کس و کونمو جر دادن

    سلام من مهسا هستم 26سالمه از 21 سالگی از دوست پسرم بکارتمو از دست داده بودم و الان هم باهاشم و این جریان با او این اتفاق افتاد. ایم اون مهدی و 6سال از من بزرگتره وعاشق اینه که 1 زن با دو تا مرد باشن تو سکس و لی من برعکسشو میطلبم.خلاصه که یه روزقرار شد دوستشم بیاد و 3نفره سکس کنیم اما من چون تا حالا این کارو نکردم خواستم اون وسط سکسمون بیاد تو اتاق اونم از خداش بود.
    شروع کرد لبامو خوردن و دکمه های لباسمو باز میکرد گردنمو میخوردو چنگ میزدم به سینه هام خیلیییییی حالمیداد دوس داشتم هرچی زودتر نوک سینه هامو بکنه تو دهنش و می بزنه تا نفی نفی زدنام شرو شه گردنمو میخورد و من هم شروع کردم گردنشو خوردن خوابوندم رو تخت سوتینمو باز کرد سینمو کرد تو دهنشو با ولع میخورد منم میگفتم اییییییییی محکمتر بخور ،گاز بگیر زود باش اونم اینکارارو میکرد من بادستم کیرشومیمالوندم حسابی سفت شده بود کیر دراز و یکمی هم کلفتداشت که من عاشقشم .اون سینه هامو میخورد هنوز پاهامو که تکون میدادم احساس میکردم که کسم خیسه خیسه و شورتمم خیس شده من بلن شدم و زیپ شلوارشو یاز کردم اونم شورت وشلوار منو دراورد من 4دستو پا نشته بودم کنارش و جوری که باسنم سمت سرش بود و اروم سر کیرشو لیس میزدم و اونم محکم با دست باسنموفشار میداد از پایین تا بالای کیرشو لیس میزدم موهامو گرفته بود تو دستش و کیرشو تا تهتو دهنم کرد تا ته گلوم رفته بود اما باز یه کمش از دهنم بیرون بود اونم هی میگفت جوووووووووون دوس داری بره تو کست ؟ میگفتم اره اره میخوااااام میگفت بخور پس تا جرت بدم . و بادست به کسم ور میرفت با دو تا انگشت کرد تو کسم و من با لبمکیرشو فشار دادم و گفتم اهههههههه وای وای و جلو عقبش میکرد باسنمو دادم به بالا سینه های خودمو فشار میدادم و اون دستشو د ر اوردو گفت پاشه بشین روش منم که داشتم میمردم که یه کیر زود بره تو کسم تف ریختم تم روکیرشو اروم اروم نشستم روش صدای اهههههه و اوخم همه جاروگرفته بود داشتم روش بالا و پایین میشدم که میگفتم وای مهدی عجب کیری داری ای دارم میمرم مهدی بغلم کرد و دستشو قلاب کرده بود دور کمرم و کتفم و خودش داشت کیرشو محکم تکون میداد که من میگفتم ایییییییییییی چه حالی میده چه حالی میده وای بکن بکن دارم جر میخورم که مهدی سعید دوسشو کهتاحالا ندیده بودم و صدا کرد من یهویی هل شدم خواستم بلند شم که مهدی محکم منو بغل گرفته بود و نمیذاشت بلند شم گفتم توروخدا میترسم گفت چیزی نمیشه و لبامو کرد تو لباش که حرفی نزنم .
    تمام فاز سکس ازم رفته بودخیلی ترسیده بودم که مهدی شروع کردکیرشو تکون دادن من لبامو دراوردم و گفتم ایییی مهدی ول کن هرچی میخواستم مقاومت کنم نمیتونستم مهدی میدونست من دوستدارم محکم تلبه بزنه شروکرد محکم تلمبهه زدن که گفتم اوووووووووووف اخ اهههه مهدیییییییی دیدمدوستش بادستاش باسنمو فشار میداد از ترس و لذت داشتم میمردم دوستش اومد کنار من دیدم تمام لباساشو دراورده مهدیگفت مهسا کیرشو بخور یالا من همش سرمو میچسبوندم به مهدی که اینکارو نکنم دوستش سرمو کشید بالا گفت مهساجون نازنکن کیرشو اورد جلو دهنم فشار میداد تا بخورم مثه لاشیا رفتار میکرد به زور کرد تو دهنم کیرشو بالبام از لذت کیر مهدی فشار میدادمو و اون خودش جلو و عقبش میکرد تو دهنم و سینه هامو میمالوند خیلی شری شده بودم خودم داشتم با ولع کیرشو میخوردم یه طوری که دادش درامده بودو میگفت اخ عجب چیزیه مهدی پاشو تا بگامش مهدی ارم کیرشو کشید بیرون و منو 4دستو پاشدم مهدیگفت کیرمو بخور عزیزم .کیرش خیسه خیس بود اووف لیس میزدم که اون محکم میزد رو باسنم و کیرش که خیلی کلفت بودوکرد تو کسم جیغ زدم گفتم اییییییی کلفته مهدی مهدی درد داره مهدی خوشش میومد میگفت جوووون مهسا توروخدا تحمل کن تا مهدیت حال کنه منم که تا حالا کیری جز ماله مهدی تو کسم نرفته بود مال سعیدم خیلی کلفت بود خیلیییییی که احساس سوزش داشتم اما خیلی هم حال میداد تند تند داشت تلمبه میزد و منم با دست باسنمو کشیده بودم تا کسم بازتر شه همش میگفتم اخخخخخخخخخخخخخخخ کلفته کلفته مهدی دارم جر میخورمممم اه اه سعیدم میگفت چقد تنگه کیرم داره میترکه و محکم تر میزد رو باسنم و میکرد مهدی گفت مهسا ممحکم تر بخور ابم داره میاد اما این سعید کس مارو ول نمیکرد مهدی بهش گفت خسته شد بخوابونش خابوندم روبه کمر دردم خیلی کمتر شده سعید سینمو کرد تو دهنش و میخورد و کسمم میکرد مهدیم که کیرشو تا ته تو دهنمجلو عقب میکرد دیگه کم اورده بودم میگفتم ایییییییییییییی خدا بسه بسه اووووه مهدی ابشو ریخت رو سینم و سریع پاکشکرد اومد بالا سرم نشتتا ببینه که چه جوریمنو جر میده سرمو گذاشتم رو پاش دوتا پامو کشید بالا مهدی و گفت سعید محکم محکم دیگه سعید جو گیر شدو چنان محکم میزد که جییییییغ میزدمو صدای تلبه زدنش داشت دیوونم میکرد اخ و اوخم بیشتر شد میخواستم اضا شم مهدی میگفت جووووووون نازی ببین داره کستو ر میده مگه نه میگفتم اره ارههه مگفت کلفته منم میگفتم خیلیییییییییی ای ای کسم داغ شده واییییی سعد جوووووووووووون که داشتم اخ و اوخ میکردم که ابم اومد و شل تر شدم. سعید کیرشو اورد که بخورمش داشتم میمردم ابش نمیومد مهدی بهش گفت از عقب بکبنش تنگه زود میاد منمگفتم وای نه مهدی تورو خدااااا سعید که خیلی خشنو لاشی بود تو سکس گفت چه لویه پاشو 4دستوپاشو ببینم پاشو وگرنه تا صبح از کس میکنم و به زورمنو چرخوند میگفتم مهدیییییی نذار خوب محل نمیذاشتو و فقط به سعید نگاه میکرد سعیدم دست زد زیر کمرم کشیدم بالا و 4دستو پام کردد کرم برداشت زد به کیرش و سوراخ کونم و اروم فشار میداد بره تو من بالشو فشار میدادم و میگفتم اییییییییییییییی نمیره نمره تو اشغاللاااااااااااااااا به زور بعد از 2/3 دقیقه سرشو کرد تو که من شرو کردم به گریه کردن . میگفتم نههههه از کس بکن از جلووو توروخدا اییییی و گریه میکردم و بیشتر فشار میداد .مهدی دستامو محکم گرفته بود و من گریه میکردمکه به سختی جلو عقبش میکرد که خودش گفت طفلی یکم خون اومد اما ادامه میداد و منم که مهدی دستمو گرفته بو از بس جیغ یزدم دیت گذاشت جلو دهنمه و همش میگفت الان تمام میشه یکم صبر کن و سعید محکمتر جلو عقب میکرد و اه و وایش راه افتاده بود منم داشتم میمردم میگفتم ایییییییییییییییییی خداااا اخخ مهدیی کمکم کن گریه میکردم که سعید کیرشو دراورد و بلندم کردن سعد رفت زیرم و از کس کرد تو من رو اون بودم که سعید منو محکم گرفت و گفت مهدی تو از عقب بکن من میگفتم نههه وای مهدی زخم شدمتوروخداااااااا نه صسعید گفت بسه بابا خفه شو دیگههههه اه مهدی ام کیرشو بایکم فشار کرد تو سعید بازش کرده بود تلمبه 4یا 5بود که از حال رفتم که وقتی به حال خودم اومدم لخت تو تخت بودم و مهدیم کنارم دراز کشیده بود که تا 3روز از درد کونم نمی تونستم بشینم .


    نوشته:‌ مهسا

  • 16

  • 5




  • نظرات:
    •   Kya hosh
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • قبل اینکه کون بدی هم کونی بودی خبر نداشتی که اینجور دم به تله دادی


    •   امام زاده بیژن
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • سخته درسم...
      رسيده وقت رفتن...
      سر امتحاني كه ميدونم تهش ردم...
      حس ميكردم حرفاي استاد با خرخوناشه...
      اونجا بود كه فهميدم اين قصه اولاشه...
      وقت امتحانو ريدن به برگمه...
      تو خودت ميدوني كه ريدم الكي جو نده...
      حرفاي خانوادمم كه نمك زخممه...
      تنها دلخوشيمم ترم هاي بعدمه...
      و باز منمو حسرت يه نمره ي بيست...
      ... كه استاد بنويسه گوشه ي ليست...
      ميدوني چند بار افتادم براي يه درس بگذريم...
      ديگه بيست گرفتنشم برام مهم نيست...
      تو كه ميدونستي دانشجوي ترم آخرتم
      بگو با من ديگه چرا د اخه نوكرتم ..


      "اصل شعر از دکتر ح جیمی با هـ اشتباه نشه"
      "کسشعر از اینجانب"


    •   puma.1993
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • میگن یه دانشجو چرا درس نمیخونه؟یه سال365 روزه52 روزش جمعه است, میمونه 313 روزحداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم میمونه 263 روزمیانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم این میشه 122روز و باقی میمونه141 روز... هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریماین میشه 15 روز و باقی میمونه126 روزروزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روزمیانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر, ساعتهای خالی بین کلاسها و رفت و آمد مسیر دانشگاه و خونه این میشه 60 روز و باقی میمونه 36 روز31 روز تعطیلات رسمی سالانه, میمونه 5 روزخوب عزیزم ما هم آدمیم سالی 4 روزم مریض میشیممیمونه یه روز, چه تصادفی اون یه روزم روز تولدم :|تموم شد و رفت..!!!امیدوارم همه قانع شده باشن...!:-)))))))))


    •   amoro316
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • دستان مسخره ای سر هم کرده بودی. فیلم دیده بودی و اینو از روش نوشتی؟؟؟


    •   Raha.1
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • Badi nabud :)


    •   rezabala2560
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • گوزیدم تو مخت
      امثال تو سکس و به لجن کشیدن دیگه
      پسره احمق


    •   soltan_jojo
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اصولاتوهمین دختره توشهوانی نیستی ک بهت شماره دادم واومدی خونمون...؟!!!


    •   kiircombo
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • تا «ولع» خوندم
      از این کلمه متنفرم
      نمی دونم چرا همه با «ولع» سینه می خورن
      اااااااااه


    •   raha3k30
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • خیلی مسخره بود ولی اینجوری برداشت کردم؟! خیلی جنده تشریف داری
      دوستان زحمت فحش رو بکشین:-D
      دیگه چرندیات ننویس جنده خانوم


    •   raha3k30
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • خیلی مسخره بود ولی اینجوری برداشت کردم؟! خیلی جنده تشریف داری
      دوستان زحمت فحش رو بکشین:-D
      دیگه چرندیات ننویس جنده خانوم


    •   minaazad34
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • من خیلی خوشم اومد چون صادقانه نوشتی به چرندیات این آقایون گوش نده مهم صداقته که اینها ندارن


    •   minaazad34
    • 7 سال،5 ماه
      • 4

    • چرایه زن از سکسی که دوست داره و انجام داده با صداقت میگه میشه جنده ولی شما مردها هرچی بگید و عمه و خاله خودتونوهم بکنید آقایید؟


    •   ehsangomez
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • it is ok baby because every body fucks LALALALLALALALLLALALALALALA because every body fucks


    •   .romina.
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • یعنی من دیوونه اینایی هستم که استاتوسای فیسبوکو تو کامنت میذارن،کل اعصاب خوردی و فحشهای تو ذهن آدمو میپرونن :D


    •   Dorsaa jigmal
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • عزیزم حالا ازینکه کس وکونتو جردادن ناراحتی مگه؟ خب تنت میخارید دیگه خوبت کردن، وسط کون دادن بیهوش شدی؟!! جل الخالق


    •   minaazad34
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • ولی خیلی حال کردی ها


    •   EIS
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • بد تبود


    •   why sex
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • خاك بر سرت كنم كس كش به جاي اينكه بري كس بدي ميرفتي يكم كس مي خوندي يه كس مي شدي!كسو


    •   hojji-tanha
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • داستانت خوب بود ولى ازاينكه اجازه دادى اون كثافت دوستشوبياره اعصابم خرد شد.آخه چراهنوز باهاش دوستى؟پسره كثافت.اه اه واقعأ كه


    •   2013 DX
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • بر گا رفته
      عنوانی زیبا برای داستانی از جنس گه
      کارگردان مهسا
      برنده کیر بلورین از جشنواره مهدی ......
      ریدم تو ....!


    •   kourosh_has1976
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • آی گفتی minaazad .....


      ......


    •   sarina1372
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • kheyli khub bud ;-)


    •   mehdi 32
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • قوه تخیلت خیلی خوبه فقط کمتر فیلم نگاه کن


    •   mehdi 32
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • قوه تخیلت خیلی خوبه فقط کمتر فیلم نگاه کن


    •   mehdi 32
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • قوه تخیلت خیلی خوبه فقط کمتر فیلم نگاه کن


    •   Armankermani
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • عزیزم یه کم زیادی اب وتابش دادی ولی بد نبود.در ضمن شما که دوست داری برای سکس دو تا زن باشه با یه مرد بیا من تو رو با دوست دخترم با هم جر بدم که لذتم ببری جیگر...


    •   Armankermani
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • من با شما هم سنم اخه مگه پسرایی مثل ما مردن که رفتی با یه نامرد 6 سال از خودت بزرگتر سکس میکنی ندا میدادی بچه ها بودن


    •   - اصن یه وضعیـ -
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • اولا - بگم کیر تو خودتو معلم اول دبستانت با این ادبیاتت


      دوما - اومدی داستان بنویسی یا برینی ؟! "...از 21 سالگی از دوست پسرم بکارتمو از دست داده بودم و الان هم باهاشم و این جریان با او این اتفاق افتاد. ایم اون مهدی و 6سال از من بزرگتره..." خودت بخون ببین چی نوشتی 200 تا از اوردی؟!! " ایم اون مهدی " چـــــــــــی ؟! این اون مهدی ؟! اخرش کی شد ؟! :دی


      سوما - یه اسم قشنگ برا مطلب بزار !! " کس و کونمو جر دادن " اولا بگم به کیرم که جر دادن دوما این اسم یعنی من جندم.. :دی بهتر بود میزاشتی " کسو کونه من جندرو جر دادن " قشنگ تر نیست به نظرت ؟!!! :دی


      چهارما - اینجا جنــده خــونه نیست هــر جــنده ای بیاد داستان بنویسه چون معلومه چه گــندو گهیــه !!!!


      پنجما - کیرمم تا دسته تو مخ اون دوست پسر بی غیرتت کنن


      ششما - کـــــلا کیــرمم نیســتی


      هفتما - ریــــدی جمع کـــن بـــرو جقتـــو بزن


      هشتما - هـــمه فهــــمیدن پســـری


      نهما :دی - ببخــــشید همگـــی که طـــولانی شد :دی


    •   007mrsp
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • کس خل خرت کردن


    •   MISS RAMESH
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • ترسیدم. این چی؟
      خااااک دو عالم تو سر کچلت با این دوست پسرت که بعد این همه دوستی تو رو با دوستش شریک شد.
      البته داستانت بویه جلقیات و چاخان پاخان میداد.


    •   khodemon
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • mozakhrafe aslan ba aghl jor dar nemiad in dastane...


    •   ddai.1
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • سلام مهسا
      داستانت قشنگ بود یه جوری شدم وقتی خوندمش یه جور خوب.
      کاشکی منم اونجا بودم .میکردمت.باید تیکه خوبی باشی واسه کردن
      فکر کنم مینا ازاد هم خوششش اومده .
      کاش منو مینا هم اونجا بودیم
      اون دوتا مشغول تو بودن
      منم مشغول مینا


    •   ddai.1
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • کاش منو مینا هم اونجا توی اتاق بودیم
      فکر کنم مینا از داستانت خوشش اومده.


    •   mehran1100
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • نظری ندارم


    •   Ali das
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • برات متاسفم كه ارزش خودتو نمي دوني و خودتو در حد يك فاحشه پايين مياري


    •   ایمان 20
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • باحال بود دمت گرم


    •   m.m10
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • گاییدنت دیگه .... خداییش من حوصله ندارم داستان بخونم اینا چ حوصله ای دارن دو سه ساعت میشننو این چرت و پرتارو درمیارن .. هه


    •   kambiz22
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • to ham badet nemioumad ke hamzaman 2ta kir bokonanet


    •   mohandes kos kon
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • مهندس میگه:
      احسنت.
      من که توی تموم عمرم اینقدر قانع نشده بودم


    •   man ehsasiam
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • ن.فک کنم ساخته ی تخیلات خودت بود.
      ب هر حال ممنون ک زحمت کشیدی


    •   صبا6666
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • خوب بود ولی خاک دو عالم تو سرت جنده ات


    •   amin RI
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • 4 دست و پا
      4 دست و پا
      4 دست و پا
      گاییدیا کار دیگه ای بلد نبودی فقط چهار دست و پا


    •   m...r...b
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • خوب تعرىف کردى ولى سکست خىلى قديميه .به روز شو عزىزم


    •   omidas007
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • اخه کس خل جغی چی فکر کردی این کس شر هارو نوشتی کیرم تو مغزت رفت


    •   raminkoloft
    • 4 سال،1 ماه
      • 0

    • الانم دوست داری با دو تا کیر حال کنی؟


    •   altec73
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • مگه مجبوری چرت بنویسی مردیکه


    •   عقبدوس
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • عجب دوست پسر نامردی داری!
      رسما بهت تجاوز شده


    •   terminatord402015
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خوب بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو