کسکشی مدرن (۱)

1400/04/04

سه روز پیش چهارمین سالگرد ازدواجمون رو جشن گرفتیم،با صبا تو مهمونی یکی از دوستام آشنا شده بودم. خیلی زود رابطه ما صمیمی شد،چند ماه نگذشت که به این نتیجه رسیدم که عاشقش شدم و نمیتونم بدون اون زندگی کنم،یه دختر خوش قلب و بامزه که خنده از صورتش محو نمیشد،چهره معصوم و چشم های گیراش دلمو برده بود،هیکلشم همونی بود که می خواستم،قد بلند و یکم توپر،باسن برجسته ای داشت،سینه های نسبتا درشت و خوشفرمش دیونه ام‌ می کرد.پوست تنش اونقدر سفید بود که رگ های سبز رنگش مشخص بود، من دو سال از صبا بزرگتر بودم،شش ماه نشد که باهم عقد کردیم و نزدیک ۱ سال نامزد موندیم ، بعدش عروسی کردیم و رفتیم سر خونه و زندگی خودمون

فقط پایان نامه ام مونده بود تا کارشناسی ارشد عمران-سازه رو تموم کنم . همزمان با درسم تو یه شرکت فنی مهندسی کار می کردم،صبا هم پرستاری خونده بود و تو یه بیمارستان خصوصی کار می کرد،تصمیم گرفته بودیم مهاجرت کنیم و تقریبا همه کاراشو انجام داده بودیم،واسه همین فعلا به بچه فکر نمی کردیم

ما هم مثل همه زوج ها،اول زندگیمون خیلی داغ بودیم و سکس قسمت جدایی ناپذیر زندگیمون بود،هر جایی که تونستیم سکس میکردیم، از کوه و جنگل و ماشین و قطار تا راه پله و بالکن و انباری،هر پوزیشنی هم که میشد امتحان کردیم.ولی دیگه بعد این چند سال شعله های این شهوت رو به خاموشی رفته بود .
ساعت چهار بود که رسیدم خونه،صبا امروز شیفت شب شب بود.
وارد خونه شدم،یه شلوار گل گلی بامزه گشاد و یه سوتین مشکی تنش بود
-سلام چرا دیر کردی؟
+سلام.شرکت یکم کارم زیاد بود
+ناهار حاضره ؟بدجور گرسنمه
-آره ماکارونی ورست کردم،فقط سالاد مونده اونم الان درست می کنم
بعد ناهار وقتی داشت ظرف ها رو میشست،تکون خوردن باسن گنده و خوشگلشو نگاه می کردم،شکم و پهلوهاش چاق شده بود،بااین حال من دیونه وار عاشقش بودم
رفتم از پشت بغلش کردم و دستمو دور کمرش حلقه کردم،یه بوس ریز از پشت گردنش کردم .صبا هم مثل همیشه با چشای مهربونش نگام کرد و یه لبخند زد
-صبا یه سوال؟
+جون؟
-دقیقا یادته آخرین سکسمون کی بود؟
+اممممم آره یادمه اون جمعه.وقتی از خونه داداشم اینا برگشتیم.
-با این حساب که امروز دوشنبه اس،میشه ۱۰ روز
+اره
-یادته اون اوایل نامزدیمون،یه بار به مامان بابات گفتیم با تور یک روزه میریم جنگل،ولی رفتیم هتل گرفتیم و از صبح تا عصر ۷،۶ بار سکس کردیم
+اره فکر کنم فقط یه نیم ساعتی واسه ناهار وقت گذاشتیم کنار،همش رو هم بودیم،دیگه آخرش کوسم جر خورد،ولی اونقدر عطش کیرتو داشتم که دفعه آخرو گفتم از پشت بکنی
-کجا رفت اون شور و هیجان؟
صبا یکم رفت تو فکر
+نمیدونم شاید تنوع لازم داریم.
-اخه چه تنوعی ما تو هرنقطه این خونه تو همه پوزیشن ها باهم سکس داشتیم.چی بگم واللا
+اصلا بیا همین الان یهویی انجام بدیم،بیا بریم رو مبل.

رفتم رو مبل نشستم و شلوارمو درآوردم ،صبا هم شلوار و شورتو یجا کند،کیرمو گرفت دستش و برام ساک زد
شاید چون عرق کرده بودم و غیرمنتظره بود این سکس،احتمال دادم بخاطر بوی عرق زیاد برام ساک نزد،رو مبل نشست و پاهاشو باز کرد،رفتم کاندوم آوردم و کشیدم رو کیرم و آروم گذاشتم تو کوسش،یه آهی کشید که نشونه درد بود،بعد آروم آروم تلمبه زدم،کوسش جا باز کرد،معلوم بود که صبا داشت حال میکرد،ولی همین که چند تا تلمبه زدم آبم اومد
-ببخش صبا،شاید واسه اینه ۱۰ روزه بهش دست نزدم اینقدر زود آبم اومد
+اشکال نداره فدای سرت
این شد سکس ما بعد ۱۰ روز…حالا بعدیش کی باشه و چه کیفیتی معلوم نیست
عصری صبا ماشینو برداشت و رفت بیمارستان،منم یکم تلویزیون نگاه کردم بعد اومدم اینستاگرامو چک کنم،واسه من بیشتر لذت اینستا،خوندن کامنت های ملت همیشه در صحنه اس.اون روزم یکی از این شاخ ها در مورد حامله شدنش پست گذاشته بود،داشتم پست ها رو میخوندم که یه کامنتی نظرم رو به خودش جلب کرد
زوجیم از تهران،یه زوج با اثبات واسه ضربدری بیاد دایرکت
عجب…در مورد ضربدری و سکس گروهی یه چیزهایی شنیده بودم،ولی فکر نمی کردم واقعی باشه،یا حداقل تو ایران این چیزا طرفدار داشته باشه.ولی وقتی طرف میگه با اثبات حتما خودش واقعیه دیگه!!!
یه هشتک زدم:#ضربدری…
یا برادرزاده خداااااااچقدر پست واسه ضربدری آورد!!!مگه میشه؟؟؟مگه داریم؟؟؟زدم #بیغیرتی…

اووووه چه خبره تو این مملکت؟؟چی باعث شده این چیزا اینقدر طرفدار پیدا کنه؟؟؟
رفتم همین هشتک ها رو تلگرام زدم
چند تا کانال و گروه آورد
یه گروه بیغیرتی عضو شدم دیدم 12kعضو داره چه خبرتونه؟چه خبببرتوووونه؟؟؟؟
-بی دوطرفه بیاد واسه تبادل
-یه بیغیرت رو مامانش بیاد گیف بدم آب بیغرتیشو بیارم
-یه متاهل باعکس بیاد باهم جق بزنیم
اصلا همچین چیزی رو تو این حجم از نفرات نمیتونستم باور کنم<
رفتم بالکن ،یه سیگار روشن کردم
تعریف من از غیرت این نبود که اگه کسی به ناموسم نگاه کرد برم تیکه تیکه اش کنم یا به لباس پوشیدن خانمم گیر بدم
درست یا غلط به نظر من آدم باغیرت کسی هست که خانواده یا همون ناموسش از هر لحاظ احساس امنیت کنه،آدمی با غیرته که در حد توانش نیازهای مالی و روحی خانوادش رو برطرف می کنه تا چشم زنش دنبال یه مرد دیگه نباشه.
حالا نمیتونستم به این هایی که این چیزها رو تو فضای مجازی دنبال میکنن بگم بی غیرت یا چیز دیگه.هیچ نظری در مورد این آدما نداشتم.
رفتم یکم درمورد پروژه پایان نامه کار کنم تا از این فضاها دور شم،ولی مگه میشه،یه لحظه خودمو و صبا رو درحالتی که داریم ضربدری می کنیم تصور کردم،ولی این تصویرو زود از ذهنم دور کردم،نه من اهلش بودم نه صبا
تلگرامو دوباره چک کردم،از اون گروه بیغیرتی که عضو شده بودم دائم پیام میوند،دوباره بازش کردم
-یکی هست مثل من تنها باشه از شورت و سوتین زنش عکس بده، با هم تبادل کنیم؟
این دیگه چه صیغه ایه؟چرا این حس مثل خوره افتاده تو جونم.عجب فانتزی عجیبی.دلم می خواست امتحانش کنم.به اونی که این درخواستو داده بود پی ام دادم
-سلام من خونه تنهام
+س اصل
-احسان ۲۷ تهران شما؟
+علی ۳۰ تهران قد ۱۷۰ وزن ۸۰ سایز :۱۸
 مریم ۲۸ ،قد ۱۶۰ وزن ۶۵ سایز ۷۵
+اصل خانمت
–صبا ۲۵ قد ۱۷۰ وزن ۷۵ سایز ۸۰
+یه عکس شورت بده و با انگشتت دو رو نشون بده
می خواستم بلاکش کنم و دیگه ادامه ندم ولی یه حسی نذاشت.اگه کسی شورت صبا رو ببینه که چیزی ازم کم نمیشه، بعدش تو همینو ازش درخواست کن
قلبم داشت از جاش درمیومد،رفتم سر کمد لباس، یه شورت آبی روبان دار،دم دست بود،گذاشتم رو تختخواب با انگشتام دو رو نشون دادم و عکسو فرستادم.
همون لحظه سین شد
+جووووون.زنت باید کون بزرگی داشته باشه
-عجب حس عجیبی،باتعریفش از صبا تحریک شدم،این اولین بارم بود که با تعریف سکسی یه نفر از صبا،کیرم داشت راست میشد
-علی الان تو بفرس،۳ رو نشون بده
چند لحظه بعد عکس یه شورت مشکی رو با نشون ۳ برام فرستاد
چند تا عکس همینجوری از شورت و سوتین و جوراب شلواری اینا بهم فرستادیم ، تا علی پیشنهاد داد تو اسکایپ تصویری چت کنیم البته بدون اینکه قیافه همدیگرو ببینیم
ایدی اسکایپم رو بهش دادم زنگ زد،بدون اینکه صورت همو ببینیم رفتیم سراغ کمد لباس من یه شورت توری قرمز انتخاب کردیم،علی هم شورت لامبادای مشکی،معلوم بود علی از این کارا زیاد انجام داده،چون فکرهای جالبی داشت،به پیشنهاد علی شورت زنمون رو تو دستمون گرفتیم رفتیم دستشویی،از شورت فیلم گرفتیم و جق زدیم،علی آبش زودتر از من اومد،بعد یکی دو دقیقه منم آبم آومد و از هم خداحافظی کردیم.
خیلی از خودم بد اومد،اخه این چه فانتزی احمقانه ای بود اخه؟.یعنی الان من یه منحرف جنسی شدم؟یه سیگار دیگه روشن کردم،دوست داشتم در مورد سکس گروهی و اینجور مسائل بیشتر بدونم
رفتم فیلترشکنم رو روشن کردم و group sex رو جستجو کردم،نت پر شده از فیلم های اینجوری،حتی ایرانی،با دیدن فیلم های پورن بدجور حشری شدم،سعی کردم این فکا رو از سرم دربیارم،رفتم یه دوش آب سرد گرفتم و اخبار نگاه کردم و خوابیدم
امروز تو شرکتم حشری بودم و همه رو به دید شهوت نگاه می کردم،شاید این یه برانگیختگی جنسی بود که بعد یه مدت روابط جنسی سرد،فوران کرده بود
تو راه برگشت خونه رفتم فروشگاه یکم واسه خونه خرید کنم،یه زن و شوهر تقریبا همسن خودم تو فروشگاه بودن،تو ذهنم تجسم کردم که تو خونه مون داریم با اینا ضربدری می کنیم .زود به خودم اومدم،این چه فکریه اخه ؟؟؟اینجوری زندگیمو داغون می کنم

اون روز همش تو خودم بودم،صبا اینو فهمیده بود،قربونش برم می خواست منو خوشحال کنه و هی ادا درمیاورد و سعی می کرد منو بخندونه،آخرش پا شد رقصید
شب شامو خوردیم و نشستیم پای تلویزیون فیلم نگاه کنیم،از شانس ما فیلم همش صحنه داشت،یه سکانس که یه پسره داشت رسما دختره رو میکرد،یه نگاه زیرچشمی به صبا کردم،داشت با دقت نگاه می کرد،آخر فیلم خیلی عاشقونه تموم شد،ما هم همدیگرو بغل کردیم و از هم لب گرفتیم دستمو کشیدم رو سینه هاش،نوکش سفت شده بود و چشاش خمار شده بود ،می خواستم ببینم بدونم صبا چقدر پایه اس
-صبا؟؟؟می خوای باهم پورن نگاه کنیم؟؟
یجوری که انتظارشو نداشت و تعجب کرده باشه‌.
+پورن؟؟؟چه عجب پورن
-به قول خودت شاید تنوع لازم داریم.اینم یه تنوع!!!
همیشه وقتی فکر می کرد بالا رو نگاه می کرد،لباشم غنچه کرد
+اممممم اگه اینجوریه.باشه.راستش بدم نمیاد
لباشو بوسیدم و رفتم لب تاپ رو برداشتم ،فیلترشکنو فعال کردم،یه سایت پورن باز کردم،رفتیم رو تختخواب تو بغل هم دراز کشیدیم ،تو همون صفحه اول یه فیلم بود که دو تا مرد درشت هیکل بودن و دو تا دختر، همونو باز کردم
فیلم از جایی شروع میشد که ۴نفری نشسته بود رو مبل داشتن حرف میزدن،زدم جلوتر تا صحنه های کردن رو ببینیم.پسرا رو مبل نشسته بودن،شلواراشون پایین بود و دخترا داشتن ساک میزدن،بااین صحنه کیرم یه تکونی خورد و داشت سیخ میشد،باز زدم فیلمو جلوتر،عجب بکن بکنی بود دخترا رو تختخواب رو به روی هم قمبل کرده بودن.
پسرا با تمام قدرت داشتن تو کوس و کون دخترا تقه میزدن

دستمو آروم انداختم تو شورت صبا،بببلهههه صبا خانم خیس شده بود،لپ تاب رو همونجوری روشن گذاشتم رو تخت،مثل وحشیا شلوار و شورت صبا رو یجا کندم،تشنه آب کصش بودم،هیجان سکس دوباره برا من برگشته بود،زبونمو کشیدم رو کصش،مزه آبشو دوست داشتم،زبونمو کردم تو سوراخش،آه وناله اش شروع شد،خودش داشت چوچولشو میمالید،دستشو برداشتم،نوک زبونمو زدم به چوچولش سرمو رو کوسش فشار میداد
-آههههه وااااای احساااان،کیرتو میخوام
-بکن منو
همونطوری که رو تخت دراز کشیده بود رفتم روش ،سر کیرمو درآوردم گذاشتم تو کسش،اینجوری خشن و بدون مقدمه کردنو دوست داشت،یهو تا ته کردم تو کسش،یه جیغ زد،تند تند شروع کردم تلمبه زدن،دستامو محکم گرفته بود و پاهاشو دور کمرم قفل کرده بود،تو همین حالت لرزید و ارضا شد،منم داشت آبم میومد،ولی نمی خواستم اینقدر زود ارضا شم،پوزیشن رو عوض کردم و داگ استایل کردم تو کسش،یکی دو دقیقه تقه زدم،با دستم چندتا محکم زدم دم کونش،صبا همینو می خواست،اون احسانی رو می خواست که یکم خشن باشه.از اولش رفتار محترمانه رو تو تختخواب زیاد دوست نداشت،دیگه نمیتونستم جلوی ارضا شدنمو بگیرم،کیرمو کشیدم بیرون،صبا زود برگشت و نشست رو تخت،زبونشو درآورد،منم کیرمو گرفتم رو صورتش،جق زدم و ابمو ریختم تو دهنش،اونم آبمو قورت داد و برام ساک زد…

یک ماهی گذشت ،روابط ما دوباره جون گرفته بود،یه اکانت واسه شبکه های کارتی ماهواره خریدم،میشستیم نگاه می کردیم و همزمان کارمونو شروع میکردیم،هر دوتامون به فیلم های پورن معتاد شده بودیم و بدون اون تحریک نمیشدیم
اون روز داشتیم یه فیلم پورن از ملنا ماریا با یه مرد کیرکلفت نگاه می کردیم،وقتی ملنا با اون اندام ظریفش شروع کرد به ساک زدن،صبا هم واسه من ساک زد و بعدش یه سکس اساسی باهم کردیم،تو بغل هم بودیم که بالاخره جرات کردمو گفتم
-صبا دوست داری جلوی یه زن و شوهر دیگه باهم سکس کنیم؟

ادامه...

نوشته: شروین


👍 59
👎 6
126301 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

816955
2021-06-25 00:31:40 +0430 +0430

خیلی جذابه.ادامه بده منتظرم

1 ❤️

816956
2021-06-25 00:32:24 +0430 +0430

اگه الان شاه ایکس بود میگفت بخدا من فقط اومده بودم تایپیک بخونم کاری به کون من نداشته باش 😁😁😅😅😅😅اینو از طرف اون گفتم
ولی واقعا واجب شد ازت فاصله بگیریم شیوا بانو

6 ❤️

816968
2021-06-25 00:52:04 +0430 +0430

شروین زنتو گاییدم🍆
حشری شدی؟؟؟
برو کون بده حالا که یکم متفاوت بشه حال و هوات

1 ❤️

816979
2021-06-25 01:08:33 +0430 +0430

ادامه بده کس کشه مدرن

0 ❤️

816983
2021-06-25 01:14:06 +0430 +0430

تا هشتکت خوندم اخرش بردی زنتو دادی جلوت کردن و حتما فکر میکنی کس دیگه ای صبا جونتو نکرده بود از الان بگم روشن بشی اون شبا تو بیمارستان شیفت نیست میره به پسرا تا صبح میده

0 ❤️

816987
2021-06-25 01:32:38 +0430 +0430

عجب ؛
به کجا چنین شتابان ؛
به کجا داریم می‌رسیم؛
ادامه اش هم معلومه ؛
بی غیرتی مبارک ؛
موفق باشی

0 ❤️

817013
2021-06-25 06:46:32 +0430 +0430

ممنون خیلی عالی بود

1 ❤️

817017
2021-06-25 07:52:56 +0430 +0430

تریسام حالش بیشتره

1 ❤️

817019
2021-06-25 08:01:47 +0430 +0430

زنت از اون پرستارهاي كون قلمبه هست كه ميده

0 ❤️

817023
2021-06-25 08:10:31 +0430 +0430

صبام گفت دوست داری جلو چشمت به بابام بگم‌کونت بزاره

0 ❤️

817025
2021-06-25 08:28:34 +0430 +0430

تاپیکم‌کس‌بی‌موی‌من😍😍
وای‌حال‌میکنی‌ببینے‌جون

0 ❤️

817027
2021-06-25 08:48:13 +0430 +0430

خاصی جلو زنت بهت کس و کون میدم

1 ❤️

817032
2021-06-25 09:33:10 +0430 +0430

خوبه ادامه بده.

1 ❤️

817040
2021-06-25 11:04:16 +0430 +0430

براوووو ؛ 👏 👏 👏

1 ❤️

817044
2021-06-25 11:52:47 +0430 +0430

اووووف خیس شدم لعنتی😍😘

2 ❤️

817058
2021-06-25 14:21:42 +0430 +0430

جذاب و عالی
منتظر قسمت‌های بعدی هستم

2 ❤️

817060
2021-06-25 14:34:42 +0430 +0430

باحال بود. ایول.
روایتت عالیه.
لطف میکنی، مینویسی.

1 ❤️

817076
2021-06-25 16:26:57 +0430 +0430

از حق نگذریم قلمت خوب بود،ولی با تمام احترام داستان های بیغیرتی رو نمی پسندم

3 ❤️

817157
2021-06-26 06:01:55 +0430 +0430

اسمت شروین یا احسان . با همین اشتباهی که اول یه اسمی برای خودت انتخاب میکنی و اخرش هم نویسنده یکی دیگه از اب درمیاد معلومه که کلش دروغ و چاخانه .

0 ❤️

817192
2021-06-26 11:38:24 +0430 +0430

جالب بود منتظر ادامشم

1 ❤️

817546
2021-06-28 10:30:45 +0430 +0430

ادامه بده کص‌کش مدرن 😁 😁 😁

1 ❤️

817800
2021-06-29 18:06:47 +0430 +0430

البته مبنا ماریا سکس نمیکنه فقط بدن نمایی داره نهایتا لز میکنه

0 ❤️

818928
2021-07-07 11:17:32 +0430 +0430

👍

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها