داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کونده تمام عیار شدم

1399/07/02

سلام
من مهیارم و 19 سالمه الان 4 ساله که کون میدم
هیکلم تپلی داشتم و دارم چاق نیستم ولی مثل بقیه پسرا ورزیده هم نیستم
کونم اندازه الکسیس بزرگ نیست ولی برای یه پسر کونم زیادی بزرگه بدنمم نسبتا سفید تر از بقیه هست
بابابزرگ من تو دماوند باغ داشت تو تابستون میرفتم اونجا
یه بار اخر هفته با خونواده عمم و خودم رفتیم اونجا . پسرعمم سعید هجده سالش بود از بچگی با هم بزرگ شده بودیم
اونم امده بود تعطیلی که تموم شد وقتی خواستن برگردن تهران بابابزرگ و مامان بزرگم موندن بابابزرگم به سعید گفت بمونه تا بهش کمک کنه منم موندم پیش سعید
فرداش من و سعید از صبح شروع کردیم به کار کردن تا بعد از ظهر که کارو ول کردیم تا استراحت کنیم سعید لپ تاپشو اورد
تا فیلم ببینیم فیلم که دیدیم سعید گفت : میخوای سوپر بذارم منم الکی گفتم زشته و فلان ولی اون گذاشت و به حرف من گوش نکرد اینقدر اصرار کرد تا منم باهاش نشستم به دیدن
کیرش کامل شق شده بود و داشت از رو شلوار میمالیدش که اقاجون صدامون کرد بریم تو حیاط هندونه بخوریم
سعیید : ای بابا تازه داشتیم حال میکردیم پاشو بریم تا نیومده خودش
وقتی پاشد کیرش که سیخ بود و توشلوار درست کنه من میخکوب کیرش شدم که اون فهمید گفت : مگه خودت نداری که به مال من نگاه میکنی بعدش خندیدو راه افتاد منم پشت سرش رفتم
شب تو اتاق خودمون نشسته بودیم سعید گفت : میدونی زنا بیشتر تو سکس حال میکنن من چیزی نگفتم اون ادامه داد : زنا هشتاد درصد لذت سکس رو میبرن یعنی کلا هر کی بده اینقدر لذت میبره
من :مگه مردا هم میدن ؟
سعید : اره بابا بعضیا دوست دارن بدن
بعدش لپ تاپش رو روشن کرد گفت بیا ببین این فیلم رو
یه فیلم گی گذاشت و من داشتم میدیدم که کیرم سیخ شد سعید فهمید دست انداخت کیرمو گرفت من از جا پریدم گفتم هوی چیکار میکنی
سعید : بیخیال بابا مگه دختری بزار یه حال بهت بدم
من : میخوای چیکار کنی ؟
سعید: میخوای برات ساک بزنم
من چیزی نگفتم اون شلوارمو کشید پایینو جلوم زانو زد شروع کرد ساک زدن تا ابم اومد ریخت تو دستمال
اون شب من حسابی خسته شدم زود خوابیدیم
فرداش اقاجون اب استخر رو تمیز کرد من و سعیدو خودش رفتیم تو اب
من وسعید بعد از اقاجون تو اب موندیم بعد نیم ساعت من رفتم تا دم در خونه تا یه خوراکی ببرم دم استخر
وقتی رفتم تو اب سعید گفت: ببین من دیشب برای تو ساک زدم نامرد نباش و برای منم ساک بزن
من یه ذره اکراه داشتم از طرفی بدم نمیومد امتحان کنم که سعید دستم رو گرفت برد ته باغ
گفت : زانو بزن مایوم رو بکش پایین شروع کن
من اولش اکراه داشتم ولی بعدش به خودم حال داد و با ولع میلیسیدم
سعید بلندم کرد و منو چسبوند به یکی از درختا و مایوم رو کشبد پایین تو اون لحظه کامل مطیعش شده بودم
یه تف انداخت لاپام و شروع به لاپایی زدن کرد از پشت بهم چسبید و گردنمو لیس میزد منم شق کرده بودم
سعید نفس نفس کرد و ابشو لاپام خالی کرد منو برگردوند سمت خودش و شروع کرد لبایه منو خوردن
من کاملا شل شده بودم سعید با یه دست سوراخ منو میمالوند و با یه دست برام جق میزد تا اب منم اومد
جفتمون راضی بودیم
اومدم مایو رو پام کنم سعید یه دونه زد در کونم گفت کون تو کم از دختر نداره
منم که مفعول بودن داشت بهم حال میداد خندیدنم سعید یه جووون بلند گفت و یه لب محکم ازم گرفت
رفتیم تو خونه حموم و ناهار خوردیم اقاجون ومامانبزرگ هم مدام قربون صدقه ما دوتا میرفتن که کمکشون کردیم
شب منو سعید تو اتاق خودمون بودیم سعید گفت ساک زدن چطوره ؟؟؟؟ خوشت اومد ؟؟؟
من :برام فرقی نمیکنه
سعید خندش گرفت و گفت : فرقی نداره دیگه چیخ بگو خوشم اومده خجالت میکشم بگم
سعید زد تو خال من صبح حسابی با ساک زدن و لاپایی حال کرده بودم
سرمو به نشوونه رضابت تکون دادم
سعید اومد نزدیک من گفت افرین پسر خوب اگه پایه باشی بیشترم حال میکنی و یه ماچ از لپ من کرد
شروع کرد توضیح دادن :
ببین مهیار اگه بخوای یه حال اساسی بکنیم باید مو به مو به حرفای من گوش بدی
اول از اینکه موهای بدنتو باید بزنی و هیچ جاش نباید مو داشته باشه به جز بالای کیرت
دوم باید یاد بگیری سوراختو تمیز کنی هر دفعه باید بری تو دستشویی سر شیلنگو بکنی تو و حسابی تمیز کنی تو سوراختو
سوم اگه میخوای درد نکشی باید تو حموم خودتو انگشت کنی تا سوراخت باز شه
منم بلدم چون تو دبیرستان کون چند نفر گذاشتم
بعدش پاشد رفت از اتاق بیرون و برگشت درو بست گفت خوابن
اومد جلو من کشید پایین گفت ساک بزن من خندیدمو کیرشو گرفتم دستم و شروع کردم
تو ساک زدن مدام بهم یاد میداد چیکار کنم و منم گوش به فرمانش بودم
بعد پنج مین سر مننو نگه داشت با چهار تا تلمبه محکم تو دهنم ابشو خالی کرد یه ذرش رفت پایین بقیه رو دستمال گرفت تا خالیش کنم بعدش حسابی ازم عذرخواهی کنم کرد که تو دهنم خالی کرد
منم گفتم اشکالی نداره
سعید از این حرفم خیلی خوشش اومد
موقع خواب کون منو از شلوار در اورد و میمالید تا خوابمون برد
فرداش برگشتیم تهران من همه حرفاشو مو به مو تا دفعه بعد که بریم باغ عمل کردم
ادامشو براتون مینویسم و میزارم که چجوری کونم گذاشت

نوشته: مهیار


👍 11
👎 12
11200 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919157
2020-09-24 00:04:27 +0330 +0330

باحال بود 👍

1 ❤️

919192
2020-09-24 00:44:33 +0330 +0330

هه نمردیمو کونده تموم عیار هم دیدیم.
خخخخخ

0 ❤️

919200
2020-09-24 01:00:01 +0330 +0330

قشنگ بود داستانت رو دوست داشتم
کاملا حست رو درک میکنم

1 ❤️

919226
2020-09-24 01:49:52 +0330 +0330

آقا من نبودم میشه انقدر پی وی نیاد بگیر اونکه من بودم داستان زنونه پوشی برای راننده تریلی هست

0 ❤️

919229
2020-09-24 01:55:54 +0330 +0330

تکراری بود
ریدی که

2 ❤️

919252
2020-09-24 05:53:08 +0330 +0330

داستانای کیونی گریم مگه کپی گری داره؟

2 ❤️

919162
2020-09-24 05:53:28 +0330 +0330

تکراری بود که همین چند روز پیش آپ شد بود ، نکنه به ادمینم کون دادی

5 ❤️

919297
2020-09-24 13:09:09 +0330 +0330

کسخول انقدر زود آبت اومد که داستانو نصفه ول کردی😐😐😐

0 ❤️

919310
2020-09-24 14:51:50 +0330 +0330

تو رسانه ها دیدیم طرف خودش رو معرفی میکنه …من فلانی 20 ساله لیسانس شیمی …چه میدونم مهندسم …هرکی یه چیزی میگه …اولین باره میبنیم یکی نوشته من فلانی ام 19 سالمه …4 سال کون میدم !! …آلا باشوا …بی حیا
بیبنم کُسمیخ …تو با خودت قهری؟ این چه جور داستان نوشتنه که خودت رو مثل یه عقب مونده نشون میدی…لامصب یه دو کلام حرف بزن با اینو اون. جته هی اوهوم …اوهوم میکنی؟ ای سوخوم …نویسنده رو باش هر جای داستان سرک میکشی …می بینی یه مایماخ ، جلوی یکی زانو زده …داره سوسیس پنیری میخوره …طفلی چقدر هم مظلومه …صداش هم درنمیاد …میرن و میان و دیگه صداش هم نمیکنند …با یه بشکن زدن اعلام حضور میکنند مهیار هم بمحض شنیدن فقط مثل ماست میره سمت طرف زانو میزنه …! برو بابا کسمغز

0 ❤️

919321
2020-09-24 15:38:01 +0330 +0330

امیری با سابقه کار در باغ
کونی ۱۸ عیار
اب خور
به فروش می رسد

0 ❤️

919374
2020-09-24 21:37:18 +0330 +0330

جووون

0 ❤️







Top Bottom