کون دادن حنانه

    سلام. من حنانم. میخوام داستان رابطه جنسیم رو براتون بگم.
    من الان ۱۷ سالمه. داستان بر میگرده برا وقتی ک ۱۵ سالم بود. کلا تپلم و سینه ها و کون گنده ای دارم.
    ی روز ک از مدرسه با رفیقام برمیگشتم ی اکیپ پسر افتادن پشتمون ک یکی از اون هی بهمون تیکه مینداخت ما هم پر روتر ازونا جواب میدادیم. ک یهو یکیشون لاپایی زد ب من و من نزدیک بود بیوفتم و کلی داد زدیم سرشون و رفتیم سمت خونه.
    یکم بعد دیدم یکیشون از دور داد زد خانوم ببخشید میشه ی لحظه وایسین. منم برگشتم و گفتم میشنوم!؟
    پسره بم گفت آبجی بخاطر رفتار رفیقم شرمنده و این داستانا منم یکم داد زدم و اخر قبول کردم. خدافظی کردم و داشتم میرفتم ک بهم گفت شمام خونتون اینوره ؟ گفتم اره چطور؟ گفت ماهم تو این کوچه ایم. گفتم اااا باشه خوشبختم
    خلاصه کنم تا خونمون پشتم اومد و کلی با هم حرف زدیم
    بش گفتم بچه پر رو تو نمیخوای بری؟
    گفت ن نمیرم کاکتوس!
    گفتم کاکتوس چرا؟!
    گفت چون گلی ولی همه گل ها ضریفن ولی تو تپلی بعدم خندید.
    منم خندیدم و بش گفتم آخه من برم خونه دیگه ممکنه ببینن پشتمی شر بشه
    اونم گفت باشه هر طور راحتی
    از هم خدافظی کردیم و رسیدم خونه
    فردای اون روز وقتی داشتم میرفتم مدرسه دیدم سر کوچمون وایساده
    تا منو دید گفت کاکتوسم اومد
    منم گفتم کاکتوس تیغ داره اذیتت نکنه
    گفت جووون تیغ دار دوست
    من حرکت کردم سمت مدرسه و این باز افتاد پشتم و یهو دیدم انگشتم کرد
    من گیج شده بودم
    اولین بارم بود ک یکی اینکارو بام میکرد
    نگاش کردم و دیدم داره میخنده
    سرش داد زدم و بش فحش دادم ولی برگشت بم گفت میبینم ک تیغات ریخت
    بش گفتم خیلی حرومزاده ای و سریع رفتم تو مدرسه.
    توی مدرسه مغزم در گیره اتفاق بود و هی ب فکر فرو میرفتم و نوک سینه هام سفت میشد
    نازنین بم گفت حنا چرا تو خودتی؟ چرا حواست ب کلاس نیس؟
    گفتم بعد کلاس برات توضیح میدم
    بعد کلاس توی حیاط ماجرا رو برا نازی تعریف کردم و اون گفت ملومه بدتم نیومده بعد ب نوک سینم اشاره کرد ک زده بود بیرون
    اخم کردم اومدم داد بزنم ک خندید و گفت ببخشید
    بهم گفت امروز حالشو میگیریم
    بعد مدرسه ک داشتیم میرفتیم خونه پسره پیداش شد ک گفت کاکتوس من چطوری ک نازنین گفت برو از ننت بپرس
    پسرا خندیدن.. پسره گفت جووون پیش ننم بت خو گذشت خوشگله. نازنین برگشت و زد تو تخمای پسره😄😄
    اون روز ک رفتم خونه دیدم پسره فالوم کرده و اومد دایرکت و ازم خواست ای‌دی نازی رو بش بدم
    منم گفتم برو از ننت بگیر بعد دیگه جوابشو ندادم
    گذشت تا اینکه بعد ۲ هفته استوریمو ریپلی کرد و شروع کرد ب گفتن اینکه متاسفه و دلش میخواد با ما دوست بشه و این حرفا
    منم بعد ۲ روز بش گفتم باشه ب شرطی ک دیگه ازون کارا نکنی
    خندید و گفت کدوم کارا
    منم براش انگشت فرستادم
    اسم پسره عرفان بود
    فردا داشتم میرفتم مدرسه منو دید و چشمک زد و رفت
    ازینجا ب بعد آقا شروع کرد مخ زدن
    مدام پیام میداد و کم کم بم میگفت عزیزم و اینکه دوسم داره و اینا و منم خوب ی دختر ۱۵ ساله بودم و ذوق میکردم و بش میگفتم منم دوست دارم‌


    ی روز بم گفت بریم بیرون
    گفتم کجا
    گفت بریم کافه بشینیم
    منم قبول کردم و رفتیم و موقع حساب کردن بم گفت عشقم با من بیاد بیرون و برام حساب کنه؟ عمرا اجازه بدم
    همه چیز و حساب کرد و من کلی خر کیف شدم ک عرفان برام خرج کرده
    بعد اومد و بغلم کرد و گفت حنانه میشه ی لحظه چشاتو ببندی
    منم بستم وقتی باز کردم دیدم ی حلقه گذاشته رو ب رو صورتم و گفت با من رل میزنی منم کلی خوشحال شدم و پریدم بغلش و قبول کردم
    دیگه برام‌ استیکر و گیف بوس و بغل میفرستاد تا اینکه ی بار ی گیف فرستاد ک پسره توش لپ دختره رو بوس میکنه
    منم بغض کردم گفتم ازین بوسا؟؟ من نوموخوام
    بعد عرفان گفت فدات بشم ک ی گیف فرستاد ک توش پسره لبای دختره رو بوس میکرد ک من هم براش ی گیف فرستادم ک توش ی پسره همینطور ک داره لب میگیره دختره رو لخت میکنه
    عرفان وقتی اینو دید شرو کرد ب حرفای سکسی زدن و ما اون شب سکس چت کردیم و ازم عکس کونم رو خواست منم ازش عکس کیرشو خواستم ک ب هم دادیم.
    فرداش ک منو تو خیابون بعد مدرسه دید اومد پشتم و تا خونه پشتم اومد و هر وقت کوچه خلوت میشد ب کونم دست میزد. منم خوشم اومده بود و اعتراضی نمیکردم
    نزدیک امتحانای ترم شدیم
    من درس ریاضیم ضعیف بود
    ب عرفان گفتم ک ریاضیم ضعیفه و کمک میخوام
    عرفان هم گفت چشم خانومیم تو بخون هرجا رو مشکل داشتی علامت بزن بعد فردا بیا بریم کافه برات رفع اشکال کنم
    منم کلی تشکر کردم و رفتم ک بخونم


    فردای اون روز هم نشستم خوندم تا ساعت ۱۲ ک عرفان زنگ زد و بم گفت ساعت ۴ فلان کافه باش
    منم بعد ناهار رفتم دوش گرفتم و اومدم بیرون و یکم آرایش کردم و آماده شدم ک برم
    از خونه اومدم بیرون و ماشین گرفتم تا برسم کافه ساعت ی ربع ب ۴ شده بود
    رفتم توی کافه دیدم عرفان نیست ی جا نشستم و منتظرش موندم. داشتم ب حلقه تو دستم نگاه میکردم ک یهو یکی جلو چشامو گرفت و گفت اگه گفتی من کیم؟
    منم گفتم شما صدات شبیه آقاییمه
    اونم گفت آفرین پس ی جایزه داری
    گفتم چی؟
    دستشو از رو چشام ورداشت و ی گردنبند انداخت دور گردنم😍
    داشتم از ذوق زدگی میمیردم
    عرفان خم شد و لپمو بوسید و اومد رو ب روم نشست و شرو کردیم ب ریاضی خوندن
    من همش فکرم پیش عرفان و حرف زدناش بود
    چقدر من دیوونه این پسر شده بودم
    عرفان بم گفت چقد گردن بند ب ممه هات میاد
    گفتم قابل نداره
    گفت چی؟ گردنبند؟
    سرخ شدم ولی گفتم ن منظورم سینه هام بود
    ک گفت ن اون واسه بچه هامونه
    اینو ک گفت واقعا میخواستم فداش شم


    خلاصه یکم درس خوندیم و توی کافه بستنی و کیک خوردیم و آقا عرفان حساب کرد
    اومدیم بیرون کافه و عرفان گفت حنا
    میای یه لحظه توی این کوچه
    منم گفتم چشم
    دلیلو نمیدونستم ولی دوس داشتم برم
    شاید فک میکردم بازم میخواد سورپرایزم کنه
    رفتیم تو کوچه و منو چسبوند ب دیوار و گفت خیلی دوست دارم
    بعد لباشو چسبوند ب لبام
    ی لحظه هنگ کردم و شکه شدم ولی بعد ۱۰_۲۰ ثانیه همراهیش کردم
    دستشو گذاشت رو کونمو بلندم کرد طوری ک کیرشو از روی لباس حس میکردم. منم پاهامو دور کمرش حلقه کردم و اون منو ب دیوار فشار داد و سینه هامو میمالید
    ی پنج دقیقه لبای همو خوردیم بعد منو گذاشت رو زمین و گفت حنا؟
    گفتم جونه دلم عشقم؟
    گفت میشه ب کونت دست بزنم
    منم ک شهوتی شده بودم گفتم آره عشقم من در اختیار تو ام
    عرفان چشاش برق زد و دستشو کرد تو شلوارم و با کونم بازی میکرد و انگشتم میکرد و محکم میزد رو کونم
    کونمو میمالید و چنگ میگرفت
    با سوراخم بازی میکرد و انگشتشو میکرد تو کونم
    یکم خمم میکرد و با کف دست میزد رو کونم
    یکم ب مالیدن و انگشت کردن ادامه داد تا اینکه گفت بسه دیگه عشقم
    مرسی حال دادی
    منم گفتم فدات شم
    تو بیشتر حال دادی آقایی
    رفتیم خونه و من امتحان ریاضی رو هم دادم و وقتی نمره اومد دیدم شدم ۱۸
    کلی از عرفان تشکر کردم


    ی روز عرفان برگشت و گفت حنا
    گفتم جانه دلم
    گفت میشه با هم سکس داشته باشیم
    من شکه شدم ولی میدونستم ی روز ازم اینو میخواد
    منم چون حس میکردم خیلی بش مدیونم و دوسش دارم و از طرفی خیلی شهوتی شده بودم ی مدت، بعد یکی دو ساعت قبول کردم و گفتم فقط از کونم
    اونم گفت کصت برا بعد عروسیه
    باز با این حرفش ذوق زدم کرد
    قرار شد ۴ شنبه بعد ظهر برم پیشش
    ۴ شنبه شد و من رفتم مدرسه
    موقع برگشتن دیدمش ک رفت توی دارو خونه😅
    خلاصه من رسیدم خونه و رفتم حموم و بدنمو تمیز کردم
    اومدم بیرون و یه ست شرت و کرست قرمز رنگ پوشیدم
    با یه ساپورت سفید و تاپ مشکی و مانتو زرد موهامو فر کردم و آرایش کردم و یه کلاه کپ گذاشتم و یه شالم همینطوری انداختم
    رفتم و رسیدم ب خونشون
    درو باز کرد لبامو بوسید و گفت چقد سکسی شدی عشقم
    رفتم توی خونه ک به به آقایی ی ظرف پره خوراکی چیده بود ک ی بطری وودکا هم بود
    ک بم گفت بشین عشقم منم مانتو و شال و کلاهم رو ورداشتم و نشستم کنارش
    یکم نشستیم و حله حوله خوردیم و بم گفت وودکا میخوری خانومی
    من چون قبلا نخورده بودم گفتم تا حالا نخوردم ولی دوس دارم امتحان کنم
    اونم برام وودکا ریخت و من بعد ۵ تا پیک حسابی گرمم شده بود ک گفت بریم تو اتاق
    منم سریع قبول کردم
    پاشدیم ک بریم
    وقتی در اتاق رو باز کرد رفت رو تختش نشست و گفت حنام بیا بغلم منم رفتم بغلش و شرو کردیم ب لب گرفتن. عرفان بلندم کرد و انداختم رو تخت و خودش رو انداخت روم منم پاهامو دورش حلقه کردم
    اون لبامو میخورد و بعضی وقتا گردنم رو هم لیس میزد ک با این کارش دیوونه میشدم
    یهو بلند شد و تاپمو در اورد چشش ک ب ممه هام افتاد حمله کرد بهشون و منم آه و ناله میکردم و عرفان همینطور میومد پایین و پایین تر تا ب نافم رسید و حسابی دور شکممو لیس میزد و میخورد
    یهو پاهامو داد بالا و شلوارمو در اورد
    وقتی دید براش ست پوشیدم گفت آخخخخ فدات بشم ک اینقد جذابی شروع کرد ب لیسیدن پاهام و من دستامو رو ممه هام گذاشته بودمو داشتم میمالیدم
    لباسشو در اورد و اومد جلوم وایساد و گفت حنا بلند شو
    منم کیرشو از رو شلوار گرفتم و مالیدم
    زیپ شلوارشو باز کردم و کیرشو در اوردم. ساک زدن بلد نبودم ولی کیرشو کردم تو دهنم و شرو کردم ب مکیدن و لیسیدن. تخماشو میکردم تو دهنم و با دستم کیرشو بالا پایین میکردم
    دست برد پشت کمروم و کرستمو باز کرد
    کیرشو از دهنمو در اورد و گذاشت لای ممه هام و هی عقب جلو میکرد
    من پاشدم و شلوار و شورتشو در اوردم
    اونم شرتمو در اورد
    از لخت هم خجالت نمیکشیدیم چون کلی عکس از خودمون برا هم فرستاده بودیم
    کیر عرفان ن خیلی دراز بود ن خیلی کلفت
    معمولی بود ولی خوش مزه بود
    بش گفتم کیرت خوش مزس گفت اسپری زدم
    گفتم اره دیدمت رفتی تو داروخونه
    خندید و گفت تاخیری خریدم ک آبم نیاد
    منم گفتم بهتر و خودمو انداختم رو تخت و پامو دادم بالا
    عرفان اومد و محکم زد ب پشت رونم منو بر گردوند و کلی ب کونم سیلی زد
    بعد شرو کرد ب خوردن سوراخ کونم
    آخخخخ ک چقد لذت داشت
    زبونشو میکرد تو سوراخم انگار میرفتم رو ابرا
    کصم حسابی اب افتاده بود
    ک یهو عرفان زبونشو کشید روی کصم و من ی آه بلند از سر شهوت کردم و افتادم رو تخت
    منو برگردوند و شرو کرد ب خوردن کصم و با چوچولم بازی میکرد و میکردش تو دهنش و گاز میگرفت من واقعا اشکم در اومده بود از شهوت
    منو نگاه کرد گفت چرا گریه میکنی کون تپلیه من گفتم کیر میخوام عرفان
    گفت کیرم ماله توئه
    بلند شد و منو برگردوند و کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم
    بش گفتم فقط آروم عرفان
    ک گفت چشم گلم
    بعد یکم کرم زد ب کیرش یکمم زد ب سوراخ من و شرو کرد ب فشار دادن
    آخخخ تو نمیرفت و من درد داشتم ک عرفان هی بیشتر فشار میداد تا اینکه سر کیرش رفت تو کونم و من جیغ میزدم و میگفتم بکش بیرون
    ولی عرفان گفت جیغ نزن حنا الان برات عادی میشه.. دیگه تو کونیه منی. کونت ماله منه کونده..
    با اینکه ی جورایی داشت فحش میداد ولی خیلی بم لذت میداد فحشاش. یکم بعد شرو کرد ب عقب جلو کردن و کم کم دردم ب لذت تبدیل شد و بش گفتم بم فحش بده
    عرفانم میگفت جوون کونده فحش دوس داری بدبخت.. دیدی بلخره کردمت کونی.. دیدی دارم کونت میذارم.. ی روز انگشتت کردم زدین تو تخمم الان دارم میگامت جنده.. دارم میگامت خرس چاق.‌. بعد تو، نازنین کونی رو میکنم.. همون تخمایی ک زد رو میکنم تو دهن کثیفش و ...
    یا ازم سوال میپرسید تو چی هستی؟ من میگفتم عشقتم محکم میزد رو کونم یا تو گوشم میگفت ن تو کونیه منی تو جنده منی
    میپرسید تو و دوست جندت چقد با ارزشین؟ منم میگفم همینقدر ک زیرت باشیمو کون بدیم
    ممه هامو محکم فشار میداد و میگفت تو فلا فقط کون بده کونی ولی اون جنده باید کص بده
    منم کلی حال میکردم تا اینکه کیرشو در اورد فک کردم ارضا شد ولی خندید گفت هنوز تموم نشده جنده بعد دراز کشید و منو نشوند روی کیرش و منو بالا پایین میکرد
    منو میکرد و ممه هامو محکم فشار میداد و میگفت تو کونیه کی هستی؟ منم میگفتم کونیه عرفانمم
    صدای آه و نالم کل اتاقو ورداشته بود
    با هر بالا پایین شدنم سینه هامم تکون میخورد و اون بیشتر شهوتی میشد
    منو ب کمر خوابوند و کیرشو گذاشت روی کصم
    ترسیدم و ازش خواهش کردم
    گفت خفه شو جنده کاری با کصت ندارم کونده.
    کصتو برو ب بقبه بده جنده کونت ماله منه
    کیرشو روی چوچولم تکون میداد
    دراز کشید پشتم و کیرشو کرد تو کونم و یه پام رو داد بالا و گفت میبینی حالا حالا ها میخوام بگامت کونی
    بعد ی دستشو گذاشت رو چوچولم و همینطور ک منو میکرد کصمم میمالید
    من ارضا شدم ولی عرفان همینطور داشت میکرد
    تا اینکه گفت جنده من خوب دووم اوردی آبم داره میاد. میخوام خوب بخوریش
    بعد کیرشو در اورد همینطور ک من دراز کشیده بودم کیرشو کرد تو دهنم و وزنشو انداخت روم و داد زد بخورش حناااا
    منم براش خوردم تا اینکه تو دهنم ارضا شد و آبشو ریخت تو حلقم
    کیرشو از دهنم در اورد و با موهام تمیز کرد
    من خسته افتاده بودم و رو تخت ک دیدم داره فک میکنه
    رفتم بغلش کردم گفتم خیلی خوب بود عشقم
    مرسی واقعا
    اونم خندید و گفت فدات بشم عشقم. فک کردم بعد اون حرفایی ک زدم ازم ناراحتی و خودمم پشیمونم از حرفای بدم
    گفتم ن اصلا. من خودم ازت خواستم فحش بدی
    اونم لبمو بوسید و کنار هم خوابیدیم
    ولی خیلی ببخشید من کنترل باد معده خودمو نداشتم و مدام میگوزیدم
    عرفان بم گفت ای جون چقد گشاد شدی؟
    گفتم وای این حالتو چطور جلو خانوادم حفظ کنم ک یهو یاد خانواده افتادم
    وقتی بیدار شده بودم ساعت ۱۰ بود
    سریع دویدم سمت گوشیم دیدم مادرم کلی زنگ زده و منم اصلا شبیه اون دختری نیستم ک از خونه زده بیرون
    گفتم چیکار کنم چیکار نکنم ک زنگ زدم ب نازی و بش گفتم با عرفان بیرون بودم و زمان از دستم در رفت بیا با هم بریم خونه ما تا پدرم فک کنه ک با تو بودم
    نازی هم قبول کرد و لباساش رو پوشید و اماده شد و وسایلشو برداشت و اومد سر کوچمون و با هم رفتیم
    خوشبختانه همه چی رو تونستیم جمع کنیم اون شب
    شاید خنده دار باشه ولی من برای اینکه جلو خانوادم و نازنین نگوزم به گفته عرفان یه چیز کلفت کردم تو کونم بمونه... و کل اونشب رو اون تو کونم بود تا جلو نازی ضایع نباشه‌.. آمم منم تنها چیزی ک ب فکرم رسید قوطی یکی از اسپر هام بود.


    من رسما ی دختری شده بودم ک مزه سکس رو چشیده بود و خیلی زود دلم میخواست ک دوباره و دوباره امتحانش کنم
    این اولین رابطم بود
    ولی رابطه های دیگه ای هم با عرفان و بعد با ادمای دیگه داشتم
    اگه خواستین مینویسم
    راستی این اولین ماجرای سکسیه که مینویسم اگه جایی اشکال داشت ک حتما داشت بم بگین


    نوشته: حنانه تپل

  • 9

  • 27




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • مگه جنگله بهم لا پایی میزنین (dash)

      خوب مثل ادم نمیتونین مخ همو بزنید ...وحشیای جقی


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • تکراری بود.....


    •   Meisam65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • حداقل یه خوبشو کپی میکردی کونی


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • اولین بارکون دادی قوطی جاشدتوکونت ؟ جللل خالق واسه ماانگشتم نمیره اونوقت تووو قوطی یییی؟ اوه مای خدا


    •   پسر1212
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • اگه جنیفر بکش تو کونش غیب کرد منم باور میکنم دختر 15سالع نداده قوطی اسپری حا کنه کصخل


    •   پسر1212
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • اگه جنیفر بشکه تو کونش غیب کرد منم باور میکنم دختر 15ساله نداده قوطی اسپری جا کنه کصخل


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • سعی کن زیاد دستتو تو کست نکنی چون اون تو گیر می‌کنه و اگه گیر کنه اسمت به کص دست تغییر پیدا می‌کنه.


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • آقا پسر (مطمئنن دختر نیستی)
      اولا ورود زیر 18 سال ممنوعه
      ثانیا خیلی کس و شعر نوشتی.
      ثالثا اسم وودکا شنیدی، میدونی 5 پیک وودکا یعنی چی؟


      این دهه هشتادی ها نوبرن


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • انقد ک تو تو این داستان داد زدی وانتی محل ما نمیزنه


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • تو ک انقد استعداد داد زدن داری ی نیسان آبی بگیر بزن تو کار ضایعاتی


    •   varna008
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • توی خود آمریکا هم این که یه دختر ۱۵ ساله کون بده آپشن قفله چجوری توی ایران عادیه من نمیدونم


    •   Ballasa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • کار با جنسیت نویسنده یا خود داستان ندارم ...


      فاجعه اس ، روابط دختر پسری تو ایران یه فاجعه تمام عیاره .. عین آداب جفت گیری انسان های نئاندرتاله ؛ با این تفاوت که یه پلیس و قانونی هست و دخترا هم انقد رو دارن برگردن فحش بدن ..


      پسرا میوفتن دنبال دخورا به عربده کشی ، سنگ پرونی ، متلک پرونی ، جفت پا گیری و حتی انگشت کردن ... جالبه که خیلی از دخترام خوششون میاد ازین حرکتا .....


      کلا اوضاع خیلی ریدمانه ...!


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • ادمین جان اگه کمک میخوای برای نظارت و کنترل برروی بخش داستان‌ها بگو
      تا کمکت کنیم
      دیگه داستان‌ها تکراری نیاد تو لیست.


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • داستان مردم رو که کسشعر بود و کلی بهش فحش دادیم و برداشتی کپی کردی به اسم خودت بعدشم اومدی میگی خواستید بقیش رو براتون مینویسم؟؟؟
      نمیخوایم ننویس.
      ننویس یعنی کپی هم نکن.
      دیس۶ تو کونت تپلی


    •   ehsan9705
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • لاپایی می‌کنن نه این که بزنن.
      الاغ جون اون پشت پاست.
      کلا تو طویله زندگی می‌کنی.
      لگد جفتک گاز
      ولی بهت تبریک میگم جقی جون


    •   yasin.ir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • بازم تکراری چون خودتو لا دادی


    •   saeed7989
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • باز که اینو اپ کردی کونی


    •   mohsen.69
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • کاملا مشخصه که داستان یه پسر جقی و البته کس مغز نوشته.
      فیلم سوپر می بینید نیاید تعریف کنید.
      حیف اون اکسیژنی که مصرف می کنی تو. عن شتر


    •   anten_hamid
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود بمن هم بده دوس دارم اون بکنم


    •   amirdzed
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • از اسمت معلومه که پسری.حنانه تپل؟!!!
      بعدشم ما میگیم که پاراگراف بندی کنید معنیش این نیست که بعد هرجمله برید خط بعد.ریدی با نگارشت.


    •   masih.
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • میشه دیگه ننویسی جان مادرت


    •   P.ezhva.K
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • اخه لاشگوشت اسپری رو چجوری بکونت کردی?
      بعدشم احتمالا زید کونیت بهت شاش داده بود جا عرق
      که اینقد تو رابطه دقت داشتی چیکار کردی کدوم لنگت و دادی بالا چی گفته بهت... (preved)


    •   a.4247
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تکراری


    •   Moein5566
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نویسنده داستان یه پسر کونی ازگل پفیوزه


    •   poryan1364
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • شک ندارم پسری ، اسپری گذاشتی کونت جلو صداشو بگیری ، هیچ توضیحی نمیدم تا شما احمقا اپدیت نشید


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تکراری کون دادی عزیزم . مگه کتاب چاپ کردی که یه ماه نگذشته تجدید چاپ میکنی؟


    •   mohsenhellboy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • پس هرکی از کون بده کنترل باد معده اش رو از دست میده و دائم میگوزه؟ این خزئبلات از کجا سرچشمه میگیره؟ حرفای تینیجرا تو مدرسه؟ (biggrin) (rolling)


    •   سدمرتضی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چی شد گاییدت بعدشم ولت کرد!!! خدایا چرا از این خرا به تور ما نمی افته ؟؟حتما بعدش نوبت اون رفیقت بود گاییده بشه ،،داستان اونو بنویسی فکر کنم واسمون جذاب ترباشه
      الا برکت الله


    •   Samsolosin76
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اولا سن قانونی نرسیدی که بیای توو شهوانی
      دوما قبلا جلو مدرسه دخترونه کلی پلیس بود همون اسپری رو فرو می کردن کونت دختر مردم رو انگشت کنی
      سوما هم محله ای بودید تازه تو فهمیدی!!!!
      چهارم ریدی
      کیرم دهنت با داستانت


    •   احمد ذوقی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • جینداگی ( جندگی ) = دیس لایک .
      جیندا دهه هشتادی ک.ون خراب


    •   احمد ذوقی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بقیشم الان خوندم .
      مخصوصا اون قسمت کاکتوس و ک.ص نمک بازیای شما ج.نده ها و اون پسرای ما.در ج.نده و اون قسمت کافه ش خیلی خیلییی بولشت بود . واقعا عن بود واقعا.یعنی مزخرف بودنشو نمیتونم توصیف کنم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو