داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کون دادنم با بیغیرتیم همزمان

1399/08/08

سلام اول بگم کسی که با گی و زنپوشی و علی الخصوص بیغیرتی مشکل داره نخونه سعی میکنم اولین کون دادنم رو خیلی خلاصه تعریف کنم چون واقعا مهمه برام که بخونید و نظر بدید اسامی رو عوض میکنم.

من سامی ۲۰ سالمه این داستان برای ۵ ساله پیشه مشخصات خودمو بگم که من ۱۸۳ قد و ۸۰ وزنمه چوق نیستم لاغر هم نیستم اما کون کوجیک اما برجسته ای دارم داستان از اونجایی شروع شد که من باشگاه فوتبال میرفتم دروغ نگم مامانمم خیلی بهم میرسید لباسای خشگل مدل موی به روز برام سرویس میگرفت مسیر ۱۰ دقیقه ای رو و… سرتون رو درد نیارم یه روز مامانم گفت خودم میبرمت امروز سرویست نمیاد اون جلسه اولین جلسه ای بود که باهام میومد من زودتر پیاده شدم برم داخل و مامانم تا ماشینو پارک کنه بیاد طول کشید داخل سالن سروع به گرم کردن کردیم که مامانم اومد همه بچه ها یهو چشمشون درشت شد مامانم با یه ساپورت کورک دار و مانتو جلوباز که زیر یه تیشرت پوشیده بود با شالی که باز بود و اخر سرش انداخته بود وارد شد رفت نشست رو سکو و نگاه میکرد صدای بچه ها که باهم صحبت میکردن به گوشم میرسید اونا هنوز نمیدونستن مامانه منه صداشون کم کم جذاب شد برام یکی میگفت اگه مامان من بود تا اخر عمر زن نمیگرفتم همه تمرکزم رو میذاشتم برای کردنش یکی میگفت کص کشی میکردم یه ساله فرشته خونه میخریدم و و و… اینم بگم مامانم از وقتی من کلاس سوم بودم باشگاه میرفت و هفته ای ۱ بار شنا تمرین که تموم شد مامانم رفت پیش مربی که شرایط منو بپرسه اونم قفل شده بود مامانمو نگاه میکرد نمیخاست حرف تموم بشه هی کش میداد که مامانمو بیشتر ببینه بچه ها وقتی فهمیدن مامانه منه بیشتر هوامو داشتن از فرداش و اقای مربی هم بیشتر من یه دوست داشتم به اسم ارین ارین ۲ سال بزرگتر بود جلسه بعد که توی رختکن داشتیم اماده میشدیم بریم همه رفتن منم داشتم میرفتم داخل سالن که ارین یه درکونی زد و گفت جون تو بجه همون جیگری منم که کلا دوس داشتم یکی به کونم بزنه برگشتم و گفتم اگه یکی دیگه بزنی جوابتو میدم اونم گفت اخ چشم مادرجنده و یه درکونی زد همون جا گفتم اره من بچه همون جیگرم که اسمش افسانه هست و اگه قول بدی همیشه درکونی بزنی میبرمت خونمون به شریی که هوامو بیشتر داشته باشی اخه اون قدیمیه باشگاه بود اونم گفت باشه و یکی دیگه زد موقع تمرین کلا راست کرده بود که جذاب شد برام بعد تمرین گفت منو کی میبری خونتون گفتم فردا ساعت ۱۱ بیا به هوای فیفا بازی کردن که گفت باشه اومدم خونه به مامی گفتم مامان جونم فردا دوستم میاد فیفا بازی کنیم که اونم گفت باشه عزیزم بگو بیاد دیگه از نوع پوشش لباسش بیرون خونه باید فهمیده باشید خونه چجوریه جلو دوستای من چون سنشون کم بود راحت میموشید فرداش یه شلوارک استرج با تیشرت پوشید موهاشم که دم اسبی ارین اومد وای که چقدر خشگل شده بود ارین جونم زنگ زد مامانم باز کرد براش اومد بالا رفتم استقبالش منم یه شورت فوتبال حلقه ای تنم بود بدون شورت که شورته فوتبالم رفته بود لای کونم اومد داخل شوکه شد مامانم دست داد باهاش اونم هی سعی میکرد کیرشو بپوشونه که معلوم نشه راست شده منم لذت میبردم اومد نشست و منم کنارش.

مامانم برامون شربت اورد همون حین ارین میگفت وای خوش به حالت هیچی همینجور نشسته بودیم که مامانم گفت من میرم خونه خاله فریبا شما هم راحت باشید اینو که گفت ارین از خوشحالی نمیدونست چیکار کنه مامانم یه شلوار جین ابی پوشید با تیشرت که کرده بود توی شلوار و مانتو سفید جلو باز تا زیر کون و وای وای هر یه قدم یه لرزش مینداخت ارین دیگه داشت منفجر میشد تا مامانم رفت بیرون سریع منو برگردوند و درکونی میزد و فحش میداد میگفت مادرجنده منو اوردی اینجا اذیت کنی الان نشونت میدم اون جنده رو نمیتونم بکنم اما تورو میکنم منم فقط کیف میکردم و میگفتم جووووووون بکن منو جر بده من که از خدامه اونم گفت زود پاشو برو یه دست لباس خشگل خانومو بپوش و دوسه دست هم بیار یه دست هم لباس کثیف بیار بوش کنم . منو میگی مثل فرفره پریدم رفتم سریع از سبد یه شورت و سوتین کثیف اوردم از شانس پلنگی بود دادم بهش اونم دیگه داشت منفجر میشد بوش میکرد حرف میزد باهاش میگفت جوووون الان بچتو جای تو جر میدم منم رفتم سر کمدش یه نیم تنه و ساپورت زرد پوشیدم از زیرش هم یه شورت صورتی لامبادا تاا اومدم دیدم ارین لش کرده داره شورت و سوتین مامان جونم رو بو میکنه تا منو دید شورت رو انداخت گردنش پرید سمتم اولش ترسیدم اما بعدش خیلی کیف داد جوری میخورد که انگار ۳ ساله حتی جق هم نزده منم عشوه میومدم لبمو گاز میگرفتم اونم میگفتم کونی توعم بلدیا منم دستمو گذاشتم رو لبش گفتم میخام تا اخر عمرم چاقال و کونیه تو و هرکی که توبگی باشم که اونم سریع اروم در گوشم گفت یه روزم جلو رفیقام میکنمت کیف کنی من به یه جوووون دست بردم رو کیرش و گفتممممم گشنمه اونم گفت جون ای به چشم بیاااا سیر کن خودتو منم مثل وحشیا کیرشو میخوردم دوستی تف میمالیدم بهش کیرش خوش فرم و صاف بود کلفتیش هم خوب بود تقریبا ۱۶ سانت شاسد هم کمتر گفت توله ۶۹ بشیم سوراختو بخورم گفتم چشم شوهر جونی اونم مثل وحشیا زبون میکرد تو کونم و میک میزد بعد ۳ ۴ دیقه گفت پاشو بربم سر اصل مطلب که میخام خلیفه رو بفرستم بغداد به سوراخم لیدوکایین زد بعدش یه ذره کرم گفت بریم جلو کمد مامانت بکنمت رفتیم اونجا لامصب بهشت بود خودم ندیده بودم یه ذره کرد توش دراورد کرد دراورد کرد دراورد یهو کرد دیگه درنیاورد اومدم داد بزنم که گفت اروم الان خوب میشه بعد ۳ دیقه خوردن گردن و گوشم اروم گرفتم و شروع کردن تلمبه زدن اخ عرق صورتش میریخت رو کمرم و لباس مامانمم داشت بو میکرد بعد چند دیقه گفت من دوس دارم چشماتو ببینم بعد ابم بیاد گفتم باشه نفس خوابیدم رو تخت پاهامو انداخت رو شونه هاش و یه تف گنده انداخت رو کونم و حالا نکن کی بکن واقعا فکر نمیکردم انقدر لذت داشته باشه بعد ۰ند دقیقه گفت داره میاد گفتم شورت مامانمو بذار کنار صورتم یه ذره بخورم یه ذره بریز روی اون یادگاری گفتتتت جون بیغیرتی مثل تورو از دست نمیدم چند ثانیه بعد یه تلمبه محکم زد و کشید بیرون و اخخخخخ خیلی داغ و خوب بود طعمش هم نمیشه گفت واقعا بعدش یه درکونی زد گفت از فردا هرچی توپ بیاد دستم پاس میدم به تو مادرجنده خیلی کیف کردم از این حرفش بعدش یه دست فیفا بازی کردیم و موقع رفتنم چند دیقه کونمو مالید و انگشت کرد گفت مرسی بابت همه چی از فرداش عالی بود منم راضی تا پارسال هم رابطه داشتیم باهم که بعد اون رفت دانشگاه و منم اومدم پیش بابام کار کنم اولین داستانم بود اما واقعا واقعی بود اگر دویت داشتید بازم مینویسم مرسی از حوصله ای که به خرج دادید بوس از کیرتون خدافظ
نوشته: سامی زنپوش


👍 19
👎 10
66901 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

774692
2020-10-29 00:17:16 +0330 +0330

چقدر سایت بی روح شده

3 ❤️

774693
2020-10-29 00:20:41 +0330 +0330

میدونم دروغ بود ولی محض خالی نبودن عریضه مادرتو ساییدم

2 ❤️

774708
2020-10-29 01:15:04 +0330 +0330

من هم می‌خوام هم کون هم مادرت رو

2 ❤️

774709
2020-10-29 01:25:30 +0330 +0330

داستانت عالی بود ادامه بده

1 ❤️

774714
2020-10-29 02:09:23 +0330 +0330

سامی جون خوبی عزیزم،مرسی منم خوبم،سامی جون مامی جون چطوره،خوب خدارو شکر کجا هست امشب نمی بینمش،آهان امشب اضافه کاری داشته با سلام منو بهش برسون بگو ساپورت کورک داره که بهش دادم اندازش شده یا نه،خوب آخه سیر تو کیبیله معلم املاتون کورک که یه غده ست آخه کیری جنابه کونی رطبه منظورت کرک پسند کنی شلوارشم ترک.

3 ❤️

774718
2020-10-29 02:29:04 +0330 +0330

در ضمن سامی جون یادم رفت بهت بگم هول نکن حالا یه خورده آرومتر،خیابون فرشته الان شده الهیه تا آخره عمرم مامی جون کس بده سامی جون اونجا نمی‌شه خونه خرید،نهایتا همون شریعتی رو داری میری سمت تجریش با مامی جون و بچه ها بری دربند سره الهیه تو همون شریعتی یه بوق بزنی رد بشی.

2 ❤️

774738
2020-10-29 07:00:53 +0330 +0330

با یک نگاه اجمالی لازم دونستم بگم؛ کص کش خان! قدیما یه چیزی بود به اسم ناموس و شرف و غیرت و جایگاه خواهر و مادر… حرمت دارن! سر ۲ قطره آب از سر دودولِ ناقصت نَرین توش کصخلِ جقی… کثیف بودنم حدی داره واقعاً! دسته ی پلی استیشن با سیم و مموری کارتش و سیم رابط مربوطه تو ماتحتِ از هم گسسته ات 👎

4 ❤️

774752
2020-10-29 07:20:42 +0330 +0330

اا

1 ❤️

774781
2020-10-29 15:58:42 +0330 +0330

منم عاشق ساک زدن و آب خوردنم از شیراز

0 ❤️

774823
2020-10-29 19:44:26 +0330 +0330

پسرم از موتوری جنس نگیر بجاش شماره مامی جونتو بده جیگررررر کونی

2 ❤️

774835
2020-10-29 23:33:04 +0330 +0330

بد بود

1 ❤️

774862
2020-10-30 03:10:56 +0330 +0330

به نظر من که آدم صادقی هستی…

چون هرچی ما میگیم اینایی که فانتزیهای بی غیرتی دارن روی مادر، خواهر، زنشون خودش عاشق دادن هستن ، کسی باور نمیکنه…

شما ثابت کردید که راسته، البته ۸رفمون…😁😁😁😁😁

0 ❤️

774894
2020-10-30 13:15:03 +0330 +0330

قشنگ بود. مرسی

0 ❤️

774948
2020-10-31 09:02:14 +0330 +0330

کس شعر

0 ❤️

775052
2020-11-01 04:26:00 +0330 +0330

داستان جالبی بود

0 ❤️

775497
2020-11-04 17:00:04 +0330 +0330

حاجی این گلنار جدیدا با رنگ زرد دوزش هنوز برات بالاس . من که میگم با مایع دستشویی تمرین کن . راستی از بچه تو پوشک تا پیرزن پیرمرد عصا به دستتونو گاییدم که انقد کصخل و بیناموسی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom