کون به فاک داده شده

    رفقا سلام دکی جقیم😎
    اولین داستانمه تو عمرمم کس نکردم اصلا نمیدونم چه شکلیم هست😏😏
    اولم بگم داستانام واقعین اکثرا(البته یه جورایی میشه گفت من فقط مینویسم و اینا خاطره رفقاس ) ولی شاخو برگ بهشون میدم تا یکم محتوای طنز بگیره ادم انتقاد پذیریم هستم انتقاد کنین که بتونم داستانای بعدیمو براتون بهتر بنویسم. خوب بریم سر اصل مطلب این داستانی که میگم واقعا اتفاق افتاده و داستان پاره شدن کون یکی از دوستامونه به دست.... !اسمش قاسمه.!
    قاسم خیلی قیاقفه تخمی داره! کیر من از قاسم خیلی خوشگلتره! قاسم شبی که به دنیا اومده باباش از روی قالی جمعش کرده و چپوندش تو کس مامانش واسه همین قاسم به شدت پشمالوعه! قد قاسم تا زیر خایه منه! خوب این مشخصات بازیگر داستانمون بود!
    راوی: داداش وقتی تو تهران بودم تو یه رستوران کار میکردم که نانوسا جای باصفایی بود همه مزیاشم لز خانوادگی بود به طوری که ۹۰ درصد مشتریا دختر پسر بودن و فقط میومدن همو بمالن!
    من زیاد کس میکنم در جریانی که(کس میگه تا دیروز کون میداد بهمون) اقا یه روز یکی از دوستای قدیمی بهم زنگ زد گفت تهرانم دنبال کار میگردم (همون قاسم) از اونجایی که نزدیک دو سال بود که تو این رستورانه بودم با مدیر خیلی صمیمی بودم واسه همین اگه بهش میگفتم یکیو بیارم کاری نداشت خلاصه ما اینو اوردیم پیش خودمون دیدیم تخم سگ ریشای کیریشو گذاشته یه وجب رشد کرده بدتر قیافشو تخمی تر کرده(توصیفش مثل بازیگره فیلم دیکتاتور بود) از اینکه اوردمش مثل سگ پشیمون شدم ولی دیگه کاریش نمیشه کرد.
    چندروز بود مشغول کار بود که یه روز دوتا دختر فوق العاده سکسی اومدن داخل رستوران همون لحطه این صاحب مرده شد اندازه کیر خر (۱۰ سانت بزور میشه) قاسمم دیوث معبوم بود بد حشری شده! خدایی دلم براش سوخت چون از بس تخمی بود قیافش خرم بهش پا نمیداد(قیافه خودشم دست کمی از کس خر نداشت) ولی منو میگی همه تو کفم بودن جون داداش(کس ننت)
    یکم گذشت میخواستم وقتی رفتن بیرون شمارمو که همیشه تو کاغذ امادس بهشون بدم ولی وقتی رفتن چیزیو که دیدم اصلا باورم نشد یکیشون در کمال ارامش رفت شمارشو به قاسم داد منو میگی انگار به طور مدام ۵ کیر تو کونم دارن تلمبه میزنن به هار ترین روش ممکن(بعد از این ماجرا ۵ نفری با رفقا عملی روش انجام دادیم) وقتی رفتن سریع رفتم پیشش گفتم خارکسه چجوری به توعه تخمی شماره دادن؟ گفت خداوکیلی خودمم نمیدونم چی شد یهویی😂😂
    چند روز گذشت من هنوز اعصابم سر اون ماجرا تخمی بود (جمعه بود) دیدم داره اماده میشه بره بیرون‌ گفتم کجا گفت هانی کس قلمله و نازی کونگشاد(دخترا)دعوتم کردن خونشون میخوام برم کس بکنم(ای کیر تو این شانس این کله کیری دوتا شاه کس گیرش اومده ما هنوز باید جق بزنیم😞) اقا منو میگی بازم انگار دارن کونمو پاره میکنن(به دست رفقای صمیمی پارش کردیم ۵ نفری🙃) خلاصه رفت یه روز گدشت خبری نشد دو روز گدشت خبری نشد هرچیم زنگ میدم گوشیش خاموش بود مدیر رستورانم صداش درومده بود! سه روز بعد گوشیم زنگ خورد یه شماره ناشناس بود:
    حسن کیلد ساز؟
    خودمم شما
    -(نماینده ایرانیان غیور اومدن ننتو بگام با کلیدت) از بیمارستان.... زنگ میزنم قاسمو تو تونستن گاییدنش سوراخ کونش شده اندازه سوراخ خاله الکسیس هیکل تخمیتو بیار بیا اینجا هزینه های بیمارستانو حسابشون کن!
    _گاییدنش چطوری؟؟؟
    -ظاهرا دونفر بودن به طرز بدیم کونش گذاشتن!
    _باشه الان میام.
    اقا ما رفتیم اونجا دیدیم دینگاشو دادن بالا تا سوراخش کمتر درد بگیره! (فکر کنم مثل برادران گریمزبی اگه پنکه اونجا بود کونش ساز میزد)
    از پرسیدم چی شده کی گاییدت برم خارشو بگام؟
    گفت هانیو کیر کلفت و نازی کیر دراز!
    گفتم چی اون دوتا؟ کس نگو باو مگه میشه؟
    نشست همرو تعریف کرد واسم
    (اینجا از زبون قاسمه)
    وقتی رفتم سر قرار دیدم اوووف چه کس شدن اینا منو بردن خرید تا تونستن ازم چاپیدن هرچی تو این چند ماه جمع کرده بودم همرو خرج کردن منم تو کف کس!!!! هیچی نمیگفتم.
    ساعتای ۶ بود دیگه رفتن داروخونه کاندوم ماندومو اسپریو اینا هرچی بود خریدن منو میگی انگار تیتاب داده بودن بهم داشتم میگفتم اینا چه جنده هایین که خودشون رفتن بخرن(بدبخت کونت پارس خودت نمیدونی) ساعت ۷ دیگه رسیدیم خونشون تا رفتیم داخل امون ندادمو از پشت چسبیدم به هانی. اونم یه خنده سکسی کردو شروع کرد لب گرفتن ازم ۵ دقیقه بعد من کامل لخت لخت اون دوتا مشعول بازی با کیرم بودن و فقط شلواراشون پاشون بود. گفتم اسمری کو تا اسپری بزنم ابم نیاد گفتن صبرداشته باش فعلا.
    نزدیک بود ابم بیاد که هر جفتشون بلند شدن رفتن از اتاق بیرون و با یه جعبه برگشتن . پرسیدم این چیه گفتن ما دوست داریم موقع سکس دستای طرفو ببندیم بعد سکس کنیم.!(قبول نکن بدبخت کونت میزارن) منم گفتم باشه اونتم از تو جعبه دوتا طناب اوردن دستامو به تخت بستن با یه چشم بندم چشمامو بستن!
    بازم اومدن شروع کردن به که ساک زدن برام منم که هیچی نمیدیدم.
    (بازگشت به حال)
    گووووز
    اه کس ننت قاسم بازم گوزیدی؟ناموسا حالم به هم خورد(حساب کرد موقع تعریفای قاسم چند بازی گوزیده بود)
    ادامه داستان
    داشتن سا میزدن کع یه لذت عجیبیو حس کردم یکم دقت کردم دیدم یکی داره کونمو میخوره بیچاره نمیدونه من دستشویی میرم اصلا با اب خودمو نمیشورم😂😂😂😂
    انصافا لذت داشت کونمو میخورد تو همین موقع ها ابم با فشار اومد و همشو نمیدونم کدومشون خوردن!
    شنیدم که هانی گفت خوب حالا اماده شدی که کارمونو شروع کنیم
    منم گفتم جوووووون اسپریو بیارین که میخوام تا صب کستونو جر بدم!!!
    یهویی صدای خندشون بلند شد چند لحظه بعد گفتن میخوایم پاهاتم ببندیم منم گفتم عیبی نداره اقا اونا پاهامو بستن بعدش صدای اسپری شنیدم. گفتم نمیخواین چشمامو باز کنین کسای خوشگلتونو ببینم؟ بازم دیدم زدن زیر خنده
    باز شدن چشمام همانا دیدنم ازراییل همانا
    دیدم جای کس هر کدوم یه کیر دارن اندازه بیل!
    نا خودآگاه کل گذشتم اومد جلو چشم

    بابامو دیدم که میگفت کس ننت من چرا تورو به این دنیا اوردم (حق داشت ناموسا پسر کونی به چه درد باباش میخوره)
    مامانمو دیدم که میگفت حیف اونشب که اب باباتو نخوردم
    خلاصه اینا تا تونستن منو گاییدن دو روز منو بستا بودن بدون اینکه بهم عذا بدن فقط یکم اب میدادن تا نمیرم
    دیوثا طوریم نمیکردن که حداقل لذت ببرم خشک خشک میکردن کونم
    زمان حال
    داشت گریه میکرد دیگه خدایی دلم واسش سوخت خدارم شکر کردم که من شماره ندادم.! دقتی از بیمارستان مرخص شد دیگه ندیدمش ولی فکر‌میکنم دیگه تا عمر داره شما هیج دختری نره!
    رفقا ببخشین داستانم طولانی شد اگرم طنز نبود بازم شرمنده!
    انتقاد یادتون نره دمتون گرم


    نوشته: drgaqi

  • 6

  • 22




  • نظرات:
    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 10

    • این داستان بازنویسی شده یک طنز دیگه از همین سایته که در مورد سفر به تایلند بود. کپی است ولی برای کپی کردنش وقت گذاشتن......


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • ایموجی = دیس
      بقیشم نخوندم.


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • 3تا کستاااان گی پشت سرهم..ی شب فقط ی شب ادمین اگ داستان گی منتشر نکنه ب ابلفضل هیچ اتفاقی نمیوفته..چ بود این کسشر اخع؟؟؟واسه وقت خودت ارزش قائل نیستی واسه اون کسی ک میخونه ارزش قائل شو..گوه بگره کل هیکلت عنتو بزغاله


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،3 هفته
      • 10

    • اصلا اعتقادی به ویرایش نداری؟ میدونی کاربرد دکمه ویرایش چیه؟
      خطاب به کستان نویسان : یه قسمت تیک خور داریم قبل ارسال داستان که باید روش بزنین امااا ؛ قبل اینکه بزنین، باید برگردین از اول و متن تخمیتونو از دوباره بخونین.
      هرجا غلط املایی ، نگارشی ، داستانی یا هر عن دیگه‌یی پیدا کردین، درستش کنین. اگه کونتون نکشید، بنده حاضرم کاملا رایگان این کارو واستون انجام بدم. این کارتون یعنی شما خواننده‌رو کیرتونم حساب نمیکنین. ممنون بابت توجهتون


      درمورد داستانت باید عرض کنم که ؛ خیلی از تیکه‌هات خز شدن دیگه. یعنی یه جور علامت کصنمکی و نبود خلاقیت تو نویسنده.
      دیس.


    •   zanbory
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • طنز نوشتن خیلی مهارت میخاد اونم توی سایت سکسی که همه دستشون گرفتن که بکنن ..حالا این وسط بعدازاینهمه داستان گی و کسشعرهای دیگه که نویسندگان ملجوق ارسال کردن شما اومدی ملت و بخندونی .خب اگر کسی خندش گرفت من برمیگردم لایکت میکنم .
      اصلا خنده دار نبود و یجورایی نویسنده میخاد تریپ منم منم برداره که جالب نبود..من نویسنده نیستم بخام ایرادات کلی رو بگیرم .ولی فرق طنز و غیر طنزو متوجه میشم
      بقول اون مار بود توی رابین هووود..غششش غششش غشششش


      اینم ازخنده


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 10

    • عزیزه دلم فکر کنم بجای انتقاد پذیر بودن باید فحش پذیر باشی با این کسنمکی که نوشتی.
      ایموجی و کیره خر، کاش جای قاسم کون تو میذاشتن که احساس بامزگی نکنی.
      غلط املاییات هم واسه بامزه بازی بود یا واقعا ریده بودی؟؟؟
      ولی یه نصیحت دوستانه لطف کن دیگه ننویس، چون مطمئنم فردا کامنت ها رو بخونی از نوشتن اینم پشیمون میشی چه برسه به اینکه بخوای یه داستان دیگه هم بنویسی.
      دیسلاک ۵ تقدیم با عشق


    •   محمد۷۴
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • احمق این طنز بود اخه ?


    •   zerwin
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • پس حاج قاسمم بله


    •   arsh2452
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • کلا ریدی دکتر جون ، ابم قطعه!


    •   mohsen.69
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • مگه مهد کودکی هستی ایموجی می گذاری.
      خاک بر سر نفهمت کنن.


    •   saeedno15
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • ایموجی جاش وسط داستان نیست بخدا (dash) (dash)


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • نه به گی
      نه به گی
      نه به گی
      نه به گی
      نه به گی
      نه به گی
      نه به گی


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چرا نه ؟!


    •   Rj.rj
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کسشر نویسی دیگه ایموجی نمیخوادوطنز پرداز خوبی نیستی ریدی


    •   alisher
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • من به کپی بودن کار ندارم چون تشخیص اش پای ادامین گروهه که باید دقت بشه.
      فقط پاراگراف دوم داستان که قاسم معرفی شد نوشته بود.
      بقیه اش حرف های خاله زنکی. در مورد غلط املایی هم که قبلا گفتم،
      هر کس غلط نویسد کیر خری حواله اش


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • نه به گی


    •   malake_yakhi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • +989187744866


      این پسره کونیه


    •   اینترناسیونال
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • همینجوری لایک کردم حال کنی مثل کونت که به گا دادی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو