کس پیر اما تنگ

1399/09/22

سلام این نه داستانه نه تخیل پس فحش ندین.
اسمم هوتنه 25 سالمه.زیادم ادم جذابی نیستم کیرمم به شدت معمولیه نه مثل بقیه که معلوم نیست از کجا آمدن که 30 سانته و خیلی کلفته و … این قضیه هم از پارسال شروع شده تا همین الان.
از وقتی دنیا آمدم توی یک خانه ویلایی سه طبقه با مادربزرگ و عموم زندگی میکردیم. تا اینکه وقتی 23 سالم شد سر قضیه فروش خانه ما از اون خانه رفتیم و یه خانه جدید خریدیم، اما مشتریه پیچاند و خانه ماند رو دستمان باز ما هم که رفته بودیم حال نداشتیم دوباره برگردیم و خانه کشی نکردیم.
بعد یه مدت زد و من ارشد قبول شدم و چون کرونا امده بود دیگه کلاسا مجازی شد و منم برای درس خوندن و نوشتن پایان نامه ام میرفتم خانه قبلی (هنوز چند تیکه وسیله مانده بود اونجا مثل میز و صندلی) توی این خانه چند تا گربه بود که من بهشون غذا میدادم و باهاشون بازی میکردم، ته کوچه ای که خانه ما توش بود یه پیرمردی بود (از اون کسکشا ها) با همه سر دعوا داشت و بیشتر به گربه های من گیر میداد. رو به روی خانه ی ما هم یه پیردختر 40 ساله هم با مادرش زندگی میکرد به اسم فرشته (واقعا اسم فرشته بهش میومد).
یه روز داشتم درس میخوندم که دیدم از تو کوچه صدای داد و بیداد میاد منم رفتم ببینم چه خبره دیدم همین چیرمرده داره یکی از گربه های منه میزنه و فرشته دختر مجرد 40 ساله همسایه داره جیغ میزنه که نکن. پیرمرده هم داد میزد میکنم ببینم کی مخواد جلومه بگیره (ببین چقدر کسکشه). من رفتم وگربمه گرفتم بردم تو و آمدم بیرون که دیدم کسکش خان داره میگه محله گند برداشته من زنگ میزنم چلیس و قبل اینکه بخواد کاری کنه من زنگ زدم پلیس و اخر سر با تعهد دادن و کلی دنگ و فنگ پیرمرده ازاد شد.
این دختر همسایه هم با اینکه 40 سالشه اما واقعا جذابه قدش حدودا 160 سانته و سینه هاش هم از پشت لباس واقعا قشنگ و جذاب بودن. اصلا هم چاق نیست فقط کمی پهلو هاش چربی داشتن.
خلاصه منم فرداش برای تشکر رفتم یکم میوه مثل زردآلو و آلبالو از درختای خانه کندم بردم برای فرشته و مادرش. زنگ زدم و فرشته اومد دم در و کلی تشکر کرد و گفت اگه دوباره خبری شد بهتون میگم.
گذشت تا بعد دو هفته من یه مدت نرفتم درس بخوانم، عموم کرونا گرفته بود و خطر داشت. عموم که خوب شد و من رفتم دیدم تا چراغ روشن کردم و داشتم آماده میشدم دیدم زنگ میزنن منم رفتم دم در دیدم فرشته اس. بعد سلام احوال پرسی گفت این مدت نبودین این پیرمرده دوباره گربه ها زده منم گفتم فیلمی چیزی دارین برای اثبات گفت اره و خواست برام بفرستش گفت بذارین تو تل میفرستمش از خونه و شمارمه گرفت و شمارش هم بهم داد گفت اگه خواستین شکایت کنین بگین من میام برای شهادت دادن.
دوباره رفتیم کلانتری و به خاطر اینکه تعهد داده بود براش جریمه سنگینی نوشتن و فرستادنمان خانه.
فرشته گه گاه سوال میپرسید و هر شب تقریبا چت معمولی داشتیم. یه روز تو خانه بودم و نرفتم برای درس خوندن. ساعت 6 عصر گوشیم زنگ خورد دیدم فرشته اس جواب دادم گفت شرمنده میدونم نیومدین فقط خواستم ببینم میتونین فردا که میاین قبلش این دوش حمام ما شیرش خراب شده درست کنین خودم بلد نیستم به خاطر کرونا هم نمیشه کسی رو اورد خونه شما بیشتر توی خانه این تا بیرون باشین منم گفتم حتما مشکلی نیست قبلا هم چندباری براش کولر و ابگرم کن و بخاریش رو درست کرده بودم.
فرداش من رفتم و دیدم کلا مغزی شیر زنگ زده اب ریخته بود روش دست هم میزدم مغزی میشکست. وقتی بهش گفتم گفت پس شما برین من فردا خودم یه شیر کامل میگیرم و اگه بشه بیاین اونو وصل کنین. منم دیدم مادرش نشسته و خیلی بده بگم باشه فردا میام و شاید فکر کنن برای پولشه که گفتم نه من الان میرم میگیرم دوشه حمامه شاید لازم بشه و بعد کلی تعارف رفتم براش اوردم و وصل کردم و مادرش گفت مرسی پسرم و خودش هم تا دم در امد باهام. شب که رفتم خانه دیدم توی تل پیام داده که یادم رفت بپرسم چقدر شد حساب کنم. منم گفتم شما مثل خواهر من و مادرتون هم جای مادر منه امکان نداره حساب کنم. گفت اما من نمیخوام شما داداشم باشین!!!
خیلی بهم برخورد و ناراحت شدم وگفتم پس باشه این شماره کارت منه شده 60 تومن و بدون خداحافظی اف شدم. هر وقت هم پیام داد بعدش با یکی دو جمله سر و تهش هم اوردم.
این قضیه یه دو سه ماهی ازش گذشت تا شد 15 مهر من دیگه دفاع کرده بودم و نمیرفتم خانه قبلی مگه برای سر زدن به مادربزرگم یه روز که داشتم میرفتم پیش مادربزرگم دیدم فرشته از رو به روم داره میاد منم دیدم زشته دیگه سلام نکنم و گفتم سلام و شروع کرد احوال پرسی و وسط حرفاش گفت چرا تازگیا سر سنگین شدی؟ منم گفتم سر اون حرفت بود که گفتی داداشی مثل من نمیخوای. گفت ببخشید اگه زودتر گفته بودی توضیح میدادم برات. گفتم چه توضیحی؟ گفت اخه کجا شنیدی خواهر عاشق داداش خودش بشه؟ من کپ کردم و پشمای تازه تیغ زدم ریخت. گفتم این حرفا چیه؟ که سریع حالت دویدن رفت. تا اون روز اصلا دید جنسی بهش نداشتم و فقط به خاطر همسایگی کمکش کرده بودم و احساس میکردم سر قضیه اون پیرمرده بهش بدهکارم. شب توی خانه دیدم یه ویس داده تو تل که داره گریه میکنه و حرف میزدم بینش گفته بود “من از بچگی بدبخت بودم داشتم ازدواج میکردم که بابام مرد و منم انقدر حالم بد بود که ازدواج رو بهم زدم بعدشم تا به خودم اومدم دیگه خواستگار نداشتم مامانم هم پیر شده بود و یه نفر باید ازش مراقبت میکرد، دیگه نشد ازدواج کنم بعدش تو اومدی و حرف زدن هامون باعث شد ازت خوشم بیاد حالا هم که عاشقت شدم و تو هم منو پس میزنی میدونم پیر شدم و کسی نمیخواند حتی نگاهم کنه (من تو دلم میگفتم خاک تو سرت تو انقدر خوشگلی که میشه جای دختر 27-28 ساله قالبت کرد به مردم بعد میگی زشتی؟) درک میکنم جای مادرتم باشه قبول فقط خواستم بگم که بدونی”. خیلی دلم براش سوخت و شروع کردم پیام دادن و کسشعر تفت دادن که دیر نشده و هنوز جوانی و خوشگل هم هستی و …
داشتم اینا رو مینوشتم که گفت نه من پیرم و دیگه کسی خوشش نمیاد از من. منم دیدم اینطوریه و خیلی ناراحته گفتم میخوام یکم ازاد و راحت حرف یزنم اشکال نداره؟ گفت نه بگو.
گفتم اخه تو که اینا رو میگی بقیه چه بگن؟ میگی 40 سالته اما نه چاق شدی نه صورتت چروک شده نه جایی از بدنت اویزان شده که بگی بد شکلی. هر پسری ارزو داره با یکی مثل تو باشه. دیدم در جا نوشت کجام باید اویزان بشه که نشده؟ منم گفتم خودت میدونی. گفت سینه هامو میگی؟ گفتم اره هنوز سر پا و قشنگه. (سینه هاش واقعا قشنگ بود از پشت لباس). دیدم چیزی نمینوسه یه دفعه دیدم اون بالا زده sending a photo و وقتی امد دیدم زیرش نوشته ببین بدون سوتین هم قشنگه و سرپاست؟
عکس رو باز کردم دیدم بالا تنه اش لخته و از گردن تا زیر شکمش جایی که شلوارش بود معلومه دو تا سینه خیلی خوشگل با نوک قهوه ای کوچیک سیخ فرستاده حتی یک ذره هم شکم نداشت اما پهلو هاش یکم گوشتی بود. نوشتم والا از پشت پیراهن و مانتو عالی بودن توی این عکس هم فوق العاده افتاده مگه میشه بگم بده؟ چند تا اموجی خنده فرستاد گفت میخوای تا ویدیو هم بدم بتونی کامل انالیز کنی. منم با اینکه داشتم میمردم با خودم گفتم بی شعور بازی در نیارم و گفتم نه همینم پاک کن زشته. گفت سینه هام یا فرستادنش؟ گفتم فرستادنش. من میخوام بگم که هنوز دیر نشده برات میتونی شوهر کنی گفت اخه یه چیزای دیگه ای هم هست تو نمیدونی. گفتم چی مثلا؟ گفت اگه میتونی فردا بیا برات بگم منم گفتم من نمیتونم بیام خونتون زشته مردم حرف در میارن. گفت پارک … خوبه گفتم باشه گفت فردا ساعت 5 توی پارک میبینمت.
منم فرداش رفتم تو پارک و دیدم نشسته و وقتی رسیدم باهام دست داد که بار اولش بود. نشستم و گفتم فرشته خانوم من در خدمتم چه مشکلی هست که میگی نمیتونی ازدواج کنی همه چیز قابل حل شدن شما بگو تا من راهنماییت کنم (کیرم داشت شلوارم سوراخ میکرد اما نمیخواستم وا بدم). گفت چرا میگی خانوم تو سینه هامو دیدی دیگه لفظ خانوم نیار راحت باش. گفتم سختمه اما باشه. گفت من بهت گفتم داشتم ازدواج میکردم که بابام مرد. گفتم خدابیامرزتشون. که گفت مرسی من اون موقع 20 سالم بود و برای من و نامزدم صیغه محرمیت خونده بودن یه بار اون دلش رابطه خواست و پردمو زد سر همین نمیتونم ازدواج کنم. منم گفتم توی محرمیت بوده مشکلی نداره خب. گفت محرمیت که توی خونه خوندن رو چطور اثبات کنم؟ دیدم نمیشه چیزی گفت. گفت حرفات دیشب خیلی حالمو خوب کرد وقتی گفتی هنوز خوشگلم و پسرا منو میخوان اما میترسم دروغ گفته باشی.
گفتم دروغ نگفتم هر پسری ببینت عاشقت میشه. گفت تو هم عاشقم شدی؟ یکم من و من کردم گفتم نمیتونم بگم عاشقت شدم اما دوستت دارم. یه لبخندی زد و گفت همینم خوبه اگه دوستم داری پس کافیه برام. گفتم یعنی چی گفت هوتن من نزدیک 20 سال پیش طعم رابطه رو چشیدم با یکی که دوستش هم نداشتم الان میخوام با تو امتحانش کنم. منو میگی داشتم میمردم از خوشحالی از دیشب سینه هاش پیش چشمم بود گفتم اخه. پرید وسط حرفم گفت اخه نداره. گفتم مردم ببینن چی میگن گفت تو این همه اومدی خونمون کمکم کردی کسی چیزی نگفت الان چی میخوان بگن؟ گفتم اخه اون بارا من وسیله دستم بود الان چی گفت برو وسایلت رو بیار منم میرم خونه تا تو بیای. منم سریع رفتم خونه و کیف وسایل تعمیرات رو برداشتم و برگشتم سر راه رفتم توی یه داروخونه و یه بسته کاندوم و یه ورق قرص تاخیری گرفتم و دوتا قرص رو باهم خوردم کمرم خیلی شله نیست و وقتی جق میزنم بعد 5 6 دقیقه طول میکشه ابم بیاد اما میخواستم جنایت بکنم نه جنابت پس دوتا خوردم. رسیدم توی کوچه قلبم داشت میومد تو دهنم نکنه یکی ببینتم یا چیزی بگن دفعه اولم بود از این کارا میکردم. زنگ که زدم ایفون رو برداشت گفت سلام اقای … من یادم رفت بگم این شیره گازه خراب شده من نخریدم میشه برین بگیرین و بیاین فکر داره رد گم میکنه جلو همسایه ها و سریع رفتم یه دونه شیر گازی خریدم و برگشتم و زنگ زدم و رفتم تو خونه اش هم جنوبیه در رو که باز کنی یه راهروئه که میخوره به سالن اصلی خونه. تا از راهرو رد شدم رسیدم تو سالن دیدم با یه شلوار لی و یه تیشرت معمولی جلوم وایساده. گفت اون چیه تو دستت گفتم شیره خب گفت خیلی خنگی من گفتم بری که مامانم بره بیرون و برگردی خندیدم گفتم کجا فرستادی بنده خدا رو گفت فرستادم خونه خالم. گفتم برنگرده؟ گفت نه قراره منم شب برم اونجا نمیاد دیگه.
حالا من مونده بودم چیکار کنم گفتم حالا کدوم شیره گفت بیا بشین باور کرده باید شیر رو عوض کنه. و خودمم خندم گرفت رفتم رو مبل کنارش نشستم و مستقیم تو چشاش نگاه میکردم و گفتم خدا توی خلقت تو چیزی کم نذاشته فرشته. گفت مثلا کجام گفتم چمشات لبات بدنت خودت گفت خوب چرا فقط نگاه میکنی استفاده کن.
من اروم رفتم رو به لباش و لبام گذاشتم روشون چقدر نرم بود چقدر خوشمزه بود رژ لبش طمع دار بود و مزه البالو میداد داشتم همین طوری میخوردمشون که یاده مطالب سکسولوژی سایت افتادم و زبانم بردم توش که خیلی خوشش امد با زبانش میزد زبانم و گازش میگرفت. منم یکم اعتماد به نفس پیدا کردم و دستم رو بردم طرف گردنش و با گردنش بازی میکردم بعد 2 3 دقیق لب گرفتن رفتم طرف گوشش که دیدم اصلا خوشش نمیاد هرچی زبان میزدم گاز میگرفتم انگار نه انگار رفتم روبه گردنش و شروع کردم بوسه زدن و لیسیدنش فرشته هم شروع کرد به ناله کردن اخ گردنش بوی اودکلن بلو د شنل میداد منم عاشق بوی عطر هی میبوسیدم و لیس میزدم همزمان هم دستم رو روی بازوش میکشیدم و میخواستم ببرمش سمت سینه هاش که خودش رو کشید عقب فکر کردم کاره اشتباهی کردم که دیدم تیشرتش رو در اورد و به پشت دراز کشید سوتین نداشت و اون دوتا سینه های خوشگلش داشت منو کور میکرد. دوباره برگشتم روش و یکم گردنش رو خوردم و اروم رفتم روبه پایین و بوسه میزدم رسیدم به سینه هاش راحت75 بود سرپا و سفت بعد این همه سال هنوز سفت بود که خودم تعجب میکردم شروع کردم خوردن سیر نمیشدم سینه های خوشگلش جلو دهنم بود اما میخواستم چیزایی که دیده بودم امتحان کنم سرم رو گذاشتم وسطش و نفس میکشیدم بود خوب بدنش و صابون و اون ادکلن لعنتیش دیوانه ام کرده بود. دست میزدم بوس میکردم لیس میزدم و گاز میگرفتم فرشته هم تو ابرا بود ناله میکرد و بعضی وقتا یکم کش و قوس میومد. دوباره رفتم روبه پایین و شروع کردم شکمش رو بوس کردن و لیس زدن. دیدم خودش دستش رو از زیر صورتم رد کرد و دکمه شلوارش رو باز کرد گفت درش بیار. منم دو طرف شلوارش رو گرفتم و کشیدم پایین شورتش هم همراهش داشت میومد پایین شلوارش رو که کامل در اوردم نزدیک بود سکته کنم یه کس بی مو که کناره هاش یکم سیاه شده بود با لبه های بیرون زده جلوم بود. اما اولویت برام لذت بردن فرشته بود شروع کردم به بوسیدن از همون پنجه پاش رو به بالا به ران های خوشگل اش که رسیدم خودش بازتر کرد پاهاشو منم نگاهم افتاد به کسش و بیخیال بوسیدن شدم دستم رو بردم سمت کسش و انگشتم رو گذاشتم بالاش و کشیدم بین چاک کسش انگشتم که داشتم میومد پایین دیدم توی کسش صورتی صورتیه دیگه واقعا داشتم دیوونه میشدم یکم خیس بود از ترشحات کسش. دهنم رو گذاشتم روی کسش یکم شور بود که شاید ماله عرق بود یا که یکم ادرار بود اما برام مهم نبود شروع کردم خوردن دهنم کامل باز بود و زبانم روی کسش میچرخوندم یه دفعه دیدم این لبه های بیرون زده کسش تو دهنمه و محکم گازش گرفتم که دیدم ناله های قشنگش به یه جیغ تبدیل شد ترسیدم و دهنم برداشتم که فرشته گفت دوباره گازش بگیر محکم تر گازش بگیر و منم نامردی نکردم و شروع کردم گاز گرفتن وقتی دندونام روی لبه های کسش بود از داخل هم با زبان باهاش بازی میکردم. بعد چندبار دیدم دستش رو گذاشت رو سرم وبا یه صدای ضعیف که از لذت میلرزید گفت بکن توش. منم پا شدم پیرهن و شلوارم رو در اوردم و رفتم سراغ اون کیف ابزار که کاندوم بردارم فرشته با تعجب پرسید چرا رفتی؟ گفتم کاندوم میخوام بذارم. گفت نه بدون کاندوم بکن. حقیقت یکم میترسیدم ابم بیاد وحامله بشه اما گفتم هرچه باد اباد. برگشتم رو به سمتش که دیدم یک پاش رو برده بالای صندلی و اون یکی رو هم گذاشته روی زمین کس قشنگش اون وسط بود سرشو روی یه کوسن گذاشته بود و گفت میخوای اول برات بخورمش؟ گفتم نه دوست ندارم. اونم دست کشید روی کسش و گفت پس زودتر بکن توش. منم که انگار از قحطی فرار کرده باشم رفتم وسط دوتا پاش و سر کیرم رو گذاشتم روی کسش و خم شدم یه لب جانانه ازش گرفتم و کمر زدم، کله کیرم خیلی نرم و راحت رفت تو فرشته هم یکم لرزید اما من متوجه نشدم قضیه چیه فکر کردم دردش گرفته. از کله کیرم به بعدش دیگه نمیرفت انقدر تنگ بود توی کسش خیس و داغ بود طوری که احساس میکردم الان در بیارم کیرمو اب پز شده یواش یواش فرو میکردم و کم کم تمامش توش جا شد. همون طور که روش بودم شروع کردم تلنبه زدن و گه گاه ازش لب میگرفتم بعد 2 دقیقه کامل راست وایسادم که تو رفتن کیرمو بیبینم وقتی که داشتم درش میاوردم دیدم روی کیرم انگار شیر ریخته باشی تمام کسش اب انداخته بود که منو بیشتر حشری میکرد شروع کردم محکم تر تلنبه زدن که ممه هاش با هر ضربه من یه کوچولو تکون میخورد با اینکه سفت بود. همینطوری که داشتم میکردمش به شرف مسئول داروخانه درود میفرستادم با قرصی که داده بود بهم. هر بار که میکردم توی اون بهشتش با یه عالمه اب برمیگشت بیرون یه 4 5 دقیقه بعد حس کردم ابم داره میاد و سریع کشیدم بیرون و خم شدم سینه هاش رو میلیسیدم و جق میزدم که ابم اومد ریخت روی مبل انقدر زیاد بود که خودم ترسیدم تمام بدنم بیحس شده بود سرم گیج میرفت. فرشته هم که انگار خیلی خسته شده بود اروم دستش رو کرد تو موهام و نازش میکرد. گفت اومد؟ منم نای حرف زدن نداشتم با ناله گفتم اره. همونطوری روش دراز کشیده بودم برای یه ربع که دیدم حالم داره بهتر میشه سرم رو اوردم بالا گفتم مرسی فرشته. گفت چرا گفتم تو عمرم اینطوری نیومده بود. خندید گفت برای من هم نشده بود. پرسیدم مگه ارضا شدی گفت اره همینی که کیرتو کردی تو کسم ابم اومد یه بارم وسط کار ارضا شدم. گفتم شنیده بودم ارضا کردن زنا خیلی طول میکشه. یکم قرمز شد و گفت اره اما من الان 10 ساله دارم با خیار و دست خودمو ارضا میکنم اون خوردنی که تو کردی کامل اماده ام کرد و وقتی کردی توش دیگه ارضا شدم. گفتم دیگه خیار نخر خودم هستم که خندید گفت باشه فقط برا خوردن میخرم و زد زیر خنده گفت میخوای بری حموم گفتم نه واقعا نمیتونم درست راه برم سرم گیج میره که خودش به پا شد رفت از توی اتاقش دستمال مرطوب اورد و یکم کیرم رو تمیز کرد و گفت ادم دلش میخواد بخورش و یه بوس زد روی سر کیرم. گفتم نه دوست ندارم گفت اما من دوست دارم. و خواست بکنه اش تو دهنش گفتم بزار دفعه بعد. فرشته نگاهم کرد گفت دفعه بعد کیه؟ گفتم هر وقت تو بگی اما امروز دیگه نمیتونم گفت باشه. و برام یکم اب و کشمش اورد گفت بخور حالت جا میاد. لخت کنارم نشسته بود گفت ابت رو کجا ریختی گفتم روی مبل دست کشید روی مبل و همینی که خیسی رو احساس کرد دستش رو اورد بالا و یه لیس بهش زد گفت من باید یه بار این اب رو بخورم خیلی دلم میخواد. منم دیدم اینطوری گفتم پس بخورش. یه برقه شادی اومد تو چشاش و خم شد روی کیرم و شروع کرد ساک زدن بعد چند بار دندان زدن انگار فهمید چطوریه و دیگه و بعتر شد منم هنوز اثر قرصه نرفته بود گفتم میشه 69 بشیم منم بخورم؟ سرش رو اورد بالا و گفت دراز بکش و خودش هم امد روی من. نگاهم که به کسش افتاد تعجب کردم هنوز کسش خیس بود منم یه لیس بزرگ زدم و شروع کردم لیسیدن. دیدم سوراخ کونش جلومه اما زبانم بهش نمیرسه برای همین انگشتم رو گذاشتم روش و رو به کسش میکشیدمش چند بار که تکرار کردم کیرمو از دهنش در اورد گفت میخوای انگشتت رو بکن توش منم دیگه هیچی نگفتم و انگشت اشارمو هول دادم داخل هیچ فشاری هم نخواست معلوم بود با خیار زیاد کرده توش بعد از 3-4 دیقه حس کردم ابم دوباره داره میاد. تا اومدم بهش بگم داره میاد ابم اومد خیلی زیاد نبود اما فرشته دهنش رو سفت کرد و شروع کرد مک زدن کیرم، جوری مک میزد که انگار قراره بهش جایزه بدن. منم دیگه نخوردم براش که خودش بلند شد کنارم دراز کشید و گفت عاشقتم. گفتم منم همینطور و یه بوس از پیشانیش کردم. نگاهم به ساعت افتاد دیدم نزدیک 1 ساعته و نیمه که اونجام. سریع پا شدم گفت چی شد؟ گفتم یک ساعته و نیمه اینجام الان مردم شک میکنن. خودش هم انگار ترسیده باشه بلند شد و محکم بغلم کرد طوری که کیره خوابم دوباره خورد کسش و نوک سینه های سیخش هم روی پوست حس میکردم. گفت برو فقط بدون من منتظر یه روز مثل امروزم. سریع داشتم لباس میپوشیدم که دوباره اومد کیرمو با دستمال پاک کنه. دیدم ممکنه دوباره راست کنم سریع از دستش گرفتم و خودم پاکش کردم لباسم رو مرتب کردم کاندومم دادم بهش گفتم بذارش بعدا استفاده میکنیم. وسایلم رو برداشتم و خواستم بیام بیرون پشت در توی راهرو یه لب ازش گرفتم گفتم دوستت دارم و زدم بیرون. شب توی خونه پیام دادم فرشته چرا نذاشتی کاندوم بزارم؟ گفت دلم میخواست گرمی ابت رو تو کسم حس کنم اما تو ریختیش بیرون. پرسیدم اگه حامله میشدی چی؟ گفت مهم نیست، اما از این به بعد باید بریزی توش قرص میخورم.

از اون شب به بعد تا الان تقریبا میشه 40 روز هفت بار دیگه باهم بودیم. دوست داشتین بقیه اش هم مینویسم.

ادامه...

نوشته: هوتن


👍 47
👎 14
149701 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

781298
2020-12-12 00:34:34 +0330 +0330

ادبیات فارسی به گند کشیدید شماها با این طرز نوشتار

2 ❤️

781315
2020-12-12 00:49:09 +0330 +0330

هوتن جان به جای خالی بستن از دخترای محل از خاطراتت با پیرمرده بگو!! 😁

9 ❤️

781326
2020-12-12 01:07:34 +0330 +0330

از کجا آمدی و به کجا میری کسکششش مامانتو دوستان شهوانی بکنه

1 ❤️

781339
2020-12-12 01:26:46 +0330 +0330

بعدا میخونم خیلی طولانی بود
البته عاشق داستان طولانی هستم منتهی من خیلی خوابم میاد
و یه چیز دیگه اگه نه داستانه نه تخیل پس چیه کصکش؟ بپرم با شاه ایکس کون پدرت رو مثل یه شیری که دنبال گورخره گاز بگیریم؟

2 ❤️

781340
2020-12-12 01:27:01 +0330 +0330

به دختر ۴۰ ساله میگی پیر؟
از اونایی که تجربه دارن باید بپرسی ، زن ۳۵ تا ۴۵ ساله که چاق نباشه عین هلو میمونه.
در ضمن کستانت دروغ بود

3 ❤️

781341
2020-12-12 01:28:01 +0330 +0330

۴۰ ساله که پیر نیست

2 ❤️

781349
2020-12-12 01:49:48 +0330 +0330

نوش جان

0 ❤️

781352
2020-12-12 01:56:25 +0330 +0330

جنان گفتی پیر داداش که من گفتم احتمالا طرف همسن ملکه انگلستان بوده خواهرکسده اون داره صد سالش میشه هنوز که هنوزه فکر کنم ذهنیت دخترهای ۱۸ ساله را داره اونوقت تو به یه خانم جا افتاده چهل ساله میگی پیر زشته عزیزم دیگه این جور در مورد خانمها حرف نزن

3 ❤️

781358
2020-12-12 02:29:21 +0330 +0330

من زيد ٤٥ ساله داشتم از دختر ٢٥ ساله بهتر

2 ❤️

781370
2020-12-12 04:26:19 +0330 +0330

مرسی.
عالی بود هوتن جان لطفا بقیه شو هم بنویس.👍💋

2 ❤️

781373
2020-12-12 05:46:42 +0330 +0330

اینها توهم یه جقی بیش نیست،کص ننه دروغگوووووو😂😂😂

1 ❤️

781389
2020-12-12 08:16:59 +0330 +0330

تا زردآلو خوندم،درخت زردالود تو کونت

2 ❤️

781407
2020-12-12 10:20:55 +0330 +0330

چقدر حاشیه نوشتی .اخه مگه تو کلانتری جریمه می نویسن ؟؟ با چرندیات میخواهی داستان رو واقعی و طولانی کنی ازحوصله خارج میشه .تا انتها نخوندم بببینم دیگه چی گفتی

1 ❤️

781417
2020-12-12 11:50:01 +0330 +0330

حالا خوبه دوتا قرص خورده بودی اگه قرص نمیخوردی چقدر طول میکشید؟ صد رحمت به خوروس

1 ❤️

781426
2020-12-12 12:21:25 +0330 +0330

آثار عقده و نارسائی بیمارگونه را می‌توان از کلمات دریافت خلاصه کیر عرب‌های شاخ آفریقا تو کونت با این چرندیات مغز علیل و جقی ات

2 ❤️

781431
2020-12-12 12:44:17 +0330 +0330

آخه کس کش تو کدوم کلانتری جریمه مینویسن؟؟؟

0 ❤️

781458
2020-12-12 17:00:57 +0330 +0330

اهل افغانستانی فک کنم ، بخاطر لهجت ، درسته؟

0 ❤️

781460
2020-12-12 17:48:27 +0330 +0330

کسشر بودن ب کیرم ولی غلط املایی گایید گارو نصفشم نتونستم بخونم کونک 😬

0 ❤️

781473
2020-12-12 21:03:37 +0330 +0330

به نظرم کار ثوابی انجام دادی خدا بهت عوض خیر بده

0 ❤️

781485
2020-12-12 22:51:13 +0330 +0330

کار ب غلط املاییات ندارم
ولی وقتی میگی کمرم شل نیست
و دوتام قرص خوردی ک اثرش یک تا یکو نیم ساعت باقی میمونه و قبلشم یبار ارضا شده بودی
چطور شد با ساک زدن یه فرد مبتدی طی ۳_۴ دقیقه ابت اومده؟؟
بابا حداقل میخواین دروغ بگین انقد مسخره نباشه ک وسطش یادتون بره

0 ❤️

781487
2020-12-12 23:19:03 +0330 +0330

اخه ریغو کدوم شیر حمومی رو ۶۰ تومن میدن نکنه با کون معامله کردی ک ب این ارزو در اومد برات حداقل اول بپرس قیمتشو بعد خالی بیند
کون بلبلی

1 ❤️

781546
2020-12-13 02:58:45 +0330 +0330

😐😐

0 ❤️

781592
2020-12-13 16:46:37 +0330 +0330

به دختر ۴۰ ساله نگو پیر

1 ❤️

781612
2020-12-13 19:54:31 +0330 +0330

خا

0 ❤️

781707
2020-12-14 09:35:25 +0330 +0330

دیگه کار از دخترا و مطلقه های سکسی گذشته…تو شهوانی پیرزنا هم دارن باربی میشن

0 ❤️

782085
2020-12-17 01:02:42 +0330 +0330

عالی بود ادامه بده

1 ❤️

783696
2020-12-28 03:46:56 +0330 +0330

فقط تا اونجا خوندم ک گفتی خانه کشی😑😑
کیا این داستانارو لایک میکنن اخهههه

0 ❤️

792617
2021-02-19 00:47:57 +0330 +0330

فقط میگم دم ساقیت گرم

0 ❤️

798839
2021-03-23 01:40:27 +0430 +0430

کاری به داستانت ندارم
ولی دوتا قرص تاخیری خوردی اونوقت بعد چهارپنج دقیقه تلمبه زدن آبت اومد
یا قرص تاخیری نمیدونی چیه
یا خار زودانزالو گاییدی
یا قرصی که بهت دادن آسپرین بوده

1 ❤️

798953
2021-03-23 23:14:47 +0430 +0430

نوشته ت بوی صداقت میده…اما بخاطر تجربه مختصری که در زمینه دوستی و رابطه جنسی با خانومی مثل این خانوم داستان دارم، خیلی دوستانه به بقیه توصیه میکنم که اگر خواستید با خانومی که وقت ازدواجش گذشته و هنوز دوس داره ازدواج کنه، دوست بشید و باهاش رابطه جنسی برقرار کنید،همون اول قبل وابسته شدنش تاکید کنید که ازدواجی درکار نیست و ایجاد این رابطه فقط برای دراومدن از تنهایی و لذت دوطرفه جنسیه ولاغیر…وسطای کار هم گاه گدار رو این موضوع تاکید داشته باشید و یادآوریش کنید…تا اونجایی که من شناخت ازین قشر محترم دارم،این عزیزان بطور کلی سه دسته اند، اول گروهی که میدونن دارن چیکار میکنن و قصدشون از ایجاد رابطه فقط دراومدن از تنهایی و داشتن جنس مخالف کنارشون برای گشتن و رابطه جنسیه…گروه دوم ساده هستند و علی رغم اینکه میدونن ازدواجی درکار نیست و شما رو این موضوع تاکید دارید،باز بطور مخفیانه و زیرپوستی بهتون وابسته میشن و بخاطر همین وابستگی و اون خیال باطل،براتون هرکاری میکنن اما بالاخره یه جایی نیتشونو رو میکنن که اگه نتونید توو اون نقطه رابطه رو مدیریت کنید، احتمال داره بره تو پاچه مبارکتون…و اما گروه سوم اونایی هستند که در ظاهر فقط برای دوستی و سکس و عشق و حال باشما وارد رابطه میشن و در عمل هم اینو ثابت میکنن، و در باطن قصدشون فقط و فقط اینه که در یک فرصت مناسب بدون اینکه متوجه بشید بهتون سامورایی بزنن و خیلی شیک و قانونی خودشونو بهتون قالب کنن و مجبورتون کنن به ازدواج.
میدونم که شناخت باطن آدما تقریبا غیر ممکنه و این دسته از خانومها لقمه چرب و نرم و آماده ای به نظر میرسن که رابطه باهاشون کمترین دردسری نداره،اما از من میشنوید با این قشر محترم وارد رابطه نشید تا اونها هم با گزینه مناسب خودشون وارد رابطه و زندگی مشترک بشن.والسلام.

0 ❤️