کون دادن به زندایی با کیر مصنوعی

    1391/8/1

    سلام.من سینا هستم22سالمه.اول از هر چیز بگم من عاشق بردگی و تحقیر شدن توسط زنام.(پس اگه خوشت نمیاد نخون برو سراغ یه داستان دیگه که بعدش کس شعر نگی تو نظرات)
    تقریبا 2.3سالی هست که من با این نوع سکس آشنا شدم و خیلی علاقه مند شدم.و الان هر فیلمی مه راجع به این نو سکس باشه رو دارم.سال 88بود که واسه دیدن داداشم با خانواده رفتیم آمریکا.تو دنور زندگی میکنه.با خودم گفتم هرطوره من باید این نو سکسو تجربه کنم.تو ایران که نمیشه از اینکارا کرد.از طریق یه سایت مخصوص یکیو پیدا کردمو پولشو واریز کردم.قرار بودفردا برم اونجا که با زنه حال کنیم.یه زنه35.6ساله اومد تو اتاق.واقعا زن زیبای بود.قد بلند.سفید.اصلیتش آلمانی بود.بهم گفت من زیاد این سکسو انجام دادم ولی من گفتم دفه اولمه ونمیدونم چجوریه.بدون هیچ مقدمه ای لباسامو در اورد.همزمان لبامو میک میزدو گاز میگرفت.شلاقو برداشتو محکم بدون هیچ فاصله ای میزد رو کونم.از شدت درد دادم بلند شده بود هوا.گفت دهنتو میبندم که تاثیری رو کارم نداشته یاشی.با یه دستمال دهنمو بست.محکو با شلاقش منو میزد.کونم قرمز قرمز شده بود.خوابوند منو رو مبل و دستکشاشو دستش کرد.آروم آروم انگشتاشو میکرد تو کونم.کم کم کامل یه دستش رفت تو..داشتم جر میخوردم.صدامم که در نمیومد.پیش خودم گفتم چه گهی خوردم که اومدم.تو همین حال دیدم یه کیر مصنوعی از تو کیفش اورد بیرون.وایییییییی.خدا چی میدیدم.یعنی این قرار بود بره تو کونم!!!!!کیر مصنوعیرو وصل کرد به خودش و با فشار کرد تو کونم.خلاصه سرتونو درد نیارم نزدیک45دقیقه داشت منو با فشار تمام میکرد.دیگه داشت گریم در میومد.ازم یه لب گرفتو لباساشو پوشید و گفت ببخشید که دردت اومد.بلخره حال کزدن دردم داره.تا فردای اونروز کونم به شدت میسوخت.ولی واقعا بهم حال داده بود.هفته دیگش برگشتیم تهران.هنوز تو کف اونروز بودمو حسرت اینکه چرا برگشتیم ایران.اونور این کارا خیلی رایجه ولی تیران بفهمن همچین حسی داری معلوم نیست با آدم چکار میکنن.روزا همینطور میگزشتو منم دیگه فراموش کرده بودم این حسمو تا اینکه داییم زنگ زدو گفت داریم میایم ایران .من تو کونم عروسی بود که دارن میان.یه زندایی دارم به اسم سمیه.من از بچگی عاشقش بودم و سعی میکردم دوس دخترامو بر اساس اون انتخاب کنم.قیافش .هیکلش.این زندایه من فدش خیلی بلنده بال اندامه ترکه ای.سفید.چشمایه زاغ.مثل دخترای روسی بود و از نظر قیافه به ایرانیا نمیخورد.روز موعود رسیدو من به اتفاقه خونواده رفتیم فرودگاه.با هم سلام . احوالپرشی کردیمو هر چی نگا کردم زنداییمو ندیدم.به داییم گفتم:دایی پس زندایی کم؟گفت میادش.یه کاری واسش پیش اومده.گفتش؟سینا جان ما میریم بیرون فرودگاه تو مننتظر زنداییت وایسا وسایلشو بیار.یه 10دقیقه های منتظر بودم که یهو یه دست اومد رو شونم.سرمو برگردوندم دیدم سمیست.تو کونم عروسی شد.گفتم رسیدن به خیر زندایی.چطوری منو شناختی از پشت؟گفت موهای طلاییتو هیکلت تابلویه عزیزم.یکم با هم احوالپرسی کردیمو رفتیم خونه.قرار بود یه هفته ایران بمونن.وسایلشو بردم گذاشتم تو اتاقم.داییم با مادرم رفتن بیرون که به کارایی که داییم بخاطرش اومده بود ایران برسن.من موندمو زنداییم.خیلی راحت جلوم راه میرفت.منم چون از این صحنه ها زیاد دیدم عین خیالم نبود.
    گفت:سینا راستی خونه نت داری؟
    گفتم:اره.الان لپتاپمو میارم
    گفت:دستت درد نکنه.باید ایمیلامو چک کنم
    لپ تاپمو دادم بهش رفتم حموم یه دوش بگیرمو تو حموم حسابی به یادش جق زدم.خودمو خشک کردمو اومدم بیرون رفتم تو اتاق دیدم زنداییم به یه چیزی تو لپتاپ خیره شده که اصلا متوجه اومدن منم نشده رفتم ببینم چی نگا میکنه مه یهویی قلبم اومد تو دهنم.فیلمایی که گفتم ازش زیاد دارمو داشت نگاه میکردزبونم بند اومد به پته پته افتادم.که
    گفت:سینا این چیه تو نگاه میکنی؟
    گفتم:زندایی به خدا نگاه نمیکنم.فقط بعضی وقتا.تو رو خدا به خونوادم چیزی نگو.اگه بگی دیگه نمیتونم تو چشاشون نگاه کنم
    گفت:چرا؟
    گفتم:
    اخه میدونین که این نو سکس تو ایران رایج نیست .هیچکی خوشش نمیاد
    گفت:از کجا میدونی تو همین ایرانم خیلیا این کارو میکنن
    گفتش:دوس داری یه دختر با کیر مصنوعی بکنتت؟
    سرمو انداختم پایینو تکون دادم که یعنی آره
    گفت اه زن باشه چی؟بهش نمیدی؟
    گفتم:اصلا کسی نیست که اینکارو کنهومن به پیرزنشم راضیم!!!!!
    یه خنده ی معنا داری بهم کردو گفت؟نه دیگه از پیرزن بهترم عزیزم
    باو.رم نمیشد این حرفو بزنه.گفتم چی؟
    گفت مگه نمی خواستی به یکی بدی کی از من بهتر
    از خوشحالی دالشتم بال در میووردم.گفتم:آخه کیر مصنوعی ندارم من
    گفتش:اون با من .فردا میرم از یکی از دوستایه قدیمیم که تو کاره همجنس بازیه میگیرم.چند دقیقه حرف زدیم که یدفه داییمینا اومدن.
    فرداش رفت که کیر مصنوعیرو از دوستش بگیره بهم زنگ زد گفت که حله گرفتم
    حالا مونده بود ی مکان.باورم نمی شد به این زودی به خواستم برسم اونم با کسی که اصلا فکرشم نمیکردم.بهد چند ساعت فکر کردن قرار شد بریم باغمون.ظهر سر ناهار رفتم کلیدئ باغو از جیب بابام پیچوندم.بهد از ظهر من از خونه زدم بیرون . قرار شد که سمیه هم به بهانه دیدار دوستایه قدیمیش بیاد باغ.تو باغ منتطر بودم که دیدم اومد.سر حال به نظر میرسید.رفتیم با هم تو خونه ای که وسط باغ بود.لباساشو در آوردم.واییی .اصلا فکر نمیکردم که یه روزی بتونم لخت ببینمش.از رو شلوار لی کسشو میمالوندم و لبلاشو تو دهنم میمکیدم.دستمو بردم رو سینه های سفیدش که مثل دو تا ژله بود و نوک سینشو گذاشتم تو دهنمو میلیسیدم.اونم دستشو برده بود لایه موهام.خیلی حشر شده بود.با همون حالت دستمو بردم زیر کونشو بلندش کردم گذاشتم رو تخت و شروع کردم شلوترشو در آوردن.یه شرت سکسی مارک دار پوشیده بود .چوچولشو کردم دهنمو مثل وحشیا میخوردم البته بیشتر گاز میگرفتم که اونم هی جیغ می زد.گفت سینا مگه قرار نبود من بکنمت؟اینجور که داره پیش میره فک نکنم نوبت به من برسه؟گفتو آخه تو خوابم نمی دیدم یه روز باهات اینجوری باشم.گفت خب حالا.بیا سریع کارو انجام بدیم تا کسی نیومده.منو خوابوند رو تخت خودش خوابید روم.از لبام شروع کرد به لیسیدن.گردنمو گوشمو همه جامو داشت میلیسید.تفشو مینداخت تو دهنم.از اینکارش خیلی خوشم میومد.اونم تا فهمید همینجوری تف مینداخت تودهنم.ناخوناشو میکشید رو تنم.دردم میومد ولی هیچی نمی گفتم.گفت سینا شاش دارم.دهنتو وا کن.هنوز دهنمو وا نکرده کسشو جا کرد تو دهنمو شاشیددددددددد.سعی میکردم شاششو نخورم و لی نمی تونستم کسشو از دهنم بکشم بیرونو همشو قورت دادم.گفت کسمو بلیسو تمیزش کن.زبونمو میکشیدم رو کسشو هر بار که میکشیدم یه آههههههههههههههههههبلند میکشید.رسید به کونم.اول رونامو میمالید.من بدنم بی موست.با انگشتاس کونمو میمالید محکم میزد رو کونم.حسابی حشر شده بودم.تلفشو انداخت تو سوراخمو با انگشت شستش کرد تو سوراخم.دردم میومو اونمن بیشتر میکرد تو انگشتشو.سه تا انگشتو با هم کرد تو کونم.یه دفه انگار یه چیزی ته کونم شروع به سوزش کرد.
    سمیه: چی شد عزیزم؟
    من:هیچی.تو ادامه بده.کونم میسوزه.عیبی نداره
    سمیه:این که تازه اولشه.هنوز کیر نرفته توت.
    زبونشو کرد تو سوراخمو لیس مسزد.سوراخم هی داشت گشادتر میشد.کیر مصنوعبرو به خودش وصل کرد.گفتش سینا جون حالا وقتشه که کیر زنداییتو بخوری.ببینم چیکار میکنیا
    کیرشو فرو کرد تو دهنم .تا بیام مزشو بفهمم تا ته رفته بود تو حلقم و سمیه هم هی بیشتر فشار میداد.دستمو فشار دادم رو رونش که دارم خفه میشم ولی اون هیچ توجهی نمیکرد.کم کم عادت کردم.سر کیرو با زبونم میک میزدم.چشامو بسته بودمو حسابی حال میکردم.سمیه هم موهامو تو دستش گرفته بود و چنگ میزد که من دردم بیاد.هرچی تف داشتم تو دهنمو میمالیدم به کیرش.آخ اوخش بلند شده بود.کیرشو از دهنم در اوردم منو برگردونو.کرم مالید به در کونم.کیرشو با فشار داد تو.سوزش کونم داشت بیشتر میشد.اومدم داد بزنم که دستشو گذاشت جلو دهنم.قمبل کرده بودم واسش.سرعت تلمبشو بیشتر میکرد.دیگه داشتم جر میخوردم.دستمو محکم گذاشتم رو متکا از شدت درد.
    سمیه:جوووووووووووووووووووون.دردت میاد؟آره؟جرت میدم.مگه نمیخواستی جرت بدمجیغ بکش.جیغ بکش.
    کیرش از تو کونم در اومو خوابید رو من و دوباره تا آخر کرد تو.چسبیده بود بهم.داغیه تنشو حس میکردم.تا ته رفته بود تو کونم.گفتم زندایی تورو خدا بسه.به خدا دارم جر میخورم.یواشتر.آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآیییییییییییییییییییییییییی خدااااااااااا.تورو قرآن
    سمیه:خفه شو .تازه دارم حال میکنم.جیغ بکش.هر چی بیشتر جیغ بکشی منم تندتر میکنم.هر لحظه تلمبشو سریعتر میکرد جوری که تخت داشت صدا میداد منو برگردنود گفت سینه هامو بمال.سینه هاش تو دستام بود.ا.نم خودشو چسبونده بود به منو تلمبه میزد.پاهاش تو پاهام قفل بود.خیلی حال میداد.گفتم:تندتر .جرم بده.کونم مال توئه.جر بده.اخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.اونم نامردی نمیکردو تندتر میکرد.دیگه دو.تامون بدجوری خیس عرق بودیم.کیرمو که بدجور سیخ شده بود رو میمالید.کرد تو دهنش و حسابی واسم میخورد.تا ته میکرد تو دهنش.خایه هامو حسابی لیس میزد.نشیت رو کیرم.بالا پایین میکرد .سینه هاش تو دستم بود.کیر مصنوعیرو کرد دهنم .من کیر اونو میخوردم اونم داشت بالا پایین میشد رو کیرم.آبم داشت میومد.بش گفتو آبم داره میاد .کیرمو کرد تو دهنشو کل آبمو خورد.به جفتمون خیلی حال داد.نیم ساعت تو بغل هم بودیم که با صدای بوق ماشین بابام بلند شدیم.لباسامو پوشیدمو با سمیه از ته باغ زدیم بیرون.امیدوارم خوشتون اومده باشه .اگر چه میدونم الان همه میخوان فش بدن ولی عیبی نداره.من خاطرمو نوشتم.


    نوشته: سینا

  • 11

  • 1




  • نظرات:
    •   yasnafarhad
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • چه طوری وقتی تو داشتی اونو میکردی کیرش به دهن تو میرسید
      اینو قربونت یه کم توضیح بده
      ( شلوترشو ) اینم نفهمیدم اگه میشه اینم توضیح بده


    •   sarah.asal
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • ای تو دهن آدم خالی بند جقی


    •  
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • دقيقأ دركت ميكنم اي ول دمت گرم برامون آب اوردي.
      چيه؟همه تعجب كردن چرا دست به زيپ نشدم ! دوس دارم باحاش حال كنم.
      چاقال مخت گوزيده چرا ميدي اين سمت؟كير زندايي تو كونت فانتزيت كه حالش ببري.دهات ما فانتزي كون دادن مال بچه معروف هاس.اتفاقأ جيگري هم هستن همشون،جان كه حيفه همون جون لاپات بادمجون،ادامش بگير برو بالا.احساس راستي هم نكردم چون داستان محكم قرص دارنبود حال نكردم نظر بدم تا بسوزي.جون
      اميدوارم متوجه شده باشيد.


    •   princessirani
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • [(


    •   DODOL DARAZ
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • جرش بده


    •   انگشت وسط
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • سلام به دوستان ببخشید که اولین کامنتم رو با فحش آغاز میکنم
      هووووووی ؛نویسنده کون بادمی سایت مگه ارث باباته که دستور میدی کامنت چی بزاریم؟
      بوی کونت تمام سایت رو بر داشت حتی از تو خونه هم بوش رو حس میکنم جمع کن این کون رو
      ( کون به داستان تشبیه شده)


    •   دکتر مهربون
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • واقعا منم نفهمیدم چطوری وقتی کیر تو توی کسش بودو داشتی میکردیش , باز کیر زنداییت تو دهن تو بود؟آره؟
      چقد جالبه که همه این اتفاقا توی یکی دوماه افتاده.چه زندایی ردیفی داشتی که سریع واست کیر جور کرده و خودشم بهت پا داده
      همه جاش خالی بندی بود
      فحشم نمیدم بهت تا کونت بیشتر بسوزه


    •   shahin shomal
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • جل الخالق


    •   mehrab20
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • هنوز نخونده بهت بگم. آخه لاشی کون ـ مغزتو گاییدم این که یه داستا فیلم سوپر. بعد کسکش بچه کونی دنور تو کاناداست نه آمریکا. لاشیهایی مثل تو حتی خواب آمریکا رو هم تو خواب ببینند آب از کونشون راه میوفته.... حالا داستانو ادامه میدم تا حرص بخورمو جد و آبادتو بگا بدم. که گوز مغزی مثل تو از نسل کونی خود پس انداختند. با تشکر حضرت محراب


    •   جیوی_gv
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • اولشو خوندم فهمیدم چه گندی زدی دیگه نخوندم. دیگه هم از این داستانا ننویس X( X( X( X(


    •   دکستر 7
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • انگار کونیا تو ایران مثل آخوندا ریختن یکی بیاد این کونیای مجقول الهویه رو جمع کنه که بوی کند همه جا رو ورداشت.
      مونیا به تو شرف دارن کونی! کرم روده بگیری کونطراق!


    •   پری کرمانی
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • مگه کیر مصنوعی چقدر دراز بود که زنداییت رو کیرت بالا پایین میشد و کیر مصنوعیش تو دهنت بود


    •   zebl.khan2010
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • شیطونه میگه بیام دهنو یا سنگ توالت یکی کنما
      آخه این کسشعرها چیه نوشتی
      بیچاره بچه های سایت که وقتشونو بخاطر مزخرفات تو هدر دادن


    •   سیگار دو نفره
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • کلید باغ باباتو که دودر کرده بودی,اونوخ چطوری بابات اومد باغ؟


    •   سیگار دو نفره
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • کلید باغ باباتو که دودر کرده بودی,اونوخ چطوری بابات اومد باغ؟


    •   amintala78
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • به خدا خیلی وقت بود اینقدر نخندیده بودم...............ولی در مورد کردن کیر مصنوعی تو دهنش بیچاره شاید راست بگه شاید کیر مصنوعیه تو دست زندائیش بوده(بازش کرده بوده)ولی دم همه گرم کلی خندیدم ها ها ها ها داستان خنده دار و نظرات خنده دار ترمخصوصا اون دوستمون که گفته جرش بده.............................ها ها ها یا اونی که گفته جا الخالق یعنی دیگه آخر تعجب خواننده از داستانه رفیقمون خونده گفته جل الخالق و بعدش کلا تعطیل شده هنگ کرده و یا کاملا سوخته
      ممنون از همه تون.


    •   amintala78
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • به خدا خیلی وقت بود اینقدر نخندیده بودم...............ولی در مورد کردن کیر مصنوعی تو دهنش بیچاره شاید راست بگه شاید کیر مصنوعیه تو دست زندائیش بوده(بازش کرده بوده)ولی دم همه گرم کلی خندیدم ها ها ها ها داستان خنده دار و نظرات خنده دار ترمخصوصا اون دوستمون که گفته جرش بده.............................ها ها ها یا اونی که گفته جا الخالق یعنی دیگه آخر تعجب خواننده از داستانه رفیقمون خونده گفته جل الخالق و بعدش کلا تعطیل شده هنگ کرده و یا کاملا سوخته
      ممنون از همه تون.


    •  
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • انگشت وسط دوستت دارم اينجا بمن لايك ميگن ،گوه خوردهركس ادعا كرد،بيا ما غريب نوازي شما جلوترگام بردار.منم انگشت شصت خوبه؟جانم كه بلدي،فحش بدي دلم گرم شد.به كسي نگو ختم خاركسده هام فقط به ظاهر...
      كاش ديشب ميومدي جشن پايكوبي بود خفن خوشحالم تورا بفشارم در آغوشم چرا نمياي؟شما كه نميدوني خاستم به عنوان دوست بگم پاي اسمت باش حالا صميمي تر ميگم شايد الان نگيري چون انگشت وسط تو وطنم معنا نداره لايك بهتره بود.ديشب خوندي؟ يا باسايت آشنايي نداري شانست اولين بار خوردي به پست كسخول اينجا؟ داشتم ميرفتم به عشق مهمان نوازي ايرانيان هستم تا آشناترشيم،چون رفيقي اولين بار به شما ميگم،اينجا رو بازي كردم خيالاتي شدن، مارا گاگول فرض كردند،سعي براين دارم تاب بازي ،بازي بازي كنم.


    •   koso
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • هوووووووووووووووی سینا از خواب پاشو
      این دایی تو از آمریکا کم کم با چنج و تاخیرو کوفت و زهر مار یه 40 ساعتی تو راه با حساب اختلاف ساعتی هم که ایران و آمریکا دارن آدم میرسه ایران کم کم 10 ساعت خوابه و 10 ساعت بعدش نا نداره بشاشه اونوقت نرسیده چمدون شو گذاشتو با مامان جونت رفت بیرون.... ای بابا نخوردین نون گندم دیدین دست مردم که . یه کم اون مخت و کار بنداز بعد کس بنویس. حالا بقیه سوتیات بماند


    •   strapon-boy
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • با اینکه داستانت خیلی ایراد داشت و خالی بندی بود چون منم عاشق کون دادن به دخترا هستم از داستانت خوشم اومد. فیلم هم در این باره زیاد دارم. اگه کسی خواست پیام بده


    •   strapon-boy
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • با اینکه داستانت خیلی ایراد داشت و خالی بندی بود چون منم عاشق کون دادن به دخترا هستم از داستانت خوشم اومد. فیلم هم در این باره زیاد دارم. اگه کسی خواست پیام بده


    •   mehrab20
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • لاله زار با همه آباژوراش و لوستراش تو کونت که مغزت روشن بشه. البته حق دارید وقتی یکی مثل تو میاد تاپیک میزنه میگه اَن و شاش میخوره، از تو و امثال تو دیگه میشه چه انتظاری داشت. بالاخره را قوم لوط باید ادامه داشته باشه.


    •   mehrab20
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • لاله زار با همه آباژوراش و لوستراش تو کونت که مغزت روشن بشه. البته حق دارید وقتی یکی مثل تو میاد تاپیک میزنه میگه اَن و شاش میخوره، از تو و امثال تو دیگه میشه چه انتظاری داشت. بالاخره را قوم لوط باید ادامه داشته باشه.


    •   Hashari Boy 91
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • ذوست دارم
      عزیزمی


    •   پسری از تبریز
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • bahal bud


    •   KILL BOY
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • اخه بچه جقی قیافش مثل المانین خودش اهل ترکه ای هست بعد دوستش تو ایران چیکار میکنه
      همون کیر مصنوعیه تو مغزت


    •   KILL BOY
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • اخه بچه جقی قیافش مثل المانین خودش اهل ترکه ای هست بعد دوستش تو ایران چیکار میکنه
      همون کیر مصنوعیه تو مغزت


    •   milmil89
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • ای با گراز دیر انزال همبستر شی تو ،اسم داستانتو دیدم یه لحظه عرش کبریایی لرزید ... کس مغز مجلق


    •   Erorgirl
    • 3 سال،7 ماه
      • 0

    • Kose nane adame doroq go (erection)


    •   amir57721
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • کونی بیابده بکنم


    •   alisalmannnnnnnnnn
    • 3 سال،5 ماه
      • 0

    • کسی هست از دخترا تو مازندران با من اینکارو بکنه؟


    •   lezbazi
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • منم خیلی دوس دارم یه بار این نوع سکس رو تجربه کنم
      دوس دارم یه دیلدو ببندم به کمرم و محکم و با فشار بکنمش تو کون یه پسر. اونقدر محکم و بیرحمانه که کونش خونی بشه. تا بفهمن که به ما دخترا چه زجری میدن. البته من که تا حالا این زجر رو نکشیدم! چون از حال دادن به پسرا بدم میاد.
      فقط دخترا رو عشقه
      ولی خیلی دوس دارم یه بار یه پسریو اینجوری بکنم. بعدشم بدمش به پایه لز خودم، تا اونم بکنتش


    •   p.raji.ramtin
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • عالی بودش


    •   Sam_Ston
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • واقعننننننننننن کسخلی عزیزم برو جقتو بزن (dash)


    •   AssLicker
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • گرچه حس ميکنم واقعي نبود ولي اين فانتزي منه واقعا عالي بود.


    •   Navid_19_tabriz
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • دختر یا خانوم تبریز ک اهل این جور حال کردن باشه من هجده سالمه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو