کردن یه بچه خوشگل

    1398/6/18

    سلام به همه بروبچ شهوانی حالتون خوبه یا نه من امروز میخوام داستان سکس خودم با یک پسر خوشگل تعریف کنم و راستی این داستان گی هست هر کی دوست دوست داره بخونه خوشتون اومد لایک کنید بدتون هم اومد بزنید دیس رو من مسعود هستم یک مرد سی ساله اهل اصفهان آدم هیکلی هستم و مجرد هم هستم و همچنین مرد خوشتیپی هم هستم چند باری ميخواستم ازدواج کنم که به خاطر شرایطی نشد من چند سالیه توی سایت شهوانی حظور دارم و اکثرا داستان های گی رو میخونم میبینم که شما همتون از ظاهرتون تعریف میکنید و خاطره دادنتون رو تعریف میکنید امثال من هم میخونیم و سرگرم میشیم هر روز به همین منوال سپری میشد تا که اینکه تصمیم گرفتم منم یه پسر خوشگل رو تور کنم و بکنم ببینم گی چه حسی داره که اینقدر ازش تعریف میکنند رفتم توی پارک نشستم و تنها هدفمم بچه خوشگل ها بودن دیدم چند تا پسر اومدن که ظاهرشون نسبتا معمولی بود ازشون خوشم نيومد یه کلا پارک خیلی خلوت بود توی روز جمعه و این برام عجیب بود ای خدا ديگه نزدیک بود سرم رو بزنم دیوار ای واییی هر روز که من مثل زامبی ها میام و اینجا میشینم همه بچه خوشگل ها ریختند تو پارک این یک روز که من شنگول هستم و آماده همه رفتن کپیدن تو خونشون من اوضاع مالیم خوبه و میتونم در ازای سکس بهشون پول هم بدم ولی حیف ظاهرا امروز قراره حالم خراب بشه ولی نا امید نشدم باز صبر کردم یه دو ساعتی گذشت پارک شلوغ تر شد و تقریبا همه زن و دختر بودند یه چهار تا پسر بینشون بود که اونها هم بدریخت بودند بعدش نا گهان یه چند تا پسر نوجوون رو دیدم که دارن میان اينطرف همشون خوشگل بودن ولی انگار یکیشون از همه تاپ تر بود ولی وجدانا عجب پسری بود با دیدنش شق کردم سفید مثل برف اندامش هم عالی بود اندام لاغر و دخترانه ای هم داشت بهش میخورد پونزده شونزده ساله باشه همون پسر هم رفت نشست روی نیمکت نزدیکیای من و دوستاش هم باهاش خداحافظی کردند وای خدایا ممنونم ازت آرزوم بر آورده شده بود دیدم فقط داشت با گوشیش ور میرفت رفتم نشستم بغل دستش و با خنده نگاهش کردم اونم با تعجب یه نگاهی بهم کرد و بعد دوباره شروع کرد با گوشیش ور رفتن ازش پرسیدم آقا پسر ببخشید ساعت چنده؟ اونم نگاه کرد و گفت یازده و ربع بهش گفتم خیلی ممنون ( با مهربانی) بعد بهش گفتم چه چشمای قشنگی داری چشماش عسلی بود اونم گفت جاننن؟ من بهش گفتم لباتم خیلی قشنگه به کلا یه چند دقیقه ای ازش تعریف کردم جوری که انگار داشتم از یک دختر تعریف میکردم بعدش اخماش رو برد توی هم گفت این اراجیف چیه داری بلغور میکنی؟ چی تو سرت میگذره؟ نکنه میخوای منو بکنی؟ منم گفتم آره شاید اونم گفت بیشعور بی تربیت و بعد بلند شد که بره منم داد زدم پول خیلی خوبی گیرت میاد اون سر جاش وايساد سرش رو بر گردوند گفت مثلا چقدر؟ منم گفتم سیصد هزار تومان چشمام از تعجب باد کرد گفت سیصد تومن؟ یعنی تو میخوای سیصد تومن به خاطر کردن یه پسر بدی؟ اوسکل بعدش با خنده بهش گفتم آره بهش گفتم تو اگه یه جا بری سر کار و کون خودت رو هم پاره کنی یک هفته طول میکشه تا همچین پولی بدست بیاری پس به نفعته که قبول کنی اونم نشست پیشم گفت ایدزی میدزی یرقانی چیزی که نداری منو بدبخت کنی؟ گفتم نترس عزیزم پاک پاکم هیچ بیماری ندارم میتونی با خیال راحت بیای و حال کنی خوب خلاصه یک ذره فکر کرد و قبول کرد جمعه هفته بعدش دقیقا همانجا ایستاد و منم با ماشین اومدم دنبالش بعد رسوندمش به خونم خونه خیلی بزرگی دارم و بعد بهم گفت معلومه از اون پول دارایی منم گفتم آره بعدش رفتم و خیلی سریع لختش کردم به طوری که یه سرت سفید پاش بود اوووووف عجب اندامی داشت همونطور که فکرش رو میکردم یدونه مو هم بدنش نداشت وجدانا اینها آدمند یا فرشته؟ بعدش رفتم لبهاش رو مکیدم و بدنش رو لیسیدم که واقعا لذت بخش بود و بدش هم بهش گفتم که واسم ساک بزنه گفت کیرت رو شستی؟ مجبورم کرد که دوبار با شامپو کیرم رو بشورم بعد شروع کرد به ساک زدن واقعا لذت بخش بود برام مثل جنده های حرفه ای واسم ساک میزد و خایه هام رو هم میلیسید بعد برش گردوندم و کونش رو یک ذره لیسیدم اونم سرش رو پایین گرفته پسر خیلی تمیزی بود راستی فهمیدم که شونزده سالشه بعدش خوابوندمش روی زمین یک ذره روغن مالی کردم و کیرم که هفده سانته رو کردم توی کونش بیچاره جیغش در اومد و من سریع دستم رو گرفتم جلوي دهنش و بعد بهش گفتم که دردش خیلی زود میخوابه سرش رو بر گردوندم که ازش لب بگیرم دیدم داره واقعا اشک میریزه یک ذره دلم به حالش سوخت ولی خوب چه کنیم سیصد هزار تومان هم کم پولی نیست باید بهاش رو بپردازه بعد شروع کردم به تلمبه زدن اول یواش و بعد تند طوری که آه و اوهش در اومد هر چی حرکت سکسی بلد بودم روش انجام دادم بعدش هم به حالت داگی درش آوردم و هر چی آب داشتم با فشار خالی کردم توش بعد از اون جریان اون کونی خودم شده قراره ماهی یکبار بیاد و بهم بده خوب این بود داستان من بدرود


    نوشته: مسعود

  • 25

  • 45




  • نظرات:
    •   شاه ایکس
    • 5 ماه،2 هفته
      • 27

    • البته جهت اطلاع دوستان اون چند بار ازدواجش داستانش این بوده که پیرمردهای قزوینی میومدن بغل دستش رو نیمکت های پارک میشستن میپرسیدن پسرم مگه زنو بچه نداری تنها اومدی پارک؟ اینم میگفته نه!! اونا میگفتن بیا بریم خونه ما دختر منو ببین اگر خوشت اومد عقدش کن!! بعد که کار از کار میگذشته در حال گریه میگفته پس دخترت کو؟؟ پیرمردا میگفتن دختر که ندارم ولی دو تا پسر دارم اونام الان میان!!! (biggrin)


    •   aminkinghentai
    • 5 ماه،2 هفته
      • 4

    • سلام خواهشن داستان رو بر عکس تعریف نکن اون پسره که گاییده شد فکر کنم خودت بودی مگه نه؟ هه هه هه اعتراف کن


    •   lovely_grl
    • 5 ماه،2 هفته
      • 15

    • رفتی نشستی کنار دستش و گفتی چ سری چ دمی عجب پایی پروبالت سیاه رنگ و خوش بو (biggrin) حرفی نیست جز اینکه ی پارک رو بذارید برای مردم بمونه


    •   Zhazha
    • 5 ماه،2 هفته
      • 16

    • ادمین عزیز، الان یه مرد ۳۰ ساله یه بچه ۱۵ ساله رو برده کرده بچه بازی به حساب نمیاد؟


    •   aminrezvani
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • وجدانا این داستان نویسای جدید چرا اینجورین؟ همش هی از خودشون تعریف میکنند فاعل ها که همه راکی و آرنولد هستند مفعول ها هم که همه خوشگل خوش استیل شدن انگار اومدن مسابقه زیبایی


    •   lorn05
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • بپا ندزدنت گواد خوشتیپ .
      کیر تو فونداسیون تو و تمام اونایی که از گی واست تعریف کردن لاشی ولد زنا رفتی امتحان کنی ببینی گی چجوریه؟ حرومزاده اول بفهم گی ینی چی و کی بعد بیا اینجا کیر سگ ساک بزن کیر تو اسلوب و هیکل و وضع مالیت تخم مارمولک
      دیگه چه کیری بارت کنم لاشی هروقت اومدم اینجا یه جاکشی مث تو یه‌گهی خورده بود و از بس گه خوبی خورده اومده تعریفم کرده


    •   samsepg
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • مزخرف بود!


      سکس، هر نوعش، با هرکس، هر جنسیتی، در هر سن و با هر گرایش جنسی، باید ایمن باشه، توش رفتارهای پرخطر نباشه.


      سکس بدون کاندوم و ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   haamed khan
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیر خر لای پای مبارکت


    •   Kosdat
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی من برم تو پارک نکننم شانس اوردم تو رفتی کونم گیرت اومد کس عمت


    •   hamid30gari
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • گی نمیخونم نظر هم نمیدم.
      دیسلایک بخاطر به سخره گرفتن پول رایج مملکت
      موفق باشی؛.


    •   بچه-ای-خوب
    • 5 ماه،2 هفته
      • 6

    • با کمال تعجب و تاسف بابت کمی تناقض!!!
      ادمین عزیز تاپیک میزنه و 50 دلار جایزه میزاره برای کسی که عکس و موضوعات بچه بازی رو میفروشه.
      بعد میبینیم داستانی رو تایید و آپ میکنه که درش بچه بازی هست!
      من یک کم گیج شدم یکی من رو راهنمایی کنه.


    •   Sobhan.sarlak
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • جاکش تو اگه پولدار بودی تو شهوانی نمیچرخیدی


    •   Aber11
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • بنظرم داستانش راست بود... ولی علی الحساب که دارم ناصر عبدالهی گوش میدم الان، کیر همون مرحوم تو کونت که دست خالی نری


    •   حسسسسن۱۲۳
    • 5 ماه،2 هفته
      • 7

    • اصفهانی ۳۰۰ تومن بده؟ (biggrin)


    •   aminrezvani
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • چند روز پیش یه بنده خدایی اومد یه داستانی تعریف کرد به اسم یعنی هر کی خوشگله باید بده؟ حالا میفهمم که بیچاره راست ميگفت از دست آدم های احمق و هوی بازی مثل تو تو این مملکت


    •   Amiriom
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • چه کسشرایی تو مغز جقیته (rose)


    •   bn1380
    • 5 ماه،2 هفته
      • 4

    • یه پدوفیل مادر ج.نده دیگه
      کسکش حرمزاده اسم پدوفیل بازیاتو گی نزار
      ای کاش اونی که مامانتو می کرد یه کاندوم میزاشت که کونی آشغالی مثل تو قدم نحسشو رو این سیاره نذاره
      دیس ۱۸ با کوهستان هیمالیا تو کونت


    •   mariii_a
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • من يكمشو خوندم حال نكردم :/ ديس همشهري


    •   Amirkirkoloft858
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • اونشب بابات به جا اینکه آبش بیاد گهش اومده که نو جغولی رو پس انداخته


    •   boygayesf
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • یعنی کیر تو این اباطیل که هرچی تخیل دارین شده داستان


    •   parto_banoo
    • 5 ماه،2 هفته
      • 6

    • دیس بیستو چهارم از پهنا تو کونت
      عاخه تباه اندر تباه ، با سیصد تومن الان وازلینم نمیشه خرید اونوقت با سیصد پسره داد بهت ؟!
      بعد به زحمت راضی شد بده ولی ب سبک خاله الکسیس میخورد برات ؟
      نفرین عمو جانی بر تو و اون ادمینی که اینو آپ کرده باد !!!!


    •   BangBangBang
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • کاکتوس مکزیکی از. پهنا تو. کوس مادر دروغ گو


    •   Man.to.ok
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • بچه کونی لاشی بچه کردن هنر نیست این که کس گفتی از بچگی خودت بگو


    •   AmirHR_80
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود.


    •   X_Emo
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • دیس لایک سی و پنجم از پهنا تو کونت آدم ملجوق بیمار.


    •   ssonna
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • معلومه یه پیر پاتال ندید بدیدی که همه ی عمرشو صرف لاشی بازی کرده
      آخه عععععن آقا 300 هزارتومن خیلی پوله ؟! اونم واسه یه پولدار؟!!!
      من 20 سالمه فقط هفته ای 300 تومن خرج تنقلات سگمه اوسکل خان خودتو جمع کن تا ندادم سگم بکنتت (rolling)


    •   ehsan_30
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • چیییییی میگییییی؟؟؟؟
      الکییییی...
      دوشواری هم داشت یا نه؟؟؟؟؟؟
      تو رتبه یک رو تو داستانهای کسشعر کسب کردی..جایزت هم یه کیر طلایی که همون بچه خوشگل قراره تو کونت بکنه


    •   kamrantanha
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • اصلا خوشم نیومد


    •   Hadi200090
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • آخه مرتیکع جقی... مجبوری بنویسی؟؟؟
      کصخلیت ملت اونقدر زیاده همه دارن کوص نمک بازیشونو تعریف میکنن...
      اگه سکس ندارین مجبورییییییییین؟


    •   rgtkjhrthghkjutik
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی دیوثی خاک برسرت
      من 3 ساله دنبال یه پسر میگردم باهاش لب بگیرم اونوقت تو کصکش رفتی نشستی تو پارک یه دونه پیدا کردی؟؟؟خاک برسرت
      به قول دوستمون هر کی بره تو پارک میکننش تو رفتی یکی رو کردی؟خاک برسرت
      کو لقت!خاک برسرت
      ریدم تو تراوشات جقی مغزت
      خاک برسرت داستانت گوه بود خاک برسرت


    •   hunterxxxx
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • والا پیرمرد ها همیشه اینکار ها رو میکنند


    •   bigdick3
    • 5 ماه
      • 0

    • خوب اگرم داستانت راست باشه مجبوری اینجا تعریف کنی؟ منم بچه خوشگل های کم سن زیادی رو کردم ولی نمیگم و تعریف نمیکنم چون باعث رنجش دیگر کاربران ميشه


    •   arminkoni82
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود


    •   پسرک_حشری3
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • عجب


    •   ابوحشر
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • 300 تومن؟؟؟
      زمان ما بجه خوشگلا با یه دونه چوب شور خر میشدن :|


    •   Hisenberg404
    • 2 ماه
      • 0

    • این خودش کونیه
      الکی میگه ۳۰۰ تومن
      میخواد نرخو ببره بالا


    •   aradahmadi85
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • سلام من اراد ۱۸سالمه این اتفاقی که هم دوستمون گفت سال های قبل چندباری سر من اومده نه اینکه کون بدم بهشون اما مینیال ها و پیرمردای حشری وقتی میرعتیم تو پارک یا دستمالیمون میکردن یا میخواستن مخمونو بزنن ماهم فرار میکردیم لعنت به حشریت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو