود.
      پسر خوب من با 20 سانت (واقعی) تو سکس مشکل دارم بعد تو موقع سکس اندازه میزنی که به هر دو به طور مساوی 15 سانت برسه؟!!!


    •   Zhazha
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • داستان ک ک ک حرف نداره (clap)


    •   oscar_kir_kaj
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • راست و دروغ داستانو کاری ندارم. ولی منم یه رفیق داشتم اسمش سیا خرکیر بود و یه خونه مجردی تو تخت طاووس. بدون اغراق تا سر زانوش کیر داشت پدرسگ، اونم از کیر گنده شاکی بود و بقول خودش همیشه حمالی میکرد و هیچوقت نتونسته بود درست حال کنه چون همیشه نیمه دوم کیرش تو دستش بود وقتی سرش تو کس یارو بود. هیچ کی هم بهش دوبار نمیداد عین خودت :))
      ایشالا یروزی کیرت آب بره و آدم شی.


    •   arash_xxxx
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • ک ک ک دهنت سرویس کلی خندیدیم.خخ. فقط اون قسمتی که نوشتی اول صب رفتی جقیدی درسته و یه کارگر فروشنده عطر که. تمام عقده های نداشته شو اومده درغالب داستانی مضحک نوشته خداییش بدجور کوسخولی شبیه عقب مونده هایی طبق نوشته هات


    •   Imoraad
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • هفت پششتو گاییدم جقی ????


    •   amindada72
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • دوستان یه سئوال:چرا این کونیای جقی که میان این کسشعرا رو می نویسن معمولا نمیان از نوشته های سوپر تخماتیکشون دفاع کنن؟همه شون که اول شعراشون می نویسن واقعیه؟به جان خودم کستان بالا رو خوندم مخم گوز پیچ شد! (dash)


    •   mohammad.pherdos...25
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نکنیمون بکن خان


    •   alireza282828
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اقا یکی بگه اگه شربت آوردن براش من نخونم داستانشو؟


    •   دکترروزبه
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • دوستان یا جق حافظتونو به فنا برده یا شدت کسشری این داستان به اندازه ای بود که باعث شد همه یادتون بره این کسشر چن سال پیش هم تو سایت آپ شده بود,ریدم به ادمین با این مغز جقیش


    •   Zirqorsmah
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • کصتان های قبل تو سو تفاهم بود


    •   sib_sorkhe
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • 28 سانت یعنی 280 میلیمتر.
      خارکسده عموجانی هم کیرش 28 سانت نیست.
      لطفا یه خط کش 30سانتی بخر و خودت این داستان رو اصلاح کن.


    •   ali11ashly
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • لاشی تو ی روز 8 بار میگ جغ زدم کمره یا زاینده رود
      9 سالم باشگاه میری روزیم 15بار جغ میزنی هن (dash)


    •   hesammosbat27
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • آرزو برجوانان عیب نیست خخخخخ راحت باش پسرم توهماتتو بیا اینجا خالی کن خخخخ
      تنها جای راستش قسمتا جغ زدنت بود فک کنم (dash)


    •   A.t1363
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اااااااااا دن بيلزريانم كه اينجاست كه ...


    •   Just_SexSex
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اخه کونی این واقعیته که نوشتی؟؟!!


    •   anoush1366
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • بازم بدنسازی... بازم قد یک و نود...بازم... خیلی شرمندم، ولی کیر رستم دستان تو کس مادر هرکس از این به بعد اسم قد و وزن و بدنسازی و این کسشعرا رو بیاره. البته شما از همین الان مشمول این قانون من شدی و الان کیر رستم دستان تو کس مادرته.


    •   kamranbj
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ساقی تو عوض کن
      از بس بعنوان ویزیتور تو رو گاییدن عقده کردی


    •   Xknight.1
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ننویس عامو. با این خودشیفتگی مرزهای اراجیف بافی را 10 سال نوری جابجا کردی. ننویس عامو


    •   Pejmansexer
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اولین باره دارم زیر داستان ها نظر میدم و دیدم خیلیا نظر دادن زیر این داستان و امیدوارم نظر طنز من از چشمای سایر دوستان پنهان نمونه
      هیچوقت فکر نمیکردم زیر داستاننظر بذارم و فتح بابی شد شاید برای داستان های دیگه
      از طرفی فکر نمیکردم یه روز زیر داستانی که تا نصفه خوندم نظر بدم اما بریم سر نظرم چون خودمم داره نظرم طولانی و لوس میشه دیگه


      طبق بررسی من نویسنده داستان یه مفعول بی غیرته و هرچی تونسته کسشعر نوشته و برای خودش نوشابه باز کرده به امید کیر های که برای خودش و ناموسش از طرف دوستان همیشه در صحنه حواله میشه حواله کنید لااقل بدبخت ارضا بشه


    •   kose_topol
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اصلاً داستانو نخوندم فقط اسمو دیدم اومدم بگم
      کم بزن
      مغزت آب شده دیگه ، زدی توی توهم
      همه رو با هم توی یه روز کردی!!!
      فیلم انقدر بکن نیست که تویی?????


    •   PayamSE
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نگاشتن همچین اثری کار هر کسی نیست. چی ساختی لامصب!!!


    •   Bibazian
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • پیوندی چیزی زدی ۲۸ سانت؟
      من از اونای که تو زدی میخوام


    •   tahaniki
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • همون بند اولشو که خوندم کشیدم بیرون لطفا جقتووو بزن


    •   .mobin20
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • مبینم مفعول 20 ماهدشت 180-80 بیبی فیس تا حالا ندادم ولی امشب تو مکان خودم میخوام تجربش کنم کم موام مشخصاتتون رو بفرستین


    •   کونی_برا_گی_گروهی
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • دو ساعت طول کشیدنش به علت طولانی بودن متن نبود به این علت انقد طول کشید ک داشتی فکر میکردی چ کسشری بنویسی ک هر جملش از جمله قبلی کسشر تر باشه


    •   Saeed_ni2000
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • الان کوه نمکی تو؟


    •   محمودسبیل
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرمو بخوابونم دهنت تا دیگه همچین کس شعرایی بلغور نکنی کونی


    •   nikzad.ehsan
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اگر گم کرده ای کص مغز صابون جق زدنت را
      بیا یک لحظه با ما باش از کون کردنت با من
      کیرم دهنتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت جق زاده اصل


    •   آغاحمید
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • فقط خیلی عقده ای نوشته بودی، تمام عقده های نداشتت رو (clap)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو