کس دادن خواهر زنم اشتباهی به من

    من وخانم رفته بودیم ویلا بابام خواهر زنم صنم با باجناقم شهاب قرار بود فردا بیان همون روز که رسیدیم بابا و مامانم زنمو خیلی دوست دارن چون دختر ندارن خیلی میخوانش بهش گفتن میخوایم بریم سمت رشت مهمانی دو روز یا سه روز میمونیم میایم اونم رفت فقط سفارشه خواهرشو کرد با شوهرش رفتن شبش منم نشستم نشه و مست کردن صنم و شهاب ساعت ۱۰ صبخ رسیدن گفتن ملیکا کجاست جریانو گفتم بگذریم شب شد بسات مشروبو پن کردم خوردیم خوردیم شهاب یه ادمی هست که بمیره نمیگه بسه صنمم همینجور یه جورایی مفت خورن به صنم گفتم بیا بخور امد خورد اقا مست شدیم بد من گفتم برم بخوابم صبح جمشون میکنیم شهابم که همونجور تو چرت بود گفت اره اونم امد صنم گفت یه دوش بگیرم بیام منو شهاب رفتیم بالا دوتا اتاق جفت همه داریم گفتم اون مال شما ایتم مال من اون رفت داخل درو بست من نه در باز بود دراز کشیدم چراغم خاموش یه لحظه احساس کردم یه چیزی از جلو چسبیده بهم یعنی کمرشو چسبونده به شکمم که خوب نگاه کردم دیدم صنمه امدم خودمو بکشم بیرون دیدم کونشو داره میماله به کیرم بعد گفت شهاب جونم بیا بکن منو تازه فهمیدم اشتبایی امده البته بگم اگر برای مایکنی میرفت قبول میشد حیکل خوشکلی تک بود وقتی یاد حیکلش افتادم کیرم راست شد که گفت اخ جون عجب راست شد میمالید امد برگرده سمتم گرفتمش نگذاشتم دستمو گذاشتم روی کونش دیدم لخت لخته دست انداختم کونشو کشیدم سمت خودم پاشو دادم بالا سر کیرمو گرفتم مالیدم در کسش خیس خیس بود که نالش بلند شد که با صدای خیلی یواشی تو دماقی گفتم یپاش الان امیر بیدا. میشه گفت باشه مالیدم خوب گفت افرین بکن منو بکون دیگه من نمیکردم گه یه دفعه گفت اگر نکردیم میرم به امیر کس میدم بکن دیگه دستمو ر. کردم سمت دهنش بایکی دیگه کیرمو درسواخش گذاشتم یواش حول دادم داخل اخی کرد گفت چقدر کلفت شده امشب با همون صدا گفتم مقسر مشروبه گفت بهتر بکن من که دیکه تاقت نداشتم در دهنشو گرفتم کردمش داخل و تند تند تلمبه میزدم احساس کردم داره پاره میشه چقدر تنگه اینقدر تند تند زدم که خد نداشت که داشت ابم میپمد شرتم که کنار بود برداشتم تا ابم امد کشیدم ریختمش تو شرتم همین که دهنشو ول کردم لال شده بود وقتی چر خوندمش سمت خودم هم از شدت درد شاکی از حال خوبی که بهش دادم رازی هم مونده بود چی شده فقط تچشام
    نگاه میکرد که گفتم من مجبورت نکردم خودت امدی بعد بلند شد سرشو انداخت پایین رفت بیرون


    نوشته: امیر

  • 31

  • 92




  • نظرات:
    •   Saman.rt
    • 2 روز،7 ساعت
      • 36

    • حیکل؟دماق؟یپاش؟تاقت؟میپد؟خد؟و...
      معلوم شد هنوز به سن بلوغ نرسیدی پس علی الحساب معلم املا ، انشا و ادبیاتتو گاییدم.


    •   Mardimorde
    • 2 روز،7 ساعت
      • 19

    • چی نوشتی خودت یبار برو از اول‌بخون کون گشاد تلگراف زدی؟ سردر اون مدرسه ای که توش درس خوندیم من ریدم .
      بقیشم می سپرم به دوستان


    •   A_sheykh_Hamid
    • 2 روز،7 ساعت
      • 8

    • خودتی...


    •   omidreaz
    • 2 روز،7 ساعت
      • 4

    • تکراری بود کچل خان


    •   Mamali_arak
    • 2 روز،7 ساعت
      • 10

    • **** کوس مخ
      چرا دروغ گفتن اینقدر راحت شده .....
      تو را دوبار باید گایید
      اول بخاطر خریتت
      دوم بخاطر اینکه فکر میکنی بقیه هم مثل خودتن


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 روز،7 ساعت
      • 24

    • تا اونجایی که مست شدین ازت میپذیرم و اما ادامه ماجرا: شهاب راست کرده بود و تورو با زنش اشتباه گرفت ناگهان دیدی یه چیزی داخل کونت رفت جوری فریاد زدی که صدات تا آمریکا رفت.


    •   Gozaran
    • 2 روز،7 ساعت
      • 16

    • امیر جان
      میدونم بچه ها باور نمیکنند
      اما تو داستان فردا رو هم تعریف کن
      همون داستان که جنیفر ماشینش پنچر شد شب اومد ویلا موند (biggrin)


    •   narange
    • 2 روز،7 ساعت
      • 4

    • وقتی که قلم بگوزه متن اینی میشه که اینجا می بینیم! (dash)


    •   Irish..GuNNer
    • 2 روز،7 ساعت
      • 12

    • الحمدالله . چه عجب از این تگای عجیب غریب نیس. فاز ادمینو درک نمیکردم. یه شیمیل کم داشت فقط .
      اَی ده سردرِ مدرستا ریدم با معلم استخدام کردنشون. فک کنم با تک‌ماده املا انشاتو قبول شدی نه؟ گه تو این نوشته‌ت بیاد. یه داستانو نمیفهمی بخونی ، یکی دیگرو نمیتونی بخونی.
      از املا بگذریم برسیم به مغزت، باید بگم دیگه فاسد شده. یعنی اصلا ناجوره وضعش. کمتر بزن احمق جقی. کصافت ازت می‌باره
      سوپر دیس.


    •   saeedno15
    • 2 روز،7 ساعت
      • 8

    • خدا وکیلی خودت بخون اگه فهمیدی چی نوشتی قول میدم لایکت کنم.


    •   Esfandiar134949
    • 2 روز،6 ساعت
      • 6

    • ری.....دم به هیکل اون معلمی که به تو سواد یاد داده !
      .
      امیر جقی ، کف کس ، بد-بخت ، جمع کن کس و کو....نت رو .
      .
      (پ.ن)
      چرا همه خواهرزنا اشتباه میدن ، یا میدن ، یا میخان بدن ؟
      خارزنای من فقط خار دارن ؟


    •   بیکسوکارحشری
    • 2 روز،6 ساعت
      • 3

    • هم غلط املایی و تایپی زیاد داشتی و هم باعجله نوشته بودی. میتونست داستان خوبی باشه ولی ریدی بهش.
      منم خیلی دوست دارم خواهر زنم رو بکنم. حیف که تا حالا نشده


    •   ahvaz64
    • 2 روز،6 ساعت
      • 4

    • پسرم صبر میکردی کلاس اولت تموم‌بشه بعد داستان‌مینوشتی جغ میزدی


    •   Lucky.man
    • 2 روز،6 ساعت
      • 8

    • داستان تکراری بود


    •   badbunny76
    • 2 روز،6 ساعت
      • 5

    • مایکن ؟ حیکل ؟
      پِدَسَگااااا از کدوم قبرستونی اومدید شماااااا.


    •   alisher
    • 2 روز،6 ساعت
      • 3

    • هر کس غلط نویسد کیر خری حواله اش
      تخم خری بلیسد کیر خری حواله اش


    •   Nasr7070
    • 2 روز،5 ساعت
      • 2

    • باور کردم
      ضمنا نهضت هنوز ثبت نام میکنه ها حتما یه سر بزن


    •   Ali123an
    • 2 روز،5 ساعت
      • 2

    • خواهرتو گاییدم ملجوق با این داستانت
      کوس کش ما رو چی فرض کردی


    •   f.a.65
    • 2 روز،5 ساعت
      • 0

    • منم همش خواهر زنم رو اشتباه میگیرم ولی در حد صدا زدن، خیلی دوست دارم اینجوری بشه (erection)


    •   varna008
    • 2 روز،5 ساعت
      • 4

    • خداوکیلی ۱۰۰ تومان میدم ساقیتو به من معرفی کن


    •   Meisam65
    • 2 روز،4 ساعت
      • 3

    • بخدا توهین به ماست با این املا.ادمین هر مزخرفی باید بارگزاری بشه اخر؟


    •   Binamariai
    • 2 روز،4 ساعت
      • 5

    • فکر کنم ادمین این نویسندها رو میکنه که کستانشون تایید میشه وگرنه هیچ رقمه قابل تایید نیستن


    •   FuCkinGLaugh
    • 2 روز،4 ساعت
      • 3

    • علی الحساب کیرم تو کون معلم املات که ریده انصافا
      و کیرمم تو فرق سر اونی که برا بچه 12 ساله بسته گرفت


    •   L(G)BT_LIFE
    • 2 روز،4 ساعت
      • 5

    • امیر سه ساله اینجا برنامه عموپورنگ نیست کسایت سکسیه (biggrin)


    •   neo17
    • 2 روز،4 ساعت
      • 0

    • کیرم دهن زنت


    •   P000ria
    • 2 روز،3 ساعت
      • 3

    • کیرِ اورانگوتان توی سوراخِ نافت با این طرز نوشتنت. مرتیکه ی کصمغز


    •   kokarostam
    • 2 روز،2 ساعت
      • 17

    • چولمنگ


      هرچی فکر کردم که چطوری چنین چیزی میتونه اتفاق بیوفته، به نتیجه نرسیدم مگر اینکه خواهر زنت یک ابله و احمق باشه که در اینصورت شوهرش هم باید احمق‌تر و الاغ‌تر از زنش باشه که راضی به ازدواج با این زن ابله بشه. در اینصورت خواهر زن که احمق باشه یعنی خواهرش هم که زن جنابعالی است باید یک الاغی مثل خواهرش باشه و تو هم مثل باجناقت الاغ‌تر از اون. یعنی فک و فامیل ابله و دیوانه هستید. مردک زن و شوهر تمام اعضای بدن و فرم و هیکل و بوی همدیگه را در تاریکی مطلق میتونند تشخیص بدهند ولی خواهر زنت نفهمید؟ در ضمن من متوجه نشدم که زنت چرا همراهتون نیومد و رفت زیر کدوم نرخری اشتباهی خوابید.


      اگر کیر شهاب در کون تو جـَست
      بدان که او شده شاداب و سرمست
      یکی کون زنت را سخت گایید
      ولیکن خواهرش از دست تو رَست


      ها کـُ‌کا


    •   yasin.ir
    • 2 روز،2 ساعت
      • 2

    • ینی کیرم اول دهنت دوم تو نگارش سوم تو تخیلات مگه کور بوده که ترو نمیدیده


    •   Shahab__sang
    • 2 روز،1 ساعت
      • 2

    • بازم یه دستی نوشتن .بازم جقی.بازم کس شعر


    •   Mattyo
    • 2 روز
      • 2

    • Jمایکن چیه دقیقا؟؟؟کص موتور انشا مینوشتی بیشتر جذاب میشد


    •   dark_woman
    • 2 روز
      • 6

    • اون اشتباهی اومد توهم اشتباهی و سهوا باهاش سکس کردی؟
      خیلی زشته حالتون رومیکنید بعد میگید اون یکی مقصره


    •   zanbory
    • 2 روز
      • 5

    • داداچ اونی که خوردی ...یر باجناقت بوده .مستی زیاد باعث شده فکر کنی داری میکنی..دستتو ببر رو سوراخت .آفرین .آها باریک الله خب دیدی گشاد شدی..عاباریک الله تو دادی دیشب و نکردی ...تادادن بعدیت بدروووود.. (biggrin)


    •   malake_yakhi
    • 2 روز
      • 4

    • (dash)


    •   Un_known
    • 1 روز،23 ساعت
      • 3

    • شما اين كاره نيستى


      ننويس


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 روز،23 ساعت
      • 5

    • پدر و مادرت خیلی زنت رو می‌خوان ولی تو کیرشون هم نیستی میگن تو نیا؟ البته با داستانی که نوشتی حق دارن همچین شاهکاری هم نشدی


    •   arash.abi
    • 1 روز،22 ساعت
      • 4

    • اقا این توهم فقط تو کشیدن شیشه اتفاق میوفته
      مطمئنی فقط مشروب خوردی؟


    •   arsh2452
    • 1 روز،22 ساعت
      • 4

    • اولا سکس با زن شوهر دار رو دیس میدم . دوما کیرم تو املا و انشات !
      سوما : مستی عالم و حرمت خودش رو داره ! تو رو به مقدساتتون اگه نمیتونید مثل یه مرد مست کنید ، نخورید ! قدیما وقتی میخواستند زنشون رو به کسی بسپارند و چند روزی خونه نیایند ، دنبال رفقای عرقخورشون میرفتند ! کیرم دهن کسانی که این حرمت رو میخوان از بین ببرند ! کیرم دهن یک یکشون !


    •   saeed4705
    • 1 روز،22 ساعت
      • 4

    • در حین جلق زدن داستان ننویسید.این هزار بار


    •   Shahanshah.kia
    • 1 روز،22 ساعت
      • 2

    • مایکـــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟؟؟


    •   Mk3020
    • 1 روز،21 ساعت
      • 3

    • املا-0-
      بعدشم کس نگو مومن


    •   Emperatoorxxx
    • 1 روز،21 ساعت
      • 0

    • احسنت


    •   OoZanaxm
    • 1 روز،21 ساعت
      • 3

    • ای به کوسی که بی موقع پا شه


    •   mohsen4719
    • 1 روز،21 ساعت
      • 2

    • داداش چی میزنی؟؟؟؟؟


    •   Hooman.esf.59
    • 1 روز،20 ساعت
      • 5

    • یعنی یکی نشد بیاد اینجا داستان بنویسه
      نگه مال من کلفتتر و درازتر از شوهرش بود
      ای لعنت به هرچی خالی بنده
      کیرم پس کله ت آخه مشروب که آدم میخوره بی حس میشه نه کلفتتر میشه نه شق تر


    •   bijan_qalpaq
    • 1 روز،20 ساعت
      • 2

    • در حال جق زدن داستان رو نوشتی؟


    •   bijan0191
    • 1 روز،19 ساعت
      • 3

    • یعنی خودت بخونی به خودت فحش میدی من فحش ندم بهتره بچه ها همه خودشون گفتن ....‌


    •   Owji_mowji
    • 1 روز،18 ساعت
      • 3

    • بله اگه با اون حیکل واسه مایکنی میرفت و اشتبایی نمیشد حتما قبول میشد (dash)


    •   Winston991
    • 1 روز،18 ساعت
      • 4

    • دیدی میگن فلانی اگه حرف نزنه میگن لاله؟ تو هم همینی
      لامصب مگه مجبوری بنویسی با این نگارشت


    •   Avvaaa
    • 1 روز،18 ساعت
      • 8

    • این که از تایپ یه دستی گذشته و احتمالا دو دستی می زدی و با پات تایپ می کردی.


    •   30kas
    • 1 روز،18 ساعت
      • 2

    • کس عمت


    •   ssonna
    • 1 روز،18 ساعت
      • 5

    • (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling)


    •   Mr_unstable
    • 1 روز،18 ساعت
      • 3

    • بپین اینشور ک توو چایپ میکنی کضی نمیثونه بچونه!


      کیرم تو تک تک انگشتات، مخنت
      در حال دادن نوشتی؟
      اصلا کیر تو کون گشاد من که برات گوشی خریدم!
      کیر تو دهن من ک برات بسته گرفتم، بیای اینجا برینی ب
      اعصابم.


    •   Mj6633
    • 1 روز،17 ساعت
      • 2

    • کیرم دهنت با این کوسشعرت کونکش دیگه در حد کلاس پنجم ابتدایی هم تو سواد نداری یعنی میکنی آخه حیکل آخه مامانت و بابات احتمالا طرف و بردن زیر کسی دیگه بخوابوننش یبار دیگه اینورا ببینمت از کون دارت میزنم خودم


    •   Aazss
    • 1 روز،17 ساعت
      • 3

    • بی سواد خاک بر سر برو نهضت مرتیکه


    •   کوسلیس۲۰
    • 1 روز،17 ساعت
      • 2

    • بساط مشروب رو پن کردی خخخخ
      فهمیدم خیلی کون گشادی
      یعنی حتی گشادیت اومد کلمه پهن رو درست بنویسی از گشادیت نوشتیش پن یدونه ه نذاشتی واسش گشااااد


    •   a1s2d3f4g5h6j7k8l9@
    • 1 روز،17 ساعت
      • 2

    • فقط میتونم بهت بگم بمیر با این داستان نوشتنت (clap)


    •   مردزخمی
    • 1 روز،17 ساعت
      • 1

    • کسکشش بچه کوونی از کوون دادنات بنویس، از اون روزایی که به زور بهت تجاوز کردن، مادرجندده بی پدر مادر.


    •   shahvanii139797
    • 1 روز،16 ساعت
      • 1

    • کسکش پدر کوچک جغ بزن بعد بیا بنویس کیرم تو 10 سالگیت بیناموس 15 ساله کیرم تو شورت بندی مامانت


    •   rezamikrob
    • 1 روز،16 ساعت
      • 2

    • تو هنوز نوشتن رو یاد نگرفتی اون وقت میخوای عرق بخوری حتما اون عرقی رو هم که آوردی عرق نعنا بوده (dash)


    •   hamiddotarafe
    • 1 روز،16 ساعت
      • 1

    • خواهر زنت تو بقلت بود، بعد رفتی تو فکر که هیکلش مایکنی! هست و یهو به اذن خدا کیرت راست شد؟!؟ بسه دیگه. امروز شنبه ست، مهدی جان، عج الله، قول بده این هفته ظهور میکنی و مادر این جماعت میگایی


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 1 روز،15 ساعت
      • 2

    • کوس نگو مومن


    •   nima_kosdoost
    • 1 روز،15 ساعت
      • 2

    • خدایی کسشر ترین داستانی بود که خوندم
      اون از زنش که با اینکه میدونست خواهرش داره میاد رفت رشت
      اونم از بقیه خزعبلاتش
      یه لحظه حس کردم به شعورم توهین شده


      هرجا هستی کیرم تو شاشدون مامانت


    •   kiakish
    • 1 روز،15 ساعت
      • 2

    • داداش داستان اشتباهی دادن زنت در شمال هم بنویس


    •   Marde...hot
    • 1 روز،14 ساعت
      • 2

    • دیسلایک 52نوش جونت


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 روز،14 ساعت
      • 2

    • دم اون ساقی گرم ک تو ازش متاع میگیری


      ببین چی بوده ک خواهر زنت نتونسته فرق صدای تو و شوهرش رو حالیش بشه


      این حجم از خلاف تو یه شب رو،جناب دن بیلزریان هم نتونسته انجام بده
      نعشه ،مشروب ، تقلید صدا ، کس خواهرزن و.....


      کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ
      البته باتوجه ب املات و نگارشت امیدوارم گزیده رو گوزیده نخونی....
      برای اینکه خانواده‌ت از بدو بیراه به دور باشن لطفا دیگه ننویس


    •   Gay_4_ALL
    • 1 روز،14 ساعت
      • 0

    • کاری به داستانت ندارم ولی خواهر زن عشقه عشق. دوتا دارم کس کس که دیوونم کردن خخ


    •   Benham.kakolvand
    • 1 روز،13 ساعت
      • 2

    • باجناقتم احتمالا با زن تو عضوی گرفته


    •   saman0008
    • 1 روز،13 ساعت
      • 2

    • اول که آب قطع است
      دوم اینکه آفرین که تونشتی با این همه غلط املایی متن چند خطی بنویسی. حالا برو دفتر مشقتو بیار بابا بهت املا بگه


    •   _یوگی_
    • 1 روز،13 ساعت
      • 1

    • خارکسده


    •   mohsenbandar
    • 1 روز،11 ساعت
      • 1

    • نظر شما چیه؟کسشر


    •   aryar
    • 1 روز،11 ساعت
      • 3

    • یک تنه ریدی به ادبیات فارسی، به نیابت از انجمن ریدم تو نوشتارت


    •   Ashkankermanshah
    • 1 روز،10 ساعت
      • 2

    • مه به نشانه اعتراض سکوت مکنم?


    •   mahsa.hamid
    • 1 روز،10 ساعت
      • 2

    • کیر معلم هایی ک بهت درس دادن تو کونت با این نوشتنت.


    •   الماسی1
    • 1 روز،10 ساعت
      • 2

    • شهاب شد امیر!!!!!؟؟اونوقت گفت اگه نمیکنی پاشم برم ب امیر بدم!!!؟واقعا کنار آبی کناااار آوی


    •   jamlghachaghchi21
    • 1 روز،10 ساعت
      • 2

    • کسخل بیسواد


    •   manchester-united-love
    • 1 روز،9 ساعت
      • 2

    • انقدر کون دادی موقع نوشتن استرس داری ؟؟ کونکش این همه کسشر و غلط املاییو چجوری جا کردی تو داستان ؟


    •   With4man
    • 1 روز،8 ساعت
      • 2

    • مگه مجبورت کردن بنویسی بچه کونی انگار دنبالش گذاشتن


    •   kirsexy21
    • 1 روز،8 ساعت
      • 2

    • یه قرص آسکاریس بخور شاید انگلت بیافته


    •   Siakav
    • 1 روز،7 ساعت
      • 2

    • مسخره بود


    •   mhrdad-20
    • 1 روز،5 ساعت
      • 2

    • تو افکارت چی میگذره ناموسا جقی به تمام عیار تویی جقی ها ادای تو رو در میارند


    •   nsina59
    • 1 روز،4 ساعت
      • 2

    • آگا من یه شب طو اتاگم خاب بودم دیدم ذن همسایه اومد چیرمو گرفت کرد طو کصش خیلی کرد عابش که اومد برگشت گفت عه تویی من فکر کردم خیاره میخوام سالاد درست کنم سالاد چی ......


    •   Dani_no11
    • 1 روز،3 ساعت
      • 1

    • فقط میتونم بگم شیرم دهن معلم ادبیاتت


    •   XxAmir
    • 1 روز،3 ساعت
      • 1

    • طرف خواهرش داره میاد خونه مادرشوهرش میذاره میره مهمونی ، برپدرمادر مردم آزار وشروورگو لعنت


    •   A.t.i.s.h
    • 1 روز،2 ساعت
      • 0

    • آفرین پسر خوب ،بازم بکن


    •   sinema
    • 1 روز
      • 0

    • لایک ولی مگه کوری درست تایپ کن


    •   arash-189
    • 21 ساعت،42 دقیقه
      • 1

    • کمتر جق بزن کیری
      موقع نوشتن اون صابون9 رو بذار کنار


    •   arsisp
    • 19 ساعت،18 دقیقه
      • 1

    • تو ئیوث سواد داری؟ نقطه میدونی چیه؟


    •   arsam_king2020
    • 16 ساعت،18 دقیقه
      • 1

    • کییرم دهنت آخه من با کجای این داستان جق بزنم هاااان ؟ با کودوم قسمتش کلا تخیلات کیرم رو به هم زدی دیس دیس دیس ?


    •   Ashkansoheily021
    • 15 ساعت،7 دقیقه
      • 1

    • باباتم زنتو میگایید بدون تو??


    •   Poria30tehhran
    • 13 ساعت،47 دقیقه
      • 0

    • پوریام ۳۰ تهران
      دنبال خانومی تنها هستم که از نظر زیبایی خوشگل باشه و تو سکس خیلی داغ باشه
      سن و سال برام مهم نیست مهم حشری بود نه
      زوج هایم که دوست دارن بیان


    •   Namos@kon
    • 12 ساعت،52 دقیقه
      • 1

    • و امیر بعد از نوشتن داستان سه کام حبسی گرفت پیک نیک را خاموش کرد


    •   bhman2543
    • 12 ساعت،3 دقیقه
      • 0

    • نوش جونت


    •   matinkhan3
    • 11 ساعت،19 دقیقه
      • 0

    • واقعا گاییدش ?????


    •   royaei
    • 8 ساعت،45 دقیقه
      • 1

    • خوشبحال کسایی که این داستان رو نخوندن ؛
      نه ویرایشی نه جمله بندی درستی آخه این چیه نوشتی ؟
      از نوشتن سر در نمیاری لااقل بگو یه با سواد برات بنویسه ؛
      موفق باشی


    •   Torres.a.z
    • 7 ساعت،31 دقیقه
      • 0

    • **>


    •   haamed khan
    • 7 ساعت،25 دقیقه
      • 0

    • در روح و جانه من میمانی ای وطن


    •   Mddi6242
    • 6 ساعت،20 دقیقه
      • 1

    • میتونستی بهتر تعریف کنی و بعدشم بگی چی شد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو