کس دادنم به استاد

    سلام من جیران هستم ۲۳ سالمه شدیدن سکسی خیلی وقته عضو شهوانیم ولی حالشو نداشتم داستان بنویسم اما از بس داستان دروغ خوندم و برو بچ فوش دادن خواستم یکی از داستانامو بنویسم این جقیا خجالت بکشن ،


    من ترم سه بوم که یه استاد تقریبا ۳۲ ساله اومد سر کلاسمون اولین جلسه اش بود من با نگاهشم حشری می شدم کثافت خیلی جذاب بود شروع کردم به شیطنت توی کلاس که یهو داد زد و صدام کرد گفت چه خبره ته کلاس معرکه گرفتی منم یکم نگاش کردم لبخند زدم گفتم دعوا کردنتم قشنگه یهو کل کلاس ترکید به خنده هیچی کل کل با استاد شروع شد کار به جایی رسید که خودم شخصا ازش خواستم شمارشو بده گفتم می خوام اگه به مشکل بر خوردم تو نمایشگاه ازتون کمک بگیرم شمارشو گرفتم شروع کردم پیام دادن پیامای عاشقونه اون اصلا جواب نمی داد تا اینکه یه روز واسه نمایشگام نیاز به کمکش داشتم زنگش زدم گفت بیا اینجا تا واست درستش کنم طرحتو گفتم کجا گفت خونه گفتم استاد موردی نداره مطمئنی گفت خیالت راحت بیا


    مطمئن بودم می خواد منو بکنه پاشدم کلی به خودم رسیدمو رفتم وقتی رفتم در آپارتمان رو باز کرد رفتم بالا در واحدشو باز گذاشته بود رفتم داخل ولی دم در ایستادم صدا کردم گفتم سلااااام استاااااد دیدم هیچ کس جواب نمی ده یه لحظه دیدم انتهای سالن پذیرایی رو به پنجره رو صندلی نشسته پاش تکون می خورد گفت بیا تو ،راستش بدم اومد از استقبالش رفتم داخل و نزدیکش شدم مطمئن بودم تنهاس که دعوتم کرده خونش گفتم تنهایین گفت مگه نمی دونی من مجردم گفتم خب پدر و مادر گفت چند ساله جدا زندگی می کنم .بعد پیپش رو روشن کرد گفتم به به استاد تنها تنها پیپ می زنی برگشت نگام کرد یه لبخند زد پیپ رو آورد جلو گفت بکش گرفتم چند تا کام گرفتم اومدم بهش بدم گفتم وای رژی شد گفت مگه همینو نمی خوای گفتم چیو؟ گفت رژتو بخورم برق از سرم پرید ولی ریلکس گفتم حالا خودت می خوای نذارش گردن من خندید گفت حیف این همه زیبایی نیست چرا انقدر شیطونی تو چی می خوای هاااان؟ گفتم تورو گفت من پیرم نمی بینی داغونم پوزخند بهش زدم گفتم مرد جا افتادش خوبه قه قه زد و بلند شد پرسید چی می خوری گفتم یه لیوان آب کافیه رفت آب آورد و اومد رو به روم نشست گفت تخته بازی می کنی گفتم پایه ام گفتم شرطی می زنم ابروهاشو داد بالا گفت به چه شرطی منم خیلی ریلکس چشامو خمار کردم یه لبخند زدم لبمو خیس کردم گفتم اگه باختم باید منو بکنییییی هنگ بود تو چشام نگاه می کرد گفت من تو را می کشماااااا گفتم خیلی وقته کشتی دستمو گرفت بلندم کرد کشید سمت خودش منو نشوند روی پاش کیرش زیر کونم بود منم از قصد کونمو یه کم قر دادم گفت می خوای گفتم آره گفت پاشو بریم تو اتاق خماره خمار بود رفتیم تو اتاق خودش جلوتر می رفت دست منو می کشید سمت خودشو می برد رسید تو اتاق نشست رو تخت رفت بالا تکیه داد گفت می خوام هنرتو تو سکس ببینم یالا ... منم با عشوه شالمو در آوردم موهامو باز کردم پشتمو کردم بهش مانتومو در آوردم تاپ مشکی تنم بود با یه شلوار مشکی ریون چسبون برگشتم سمتشو از لب تخت زانومو گذاشتم بالا و به حالت چهار دستو پا رفتم سمتش موهامو ریختم یک طرفمو تو چشماش نگاه می کردم سرمو آردم سمت کیرش کونم بالا دااده بودم کیرشو از رو شلوار بوسیدمو رفتم بالا تر رسیدم به لبش نشستم رو کیرشو لبشو یواش شروع کمردم به خوردن موهامو جمع کرد تو دستشو لبمو می خورد و کیرشو می مالید بهم بلوزشو دکمه هاشو باز کردم با کمربندش گفتم پاشو لخت شو پا شد لباساشو در آورد من رو شکم خوابیده بودم رو تخت زد رو کونم گفت چه کونیم داره جوجه گفتم لختم کن گفت چششششششم شلوارو شورتمو با هم کشید پایین می کشید پایینو کونمو می خورد و می بوسید دستشو انداخت لا کسم گفت واااااااااای جااااااان چقدر خیس شده چی می خواد انقدر داغه منم خمار کس و کونمو یکم تاب دادم گفتم کیرتو اومد خوابید روم هنوز تاپ تنم بود کیرش رفت لا کسم چشامو بستم گفتم آخ قربون کیرت برم چقدر بزرگه پاشد تا من از زیر تنش بیام بیرون و بخوابم روش منم پا شدم تاپمو در آوردم یوتینمو در آوردم انداختم پایین تخت نشستم رو کیرش سینه هامو مالیدم تو صورتش اونم سینه هامو گرفت به خوردن بعد گفت کیرمو بخور عزیزم رفتم پایین وسط دوتا پاش نشستم کیرشو گرفتم دستم سرشو یه بوس کردم کیرشو گرفتم بالا تخماشو لیسیدمو خوردم آخ و اوخی می کرد که نگو از زیره ختماش تا سر کیرشو لیسیدم تا رسیدم به سر کیرش دوباره تو چشماش نگاه کردمو بوسش کردم گفت جونم دوسش داری منم لبخند زدمو سر کیرشو با لبام دزدیدم می مکیدمش و با زبون می زدم جای ختنه گاهش آه می کشید بعد با یه حرکت کل کیرشو کردم تو دهنمو شروع کردم به ساک زدن دارکوبی تند تند موهامو دور دستش تاب داده بودو سمو فشار می داد یهو گفت کافیه داره می یاد نزن منو بلند کرد گفت تا می تونی برام قمبل کن منم سجده خوابیدم سرم رو زمین کونم تو هوا اومد پشتم چندتا زد رو کونم سرشو کرد لا کونمو زبونشو کشید لا کسم و قربون صدقم می رفت کسمو می خورد من بیهوش بودم هی کونم می یومد پایین می زد رذو کونم می گفت بدش بالا وای زبونش محشر بود بعد پاشد پشت سرم رو زانو ایستاد کیرشو کشید لا کسم گفت ششیطونکم کست آمادس جرش بدم منم نالون گفتم تو را خدا بکننننن اونم مطمئن شد پرده ندارم گذاشت دمه کسمو یواش هول داد توش وای کیرش هیلی خوب بود زیاد دراز نبود اما مناسب بود ولی کلفت تو کسم بهترین میری بود که رفت تا کرد توش گفت جووووووون گفتم وااااااای کسم گفت قربون کست برم جنده کوچولوی من باید دیگه همیشه بهم کس بدیااااا گفتم بکن شروع کرد عقب جلو کردن انقدر کسم خیس بود که صدا می داد چندتا زد من داشتم ارضا می شد بلند کفتم بکن بکن تورا خدا تندتر تندش کرد من شدم داشتم وا می رفتم اونم چون تند زد آبش داشت می یومد یهو کیرشو کشید بیرون ریخت رو کونمو کمرم واااااای یه عالمه آب داشت بعد خودش با دستمال تمیز می کردو می خندید می گفت خیلی وقت بود سکس نداشتم ببخشید منم می خندیدم بعد لا کسمو تمیز کردو خوابیدو لبامو می خورد و سینمو تو دستش گرفتو گفت یکم بخواب تا پاشم واست غذا آماده کنم ضعف کردی منم آروم شدمو خوابیدم و من تا ترم آخر باهاش دوست بودم تنها دوست پسرم شد ولی بورسیه گرفت و رفت و من تنها موندم هنوز با چت در تماسیم اما چه فایده .... می دونم طولانی شد ببخشید اما می خواستم همه ماجرا رو شرح بدم خیلی چیزا هم اتفاق افتاد باز نگفتم چون واقعا طولانی می شد .


    نوشته:‌ جیران

  • 8

  • 1




  • نظرات:
    •   @@@ali@@@
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • ههه .
      ببین با چه جنده هایی شدیم 75 میلیون


    •   ماتیسا
    • 4 سال،5 ماه
      • 1

    • عجب..


    •   tnaser37
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • بگو چرا دخترا معدل اشون تو دانشگاه از پسرا بالاتره


    •   iman.sharrr
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • جیران عزیز این دوستامون اگه ی روز زیر داستان ها ساز مخالف نزنن و چرت و پرت نگن میمیرن داستانت خوب بود
      موفق باشی


    •   کس ناب
    • 4 سال،5 ماه
      • 2

    • خوشم اومد من دقیقا همیطور داشتم فقط من کون دادم


    •   milad1ma
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • واسه همینه که میخوام استاد دانشگاه بشم دیگه،...


    •   princessirani
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • 32سال بود, احساس پیری میکرد؟چرا؟آخییییییی :D


    •   مانی1213
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • ینی خوشم میاد اون استاد دانشگاهه تو همه نظرها هستشا


      خخخخ


      خوب بود موفق باشی


    •   Boy_santal
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • جنده


    •   Boy_santal
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • این از اون جندهایی است که وقتی مادر بشه ب بچش میگه این ممه ای که با ناز قرقر میخوری توفیسبوک 3هزارتا لایک داشت خخخخخخ


    •  
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • az daste mashti rajab


    •   bahador00
    • 4 سال،5 ماه
      • 1

    • از بعد این داستان دیگه قضییه " ماله یه خانوم دکتر بوده " ور میوفته .


      از این به بعد ملت میگن : یه ماشین هست ماله یه استاد بوده صبح به صبح میرفته دانشجو ها رو میکرده بر میگشته . :-)


      وااااااااااللاااااااااا با این استاداشون


    •   Lubricious
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • جنده دوزاری
      هه ...


    •   mohammad30orumia
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • دروغ بود کاملا نویسنده هم پسر بود


    •   Boy_santal
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • خخخخخخخخخخخخخ


    •   Mecrob 1988
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخيلي چرت بود!


    •   کرمانشاه 25
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • منظورش استاد جعفر بنا بوده


    •   رویال حشری
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • خیلی جالب بود دست گلت درد نکنه یه جق کشیدم به داستانت واقعا ممنون


    •   عباس1350
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • بروکونی دروغ گو


    •   داریوشم
    • 3 سال،11 ماه
      • None

    • بد نبود عزیزم,فقط یکم بی حوصله نوشتی,اشکالی نداره,حتما موقع نوشتن حشری بودی blush ,مرسی


    •   دخــــتر بــסِ
    • 3 سال،7 ماه
      • None

    • بسیار تخماتیک! wacko


    •   jende955
    • 3 سال
      • 0

    • دروغه مث همه


    •   Yakoza2687
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • انصــــــافا واست متأسفم یعنــــــی دختــــــر اینقــــــدر جنــــــده به نقطــــــه ای رسیــــــدم ڪ بایــــــد بهت بگم من اگر جای استادت بودم طوری از ڪس میڪردمت ڪ مردمڪ چشمات گوجه ای بشه تو یه تقه دیگه طاق کونت بریزه ڪ هرچی بنا بیاری ی خشت ڪم بیاد .....????????????????????????
      ((باڪمال تشڪر یاڪوزا هستم از اهواز))


    •   Saharsiib
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • عالی بود حال کردم


    •   jojoyeee_seski
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • استاد کیرکلفتم نداریم بکنتمون


    •   sportic
    • 6 روز،1 ساعت
      • 0

    • جیران جون استادت خیلی خوش شانسه..من چند ساله استادم ولی دریغ از یک کس باحال..یک دختر یا زن حشری..خداییش با هر کس آشنا شدم رفیق شدم یا رابطه پیدا کردم به یک ماه نکشیده ازدواج کرد..کیرم واقعا مشکل گشای خانمهای جوون و حشری هستش.. قابل توجه خانمهای سایت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو