کس معشوقه قدیمم

    بارون خیلی بدی میومد و محکم به شیشه های مغازه میکوبید و با اینکه ساعت هشت بود اما هوا به شدت تاریک بود داشتم صندوقو میبستم که صدای باز شدن در کلافه ام کرد
    میخواستم برم .... مشتری بی موقعه!
    _مغازه بستس
    صدای برداشتن وسایل و شنیدم
    _برای خرید نیومدم
    با شنیدن صدا دستم روی کلید صندوق موند
    نمیخواستم نگاهمو بالا بیارم
    تپش قلبم و زیر گلوم حس میکردم
    سرمو بالا گرفتم به امید اینکه درست شنیده باشم.




    معذب توی ماشینش نشسته بودم موهای لختش که تا گودی گردنش کوتاه شده بود خیلی بهش میومد
    _خوشگل تر شدی
    این حرف و ناخوداگاه زدم و خندید
    خندید و من نفهمیدم چرا دلم هزار تیکه شد
    موهای کوتاهم و تو اینه نگاه کردم قیافم بیش از حد جدی بود سعی کردم نرمتر نگاهش کنم که ملودی صداش و دوباره شنیدم
    _نشاط؟
    میخواستم بگم جانم اصلا بگم جان دلم ولی فقط گفتم
    _بله؟
    _میتونیم به همدیگه یه فرصت بدیم؟
    به جای صندلی به در ماشین تکیه دادم که چهره اش و کامل ببینم
    چهره ای که هشت سال پیش تو فرودگاه رفت بین ابرا
    _چه فرصتی؟
    خجالت نمیکشیدم از اینکه نگاهش کنم
    نگاهمو روی تنش کشیدم
    از چشماش که بخاطر مژه های سنگینش خمار بود تا لباش که برق میزد و بخاطر هیجان کمی میلرزید
    گردن بلند و سفیدش از دیر جواب دادنش فهمیدم منتظره که بدنشو با نگاهم لمس کنم
    نگاهم از روی تاپ جذبش به سینه هاش افتاد
    انگشتم و کنار لبم کشیدم
    بیتابم میکرد
    _فرصت با هم بودن
    اسمش باران بود ولی من دلم میخواست اسمش آسمان باشه چون آسمان محو کننده بود و دست نیافتنی
    کمربندش و باز کرد و دستش و رو رون پام گذاشت و خودش و کشید سمتم به صورت بی نقصش خیره شدم بلد بودم چطور با نگاهم از پا درش بیارم
    درسته!عشق اول تکرار نمیشه ! ولی اگه تموم بشه دیگه با خود اون فرد هم تکرارش امکان نداره!
    یا الان شهوتم به خاطر بدن بی نقص و سکسیش بالا زده بود یا اینکه هنوز عاشقش بودم!
    دستاش رو گردنم اومد لباش و کنار گوشم حس کردم
    _من و تو ممنوعه بودیم! دو تا دختری که عاشق هم بودن...من میخوام به تو برگردم!
    در حالی که پاهام از حرکت لباش کنار گوشم سست شده بود گفتم
    _تو میری
    دستاش داخل موهای کوتاهم رفت
    _فقط میدونم که میخوامت نشاط
    بوی سکس و ازش حس میکردم
    کمرش و کشیدم رو پام و صندلی و عقب دادم نفسای تند میکشید
    دستش رو سینه ام نشست در حالی که با شیطنت لبای گوشتیش و گاز میگرفت نوک سینه ام و گرفت
    گذاشتم کارشو بکنه نیازش داشتم دکمه های پیرهن مردونه چهارخونه ای که پوشیده بودم و باز کرد نگاهش و به چشمام داد که بیتاب بود نیم تنه ام و بالا داد جریان سر هوا باعث شد بدنم و بالا بکشم و اه ارومی از حرکت دستاش بکشم
    نقطه حساس بدنمو هنوزم خوب میشناخت
    زبونش و روی سینه هام حس کردم و موهاش و تو دستم گرفتم نوک زبونش و مکشاش داشت دیوونم میکرد حس میکردم خیس خیسم
    صورتش و گرفتم و محکم لباشو بوسیدم سینه هامو تو دستاش فشار میداد و نوکشون و نیشگون میگرفت تو دهنش ناله کردم صدای دورگه ام زمزمه کرد
    _بریم خونه من
    **
    در خونه رو پشت سرم بستم
    هلش دادم سمت اتاق مانتو و تاپش و در اوردم شلوار جینش و خودش با عجله پرت کرد و خودمم پیرهنم و در اوردم
    دستشو رو تنم کشید از بالا تا پایین
    دستاش و گرفتم و پرتش کردم رو تخت
    به سینه های گردش خیره شدم
    اون نوک برجسته سینه. هاش
    شکم تختش و از همه مهمتر اون کس سفیدش که زیر شرت مشکی توری بود
    دستامو رو سوتین نازک ث توریش کشیدم
    از همون روی پارچه زبونم. و رو نوک سینه هاش کشیدم
    اه و ناله های اب و تاب دارش شروع شد
    یه لحظه تو مغزم چرخ. خورد تو این هشت‌سال زیر. چند نفر ناله کرده با حرص سیلی محکمی به سینه. هاش. زدم
    با خشونتم اشنایی داشت
    _نشاط من مال تو ام ..
    حرفش جری ترم کرد
    نوک سینه اش و تو. دهنم گرفتم. و با دست. دیگه. ام سینه اش و فشار دادم
    کسش و به زانوم که وسط پاش. بود فشار میداد
    سیلی محکم تری به سینه هاش زدم
    _بشمار...به اندازه هشت تا بشمار
    میدونست چرا هشت تا! چون هشت سال نشاط و فراموش کرده بود
    با تمام قدرتم سینه هاش اسپنک میزدم
    تا عدد هشت و شمرد به رد دستام خیره شدم
    انگشتم اروم از رو شرت کسش و مالید به قیافه اش خیره شدم که تو اغما رفته بود دستمو تند تر روی چوچولش تکون دادم که صدای اه اه تندش بلند شده بود و دستمو چنگ میزد که بیشتر بمالمش
    دستمو سمت کس‌خودم بردم و مالیدمش همزمان که اونو میمالیدم داشتم ناله میکردم شرتش و در اوردم و کسش و با دستام باز کردم
    به چوچول گردش نگاه کردم و در حالی که از پایین به سینه های گردش نگاه میکردم. نوک زبونم و به چوچولش زدم
    دستاش سینه هاشو وحشیانه چنگ میزد
    زبونم و تند تر تکون داد
    _من جنده توعم نشاط ... منو بکن
    تف ارومی کردم و انگشتم و جای زبونم گذاشتم
    دلم میخواست جرش بدم
    خودمو بالا کشیدم و. شرتمو کنار زدم
    فهمید باید چیکار کنه من روی زانوهام. بلند شدم و سرش و بیین پام برد تا زبونش. و رو کسم. حس کردم تاج تخت و چنگ زدم و ناله. بلندی کردم و موهاشو با دست دیگم کشیدم
    _آه خوب میخوری جنده
    میدونستم از فحش خوشش میاد خودمو رو دهنش تکون دادم و بیشتر موهاشو کشیدم چشمام بسته شده بود نمیخواستم به این زودی ارضا بشم
    خودمو عقب کشیدم اب از کسم روون بود به لبای خیسش نگاه کردم
    _برگرد و سگی شو
    _چشم
    خوشم میومد از این کارایه کون قنبل شده سفیدش نگاه کردم
    دستمو بالا بردم و محکم کوبیدم اخ بلندی گفت
    _ااههه لطفاااا دردم میاد
    محکمتر کوبیدم
    هق هقش و شنیدم
    _نشاط
    خم شدم واز کشو دیلدو و کمری اش و برداشتم با دیدن دیلدو خواست بلند شه که کمرش و گرفتم
    _بمون تا جرت ندادم
    دیلدو خیلی کلفت و بزرگی بود
    کمرش و گرفتم و خیلی اروم سرش و داخل کسش کردم که جیغ کشید
    محکم رو کونش کوبیدم و همه دیلدو رو یکهو داخل کردم صدای اب داخل کسش تو اتاق پیچیده بود ازش بیرون کشیدم و رو تخت خوابیدم
    رو دیلدو نشست و بهم خیره شد خودشو محکم بالا پایین میکرد و سینه هاشو با دستاش میمالید
    دیدم که دستش سمت کسش رفت و دایره ای چوچولش و میمالوند
    دستش و کنار زدم و از رو دیلدو بلندش کردم
    روم خیمه زد و دیلدو رو کمرش بست
    من تا حالا کسی توم نکرده بود
    هیش اروم گفت و دستمو کنار سرم گرفت
    _من جنده توعم
    حرکت دیلدو رو توم حس کردم کمرم و از تخت فاصله دادم
    نفسای صدادار میکشیدم
    سرمو به بالش تکیه دادم سانت سانت داخلم داشت میرفت
    کامل داخلش کرد
    کمرشو چنگ زدم
    _اه باران اااه تندتر
    سینه هامو حرفه ای میمالید و میخورد
    روی نوک سینه هام تف کرد و انگار که داره چوچولم و میخوره نوکش و ساک زد
    داشتم از حشری بودن دیوونه میشدم
    پاهامو دور کمرش حلقه کردم
    اینقد محکم کوبید که خسنه شد زیونش و رو شکمم بعد کس خیس و ملتهبم حس کردم
    تف کردنش و شنیدم و حرکت زبونش
    از شدت شهوت گریه ام گرفته بود
    موهای بلندش و تو دستام کشیدم
    صدای ناله ام اتاق و پر کرده بود
    تمام سینه هام کبود بود
    اینقد زبونش و محکم و سریع کشید که با اخرین ضربه اش با یه جیغ بلند ارضا شدم
    روم خیمه زد
    جامونو عوض کردم به خاطر ترضا شدن بیحال بودم
    ولی اون سینه ها و کس سفیدش گاییدمی بود


    نوشته: ؟

  • 5

  • 23




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 هفته،5 روز
      • 9

    • خوار مادر تخیل (rolling)


      فقط اونجاش که می گه: اه باران اااه تندتر(پوکیدم از خنده)


    •   iraniact
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • کیرم تو داستانت ننویس .


    •   boyboy36
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • امشب داستانا چرا اینجوری هستن :(


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،5 روز
      • 19

    • وزیر ابله میاد تو تلویزیون میگه نمیدانم چرا رشد جمعیت در ایران زیر یک درصد است!! چون پسرا جمیعا کون میدن دخترا هم لز میکنن احتمالا اسکل هنوز فکر میکنه بچه ها رو لک لک میاره!!(biggrin)


      پس نوشت: یکی ادرس شهوانی رو براش بفرسته ثواب داره!!(biggrin)


    •   مردزخمی
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • کیررم تو مغز معیوبت ررررریدی


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 هفته،5 روز
      • 9

    • گی کم بود. لز هم بهش اضافه شد. (dash)


    •   soan_bendiii
    • 1 هفته،5 روز
      • 11

    • به عنوان کصتان اخر هم ریدی تبریک.


      این نقطه هایی که نمیزاریدو تو کدوم بانک سرمایه گزاری میکنید ؟ بگید ماهم بریم سودشو بگیریم.


    •   Alfred_H
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • بوی سکس چجوریاست؟
      مصنوعی بود.


    •   سناتور_جان_مککین
    • 1 هفته،5 روز
      • 7

    • همون دیلدو تو کونت،کصکـش (erection)
      ادمین امشب بد ریدیاااا (sick)


    •   Mester.kir
    • 1 هفته،5 روز
      • 7

    • مژده مژده


      بعد جدیدی از کصخلیت وارد شهوانی شد!!


      آخرش نوشتی بخاطر ترضا شدن بیحال بودم .
      در اینجا جا داره یادی بکنیم از مادر ترزا و بگویم عصای آن مرحوم تو کیونت.


    •   mahdiiiiieeeee72
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • نفر سوم رابطه زوج هایه باهال.تجربه داشتم قابل اعتماد متشخص اهل حال همه جوره برایه لحضاتی خوش کنار هم بودن و لذت بردن از سکس سه نفره


    •   sigmundfreud
    • 1 هفته،5 روز
      • 2

    • اولای داستان املات تقریبا خوب بود. اخرش که جقتو زدی؛ دستات لرزیدن و ریدی با نوشتنت...


    •   pooyagreen
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • ما نفهمیدیم چی شد بالاخره ، کی کی رو کرد
      هردوتاشون دختر بودن یا مغازه داره پسر بود
      هر چی بود تخمی بود
      ننویس لطفا


    •   kokarostam
    • 1 هفته،4 روز
      • 11

    • تخمی


      جناب علامت سوال، چند خط خوندم، نفهمیدم چی شد. دوباره خوندم، درست متوجه نشدم. بار سوم که زور زدم و ده خط خوندم، فهمیدم که عیب از گیرنده نیست، عیب از خود فرستنده است که فاعل و مفعول رو قاطی کرده. خب مگه داری رمان مینویسی که اینجور با کلمات به طرز ناشیانه بازی میکنی؟ این طرز نقطه گذاری رو از کجات در آوردی؟ اگر میخواهی رمانتیک بنویسی باید داستانت طولانی باشه و در چند قسمت باشه، در غیر اینصورت جالب نمیشه. بگذریم، نتونستم بخونمش چون جذبم نکرد. در ضمن، به نظر میاد که پسر هستی و یک داستان خارجی باشه. چون زن مغازه دار و تنها در شب؟ توی ماشین با تاپ جذب؟ بدون روسری و مانتو؟ یک ایران موازی داریم؟ بیشتر کار کن.


      ها کـُ‌کا


    •   PUNISHER2020
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • داغوووون حشری هستی لااقل دستت رو روی دکمه نقطه کیبورد بردار.


    •   Araz52
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اخ عالی بود


    •   ilyaaaaaa
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • پایه سکس ضربدری بیاد


    •   Sepidarsal
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • گمشو کودن


    •   Nikan.aa
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • نمیخواستم‌ نظر بدم اما‌ واقعا آبروی همه داستان نویسارو بردی انقد چرت و پرت گفتی که آدم نمیفهمه دختری یا پسر؟ اگر دختری واقعا برات متاسفم اول داستان میگی موهاش تا گودی گردنش بود که خب معلومه بلند نیست بعد یه جا میگی موهاش بلند بود و موهای بلندشو چنگ زدم و خیلی سوتیای دیگه!!
      خواستی داستان و مرموز بنویسی اما خیلی بد از آب در اومده خیلی...
      بعدم کوس بین پای آدمه جای دیگه نمیتونه باشه که منگول میگی:
      ” کسش و به زانوم که وسط پاش. بود فشار میداد“
      در ضمن وقت کردی یه دو دیقه پای کلاسای مجازی آموزش سواد عمومی بشین همه فعلارو پس و پیش گفتی و همینطور خیلی جاها جمله از زبون خودت بوده بعد فعلش به شخص دیگه مربوط شده قبل ارسال یه بار داستانتو میخوندی لااقل...!


    •   1376Alone
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • دسخوش به این قلم


    •   Dawyn
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • لنتی عالی بود.


    •   Marshaall_Boss
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • این شاخه اون شاخه پریدنت از اول متن باعث سردرگمی خواننده میشه.من شخصا نپسندیدم چون اول متن جای اینکه جذبم کنه کلافه م کرد.دیس تقدیم شما.


    •   cheshm_basirat
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • چرا همه چیزش گرد بود خانم لوزی با معشوقه دایره با یک دیلدو خخخخخخ


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • ترضا؟
      گاییدمی بود؟
      هیش؟
      موهاش کوتاه بود یا بلند بالاخره؟
      خیلی مزخرف بود.خیلی.مثل خودت و رفیقت و تخیلت و مغز معیوبت
      بروعمو


    •   sinax1988
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • چی شد کی کرد کی داد کی خورد کی ساک زد دیلدو
      خدا رحم کنه به پروردگار


    •   Akhaleghi
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • کیرم دهنت کصکش تا وسطاش خوندم بعد فهمیدم داستان لز نوشتی!
      کصکش


    •   Danifaker
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • باید مادر نویسنده رو گایید خارکوصه اخه این پوزیشن هایی که تو زدی واسه اتوبوس بود نه تو ماشین کیرم تو دهنت (rose)


    •   Eliminator01
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • خخخ اه تندتر


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو