کون خوشگل افسانه جونم

    1393/7/30

    سلام دوستان
    من اولین باره که میخوام داستان بنویسم اگه بد نوشتم به بزرگواری خودتون ببخشید و این رو هم میدونم که اگه بهترین داستان سکسی دنیاهم اینجا بنویسن بازم یکی پیدامیشه که فحش بده اماخواهش میکنم انتقاداتتون و با فحش نگید مرسی. من اسمم سام ه ۲۴سالمه قدم۱۸۶ و وزنم ۸۹ کیلو یه کم تپلم اما خوش قیافه ام من دو سال پیش تو یه قنادی کارمیکردم به عنوان فروشنده اونجا۳تافروشنده ی پسر و۳تافروشنده ی دختر داشت یکی ازفروشنده های دختر اسمش افسانه بود افسانه قدش۱۷۶بود و وزنش۷۰بود خیلی خشگل و خوش استیل بود وقتی روپوشه مغازه رومیپوشیدچیزی مشخص نبود اما وقتی با لباس بیرون میومد وااااااای باسنش چشم هرکسی روخیره میکرد من باافسانه و یکی دیگه ازدخترا قسمت شیرینی تر بودیم و همین باعث شده بودکه من با افسانه گرم بگیرم اونم خیلی خون گرم بود


    بعد از چند وقت من از قنادی اومدم بیرون و برگشتم سر کار اصلیم تا قبل ازاون با افسانه بیرون قرار نذاشته بودم. یه روز بهش زنگ زدم که بیابیرون ببینمت و یه پارک نزدیک خونشون قرار گذاشتیم بهترین لباسام و پوشیدم چون دوس داشتم از نظرش عالی باشم همونجوری هم شد از طرز لباس پوشیدنم خوشش اومده بود بعداز۳ماه که دیگه حسابی باهم گرم شده بودیم و توپارک بعضی وقتادست مالیش میکردم منتظریه موقعیت بودم تاببرمش توخونه توهمین فکرابودم که کجاببرمش که زد و دایی ه بابام فوت کردن وهمه رفتن شهرستان و فقط من موندم تهران بابام گفت واسه کارای مغازه توبمون منم ازخداخواسته گفتم چشم باباجونم به افسانه گفتم که اینجوری شده وبیاخونمون اولش قبول نمیکردمیگفت ازم میترسه چون من شهوتم خیلی بالابود خلاصه باکلی التماس راضی شد که بیاد


    وقتی اومد مثه همیشه خوشتیپ بود و بوی عطرش داشت دیونم میکرد مانتوشو درآورد و نشست و گفت ببین سامی من نمیذارم فرو کنی فقط میتونی بمالی کلی ضدحال خوردم گفتم وقتی بمالمش حشری میشه گفتم قبوله اومد باتاپ وشلوارپیشم درازکشید واااااااای سینه هاش داشت دیونم میکرد شروع کردم به مالیدن سینه هاش دیدم یواش یواش داره صداش درمیادپیرهنش و زدم بالا گفت مگه قول ندادیفقط بمالی منم گفتم میخوام همین کاروبکنم دیگه اماازرولباس که نمیشه گفت باشه و پیرهنشو درآوردیه سوتین مشکی بسته بود واسش بازش کردم وااااااااااای جووووووووووونم چی میدیدم چه سینه های خوشگلی دیگه امونش ندادم عین این ندید بدید ها حمله کردم به سینه هاش وعین وحشی ها داشتم میخوردمشون داشت قسم میدادکه آروم باشم یه کم که خوردم شلوارشو درآوردم گفت نمیذارم شرتمودرآری ها گفتم باشه چه رون های سفیدی چه بدنی الانم که یادش میوفتم کیرم سیخ میشه شروع کردم به خوردن گردنش و لباش و لاله ی گوشش وبایه دستم ازروشرتش داشتم کس خوشگلشومیمالیدم دیگه کم کم داشت جیغ میزدخیلی حشری شده بود باخودم گفتم الان وقتشه گفتم افسانه میخوام کونت و ببینم اول قبول نکرداماچون هم حشرش زده بودبالاهم من زیاداصرارکردم گفت باشه وقتی شرتشو کشید پایین داشتم دیونه میشدم دوتاتپه ی گوشتی جلوم بود که عین آهن ربا داشتن کیرمنومیکشیدن به سمت خودشون شروع کردم به خوردن سوراخ کونش خوب واسش خوردم نمیذاشت انگشتش کنم چون میترسید وقتی برگشت نذاشتم شرتشوبکشه بالاوشروع کردم به مالیدن کسش میدونستم که توسکس اگه باهاش حرف بزنم نرم میشه همین که داشتم میمالیدمش گفت سامی جوووون بکن توم جرررررررم بده پارم کن حیفت نمیاد از این کون بگذری گفتم روچشم افسانه جووووونم رفتم کرم آوردم و مالیدم به سوراخ کونش اولش یه کم انگشتش کردم تا سوراخش باز بشه دقیقادوتاازانگشتام میرفتتوکون افسانه و افسانه هم هی میگفت بکن دیگه عزیزم زودباش منم نامردی نکردم به حالت سگی خوابوندمش واولش نوک کیرموفرو کردم توش یه جیغ کوچیک زدوگفت دوس دارم یهوفروکنی تو کونم گفتم ای به روی چشمم منم یهوفروکردم توش ای جانم چه دادی میزد چه جیغی میکشید ۱۰دقیقه داشتم مثه این وحشی ها تلمبه میزدم یهودیدم آبم داره میاد هیچی نگفتم بهش و همه آبموخالی کردم توکونش وقتی این اتفاق افتاد نمیدونم چش شد سریع لباساش و پوشیدوبدوبدو رفت تا یک هفته هم جوابمونمیداد
    اگه دوس داشتین راجب کون افسانه بیشتربدونین بگین تابازم براتون بنویسم اگه بدبود ببخشید
    سام راد

  • 7

  • 1




  • نظرات:
    •   shay_manager
    • 4 سال،11 ماه
      • 1

    • Koonesh nim suz shod crazy


    •   FBI253
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • اینقد گفتی ببخشید دیگه فش نمیدم ولی
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      بخشش در کار نیس کیرم دهنت کونی صفت


    •   johnny_25
    • 4 سال،11 ماه
      • 1

    • مردم از خنده اونجا که این کس مخ نوشت افسانه بدو بدو پوشید رفت جوابمو نداد
      اخه کس کش اون مگه تورو کرد


    •   آموزگار عشق
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • کیر گربه تو کونت بره


    •   love life kisss
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • بد نبود


    •   navid black fuck
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • بدک نبود ولی خوبم نبود


    •   man ehsasiam
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • با عجله نوشته بودی.
      ی ذره باید وارد جزییات میشدی.
      ی جورایی دختره رو وادار کردی
      زمانی متن جذاب و لذت بخش میشه ک اون رضایت کامل داشته باشه.
      اگه راضی نبود نکن. لذتی نداره
      مرسی


    •   milad1ma
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • چرت ولی صادقانه


    •   starsorkh76
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • کیرم تو داستانت


    •   dodoste
    • 4 سال،11 ماه
      • 1

    • چند مدت پیش رفتی قنادی برای خرید شیرینی چشمت دختری که فروشنده بود رو گرفته اما نه میتونی و نه میدونی چطور میشه باهاش ارتباط داشت .. اون دختر روابط عمومی خوبی داشته که البته لازمه یکارش بوده .. بهت لبخند زده ..
      اضافه وزن داری و این نکته ازارت میده باعث شده اعتماد بنفس پایینی داشته باشی ..
      نمیدونی اسم اون دختر که توی قنادی دیدی چیه اما افسانه اسمی هست که دوست داری شاید هم ما به ازای خارجی داشته باشه .
      این رو هم با یقین میگم تابحال سکس نداشتی ..


    •   evil162
    • 4 سال،11 ماه
      • 1

    • نمیدونم چرا همه دایی باباشون فوت میکنه تو داستانا
      اه ریدی رو این نوشتت


    •   mani badboy
    • 4 سال،11 ماه
      • 1

    • هرکی میخواد داستان بنویسه زرتی فامیلشون میمیره میرن شهرستان و اون خونه تنها میمونه اره تو راست میگی ولی کس مادر ادم دروغ گو


    •   ehsan2730
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • فقط میشه گفت داستانه. ذهنش زیاد برای داستان گفتن خلاق نیست. بیشتر سعی کنی میتونی


    •   hosein0000
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • آخه ادرار چرا کس مینویسی crazy
      کمتر بزن داداش گلم


    •   arash 0351
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • امان از قدرت جلق


    •   AMIR183HOT
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • خیلی کیری بود


    •   male-special
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • خوشم میاد فرهنگ نظر دادنو دارید یاد میگیرید....کمتر فش میدید ب بد بخت....
      دوحالت داره این فحشای کم:1-اونایی ک فش میدن داستانتو نخوندن یا نیستن.2-داستانت ب نسبت خوب بوده


    •   fallowin
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • همینکه کیرت راس شد یه هو خونه خالی شد


      جل الجالق خدا شانس بده


    •   amirali joon
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • کارت عالی بود کردنی رو باید کرد فقط قول بده جق نزنی دیوث


    •   الهام00
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • مردشورتو ببرن با این داستانت


    •   سرتاس مهربون
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • الاغ. ...یک حیوان است.. ..ودارای کیری طویل است.. ..ان کیر تو دهنت.. ..


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو