داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کونی‌ترین کونی

1399/05/12

از وقتی یادمه بخاطر شغل پدرم خانه به دوش بودیم. از کودکی تا آخر پیش دانشگاهی. تهران ، بوشهر ، همدان ، ارومیه و زنجان. دانشجو هم که شدم درسم رو تو دو دانشگاه و دو شهر به پایان رسوندم تهران و سنندج. حتی کارم که بواسطه نفوذ پدرم خیلی سریع درست شد که دولتی هست توی شهریه که هیچوقت توش زندگی نکرده بودم.
بعد از سن بلوغ بخاطر این تعدد شهرها برای زندگی هیچوقت نتونستم رابطه‌های طولانی یا فابریک داشته باشم و هر ارتباطی با دخترها داشتم کوتاه و‌ موقتی رقم خورد.
بخاطر نوع رفتارم خیلی زود تو هر شهر دوستای زیادی پیدا میکردم. بواسطه شغل با نفوذ بابام و وضعیت مالی خوبش معمولا با خانواده‌ های سطح بالا در هر شهر ارتباط برقرار میکردیم. توی دوست دخترهایی که تو شهرای مختلف تجربه کردم شیرین ترین و دلچسب ترینشون توی دوران فوق لیسانس در سنندج بود که بشدت برای من لذتبخش بود.
سنندج شهر بزرگی نیست و میشه گفت مردمش بسیار شاد هستند و دانشجوهای زیادی از سراسر ایران توش ساکنند و معمولا بعد از ظهرها جوونا پاتوق های خاص خودشونو‌ دارند !
من به تنهایی خونه خوبی تو یه محله خوب اجاره کرده بودم و ماشین هم داشتم. حد فاصل خونه و دانشگاه کافی‌شاپی بود که پاتوقم بود و من با شهروز صاحب اونجا دوست شده بودم و بیشتر وقتمو اونجا میگذروندم. نشستن تو کافه با شهروز و چند تا از دوستان و روزنامه خوندن و گاهی تلویزیون دیدن تقریبا کار هر روزم بود و موزیکای کافه‌رو خودم ساپورت میکردم. از دخترایی که به کافه میومدن هم غافل نبودم.
یه روز بعد از ظهر که کافه خلوت بود و سر جای همیشگیم یعنی میز نزدیک پیشخوان نشسته بودم داشتم تلویزیون ‌نگاه میکردم. یادمه بازی استقلال بود تو تهران یه گل عقب بود. شهروز نبود و باریستا که اسمش آرمین بود استقلالی بود. منم که پرسپولیسی اون حرص میخورد و من اذیتش میکردم و تو همین کلکل های الکی بودیم که دو تا دختر اومدن تو کافه. یکیشون خیلی قد بلند بود و بشدت هیکلش سکسی بود. پاهای کشیده و سینه‌های برجسته. اون یکی معمولی بود. قدش کوتاه تر بود. موهاشو با اینکه فر بود از فرق باز کرده بود و صورتش خیلی جذاب بود. منم دوس دختر نداشتم و کلا مقدار زیادی حشرم بالا زده بود تو اون روزا.
قد بلنده که خیلی هم بلند حرف میزد از همون اولش آب پاکی رو دستم ریخت و عمدا پشت به من نشست. دانشجو بودند. بلنده از قضا نوشهری بود و از تلفناش معلوم بود سرش خیلی شلوغه. اون یکی آروم بود و فقط به حرفای قد بلنده میخندید.
از کوچیکه خوشم اومد. خوشگل بود و به نظر من سکسی. سعی کردم جلب توجه کنم اما بشدت سرشون تو کار خودشون بود. به آرمین گفتم سفارششونو بده من ببرم. اونم مایل نبود ولی میدونست شهروز خیلی با من اوکیه و پشت من وامیسته. امیدوارم بودم از حرص باخت استقلال لج نکنه که نکرد !
قبل از آماده شدن سفارش متوجه شدم که خانوما اصلا قصد پا دادن ندارند و بشدت به اطراف بی اعتنا بودند. با خودم گفتم اگه بخواد اینجوری پیش بره اتفاقی نمیوفته و تیری در تاریکی شمارمو رو یه تیکه کاغذ نوشتم و موقع بردن سفارش گذاشتم سمت دختر مو فرفری !
وقتی سفارشو بردم مو فرفری اصلا بهم نگاه نکرد ولی لاته پشتش بهم بود بدون اینکه با من صحبت کنه بهم نگاه کرد.
اومدم سر جام و شروع کردم به روزنامه خوندن. متوجه شدم که مو فرفری نگاهش روم سنگینی می‌کنه. اما نمیزاشت من نگاهشو ببینم.
مکالمشون بی صدا شد. انگار تازه متوجه من شدن. بعد چند دقیقه قد بلنده اومد پای پیشخوان یادم نیست چی گفت ولی قشنگ یه کس‌شعری بود که معلوم بود بهانست و فقط کامل منو بر انداز کرد.
من سرمو انداختم تو روزنامم متوجه شدم مو فرفری هم داره نگاه میکنه. کم مونده بود دختر لاته یه چیزی بارم کنه.
با یه نگاه خیلی سنگین و بد دوباره رفت نشست سر میز. کلا دیگه آروم حرف میزدن. انگار که دیگه با اون مکان حال نمیکردن. جو خیلی سنگین شد.
کافه یواش یواش شلوغ‌ تر شد. احساس کردم کار خوبی انجام ندادم و بهتره اونجا رو ترک کنم. از آرمین خداحافظی کردم و بدون اینکه به دخترا نگاه کنم از کنارشون رد شدم.
نکته‌ای که بیشتر باعث شد بیخیالشون بشم این بود که زیبای مو فرفری وقتی من داشتم خارج میشدم موبایلش زنگ خورد و با زبان سنندجی جواب داد. دیگه تقریبا مطمئن شدم کارم بیفاید‌ست. چون شنیده بودم دختر سنندجیا تو شهر خودشون خیلی پا نمیدن.

گذشت و منم کاملا قضیه فراموشم شد. چند روز بعد یادمه‌ تو تعویض روغنی موبایلم زنگ خورد. شماره ناشناس بود. جواب دادم یه خانم پشت خط بود سلام کرد اسممو گفت و احوالمو پرسید و‌ من هیچ گزینه‌ای تو ذهنم نبود.
بعد پرسید به جا نیاوردید ؟ منم که اصلا امیدی به مو فرفری نداشتم و فراموشش کرده بودم واقعا گفتم نه ولی ذهنم رفت روی آشناهای قدیمی وگفتم در خدمتم.
گفت یعنی منتظر تماس کسی نبودید ؟ تا اینو گفت مخم تکون خورد و یاد دو سه روز پیش تو کافه افتادم.
گفتم بله منتظر بودم و خوشحالم که تماس گرفتید و با اینکه تعجب کرده بودم خودمو جمع کردم.
اسمش نشمیل بود. گفت بعد از اینکه شماره دادی بهت توجه کردم. بعدش دو دل شدم و بالاخره زنگ زدم.
منم نگفتم که امید نداشتم زنگ بزنی.
چند روزب فقط با موبایل صحبت می کردیم بعد اومد کافه.
گفتم شنیدم دخترای اینجا پا نمیدن !
این موضوع رو انکار کرد ولی گفت خودش بیشتر چون من غریبه بودم زنگ زده !
یه مدت گذشت و خیلی با هم صمیمی شدیم. براش جوکای سکسی می گفتم کلی میخندید و کلا دختر راحتی بود البته در خفا. بشدت رابطه با جنس مخالف رو دوست داشت ولی علنی نمیکرد.
ناز خاصی داشت و خیلی لوندی میکرد.
تو کافه که میومد خیلی محافظه کار بود و همیشه پرت ترین میز و پشت به همه مینشست و هیچ کجا به جز کافه قرار نمیذاشت. حتی ماشین هم سوار نمیشد. دو تا خواهر از خودش بزرگتر داشت که ازدواج کرده بودند و‌ پدرش هم فوت شده بود. وقتی مادرش زنگ میزد با زبان محلی جوابشو میداد که اگه دقت نمیکردی فکر میکردی عربیه ولی با ناز خاصی حرف میزد آدم راست میکرد ! بشدت شیرین بود زبانش.
کلا چاق نبود اما پاهاش خیلی تو پر بود و کونش خیلی گنده بود! خیلی !
سینه هاشم کوچیک بود ولی فرم عجیبی داشت کاملا از دو طرف رو به بیرون بود جهتش. یعنی سینش خط وسط اصلا نداشت اما حجم قابل توجی در طرفین دیده میشد !
از گذشتش خیلی برام گفت. با پسر عمه خودش نامزد بوده که بعد از ۲ سال نامزدی پسره قاچاقی میره سوئد و کلا غیبش میزنه. بخاطر این موضوع بعضی وقتا حتی گریه میکرد و خیلی اذیت شده بود.
کلا متوجه شدم نشمیل دختر حشری‌ایه و انگار فقط براش مهم بود آمارش در نیاد.
یه شب بهش گفتم فردا نریم کافه بیا خونه. اولش یه ذره بهونه آورد ولی بعدش قبول کرد. منم بعد از حدود ۲ هفته دوستی واقعا راست کرده بودم واسش. همون شب اعتراف کرد پسره ۲ سال تموم، شب و روز از کون کرده بودش ولی اجازه نداده بود پردشو بزنه. نشمیل خودش می گفت حداقل ۲۰۰ بار از کون کردتش.
فرداش اومد عین مهمونای غریبه شیرینی آورده بود. کلی بهش خندیدم.
مانتوشو در آورد. چیزی که دیدم وحشیم میکرد. شاید هر لمبر کونش اندازه شکم من بود !
پوست روشن. چشماش حالت خاصی داشت کمی از طرفین افتاده بود. زیبا بود.
کونش واقعا تو شلوارش جا نمیشد ! اصلا شکم نداشت. خیلی بوی خوبی میداد.
شروع کرد پر چونگی کردن و داشت تو فاز غصه میرفت از نامردی پسر عمش. منم از فرصت استفاده کردم و بحثو بردم سمت اینکه پسر عمش خیلی نامرد بوده که کرده و در رفته و بحث رو بردم تو سکس و کردن. راست کرده بودم. خیلی حشری بودم. هر آنچه که لازم بود برای اینکه بکنمش انجام دادم.
اگه بخوام خیلی اروتیک نکنم تعریفم رو و کلی گویی کنم هر آنچه که تصور کنید در همون روز و همون دیت اول توی خونه من با نشمیل انجام دادم به جز گائیدن کسش و ساک زدن کیر من. لذتبخش ترین کونی که در زندگیم کردم رو مخصوصا همون دفعه اول و دفعات بعدش تجربه کردم. قبلا شنیده بودم که کون کیر رو می بلعه ولی بر اساس تجارب خودم کس شعر محض میدونستم اینو. هر چی کون کرده بودم یا با عذاب و تلاش من بود یا با تحمل عذاب درد طرف مقابل ! ولی در مورد نشمیل چیزی رو تجربه کردم که هیچوقت تجربه نکرده بودم. واقعا کونش کیر رو می بلعید. امیدوارم اونهایی که مثل من فکر میکردن این حرف کس شعره قسمتشون بشه و چنین دختری رو تجربه کنند.
سوراخ کون بشدت راحت و لذتبخش برای گائیدن داشت. کیر رو‌ واقعا می بلعید. کسش بشدت زیبا و خواستنی بود. سینه های کوچیک ولی خیلی زیبا و خوردنی البته با فرمی عجیب داشت. جهت رشدش رو به طرفین بود و نوک سینه هاش خیلی بزرگ بود با اینکه دختر بود و هنوز بچه ای شیر نداده بود.
میتونم بگم من اگه بیشتر از پسر عمش تو ۲ سال فوق لیسانس نکردمش اما کمتر هم نبود. تقریبا هیچ موردی نبود که من بخوام و نشمیل نیاد و هر بار که دیت داشتیم از کون نکنمش و شاید بیشتر از اون کسشو خوردم. هر زمان که سنندج بودم حداقل هفته ای ۲ یا ۳ بار از کون نشمیل رو‌میکردم و قسم میخورم که هیچوقت خسته نشدم از کردنش. اما نشمیل بشدت از خوردن کیر و ساک زدن بیزار بود. تحت هیچ شرایطی این کار رو نکرد.
همین باعث میشد که من بیشتر از کون بکنمش. و البته هیچ دختری تو زندگیم مثل نشمیل ندیدم هیچوقت که انقدر زیاد از کون دادن لذت ببره. وقتی تو کونش تلمبه میزدم به مرحله‌ای میرسید که مردمک چشماش میرفت توی پیشانیش. همیشه من کم میاوردم و اون همیشه میتونست. توی هر پوزیشنی میتونست براحتی کون بده. واقعا پسر عمش کونیش کرده بود. میگفت اوایل سخت ترین کار دنیا براش همین کار بوده و خیلی زجر کشیده. اما اونقدر که پسر عمش کرده بودش واقعا معتادش شده بود. بعد ازینکه اعتراف کرد به اعتیادش به کون دادن بهم گفت که بعد از شماره گرفتن دو سه روز فقط به این فکر میکرده که بعد از پسر عمش همچنان خودداری کنه و یا با من اگر ایده آل باشم شروع کنه. میگفت وقتی به تو زنگ زدم یکی از انگیزه هام محک زدن تو بوده برای اینکه بهت کون بدم یا نه !

نوشته: مارکو پولوی ایران


👍 7
👎 28
14400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

904845
2020-08-02 01:26:44 +0430 +0430

خاک تو کون روحانی

4 ❤️

904848
2020-08-02 01:28:40 +0430 +0430

احساس میکنم جای فاعل و مفعول رو عوض کردی…مقتول 😁

6 ❤️

904859
2020-08-02 01:36:26 +0430 +0430

چه شغل خوبی بابای پر نفوذت درست کرده بوده که شب و روز کافه بودی. خو راستشو بگو گارسن بودی خجالت نداره که این همه صغرا کبرا چیدی کل شهرای ایرانو بخاطر کار بابای پر نفوذت اسم بردی.


904863
2020-08-02 01:38:08 +0430 +0430

خب کیرم تو داستان کیریت . و اینکه زبان سنندجی چیه ؟ کردی رو میگی ؟ سنندج که شهر اسکل زبان نداره کا

6 ❤️

904866
2020-08-02 01:38:43 +0430 +0430

ببین داستانت که چرت بود، گی و لز هم ک دیس لایکه کلا ولی اون وسط گفتی پرسپولیسی ام دیگه دستم به دیس نمیره، لایک!


904871
2020-08-02 01:41:23 +0430 +0430

وایسا ببینم این کجاش گی بود دقیقاً؟
زبون سنندجی منظورت همون ک‍ُردیه دیگه 😂
فقط از ممه و کون دختره تعریف کردی
بعد تمام سکستون و تو از کون کردمش و اون برام ساک نزد خلاصه کردی


904873
2020-08-02 01:43:05 +0430 +0430

موقعیت شغلی خوب بابات این بوده که هر چند وقت یه بار شهر عوض میکردی؟؟؟
کیرم توی این شغلی که میگی کونی
بعدشم دانشگاه نگه مدرسه هست که عوضش میکردی دنبال کونت بابات میرفتی؟
تا الان شده یه شب جدا از بابات بخوابی؟؟؟


904878
2020-08-02 01:46:41 +0430 +0430

نوش

1 ❤️

904884
2020-08-02 01:53:01 +0430 +0430

این که گی نبود پسر با دختر بود 😕


904907
2020-08-02 02:35:43 +0430 +0430

مردم سنندج کرد هستند و زبان کردی داریم اما زبان سنندجی خیر!! درمورد پدرتم اگر ادم قدرتمند و با نفوذی بود تو یه شهر بزرگ یه پست مهم میگرفت هی مثل توپ شقایق شوتش نمیکردن اینور اونور!! کردها ادمهای مهربونین بخشنده تر از کرد ندیدم ولی به ناموسشون چپ نگاه کنی کاری باهات میکنن که تا اخر عمر معتاد به کون دادن بشی اون عشق به کون دادن و لپ های کون قدر شیکم احتمالا شرح حال خودت بوده اسمتم احتمالا گذاشته بودن نشمر!! یعنی نشمر چند دفعه و به کی دادی تو متعلق به همه ای!!! منتها با لهجه شیرین کردی نشمیل شنیده میشده!! 😁


904912
2020-08-02 02:49:32 +0430 +0430

داستانت رو حال نداشتم کامل بخونم ولی کلی بخوام نظر بدم معلومه انقد زدی (شایدم انگشت کردی!!)
که نفهمیدی تگ گی زدی به داستانت.
عزیزم انقد زحمت کشیدی نوشتی حواستو جمع کن موضوع چی زدی…

3 ❤️

904937
2020-08-02 04:16:28 +0430 +0430

بیشتر داستان دانشجویی بود تا سکسی
حتما بابات استاندار یا معاون استاندار بوده که چرخشی بوده و الا ارتشی بیچاره یا نظامیا که اونام می‌چرخن پولدار نیستن.
۹۰ درصد از اتفاقات زندگیت گفتی ۱۰ درصدم کون نشیل خانمو کردی و کس نوش جان فرمودی
دهنت سرویس توصیف کونش طوری بود که دلمان کون خواست 😕
آقا زاده با پارتی سر کار رفته

2 ❤️

904946
2020-08-02 07:23:54 +0430 +0430

فکرشم نمی کردم یه روزی ماکو پولو کونی بشه 😂 😂

حالا چند تا شهر آورگی کشیدین اسم خودتو گذاشتی مارکوپلو؟! خود ماکو پلو هم با این که کل دنیارو کشت آخرش تو چین کونش گذاشتن 😂 😂 حالا تو از کردن دختر کرد بلوف می زنی ای کونی سرشت!!!


904953
2020-08-02 08:07:58 +0430 +0430

اینقدر از بابات و شغلش و نفوذش تعریف کردی، کانمان گذاشتی
بعدشم تو که پدرت اینقدر با نفوذه میگفتی یه دختر عن قلابی هم برات جور میکرد دیگه


904999
2020-08-02 10:43:01 +0430 +0430

ببین اسکول کونی توتوسنندج بودی باورندارم که خودت جای دختره نبودی وپسراش توهمون کافی شاپ ترتیبتونداده باشن بعدمن خودم کوردم دخترکوردفقط به کوردپامیده

1 ❤️

905004
2020-08-02 10:56:27 +0430 +0430

خجالت بکش کردا ادمای باغیرتی هستن زبون کرد سنندجی هم نداریم بلکه زبان کرد در لهجه های مختلف ودر نقاط بین کشورمون ایران در غرب کشور و شرق ترکیه وشمال عراق مستقرن …اخه حتی سواد جغرافیایی و کلا سوادت در زیر صفر می گرده چه به داستان نویست… بخدا جماعت جقی ها شورشو دراوردین

1 ❤️

905012
2020-08-02 11:27:00 +0430 +0430

ادمین جان توروخدا قبل اینکه تگ بزنی یبار داستانو بخون

الان میفهمم چرا انقدر داستان چرت توی سایته چون ادمین حتی یکبار داستانو نمیخونه

0 ❤️

905017
2020-08-02 11:56:47 +0430 +0430

داداش رفیق بامرام من خودم سنندجیم چند ساله تو مرحله ی مخ زنی موندم هنوز نتونستم کسی رو جور کنم،حالا تو چجوری انقدر راحت مخ زدی جور کردی کونش گذاشتیو رفتی؟یا تو مارو اسکل کرد یا اون شهری که میگی سنندج نبوده
بعدشم نامزد قبلیش ۲۰۰ بار کرده توام ۲۰۰ بار این ۴۰۰ بار،به جوونیت قسم بانو الکسیس مرحومه هم انقدر کون نداده.
نکته ی آخر،هیچ وقت زبان کردی رو با هیچ زبان دیگه ای مقایسه نکن
اولین و آخرین دیس عمرم با احترام تقدیم بهت مارکوپلو😁

2 ❤️

905021
2020-08-02 12:40:34 +0430 +0430

چن خط خوندم حال ندارم نظر بدم

0 ❤️

905024
2020-08-02 13:05:25 +0430 +0430

کص میگی داداش
جای فاعل مفعول عوض کردی
اونم نشمیل نبوده شیمیل بوده
اونی که ۲۰۰ بار کون داده تو بودی
مرتیکه جقی کونی سیار

2 ❤️

905049
2020-08-02 15:26:12 +0430 +0430

شهرام 6969 عزیز نگو دختر کرد فقط به کرد میده
من کرد نیستم ولی تا دلت بخاد دختر کرد کردم

0 ❤️

905051
2020-08-02 15:44:37 +0430 +0430

باز یه جقی داستان نشونت درحالی که یه خیار تو کونش بود

0 ❤️

905054
2020-08-02 15:54:51 +0430 +0430

با احترام به مردم کرد عزیز، اما هیچوقت با زنهاشون حال نکردم، یخورده از نظر بهداشتی مشکل دارن

1 ❤️

905059
2020-08-02 16:21:16 +0430 +0430

یه جوری میگین کردها اینجورن و اونجورن که انگار جنده های کرد همشون از آمریکا اومدن.من خودم زن و خواهر یه کرد رو کردم خودشم میدونست. یه راننده لودر داشتیم کرد بود هم خودش رو میکردن هم زنشو.همه جا جنده و بیغیرت هست الکی تعصب به خرج ندین.

1 ❤️

905081
2020-08-02 19:29:01 +0430 +0430

با گفتن پرسپولیسی بودنت، ریدی به شرف پرسپولیس و رفتی…کلا قهرمانی چهارمو زهرمار کردی و به کیر گاو دادی…

0 ❤️

905082
2020-08-02 20:00:57 +0430 +0430

چ ربطی به گی داشت؟😐😐

1 ❤️

905083
2020-08-02 20:00:58 +0430 +0430

مفعول و زنپوش بیاد صحبت کنیم

0 ❤️

905111
2020-08-02 23:53:06 +0430 +0430

داستان خوب بود من هم دوست دخترم رو بار اول باالتماس و تمنا از كون كردم چون كار بلد بودم سرى هاى بعد اون التماس مى كرد كه از كون بكنمش

0 ❤️

905128
2020-08-03 00:24:53 +0430 +0430

میخوام 😞

0 ❤️

905133
2020-08-03 00:41:53 +0430 +0430

اینکه میاید میخونید و اینقدر چرت و پرت میگید، واقعاً نشونه ای مشکل داشتن هست…
عجیبه، چطور میشه اینقدر مریض بود؟
حتی بعضیاتون اینقدر با نفرت میخونید که درست متوجه داستان نمیشید و بعد مثلاً میخواید سوتی بگیرید و بیشتر نشون میدید که اشتباه فهمیدید…

0 ❤️

905277
2020-08-03 05:34:36 +0430 +0430

تا وسطاش بیشتر نخوندم !
لاشی تو با حرف زدن یارو با تلفن‌تحریک میشی؟
مریضی‌پسر مریض

از یه جمله نباید هزار بار استفاده کنی که پدرت و من ب شخصه ب صورت نفوذی گاییدمش

0 ❤️

905333
2020-08-03 09:54:08 +0430 +0430

من تا حالا به داستان نویس ها فحش ندادم اما تو واقعا رسوندی به جایی که می بینم که ارزش داره فحش حرومت کنم.
آخه گاو هم دوبار بیاد توی این سایت ، دیگه می فهمه که بین مفهوم گی و کون کونک بازی فرق هست. فرقش هم به اندازه ای بزرگ هست که بشه کرد تو کون احمقی مثل تو. بعد حالا تو رفتی کون دختر گذاشتی، اومدی ماجراشو تویی داستان های گی تعریف می کنی؟
یه کاری کن. امشب دوتا مسهل بخور. صبح ناشتا اون فوق لیسانس که گرفتی بچسبون به سنگ مستراح. برین روش. از کون کردن بیشتر حال میده بهت.

0 ❤️

905653
2020-08-04 07:05:35 +0430 +0430

این چه شغل خوبیه که خانه به دوشتون کرده !!!
خود بانو الکسیس اینقدر کون نداده که این دختره داده
تگ‌ گی هم که زدی نکنه فکر کردی سکس آنال میشه گی !!!
کیر استاد اندیشه اسلامیت تو کونت با این داستانت

0 ❤️

905770
2020-08-04 15:25:50 +0430 +0430

کلا چاق نبود اما پاهاش خیلی تو پر بود و کونش خیلی گنده بود! خیلی،،، آقا یکی اینو واسه من تفسیر کنه منکه کلأ نمیتونم تصور کنم مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟

0 ❤️






Top Bottom