کردن کس ناز شوهردار

    سلام مجدد
    این دومین باریه که میخوام از سکس داشتن با یک زن شوهر دار بگم


    چند وقتی از رابطمون میگذره
    توی داستان قبلی گفتم که خیلی سریع بخاطر شرایط روحی که داشتیم بهم نزدیک شدیم
    همو دوست داشتیم و از لحاظ عاطفی و جنسی بهم وابسته و خیلی نزدیک شدیم


    این داستان میتونم بگم بیشترش عین واقعیته و نظر الکی دادن دوستان و مزه ریزی ها مهم نیست
    برای اونایی مینویسم که دوس دارن داستان سکسی واقعی رو


    چند وقتی از رابطمون گذشته بود حدود 4ماه


    تقریبا هر چند بار که میدیم همو از هم لب میگرفتیم و سینه هاشو میمالیدم یا اون برام ساک میزد
    اینو دروغ نمیگم حتی در حد چند دقیقه خیلی کم توی ماشین حتی روی کیرمم نشسته بود و کرده بودمش
    من چندتا جای خلوت توی کوچه های بن بست میشناختم که هر بار اونجا اینکارا رو میکردیم البته با ریسک زیاد چون اگه گیر میوفتادم خیلی حکم کارم سنگین میشد


    اینو بگم با اینکه شوهر داشت ولی چند وقتی بود که اصلا سکس نداشتن و بهش هیچ حسی نداشت و فقط باهاش میگذروند


    این برای من بهترین موقعیت بود که هم از لحاظ عاطفی هم جنسی خودم و اونو ارضا کنم


    ایناز اسم دوست دخترمه یا بهتر بگم اسم عشقم


    داستان ما اینجوری ادامه پیدا کرد که تقریبا هر دو سه روز همو میدیدم و بیرون میرفتیم انقدر حسمون بهم زیاد شده بود که نمیتونستیم دوری همو بیشتر تحمل کنیم.


    هرچی جلوتر میرفتیم بیشتر وابستگی میشد و رابطمون عمیق تر میشد و منم بیشتر میخواستمش
    خلاصه اینجوری ادامه دادیم و چندماهی گذشت
    داستان و سکس اصلی ما از اینجا شروع شد که
    شوهرش مجبور بود برای کار بره خارج از کشور و حدود یک هفته ای نبود باور کنید اینا مو به مو اتفاق افتاده


    این خبر رو وقتی بهم داد نمیدونستم چجوری خوشحالی کنم داشتم بال در میاوردم یعنی میتونستم یه دل سیر بدون ترس و وحشت و ریسک باهاش رابطه داشته باشم


    راجبشم بگم که
    انقدر کسش گوشت داشت و انقدر حشری بود که وقتی میمالیدمش یا وقتی ازش لب میگرفتم و همزمان سینه هاشو میمالیدم کسش کلی برام خیس میشد.


    تصور اینکه چند روز کسی نباشه و یه خونه خالی با اون کس نازش و چندبار کردنش داشت دیوونم میکرد.
    تا اینکه بعد ده روز بالاخره کاراش انجام شد و رفت.


    ایناز همون روز بعد مطمئن شدن از رفتنش و به من زنگ زد و خبر رو داد بهم و به بهونه اونکه میترسه شب تنها بخوابه بهم گفت شبا بیا پیشم تا تنها نمونم و البته هر دو میدونستیم که چقدر منتظر این موقعیت بودیم


    منم از خدا خواسته و مطمین از اینکه ایناز از من بیشتر مشتاق کنار هم بودنمونه


    یه دوش گرفتم و سریع اماده شدم با نزدیک شدن به ساعت 11شب راه افتادم و رفتم سمت خونشون، وقتی خیلی یواش رفتم بالا تا کسی از همسایه ها متوجه نشه به دم واحد رسیدم تا وارد خونه شدم


    با لباس ایناز که یه شلوارک کوتاه بود و یه تیشرت سفید روبه رو شدم


    ورودم رو با یه لب خوش امد گفت
    منم کلی بغلش کردم و رفتیم داخل.


    بدجوری تشنه ساک زدنش برام و کردن اون کسش بودم اینم بگم ایناز خیلی خوش هیکل بود با سینه حدود 75 قد 165 و وزن 58 خیلیم سفید بود وقتی نگاش میکردی انگار یه مدل دیده بودی کمر باریک که کونشم بزرگتر نشون میداد و خیلی حشری بود.
    یه کس صورتی با چوچولی خوردنی داشت و اینم بگم که اگه از داستان که میگم استقبال شد عکسم از اون شبا میزارم.


    منکه خوشحال بودم از اینکه امشب تا صبح سکس داریم اونم بدون استرس، از تو خیابون بودن و هر لحظه گیر افتادن یا دیده شدنمون


    رفتم نشستم تا ایناز برام شربت اورد خودشم تا اومد بشینه کنارم دستشو گرفتم و نزاشتم کشیدمش سمت خودم گفتم بیا بغلم خوشگل من سکسی من نشوندمش بغلم.


    شروع کردم شوخی کردن باهاش هی بوسش میکردم سینه هاشو بشکون میگرفتم قلقلکش میدادم. تیکه مینداختم میگفتم دیگه راحت میتونی تا صبح از بچت پذیرایی کنی(کیرم منظورم بود).
    کیر من اندازش 17سانته که فکر کنم بد نباشه اندازش.


    بعد یکم شوخی و خنده رفتم سمت لباش و شروع کردم به حشری کردنش
    ازش لب میگرفتم و سینه هاشو میمالیدم
    اینجوری کسش خیس میشد و میدونستم حشری میشه
    دست انداخت دور گردنم، لبامو میخورد گاز میگرفت رو کیرم بالا پایین میرفت
    جوری نشسته بود که کسش رو کیرم بود و از روی لباسم حسش میکردم انقدر کسش تپل بود


    کلی لبای همو خوردیم، خودشو به کیرم میمالید دیگه کیرم شق شق شده بود داشت از شلوارم به زور میومد بیرون
    میخواست جر بده شلوارمو
    شروع کردم مالیدن کمرش تا رفتم پایین رسیدم به کونش،گرفتمش تو دستم و میمالیدمش، حالش بدجوری خراب شده بود
    لباسمو از تنم در اورد بدنمو لمس میکرد
    لبامو میخورد
    بعدش رفت سمت گردنم و هی پایین و پایین تر میرفت و میگفت کیرتو میخوام میخوام برات تا صبح ساک بزنم ابشو بخورم، میخوامش لعنتی
    همینطوری رفت پایین تا شلوار و شورتمو کشید پایین و شروع کرد به خوردنش ، سر کیرمو میخورد و لیس میزد
    من روی مبل نشسته بودم و موهاشو نوازش میکردم
    دیگه نتونست بیشتر باهاش بزی کنه میزاشتش تو دهنش که من موهاشو جمع کردم تو دستم و سرشو فشار میدادم تا کیرم بره تو دهنش، لعنتی با یه ولع خاصی میخورد چشماشو بسته بود و فقط ساک میزد، سرشو لیس میزد، میرفت تا وسط کیرم با دستش بالا و پایین میکرد کیرمو، سرشو میاورد بالا و با زبونش روی کیرمو لیس میزد، کامل دیوونه شده بود و دست خودش نبود دست از کیرم نمیکشید
    اصلا متوجه نبودم کجام
    دارم چیکار میکنم
    انگار ابم میخواست بپاشه بیرون
    از نگاه کردن ساک زدنش و چشماش سیر نمیشدم
    دوس داشتم کیرمو تا ته بکنم تو حلقش که یکی دوبار کردم ولی هی پس میزد تا حالش بد نشه.
    حدود چنددقیقه کیرمو خورد لیس زد تا اینکه موهاشو کشیدم به سمت خودم اوردمش بالا، چشماش خمار شده بود
    حالا نوبت من بود بدن نازشو بخورم
    از گردنش شروع کردم
    دلم نمیومد تاپشو در بیارم چون سفید بود بدنش خیلی خوشگلتر به نظر میومد ولی زدمش بالا تا سینه هاشو بخورم.
    تا درشون اوردم از توی سوتین افتادم به جون سینه هاش جوری میک میزدم کبود بشه نوکشونو لیس میزدم با اون یکی دستم کسشو از رو شلوارکش میمالیدم
    میدونستم برام خیلی خیس شده
    رفتم سراغ شلوارکش و درش اوردم شورتشو زدم کنار با دست و سعی کردم برم سمت کسش و بخورم براش که نمیزاشت
    میگفت خیسه نمیخوام بخوریش اصرار کردم در حد چند ثانیه گذاشت فقط چوچولشو لیس بزنم
    وقتی میخوردم براش اخ و اوخ میکرد هی میگفت وااای، ای جااان کسم اخخخ
    کیرتو میخوام بکن منو علی
    هی جمله رو تکرار میکرد
    من از خدا خواسته، فقط همینو میخواستم که بگه. رفتم سمت لباش، ازش لب گرفتم و کیرمو میمالیدم روی کسش خوابونده بودمش روی زمین
    انقدر حالمون بد بود که حتی تا اتاق خواب نرفتیم
    سر کیرم خیس شده بود و داشتم اروم اروم هلش میدادم توی کسش انقدر حشری شده بود و کسش خیس که داشت راحت میرفت تو ولی ایناز شروع کرد به جیغ زدن و اخ و اوخ کردن
    محکم با دستاش بدنمو گرفته بود با دستش پس میزد منو، تا اروم بکنم
    یواش یواش تلمبه هام شروع شد با پوزیشن فرغونی شروع کردیم کلی صداش بلند شد
    پوزیشنو عوض کردیم و خودش اومد رو کیرم من دراز کشیدم
    هی بالا و پایین میرفت و سینه هاشم باهاش بالا پایین میرفت
    داشتم دیوونه میشدم
    هی با دستم اروم نگهش میداشتم میکشیدم تو بغلم تا اروم پیش بریم ابم نیاد


    همینکه ارومش کردم بلند شد برگشت پشت به من گفت میخوام پارم کنی
    بکن منو تا اب کیرت بیاد
    من که دیگه تو فضا بودم دلم میخواست باهم ارضا بشیم
    میدونستم وقتی تند تند کسشو بکنم ارضا میشه سریع
    کیرمو خیس کردم گذاشتمش رو کسش
    کردم تو
    یه اه عمیق کشید
    یکم نگه داشتم و دور کمرش دست گذاشتم اروم شروع کردم تلمبه زدن کیرم میرفت تو گرمای کسش بیشتر میشد
    منم هی تند ترش میکردم. موهاشو گرفته بودم و مثل دیوونه ها تلمبه میزدم که سرشو گذاشت زمین و فقط اه میکشید تا یهو صداش رفت بالا و سریع برگشت تو بغلم و محکم بغلم کرد
    چشماش باز نمیشد بدنش میلرزید منم بغلش کردم و موهاشو ناز کردم چند دقیقه(کم) همونجوری بودیم تا دوباره دستش رفت سمت کیرم و شروه کرد مالیدنش.
    هی قربون کیرم میرفت میگفت کلی کیف کرده ، بازم میخواد و شروع کرد به خوردنش تا ابمو بیاره انقدر خورد تا ابم بیاد منم تا داشتم ارضا میشدم کیرمو به سمت سینه هاش گرفتم و ریختم روشون
    از اومدن اب من نسبت به خودش بیشتر حشری شده بود و کلی قربون صدقه کیرم و ابش میرفت و این ماجرا تا چند روز ادامه داشت حتی صبح هاش قبل سرکار رفتن.
    چون میدونستیم دیگه این موقعیت گیرمون نمیاد...


    نوشته: علیرضا

  • 11

  • 15




  • نظرات:
    •   serpico173
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • علیرضا سینه هاشو بشکون میگرفتی؟
      یه بارم نیشگون بگیر شاید بهتر باشه.


    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 11

    • جوری گفتی ک..صش اینقدر گوشت داشت قشنگ می شد کل سومالی سودان سوریه ... رو سیر کرد باهاش!!!!!!!


    •   mynameispussylicker
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • همین که اسم شربت رو آوردی فهمیدم که کص گفتی !


    •   myous
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تو کیر منو خوردی.گوزو از نوع تعریف کردنت معلومه خیلی تو کفی،سگم بهت پا نمیده


    •   Phoniix
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اینم بگم که چاقال مکان خود طرف بد بعد تو چندتا کوچه بن بست میکردیش (erection)


    •   The.BitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • ظاهر متنت به لعنت خدا هم نمی ارزه. چیه یه خط یه جمله. اصن پاراگراف برات تعریف نشده نه؟ تو همین نگاه سرسری هم دو سه تا غلط املایی دیدم. دیگه بخوام توش بگردم خدا رحم کنه. به تگشم که باید جمیعا رید.


      لذا دیس


    •   Siyavashhezarkhani
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • اگه شوهرش میامد میدید و جفتتونو میکشت. قانون بهش برایت میداد.


    •   iraniact
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • علیرضا کیرم دهنت بازم شربت؟؟معلومه جقی هستی


    •   19masoud13
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • نمی دونم دلیل اینقدر اصرار برای اینکه بگی داستان واقعیه چیه؟
      خب داستان الکی باشه ولی خوب و زیبا باشه خیلی با ارزش تره تا چرت و پرتای دیگه
      من نمی دونم چرا وقتی مردم به یکی علاقه ندارن باهاش ازدواج می کنن که بعدش بخوان بهش خیانت کنن........................


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • طفلک شوهرش....
      ماه پشت ابر نمی‌مونه....


      ولی همچین زنی ک میاد بدِ شوهرش رو ب دیگران میگه قطعا زن زندگی نیست
      و فقط داره کار خودشو توجیه میکنه


      نویسنده‌ی عزیز
      از جنبه‌ی سکسی اتفاقات توی داستان برای یه آدم مجرد قشنگ بود وقطعا خیلیامونم اگه جای تو بودیم تن ب این سکس میدادیم اما


      شک نکن زمین گِرده،کارما انتقامشو میگیره
      هر چه برای خود می‌پسندید برای دیگران هم بپسندید
      هر چه برای خود نمی‌پسندید برای دیگران هم نپسندید


    •   horakan
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اول دیسلایک بخاطر زیاد جق زدنت
      دوم گوزو توهم زیادی زدی کمتر جق بزن تابلوعه ارزوتو گفتی
      سوما مشخصه که خاطرات کسی تعریف کردی یا یه فیلم سوپر اومدی اینجا میگی
      بعشم کس اول تا اخر هر کی که بازن شوهردار باشه


    •   Dar_b_Dar
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • مگه قصابی بوده؟؟؟
      کم ننه میری خونه زن‌شوهر دار
      خوبه‌با بچه های‌ شهوانی‌بیایم‌ پیش ننت؟


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • نویسنده از تو در نمیاد
      این از دلیل اولش که دیس لازمی


      دومین دلیلی که باید بهت دیس بدم اینه که پارتنرت واسه خیلی از ماها تابو است.


      بقیه ‌ راهم بکن تو کونت
      ولی اینو بهت بگم که احساست را درک میکنم
      اغلب ماها وقتی برای اولین بار کوس میکنیم
      یا یکی بهمون پا میده
      یه جورایی خرکیف میشیم و بخودمون افتخار میکنیم
      که دوست داریم برا دیگران تعریف کنیم


      خب تعریف کردی، دیگه پاشو گم شو برو جیش بوس لالا


    •   amoojoon17270
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • جدای از بحث شربت خوری وبشکون گرفتن سینه،من دقت کردم ۹۹درصد ازاین قبیل داستانا،طرف،شوهراشون ماموریت خارجه میرن و خونه خالی میشه و دوست پسره میاد خونه زیدش.من خیلی دوست دارم بدونم این شغلایی که شوهرای زیداتون دارن چیه.؟چیکارن؟؟ناموسا یکدومتون که داستان نوشتین بیاین توضیح بدین.قطعا بقیه هم دوست دارن بدونن.


    •   sexybala
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.


    •   alex2709
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرهرچی مرد باشرفه تو کس اول و آخر کسی که دنبال زن شوهرداره.منتظر روزی باش که اگه به تو کیری زن دادن مثل خودت یه کثافت زنتو جلوی خودت جر بده مطمئن باش از هر دست بدی از همون دست میگیری.


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • تف به خیانت. تف به شرف تو ک زن شوهردار کردی... یه جوری پس میدی ک همش از دهنت میزنه بیرون. باش و ببین


    •   Shahintrump
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • همون اول ک گفتی دروغ نمیگی بدون شک معلومه ک این داستان زاییده ذهن یه جقی تازه به بلوغ رسیده اس


    •   Mr.hashariiii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • این داستان بی شک زائیده یک ذهن جقی هست ولا غیر.
      اگر هم ۰/۵ درصد راست باشه، آخه کیونی با زن شوهردار؟


    •   omidreaz
    • 1 ماه
      • 0

    • علی رضا خان تو خواب که خودتو خراب کاری نکردی


    •   Bugha.khan
    • 1 ماه
      • 0

    • اصل اول..داستانی که توش شربت باشه از اول تا آخر دروغه..اصل دوم، زن شوهر دار علاوه بر عذاب آخرتی..همین دنیام طرفو به خاک سیاه مینشونه و اکثرا هم جوون مرگ میشن


    •   Alimiqi1993
    • 1 ماه
      • 0

    • چرا هیچوقت چایی نمیارن!؟


    •   mamh7030
    • 1 ماه
      • 0

    • عالم وآدم میدونن زن شوهردار کردن نداره.حتی نبایدباهاش سرصحبتو واکنی.کیرسگ تو زندگیت.بدبخت جرقی.بی ناموس عنتر.معلومه ننت از کون زاییدتت.


    •   amirrr1369
    • 1 ماه
      • 1


    • خیانت ممنوع****



    •   ارش2012
    • 1 ماه
      • 0

    • فانتزی کیری بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو