کوس خیس خواهر زاده حشریمو ناباورانه لیس زدم

    سلام این اولین داستانیه که مینویسم به مرگ خودم کاملا واقعیه اسم مستعارم
    کامرانه اسمم البته مستعاره اهل کوردستانم این داستان برمیگرده به سال ۹۰ اون موقع از شهرستان واسه کار می اومدم تهران که توی منزل با چند نفر از دوستام بودم من توی تهران۴ تا خواهر دارم داستان از اونجا شروع شد که پنج شنبه خواهرم زنگ زد که واسه شام بیا اینجا و من هم قبول کردم وقتی رسیدم دیدم که اون یکی خواهرممم با دخترش که ۱۹سالش بود اومدن گذشت تا شام خوردیم و اینا که خواهرم گفت میخوام اژانس زنگ بزنم ماشین بفرسته که بریم خونه چون شوهرش رفته بود شهرستان خونشون رو نمیشد خالی بذارن منم گفتم این وقت شب تنها نرید منم میام باهاتون که قبول کردن وقتی رسیدیم دیر وقت بود خواهرم گفت من میرم بخوابم شما ها هم هر وقت خواستین بخوابین خواهر زادم گفت که تو حال پیش تو میخوابم گفتم من از خدامه وقتی چراغ ها رو خاموش کردیم من رفتم تو سایت شهوانی و شروع به خوندن داستان کردم کیرم بلند شده بود در حد اینکه پتو رو از خودم جدا کرده بود کیرم ۱۹ سانته با کلفتی خیلی زیاد که تا حالا به هر کی نشون دادم میگن شبیه مار پیتونه بگذریم خواهر زادم که هنوز بیدار بود گفت که چی میبینی دایی گفتم عکس و داستان که به درد تو نمسخوره ولی اصرار کرد که منم میشه ببینم وقتی اومد نزدیک تر که کیر شق شدمو دید جا خورد ولی به روی خودش نیاورد چند تا عکس سکسی بهش بشود دادم و لبم رو بردم سمت لباش بی اختیار شروع به خوردن لباش و چنگ انداختن به سینه های تو پرش شدم اونم همراهی میکرد داشت کیرم منفجر میشد سریع رفتم زیر پتو و شروع کردم به خوردن کوسش نگو اون از من حشری تر بود چون اب کوسش راه افتاده بود با ولع کامل کسشو خوردم انقد زبونم رو به کوس گوشتیش مالیدم و مکیدم له شروع به لرزیدن کرد و ارضاع شد حالا نوبت من بود که از شق درد خلاص بشم من دراز کشیدم اومد بین پاهم و شروع کرد به خوردن کیرم موهای بلندش که اومده بود روی شکمم داشت دیوانم میکرد انقد با احساس میخورد که دوس نداشتم تا صبح راحت نشم خلاصه وقتی ابم اومد بدون اینکه یه قطرش بریزه همرو خورد بعدشم ازش دوباره لب گرفتم و تا صبح عین زن و شوهر تو بغلم خوابید این اولین و اخرین باری بود که با خواهر زاده خوشکلم هم بستر شدم کاش دوباره این اتفاق بیفته هر چند الان متاهلم ولی اون یه چیز دیگه یود ممنون که داستانمو خوندین ۲ تا داستان دیگه دارم اگه از این انتقاد نشه اونارم میزارم.


    نوشته: Oxizhen2

  • 7

  • 70




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 1 ماه،2 هفته
      • 17

    • نکنیمون مار پیتون
      داشتم میگفتم خوبه نگفت«وای چی میدیدم» که گفتی «شروع به لرزیدن کرد»
      دیس لایک


    •   zodiakxxx
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • له قوزی خالوژنت بم باشه


      اخه قوز نما بو قوزی خوشکزات خواردوه


      به قورزلقوتت بی


    •   Havigshoor
    • 1 ماه،2 هفته
      • 10

    • اقا شما که کیرتون مثل مار پیلتونه حتما کونتون از بوتونه


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 15

    • گفتی از کردستانی به راست بودن داستانت شک کردم تا حالا قومی رو به اندازه کردها ندیدم که رو خانوادشون غیرت داشته باشن.


    •   Loverfoot0
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • هیچوقت نظر نمیدم ولی خداوکیلی کیرم تو مغز مجغولت کص مغز


    •   amirkhan6262
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • دیگه به مرگ خودت رو قسم خوردی باور کردم وگرنه امکان نداشت باور کنم


    •   شواليه-ايران
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • تو كردي؟ تو كرد نيسي،گوه مفتم نخور! كردي نگفتم كه بفهمي! تو كون لاتا بودي يا فوقش لات كونا! كون به كونت كنن كوني هستي! مار پايتون اناكوندا بره اون تو بازم كمه واست!


    •   Minow
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • چي ميزني؟؟


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • میدونید چرا لقب اسب نجابته؟
      اسب هیچوقت با خانواده خودش جفتگیری نمیکنه، حتی اگه چشمش رو ببندند و مجبور به جفتگیریش کنند، انقدر سرشو به در و دیوار میکوبه تا از دماغش خون بیاد و خودکشی میکنه


      قناری هم همینطوره، حتی جوجه ی خواهر برادراشو هم میشناسه و باهاشون جفتگیری نمیکنه


      اونایی که میدونند لطفا بیان حرفمو تایید کنند


      حالا تویی که اینو نوشتی از چه گونه ی حیواناتی!!!!


      پست فطرت، حالم ازت بهم خورد


      تو کورد نیستی، کورد غیرت داره، شرف داره، کورده و مردونگیش،


      برو راجب اصل و نسب خودت تحقیق کن


    •   RADYABE KOS
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • ادمین عزیز گرایشها به محارم داره فراگیر میشه،این درسته که اکثرا از ترشحات مخچه های مجلوقشون هست ولی این دلیل نمیشه که بهشون بیش از حد بها بدیم!


      لطفا آپ نکن حاجی?


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • """"گفتم این وقت شب تنها نرین منم می یام"""......کاش می زاشتی تنها برن،اینجوری دردش کمتر بود....داستان های شهوانی همانطور که برا خواهر زادت مناسب نیست،برا تو هم مناسب نیست،می خونی،سگ حشر می شی .....ننویس صدپدر....اون دوتا داستانتم،لوله کن،چرب کن ،بکون تو کونت


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • کوسکش غیوری بیش نیستی دایی جانکم


    •   mhrsl
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • میگه دو داستان دیگه دارم که اگه ازین انتقاد نشه اونارو براتون میزارم. جالبه داره مارو تهدید به عدم انتشار آثار ادبیش میکنه خخخ. نه جون من بیا بزار اگه تو داستانت رو نزاری ما داغون میشیم ای پدر داستان سکس ایران


    •   Alla1367
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • اخه بی شرف من ۱۳ ساله زنمو میکنم یه بار نشده آب منو بخوره چجور اون مال تو رو خورد خواهشا ننویس


    •   اشی۸۵مشی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • سیکتیر رو لطفا بخش کن.


      روان پاک کوصکشت رو آقای ترامپ و من و همه اعضا شهوانی همراه با کیر اسب امام زمان در همه یع سوراخهای لجن ت


    •   luxury_m36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • من از همین جا از مار پیتون مغذرت میخواهم که با همچین جقی های مقایسه میشی (dash)


    •   Sajjjjadseski
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • اولا کس مامانت دوما لاشی امید یه خواهر زاده همیشه بعد از ننه باباش به داییشه چقد کسکشی تو


    •   hos63
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • آخه جقی خان. سکس زن و شوهر هم اینقدر سریع اتفاق نمیفته. جون عزیزتون میخواید دروغ بنویسید باور پذیر بنویسید یا اگه استعداد نوشتن ندارید ننویسید


    •   Asta1111
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • تا مار پیتون خوندم بعد فهمیدم کسشره (dash)


    •   saeed7989
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • واقا چرا اینچیزا حتی از تو فکرتون میگذره چرا؟؟؟


    •   محمدیاسی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ترو خدا دیگه نرین که اب قطعه.


    •   Atashsorkhsozan
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • مردیکه جقی خیالاتی


    •   amiravbas
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • چاخانه این دنیایی که شما تعریف میکنید تو داستانا هنوز تو برزرز قفله بخدا (biggrin)


    •   Alouche
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • انتقاد ک شد مار پیتون اخه نکبت!ماااار پیتون میدونی چقدیه حداقل میگفتی کبری


    •   Araz52
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • مار پیتون کی بودی،،،،، جغی


    •   Kokokin
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اون خواهرزاده بود یا جنده


    •   arash.abi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • کاش اونجایی که نوشتی کیرم شبیه مار پیتونه.*بگذریم*
      کاش همونجا میگذشتم
      ، خوشحالم 30مین دیسلایک رو من میدم
      حالمو بهم زدی پست فطرت


    •   foad_33tehran
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • آخه کسکش حرومزاده با خواهرزاده
      کیرم تو شرفت بیناموس کونی


    •   arash.asas
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • درست فکر کن ببین شربت نخوردی؟ اخه همه وسط داستان تخیلی یه شربتی هم میل میکنن.
      مقصر تو نیستی مقصر اونیه که بنزین رو کرد ۳ تمن (dash) (dash)


    •   Siakav
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • واقعی نبود


    •   Miss-marmooz
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ۱۰ سال پیش سبک داستانا اینجوری بود فکر کردم منقرض شده که داستان تو رو خوندم


    •   خودمــ
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • چرا همه یهو میرن سراغ لبای طرف؟ بابا یخورده مقدمه بپینین برا کشراتون


    •   aref.3200
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • من یاد گرفتم که با خودم کنار بیام که به هیچکس بد نگم ولی رفیق خداوکیلی یه دستی نوشتی ؟ تو 10 سطر که بیشتر داستان ننوشتی اخه چرا انقد غلط املایی داری ؟
      عزیزم خودت یه بار بخون لطفا (dash)


    •   bn1380
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فاک یو مادر ف‌هوه


    •   asman1380
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • له گوری باوکه سگ بابکت ریم


    •   Zana719
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • اخه بی شرف چرا اسم کردستانوخراب میکنی دیوس بی ناموس ازکجا زاییده شدی زاییده زنا آخر گواد بو ناوی کورد خراب اکی قوندر لاشی


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • ینی حشریتت ک میزنه ب بشریتت دیگه ناموس واسه خودتم نمیزاریا
      متاسفم واسه اون مغز کثیفت


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • خاک بر سر تو اون ذهن عنیت برا جق خواهر زادتو تصور میکنی
      حیف درد زایمان مادرت


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • تو فکر کن دیس لایک ها ، تعریف و تمجیده
      حتما ۲ تا داستان بعدت اینطوریه


      صبح که از تو آغوش خواهرزادت بیدار شدی ، دیدی خواهرت لخت وایساده و تا چشم باز کردی پرید رو کیر پیتونیت و خواهر زاده ات هم بیدار نشد ، وقتی ارضا شد دخترش رو بیدار کرد و رفتن حموم
      بعد دامادتون یواشکی از پشت کمد امد بیرون و گفت ناموسا (واژه غریبی است) بیا منم بکن که اون هم کردی


      اما اصلش این بوده که دامادتون شب تنها بوده ، تو رو برده خونشون و تا صبح شلنگش رو شل کرده تو روده هات


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • در تعجبم اون سه‌تایی که تا حالا لایک کردن فازشون چی بوده


    •   hamali
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • اولین نظرمه
      کیرم تو تو اون مخ به بلوغ نرسیده ات
      تو اصن نمیدونی خواهر زاده داشتن چه حسیه از یه جایی به بعد میشه مهم ترین شخص زندگیت پوفیوس
      اکه خواهر زاده داشتی همچین توهامتی رو نمی‌نوشتی


    •   sexygirl38
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • حرومزاده


    •   Shab.n1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • حال بهم زن میشن اونایی که میان از سکس با محارمشون با افتخار هم داستانسرایی میکنند (dash)


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • اه اه حالم رو به هم زدی.
      دوست عزیز ازت تقاضا میکنم اگه اون دوتا داستان رو ارسال کردی لطفا اسمش رو بذار تا بدونیم کدوم داستان ها رو تو نوشتی نخونیمش.
      یه بلانسبت آشغالی یبار اومد گفت دختره وقت ارضا شدن لرزید حالا همه میخوان داستان بنویسن دختره رو وقت ارضا شدن میذارن رو ویبره و نشون دهنده اینه که کامران عزیز (مستعار)شما و دیگر دوستان که دختره بیچاره رو میذارید رو ویبره اصلا از نزدیک کس ندیدید.
      بقیه ایرادات هم دوستان بگن
      با افتخار دیسلایک ۵۰


    •   Boy0513
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اوه اوه (biggrin) ببین چه عنی نوشتی که اینهمه فُش نثارت شده (biggrin) راضی شدی؟ یا میخوای دو تا داستان دیگه رو هم بذاری؟ (biggrin)


    •   royaei
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چیزی ندارم بگم ؛
      فقط میگم ؛
      متاسفانه باید بگم متاسفم ؛
      موفق باشی


    •   SWORD60
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • مثل تبلیغ عالیس
      اقا دسته بیل بدم دسته جارو بدم دسته کلنگ بدم دسته پتک بدم
      همشو بده


    •   Zigoorat
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اصلا به فرض اینکه راست میگی
      بعد اینکه آبتو خورد ازش لب گرفتی...
      خیلی چندشی
      ده تا مار پیتون تو کوس هر چهارتا خواهرت


    •   Mtn1360
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی چرت بود


    •   ar30ar30
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • مسرورم که دیسلایک شصتم رو مثل مار پیتون بکنم تو کون گشاد پدر داستان نویسی خاورمیانه،استاد او کوسی ژن دوم


    •   t2t2
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نزار لاشی با این داستان گذاشتنت.من کیرم تو سر در اون خانواده که تو دایی باشی و یه جنده خاله


    •   misMehrdad
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • فقط اون الاغ هایی که تا یکی میگه من کُردم ، یا مال فلان جا هستم، فوری میگن کردا غیرتی ان اخه احمق من با چشای خودم دو تا کرد رو دیدم که با خاهرشون حال میکردن دیدن و یکی هم بود که زنگ میزد به دوستم‌که بیاد زنشو بکنه ، حالا یه عده احمق میان‌میگن ما کردا غیرت داربم، خب بفرمایید بقیه ایران بیغیرتن تنها شما غیرتی هستن، اتفاقا فساد در مناطق کرمانشاه از همه جای ایران بیشتره.البته این شما نیستین که اینجوری میگه اگه یارو بگه ترکم ،بازم احمق هایی مث شما پیدا میشن میگن ترکا اخر غیرتن.


    •   h.lovexg1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو‌فرق سرت


    •   alipishi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • شما که همه مار پیتون دارین این کیر مارمولکی ها در سطح کشور همش منم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو