کون دادن من به برادرم

    سلام من سامان هستم 22 سالمه . با خودم فکر کردم و دیدم خیلی داستان سکسیم باحاله و شاید شما دوست داشته باشید بخونیدش
    این ماجرا برمیگرده به 5 سال پیش که من 17 سالم بود و اینم بگم که یه برادر کیر کلفت دارم به اسم رضا که 3 سال از من بزرگتره.
    داستان از جایی شروع میشه که من یه سری رفتم با دوستم یه حال اساسی کردم و ازش عکس انداخته بودم و تو گوشیم بود. یه روز داداشم گوشیمو ازم گرفت تا زنگ بزنه که منم بهش دادم و یادم نبود که همچین عکسی تو گوشیمه خلاصه بعد 5 دقیقه گوشیمو بهم داد و هیچی نگفت ، یه دو هفته ای گذشت و یه روز که من خونه تنها لخت بودم و مامان و بابام رفته بودن خونه پدر بزرگم بودن ، داداشم اومد خونه که دیدم اعصابش خیلی خورده و سر بحث باز شد و یه دفعه گفت اون عکسا تو گوشیت چی بود ؟ چند بار سکس کردی؟ چند بار کون دادی؟ که من همینجور ساکت موندم و یه دفعه گفت چند بار دادی؟ من با صدای لرزون گفتم 3 بار که لبخندی زد و اومد کنارم نشست و گفت از این به بعد هرموقع خواستی کار بکنب بیا به من بگو که یه دفعه دیدم دستشو گذاشت رو کیرم و شروع کرد به مالوندن . من از یه طرفی داشتم خجالت میکشیدم و هم داشت خوشم میومد بعد 2 دقیقه منم دست گذاشتم رو کیرشو شروع کردم به مالوندن خیلی داشت بهم حال میداد . بعدش داداشم گفت که بیا بریم تو اتاق . رفتیم تو اتاق بعد گفت لباسامونو در بیاریم من از خدا خواسته سریع لباسمو در آوردم که داداشم گفت بیا کیرتو برات بخورم ، اولش خجالت کشیدم ولی دادم که بخوره ، 2 دقیقه ای کیرم تو دهنش بود که گفت حالا نوبت توئه بعد من نشستمو شروع کردم به ساک زدن
    داداشم از اون کیر کلفت های روزگار بود منم هی داشتم سریع میک میزدم که دیدم میگه بلند شو و به پشت بخواب ، کیرشو اول لای پام کرد و هی تلمبه میزد انقدر داشت بهم حال میداد که دوست داشتم بکنه توکونم که خودمو یذره تکون دادم که بفهمه که اونم فهمید و یه تف انداخت رو سوراخم ، اول با انگشت بازش کرد بعد یواش یواش سرشو کرد تو کونم که خیلی دردم گرفت و اونم میدونست و هی با سر کیرش سوراخم و باز کرد و یه دفعه نصف کیرشو کرد تو کونم من یه داد یواش زدم و همون طور نگه داشت تا دردم بخوابه بعدش یواش یواش تلمبه میزد . چه لذتی داشت من داشتم حسابی کیف میکردم و صدای آه و اوه داداشم در اومده بود بعد 10 دقیقه تلمبه زدن دیدم کونم داغ داغ شد نگو داداش نامردم همه آبشو خالی کرده تو کونم ، یه 5 دقیقه کیرشو تو کونم نگه داشت و لش کرده بو رو من ، بعدش گفت بریم حموم همدیگه رو بشوریم منم استقبال کردم و سریع رفتیم تو حموم ، داداشم گفت فک نکنی من به فکرت نیستما بیا کیرتو بخورم تا آبت بیاد من هیچی نگفتم که فهمید من دلم میخواد برام بخوره اونم یه 5 دقیقه برام ساک زد که منم مثل خودش هیچی نگفتم و همه رو خالی کردم تو دهنش ، اون روز چه روز خوبی بود ، بعد اون روز 1 بار دیگه با هم سکس کردیم و دیگه اون زن گرفت و تمام
    امید وارم کیرتون رو راست کرده باشم و راضی باشید . ممنون


    نوشته: سامان از تهران

  • 4

  • 29




  • نظرات:
    •   جانسینا66
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • برادر هم برادرهای قدیم


    •   PayamSE
    • 1 سال،6 ماه
      • 6

    • سامان جان، اونکه قدیمیا میگفتند برادر باید پشت برادرش باشه منظورشون یه چیز دیگه بود، نه کون کونک.


    •   MISKA_4
    • 1 سال،6 ماه
      • 2

    • الو سامان خودتی؟


    •   merlinjan
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • متاسفم


    •   ماهان..ماهان
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • چی بگم خب :|


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • به نظر من باید یک جایزه ویژه به سودابه خانم داده شود چون رکورد اولین کامنت رو هم دیشب و هم امشب شکست, واقعا یک رکورد به یاد ماندنی از خود به جا گذاشت سودابه خانم. اما برسیم به این داستان هم باید بگویم شاش و اَن سودابه خانم تو دهن تو و برادرت!!!


    •   Deadlover4
    • 1 سال،6 ماه
      • 2

    • کیرمون رو راست نکردی،فقط حالمونو به هم زدی...


      هییییییعععع...
      این کیون بچه از تهران و اق سامی ما...هر دو سامانند،این کجا و ان کجا...


    •   sepideh58
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • قبلا ملت فانتزی سکس با خواهر و مادرشون داشتن الان تبدیل شده به برادر خدا بخواد چند وقت دیگه شاهد داستان سکس پسر و پدر هستیم!!!!مثلا پدره دوست داره بده!پسره هم بکنه:-/ خدابخیر کنه


    •   Persianlady93
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • تو خونه لخت بودی بعد گفت لباسارو در بیاریم توام از خدا خواسته لباسات در آوردی :-| ...
      سکس با برادر :/ ... چی میءذره تو مغزتون (اگه داشته باشی البته ک بعید میدونم ) ://
      دیسلایک 13 تقدیمت


    •   mahdiyarcrazy
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • بعد از خوندن داستانت چشمم به داداش کوچکیم افتاد حالم از برادر ناگرامی کثافطت بهم خورد. آخه آزادی جنسی این نیست که با محارم سکس کنی... یه بیگ لایک بزرگ به کامت سودابه میدم با اینکه خودم یه همجنسگرام.


    •   28tehteh
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • جدا از اینکه داستان خوب یا بد بود ، همیشه یه سری افراد به اصطلاح کارشناس میان ، نظرای تخصصی میدن و به خیال خودشون نقد میکنن ، البته به خیال خودشون .
      کارشناس بازی رو بزارید کنار ، با ایراد الکی شاخ نمیشوید


    •   IRAN08
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • دیوث خودت میگی لخت بودی
      وقتی لخت بودی چجوری لباستو دراوردی


    •   Robinhood1000
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • چجورم از روحیه گذشت،فداکاری نسبت بهم میگه عوضیی، سامان ری...دی،
      (سامان این داستان میگم)


    •   dc3
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • فقط میتونم بگم متاسفم برای همچنین افرادی


    •   imojteba
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • خوش به حالت


    •   mr.worldwide98
    • 1 سال،6 ماه
      • 4

    • جدیدا تو ایران اینقدر راحت به همدیگه کون میدن که زن به شوهرش کس نمیده


    •   mr.worldwide98
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • جدیدا تو ایران اینقدر راحت به همدیگه کون میدن که زن به شوهرش کس نمیده


    •   mard-tannha
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • حالا فانتزی داری چرا با برادر؟


    •   Lovely-Girl
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • ههههههه
      فقط میخندم بهت
      چه دلشم خوشه کون داده


    •   h.akherat
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • داداشم ازون کیرکلفت های روزگار بود (biggrin) من مادراون روزگارو گاییدم که دوتا یه ننه جنده رو کیرکلفت کرده


    •   pop95
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • منم به داداشم کون دادم و خیلی منو میکرد


    •   Sasy_78
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • با افتخار دیسلایک ۲۶ تقدیمت


    •   Ananasnice
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کیر احمدی نژاد تو کس مادرت که 2 تا حروم زاده به دنیا اورد


    •   meti sexy
    • 1 سال
      • 0

    • اوق... گی اونم با برادر.
      اخه اون بی صاحاب چطور واسه دادتشاتون بلند میشه. اون گیرو باید از ته برید


    •   Idingun
    • 7 ماه
      • 0

    • واقعا کسشر محض،


    •   rastin2769
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب کردی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو