کم مونده بود بگا برم

    سلام، من اسمم آرش عه (مستعار)
    این داستان مربوط میشه به پنج سال پیشه اون موقع 18 سالم بود، من با یه دختره که یک ماه درگیرش بودم بلخره دوس شدم، اسمش الناز بود یه دختر قد کوتاه خوشگل سایزشم فک کنم 65 بود، چند هفته که از رابطمون گذشت سکس چت آ شروع بعدش چند باری باهم بیرون رفتیم که من متوجه شدم که الناز خیلی حشری ایه، رابطه ما به همین منوال میگذشت که به شب ساعت ده زنگ زد گف خونه تنهام کسی نیس میتونی بیای ببینمت دلم تنگ شده، آقا منو میگی! مث کص ندبده ها با سرعت نور رسیدم خونشون ار خونشون تا خونه ما پیاده پنج دقیقه راه بود ولی من پنج ثانیه ای رسیدم، زنگ زدم در و باز کردم همین که وارد حیاط شدم قبل این که در بسته بشه بغلش کردم و مثل وحشیا لباشو خوردم پشماش ریخته بود، بعد کمی صحبت کردیم که بهش گفتم الناز راس شده، گف کو ببینم دستشو از رو شلوار گذاشت رو کیرم خودش کمربندم و باز کرد و شلوارم دادم پاین تا زانوم، شرتمو در اورد گف اوه اوه مال کیه این؟
    منم گفتم شما خانومی
    گرف تو دستش کمی بازی داد
    گفتم نمیخوریش؟
    با اکراه قبول کرد، شروع کرد به ساک زدن، بلد نبود، بد میزد
    گفتم بسته
    اومد بالا دوباره لباشو خوردم، بعد شروع کردم ‌در اوردن تیشرت و سوتینش، یه سوتین صورتی خوشگل داشت، درش که آوردم گفتم جووون چه ممه های
    شروع کردم به خوردن درست مثل گشنه ها، آخه اولین بارم بود
    کمی که ممه هاشو خوردم، خواستم شلوارشو درارم که نذاشت گف نه
    چند دقیقه خایه مالیشو کردم که قبول کرد
    منم شرت و شلوار و باهم در آوردم
    یخورده کصشو خوردم مو داشت، حالم بد شد دیگه ادامه ندادم
    پیش شیر حیاطشون مایه دستشویی بود
    برداشتم کمی زدم به کیرم گفتم برگرد
    گف نه تو رو خدا درد داره
    گفتم نترس من که نمیذارم عشقم اذیت شه
    کیرمو گذاشتم در کونش آروم سرشو کردم تو که یهو پرید جلود
    دردش اومد دیگه نذاشت بکنم تو
    گف نه کون نه بیا اصن واست ساک بزنم
    گفتم نه برگرد بذارم لای پات، برگشت کمی لاپایی زدم که آبم اومد ریختم تو حیاط
    داشتم خودمو تمیز میکردم که دیدم چراغ ماشبن از زیر در افتاد تو حیاط
    ریدم، ریدم آ
    النازم رنگش پرید
    گفت بیا از این در برو بالا (خونشون ویلای دو طبقه بود که طبقه دوم نبمه کاره بود و درش از حیاط بود)
    سریع رفتم بالا
    حس ترس شدیدی داشتم رفتم یه گوشه نشستم
    چسبونده بودم، میگفتم خدایا غلط کردم گوه خوردم دیگه از این غلطا نمیکنم حس شدید ترس با عذاب وجدان کل وجودمو فرا گرفته بود، دستم تنداختم به دیوار که کمی جا به جا شم خورد به یه در آلمنیومی که تکیه داده بود به دیوار یهو افتاد زمین
    گفتم یا ابلفضل بگا رفتم، پیش خودم داشتم نقشه میکشیدم که اگه گرفتنم بگم اومده بودم دزدی، اون موقع به نظرم بهتر از این اومد که سر کص بگا رفته باشم، اونم کصی که نشد یه سکس درست حسابی باهاش بکنم
    چند دقیقه نشستم دیدم خبری نشد
    گفتم خدایا خرتم شکرت شکرت شکرت
    پیش خودم فکر میکردم که چطور از اینجا برم بیرون که یه اس ام اس الناز فرستاد که نوشته بود چند دقیقه صبر کن الان میخوان بخوابن، من پرده هارو میکشم تو از حیاط بیا برو بیرون
    منتظر موندم نیم ساعتی گذشت که زنگ زد، پشت بندش اس ام اس داد که بیا برو
    من رفتم پایین دیدم خودش تو حیاط وایستاده پرده ها رو کشیده بود و چراغ آ خاموش بود
    اومد در باز کرد من آروم رفتم بیرون بعدش دویدم، دیدم آ دو برابر سرعتی که گف بیا خونمون خالیه دویدم
    رسیدم خونه کمی اب خوردم گفتم خدایا شکرت آبرومو حفظ کردی
    دیدم اس ام اس داد ترسیده بودی
    منم هنو ضربان قلبم تند میزد هم بخاطر ترس هم بخاطر دو، از یه طرفم عذاب وجدان شدیدی داشتم
    تو اس ام اس بستمش به فحش
    تعجب کرده بود
    فحش و فحش که همش تقصیر توعه اینا
    بعد گذاشتمش تچ بلک لیست.
    این بود داستان سکس نمیه کاره اول من
    ولی همیشه حسرت از دست دادنشو میخورم، کاش میدید بعد پنج سال چه کصی شده


    نوشته: آرش

  • 2

  • 9




  • نظرات:
    •   Sezarc
    • 4 ماه
      • 0

    • چرا بلاک باید هنوز میکردی


    •   Mr_pouya
    • 4 ماه
      • 4

    • فک نکنم سر ی همچین موضوعی ی دخترو ک انقد راحت واست خورد هنوز از راه نرسیده!رو بلاکش کنی
      بنظرم وقتی دیوار افتاد باباش فهمید اومد همون کنج خونه ب طرز فجیعی با همون مایع دسشویی گاییدت...


    •   shrm
    • 4 ماه
      • 1

    • تورو ببینیم بعد پنج سال در المینیومیه با مایع دستشویی از کونت درومد


    •   شاه_ايگرگ
    • 4 ماه
      • 0

    • اولن بسه نه بسته دومن خايه مالي دخترا رو نميكنن كصليسي ميكنن سومن با مايع دستشويي آخهههه چهارمن خونه رو خالي كرده رفتي برات خورده لاپايي زدي آبتم ريختي تو حياط فحشم ميدي حقا كصخلي بيش نيستي?✌️


    •   114115006
    • 4 ماه
      • 0

    • کیرم تو مغز جقیت، مثلی شنیده بودم:یارو گوزید نگن لاله. حالا حکایت یه عده شده که کسشر تف میدن بعنوان داستان میفرستن،ادمین چلمنگ هم نشر میده!


    •   VIDCO
    • 4 ماه
      • 2

    • میمون کیری گوه خوردی از دیوار خونه مردم رفتی بالا...


      داستانت ترکیبی از
      تراوشات لزج بی معن و کسشر محور بود که میشد از همونه اول که گفتی ارشم فهمید ، کیر منم نیستی


    •   Alireza9187
    • 4 ماه
      • 1

    • دادا بعدش سیگار نکشیدی ؟؟؟


    •   ARYA52
    • 4 ماه
      • 3

    • آرش عه
      الناز رو بوسیدی پشماش ریخت؟
      الناز پشم داشت؟
      کنار شیر اب تو حیاط مایع دستشویی بود؟
      وسط حیاط داشتین سکس میکردین ؟
      اسم اصلی الناز کون باز نبود؟
      کیرش رو کرد دهنت مو داشت بدت اومد بعد با مایع ظرفشویی کونت گذاشت بعد یه تیپا بهت زد که تا در خونتون پرت شدی ، بعد اس ام اس داد کشید به فحش تو رو که دیگه نبینمت کونی


    •   sikir
    • 4 ماه
      • 0

    • اینا که تو داستاناشون به سینه میگن ممه واقعا چند سالشونه ؟
      مگه اینجا برای بالای هجده سال نیست؟؟؟


    •   Adtenos35
    • 4 ماه
      • 1

    • با مایع دستشویی؟؟
      کون تخلیه نشده ؟؟
      میشه کون کرد؟؟
      در آهنی تو کون آدم دروغگو


    •   Blackhorse
    • 4 ماه
      • 0

    • گوشه حیاط آخه!!!!!


    •   1Overdose
    • 4 ماه
      • 0

    • مايع دستشوييو خوب اومدي?


    •   mehdisaadi
    • 4 ماه
      • 1

    • کم کوسشعر بگو کونی ، رفتی جایی کونت گذاشتن حالا داستان کون دادنتو بر عکس میگی خخخخ


    •   amiiir_h
    • 4 ماه
      • 1

    • گذاشتمش تچبلک لیست؟؟؟؟این چی بود الان؟فوحش نه فحش کیرم دهن تو دوس دخترت و بابات و باباش..گوه خوردی بلاکش کردی کونده


    •   امین31
    • 4 ماه
      • 1

    • عجب کسشعری گفت ای انتر کس مشنگ هرچند داستانت قدری استرس اون موقع رو نشون داد واسه همین که اخراش یکم قشنگ نوشتی البته قسمت سکسی نه قسمت فرار تو واست ? میزنم موفق باشی کم تر هم جق بزن


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • من با دختر همسایمون دوست بودم
      شبها در و واسم باز میزاشت میرفتم تا نزدیک صبح با هم حال میکردیم
      یبارم نزدیک بود گیر بیفتم‌


    •   Younan
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • عجب


    •   Younan
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • عجب


    •   Gintoki
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • وقت رفتن فاصله پنج دیقه ای رو تو 5 ثانیه رفتی.. برگشتنم نصفش.
      دو سه بارم اینطوری میرفتی خونشون رکورد دویی چیزی میزدب


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • چه عرض کنم والا
      عاقلان دانند


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو