کون تنگ خالمو فتح کردم

    سلام دوستان میخوام خاطره سه ماه پیش با خالم رو براتون تعریف کنم. اول از همه من سعیدم ۲۰ سالمه قدم ۱۸۴وزنم ۷۵ باشگاه میرم و اندام خوبی دارم.این خاطره مربوط میشه به اولین سکسم که با خالم اتفاق افتاد. البته دوست دختر داشتم ولی فقط در حد یکم مالیدن و لب بوده،همین.من کلا دو تا خاله دارم.یکی ۳۵ سالشه و متاهل با یه بچه که رفته شهر شوهرش. و اونیکی خاله که ۲۸ سالشه و خونه مامان بزرگم اینا زندگی میکنه.من با خاله کوچیکم که اسمش النازه خیلی راحتیم و همیشه با هم شوخی میکنیم و خیلی صمیمی هستیم.خلاصه یه روز همه رفته بودن خونه خاله بزرگم بمونن چون هر ماه میرن سر میزنن.من و خاله نرفته بودیم چون حوصله نداشتم. با خاله نشسته بودم که یدفعه گفت حوصله ش سر رفته منم گفتم یه سریال تو این چند روزببینیم،اونم رفت خوردنی بیاره. سریال دانلود کردمو گذاشتم.بعد اینکه قسمت اول تموم شد گفتم قسمت بعدی رو دانلود کنه تا بیام. رفتم خوردنی بخرم وقتی برگشتم دیدم که بعله خاله ما رفته تو IDM پورنایی که دانلود کردم رو پیدا کرده.حواسش نبود که من اومدم و داشت با دقت میدید. با یه دست داشت کصشو میمالید با یه دست سینه شو.یدفعه برگشت و دید که من اومدم و هین کرد و دستشو در آورد. سریع فیلمو استپ کرد و گفت:
    اینا چیه تو میبینی. بعد صفحه رو بست. من از طرفی از اون حرکت خاله شوک شده بودم هم از اینکه پورنا رو پیدا کرده گفتم:
    خاله بچه بازی در نیار من که بچه نیستم. اونم دید چیزی نمیتونه بگه از طرفی خودشم سوتی داده بود گفت
    بهرحال این چیزا خیلی بده.
    منم گفتم:
    _ولی خاله خوشت اومده بودا گفت
    نخیرم اصلا هم اینطور نیست.
    باش منم گوشام دراز
    اونم میخواست بحثو از رو خودش بندازه رو من گفت:
    _تو اصلا چرا این چیزا رو میبینی؟مگه دوست دختر نداری؟(بهش گفته بودم راجبش) گفتم: چرا ولی خب...کاملا برطرف نمیشه. بعدشم مال خیلی وقت پیشه .
    _یعنی چی کامل؟
    _خب میدونی دیگه مثلا اون کاری تو فیلم میکنن و نمیشه کرد...
    اونم سکوت کرد...
    _خاله تو چی؟کسیو داری؟
    _برو گمشووو
    _إععع مسخره نشو دیگه داریم حرف میزنیم اینهمه سوال پرسیدی منم پرسیدم
    _خب ... منم داشتم ولی مثل تو کامل نه...خب بسه دیگه سریال مونو ببینیم
    لپ تاپو باز کردم که ویدیو دوباره اومد بالا. لانا رودز بود پررو بازی دراوردم به خاله گفتم:
    _خوشگله نه؟
    _اه بزن بره خجالت بکش
    _نه خدایی سلیقم خوبه؟
    هدفم این بود که کشش بدم حشری ش کنم
    _نه اخه این چیه
    _خب خاله مگه تو چه جوریشو دوست داری
    (با خنده) هیچ جورش
    خب بیا شاید خوشت اومد قول میدم بین خودمون بمونه
    هیچی نگفت ولی اومد نزدیک تر منم تو کونم عروسی بود
    ویدیو بعدی peta jensen بود.
    _خاله این مورد علاقمه
    _بدن قشنگی داره
    _پس چی البته به پای تو نمیرسه
    _گمشوووو
    _نه جدی بدن فوق العاده ای داری
    ؛واقعا هم همینطوری بود خاله ورزش میکرد و اندام محشری داشت.با قد حدود ۱۷۲ وزن حدود ۷۰ چهره زیبا ،اندام فیت ،سینه های درشت سایز ۸۰ ،باسن گرد برجسته چیزی از پورن استار کم نداشت.
    _البته این لخته تو با لباس من نمیتونم نظر کارشناسی بدم
    (با خنده) بفرما نظر کارشناسی هم بده.
    حدود نیم ساعت پورن دیدیم و کیرم بلند شده بود و داشتم باهاش بازی میکردم که نظر خاله رو جلب کنم که موفق هم بودم.البته خاله هم داشت از رو شلوارش کصشو میمالید که وقتی برمیگشتم نگاه کنم دستشو برمی‌داشت ولی صددرصد شهوتی شده بود چشماش خمار شده بود و نوک سینه هاش سفت که از رو لباسش مشخص بود.
    پیشرفت بزرگی بود ولی طاقتم سر رسید
    کیرمو در اوردمو شروع کردم اروم جق زدن
    خاله هینی کرد و گفت
    _داری چکار میکنی
    _خاله اون تو اذیت بود درش اوردم میخوای نگاه نکن
    ولی از عمد کیرمو جلو چشش گذاشته بودم
    _مال تو هم بزرگه ها
    کیرم ۱۹ سانت کلفته
    _تو که دوست نداشتی
    _کی گفته دوست ندارم
    اینو که گفت دیگه فهمیدم اوکیه
    _دوست داری بگیریش دستت؟
    اومد و دستشو حلقه کرد دورش و شروع کرد جق زدن قلبم داشت از دهنم میزد بیرون.انتظار داشتم تا وقتی آبم بیاد برام جق بزنه ولی یکدفعه کیرمو گذاشت تو دهنش. حس فوق‌العاده‌ای داشت بی نقص ساک میزد. یکم بعد دیگه مطمئن بودم خودشم میخواد لباسشو بعد سوتینشو در اوردم و سینه های بزرگ و خوش فرمش افتاد بیرون مثل وحشی ها افتادم به جون سینه هاش میمالوندم گاز میگرفتم محکم مک میزدم ناله های کوتاه میکرد دیگه داشتم به ارزوم میرسیدم. انقدر خوردم که کبود و سرخ شده بود.کیرمو از لای سینه هاش میکردم تو دهنش .افتادم به جون لب و گردنش حسابی از هم لب گرفتیم و گردنشو خوردم. نوبت کصش بود شلوار و شرتش و که کشیدم پایین دیدم کصش بدجور‌ آب انداخته بود یه جوون گفتم و شروع کردم کصشو خوردن.مزش معرکه بود.شصت و نه شدیم زبون انداخته بودم تو کصش و چوچولشو گاز میگرفتم.دیگه داشت داد میزد و کمرمو چنگ مینداخت تا اینکه ارضا شد.بغلش کردم و ازش لب گرفتم.بلند شدم رفتم کرم رو اوردم و کونشو چرب کردم.یه اسپنک زدم که کونش لرزید و سرخ شد.انگشتمو اولو چرب کردم اروم اروم کردم تو یه اخ گفت.انگشت دومو کردم تو که آی آی میکرد.حسابی جاشو باز کردم.ولی هنوز تنگ بود لامصب.کیرمو حسابی چرب کردم یه تف غلیظ هم تو کونش انداختم که گفت نه درد داره.منم گفتم اونا محکم میکنن درد میگره درد نداره.البته مثل چی گه میخوردم فقط میخواستم اون کون بزرگ وخوشگل رو بگام.
    گفت پس تورو خدا یواش منم اروم کیرمو تا سرش کردم تو که جیغ زد که وااای سوختم. کونش تنگ تنگ بود.خواست بره که نگهش داشتم و یکم دیگه فرو کردم.قربون صدقش میرفتم.اشکش در اومده بود.یکم نگه داشتم و دراوردم. دوباره چرب کردم و کردم تو مدام ناله میکرد و درد میکشید. رو شکمش خوابیدم پاهاشو باز کردم تا ته فرو کردم داد زد واااای. منم سرعت دادم و سینه هاشو میمالیدم.داگیش کردم و دوباره کردم تو. تا ته کیرم تو کونش بود.اوووف بلاخره به ارزوم رسیده بودم.کیرمو اروم میاوردم تا سرش میکردم توش دیگه جیغاش به ناله تبدیل شده بود و همینطوری آه میکشید دیگه سرعتو بالا بردم دیگه داشت لذت میبرد و میگفت اووف جرم بده سعید اینو که گفت با شدت زدم توش و تند تند تلمبه زدم جیغ میزد و آه آه میکرد رو آسمونا بودیم. یکم دیگه کردمش که ابم با شدت تو کونش سرخش خالی شد.بی حال کنارش افتادم.بعد بلندش کردم رفتیم حموم و اونجا هم حسابی حال کردیم.اون چند روز لخت تو خونه میگشتیم و حال دنیا رو کردیم و من اون چند روز حسابی از خجالت کون خاله در اومدم. البته هنوزم بعضی وقتها میرم و حسابی عشق میکنیم میدونم اشتباهه ولی نمیتونم از این کار دست بکشم. دوستان این خاطره رو دلم نیومد نزارم و تا جایی که تونستم سعی کردم خوب بنویسم. اگه خوشتون اومد سکسای اون چند روز هم مینویسم.


    نوشته: SAEED

  • 54

  • 47




  • نظرات:
    •   Litel._.boy
    • 2 ماه
      • 4

    • نه به تابو


    •   Sh82
    • 2 ماه
      • 1

    • خوب بود?


    •   A....k
    • 2 ماه
      • 11

    • الان دوستان با نظراتتون کون گشادت رو فتح میکنن


      کونی خاله یعنی خواهر مادر یعنی مادر دوم یعنی اینکه تو زنا زاده اینقدر بیشرفی که رو حالت حس داری پس کون لغت کونی زاده


    •   mortezastranger
    • 2 ماه
      • 6

    • کیرت و کونشو چرب کردی و تف هم انداختی رو سوراخ کونش؟
      تف تو سوراخ کونت داستانا رو با هم قاطی کردی وسط جق زدنت


    •   Rez130000
    • 2 ماه
      • 1

    • آخ آخ که خاله خیلیییییییییییییی خوبه


    •   Phenom313
    • 2 ماه
      • 6

    • یعنی خاله جونت با 28 سال سن هیچ اطلاعی از پورن نداشته و با دونستن این که تو تو خونه ای در حال خود ارضایی بوده؟؟؟؟
      بعد فکر کنم میلی متر و سانتی متر با هم قاطی میکنی عمویی


    •   Pesarkhoshform
    • 2 ماه
      • 1

    • بلوغ بازی با خاله خیلی حال میده دوستم


    •   Lucky.man
    • 2 ماه
      • 6

    • سعید عزیز
      قشنگ نوشته بودی، ولی کون کردن در هر حال درد خودش رو داره. پس فکر نکنم طرف بگه کونم رو جر بده. مگه اینکه دروازه غار باشه
      ضمن این که خاله مثل مادر میمونه. تابوها را رعایت کنم.


      نه به محارم


    •   دانیال65
    • 2 ماه
      • 11

    • خالم هین کرد؟؟؟!!!!
      نمیفهمم
      مگه اسب؟?????


    •   Saeed4052
    • 2 ماه
      • 9

    • بی نقص ساک میزد احتمالا دوره های پیشرفته پیش مادرت دیده اونم از نوع غلیظ همراه با خلت گلو....
      شک ندارم تویی ک میگی باشگاه میرم و اندام. خوبی دارم اندامت مث شیلنگ پمپ بنزینه
      حالام برو با شامپو بزن یمدت تا بدنت خماری صابونو بکشه


    •   Jahankoskon111hb
    • 2 ماه
      • 3

    • خاک تو سرت بی‌غیرت پلشت


    •   hari.chobin
    • 2 ماه
      • 1

    • بیارش اهواز بکنمش


    •   Limbu
    • 2 ماه
      • 0

    • سکس با خاله رو دوس دارم. منم یه خاله 30 ساله دارم ک تو کفشم ولی ب این راحتیا نمیده


    •   Rbleipzig
    • 2 ماه
      • 6

    • قرمساق بى خاصيت از بس پورن ديدى زندگى تخميت شده توهم پاشو برو بيرون بلكه كرونا بگيرى راحت شيم از دستت تو كونده پرررروو


    •   zcbm
    • 2 ماه
      • 5

    • همین کسشعری که نوشتی کافیه ، سکسهای اون چند روزت پیشکش
      دوتا انگشت کردی تو کونش ؟ آی آی میکرد؟ ولی کیرت کردی توش جیغ زد؟
      هین کرد؟ چهارنعل میرفت یا یورتمه؟
      حالت فیلم پورن دیده تعجب کرده اونوقت بی نقص ساک میزد؟ میگفت جرم بده؟
      عزیزم یک هفته با نرم کننده جق بزن خوب میشی


    •   Hooman.esf.59
    • 2 ماه
      • 11

    • یه شب تو باغ یکی از دوستام نشسته بودیم جاتون خالی عرق خوری
      پیرمرد سرایدار و باغبونشون هم که لهجه ی تهرانی داشت ازاون قدیمیا همون که به دوار میگن دیفال
      آب پاشی را میگفت آب پاچی که امروزه هم میگن
      برامون کتف و بال کباب میکرد
      خلاصه رفیقم چندتا پیک براش ریخت
      پای منقل بزنه تو رگ
      آخر شب نشستیم حکم بازی اینم کله ش داغ شده بود
      چرت و پرت میگفت و تقلب هم زیاد میکرد
      مچشو می‌گرفتیم میگفت نه به جون خاله فاطی، نه به جون خاله سوسن
      تاآخرشب فکر کنم اسم ده دوازده تا خاله را آورد
      موقع خواب به رفیقم گفتم جریان چیه، این واقعا این همه خاله داره یا جفنگ میگه؟
      گفت: این تو جمشید تهران بزرگ شده
      من اونموقع نمیدونستم جمشید به کجای تهران میگن و موضوع چیه
      بعد فهمیدم پیرمرده وقتی که خیلی بچه بوده باباش توجاده فوت میکنه و ننه ش که خیلی جوون بوده و کس و کاری نداشته میوفته به تن فروشی
      اون خاله ها که می‌گفته همه جنده هایی بودن که موقعی که ننه ش مشتری داشته ازش مراقبت میکردن


      حالا این خاله ی قصه ی سعید داستان هم احتمالا ازون خاله هاس
      زیاد سخت نگیرید.


    •   1376Alone
    • 2 ماه
      • 0

    • خوب بود


    •   serpico173
    • 2 ماه
      • 2

    • میگم یه هین کن دیگه ننویس


    •   iraniact
    • 2 ماه
      • 3

    • چرا همه قد ۱۸۵ وزن۷۵ همه باشگاه رفتن همه طرفاشونم ممه بزرگ و قیافه پرنسس و این چیزا میگن؟؟


    •   tara.-tt
    • 2 ماه
      • 3

    • کص تلاوت کردی


    •   chetros
    • 2 ماه
      • 0

    • عالی بازم بنویس در ضمن خطاب به کامنت دوم آوا باید بگم گه خوریش به تو نیومده نمیخوای نخون جنده کونی
      مرسی اه


    •   farirad
    • 2 ماه
      • 1

    • عمو جون پسرم صابونت را عوض کن هین


    •   kokarostam
    • 2 ماه
      • 7

    • هین


      یعنی حتی شعور هم نداری که یک ذره فکر کنی اگر تو خاله خودت رو میکردی، پسرخاله خودت هم مادرت رو داشته میگاییده. بدبخت شاشیدم به قد قواره کثیفت. احتمالا تک و طایفه شما همگی همدیگه رو میگایید. فکر کن از داستانت خوشمون اومده، لطفا ماجرای وقتی که همه رفته بودن به داییت سر بزنن و تو و شوهر خاله چند روز تنهایی لخت توی خونه میگشتید را برامون بنویس.


      خاله را کردی و کیرت آب شد
      آبت آمد، چشم تو پـُرخواب شد
      چون بدیدت، شوهرِ آن خاله‌ات
      کیر در کونت، به صبح همخواب شد

      ها کـُ‌کا


    •   Abolfazl3626
    • 2 ماه
      • 5

    • من نمیدونمدچرا همه پسرا اینجا قد 185 و وزن 75 و باشگاه رفته و همه دخترا باربی
      حتما این سوسیس بلغاری هایی ک تو کوچه خیابونن عمه ی منن


    •   soheyl99
    • 2 ماه
      • 3

    • خاله من کونش بزرگو گشاده


    •   hans_mi
    • 2 ماه
      • 2

    • سعی کن دیگه ننویسی


    •   9820321
    • 2 ماه
      • 4

    • الان دوستان با نظراتتون کون گشادش رو فتح میکنن


      کونی
      خاله یعنی
      خواهر مادر
      یعنی مادر دوم
      یعنی اینکه تو زنا زاده ای
      اینقدر بیشرفی که رو خالت حس داری
      پس کون لغت کونی زاده


    •   saman64110
    • 2 ماه
      • 0

    • خاله جونتو بیار ماهم بکنیم


    •   nm1399
    • 2 ماه
      • 0

    • عاشق کس کردنم بیار تا منم بکنمش
      خانم سن بالا بیاد بکنمش


    •   kiakish
    • 2 ماه
      • 3

    • کاملا کلیشه .طبق معمول خانواده رفتن دیدن کسی در شهرستان .شما هم حوصله نداشتی . خاله فیلمهای تو رو دید وحشری شد از انجاکه تو با خاله راحت بودی بهت کون داد .


    •   ssonna
    • 2 ماه
      • 6

    • یارو میره قله ی اورست،میگه به بالای قله صعود کردم نمیگه فتح کردم !! همچین میگین فتح کردم انگار چ چیز دست نیافتنی رو بدست اوردین!!! خاله ای که اینقدر راحت به خواهرزادش میده شک نکن به همه داده فقط خواهر زادش مونده بوده خواسته خیالش راحت بشه کسی از قلم نیوفتاده


    •   Mahsasadr
    • 2 ماه
      • 2

    • دیس ۱۵تقدیم تو فنچولکه اوبنه ای


    •   bhzd-fantasies
    • 2 ماه
      • 0

    • خوب بود


    •   Hassan.mohseni
    • 2 ماه
      • 0

    • مفعول و بی غیرت بیاد از اهواز بیا تلگرامmori2213


    •   Atashsorkhsozan
    • 2 ماه
      • 1

    • جقی خیالاتی


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 ماه
      • 2

    • داستان که چیز جدیدی نداشت ولی اون تیکه هپی رث دینگ پای کامنتها خیلی بامزه است، اون نویسنده جاهل قبلی یه چیز گفته جاودانه شد!


    •   ss124
    • 2 ماه
      • 3

    • من تا حالا تو سایت سعی نکردم نظر بدم و کلا کاری به داستانت ندارم ولی تو رو جون هرکی دوست داریی هرکجای داستان رو که دوست داریی دروغ بگو ولی دیکه نگو با این سرعت اینترنت ایران تا اون رفت یه خوردنی بیاره تو یه قسمت سریال رو دانلود کردی. در مورد دانلود کردن فیلم و سریال خواهشن دروغ نگین


    •   Cityzen
    • 2 ماه
      • 2

    • دیس دادم چون گفتی خاطراته ولی اقراق زیادی توش داشتی و جق زیادی زدی


    •   Mareza08
    • 2 ماه
      • 3

    • "حس فوق‌العاده‌ای داشت بی نقص ساک میزد. یکم بعد دیگه مطمئن بودم خودشم میخواد"


      قبول نیست. تو دیدی!!! ???


    •   Mehrdad+karaj+azimie
    • 2 ماه
      • 2

    • ملت کرونا باعث شده بیکار بشن کوص زیاد بگن


    •   Arash_hellboy12
    • 2 ماه
      • 2

    • همه رفتن خونه خالت تو شهرستان بعد توی جقی رو با این کونی تنها گذاشتن .???اقلا یزره مغزتو کار میزدی یه ایده ای پیدا میکردی که اینقدر تابلو فیک نباشه


    •   mastanam
    • 2 ماه
      • 3

    • همه هم قد بلندن و خوشتیپ و باشگاه رفته


    •   Mmy29673
    • 2 ماه
      • 2

    • عین فیلمای کمپانی برازرر داستان نوشتی.اگه خاله ت به اون راحتی پا داده یه جنده تمام عیاره.صابون لوکس استفاده کن جلو تخیلاتو میگیره.....


    •   hossein.g82
    • 2 ماه
      • 1

    • کمتر جق بزن :)


    •   جاوید۱۲۳۴
    • 2 ماه
      • 0

    • سکس با محارم لذتبخشترین چیز توی دنیاست


    •   tednaw_19ri
    • 2 ماه
      • 2

    • چرا همه اینجا باشگا میرن پس اون چوب دستیای تو خیابون کیان!!! ؟


    •   Amiraghakoskon
    • 2 ماه
      • 0

    • بیار حالتو یه بارم ما بکنیم جلغی


    •   دانیال65
    • 2 ماه
      • 1

    • من نمیدونم چرا از وقتی داستانت خوندم از سرم بیرون نمیری
      دهن سرویس هین؟؟؟
      جفتکم زد


    •   دانیال65
    • 2 ماه
      • 0

    • هین


    •   love103
    • 2 ماه
      • 0

    • تر ماد کردیا ینی تتتتترررر ممممااااللل کردی


    •   15kir84
    • 2 ماه
      • 0

    • کسکش گوت ورن سن ناقاد بی ناموسای که خالایدان یازورای سیکیم غیرتوه


    •   Arya.rostami
    • 2 ماه
      • 0

    • ریدم تک این داستان نوشتنت اخه کسکش تو ک بلد نیستی بنویسی واس چی میای اینجا
      برو جق بزن کم بزم ولی همیشه بزن


    •   m........
    • 2 ماه
      • 1

    • وای تو روحتون با نظراتون مردم از خنده


    •   مردتنها90
    • 2 ماه
      • 1

    • این همه لایک به این داستان مگه میشه؟؟مگه داریم؟؟ من دیگه رد دادم ای خدااا (dash)


    •   آرتوشبان
    • 2 ماه
      • 0

    • you can win if you want. that is great


    •   Ali_545
    • 2 ماه
      • 1

    • سوتین داشت ولی نوک سینه های معلوم بود؟جالبه


    •   mmnik311
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستانت جالب بود


    •   Saman._.ss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • (dash) (dash)
      کیر هر چی موجود دوتا و چهار پا و بی پا تو کونت
      کیرمم پسه کلت (erection)


    •   S_taag
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ما ک از این خاله ها نداریم
      دختر خاله داریم فقط میماله ولی چیزیدنمذاره کنم اح


    •   Alat_Tanasoli
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوستان عزیز این آخرین کامنت من در شهوانی خواهد بود و تا جایی که هنوز بن نشدم زیر همه داستان های بی غیرتی و محارم کپیش میکنم.


      هدف اصلی انتشار این سبک داستان ها رو میخوام فاش کنم و برم.


      دوست عزیز شما با خوندن این تم ها دو تا اتفاق قطعی براتون پیش میاد:
      1. جایگیری در ضمیر ناخودآگاه و سوق (تمایل) تدریجی به این مضامین
      2. با خوندن اینا با خودتون میگید دیگه من هر عنی باشم با محارمم نمیخوابم یا به اشتراک نمیذارمشون (البته امیدوارم!) و میرید همون اعمال عنواره تون رو تکرار میکنید تا به قهقرای کامل برید.


      دوستتون دارم از صمیم قلب (rose)


    •   aliabadan
    • 6 روز،22 ساعت
      • 0

    • بچه ها پیگیرن بقیشم بزار⁦:-D⁩⁦:-D⁩⁦:-D⁩⁦:-D


    •   afshinss2001
    • 12 ساعت،38 دقیقه
      • 0

    • کس تف دادی مومن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو