کون دادن من به مسافران نوروزی

    کون دادن من به مسافران نورزی:
    سلام اسم من ناصره 20 سالمه یه بدن زنونه دارم از راهنمایی گاهی دوستام منو میکردن اما تو ش نمیکردن فقط لاش میذاشتن از دو سال پیش تا حالا سکس کامل داشتم . تو سایت شهوانی با یه زوج اشنا شدم اهل تهران پرویز(30ساله)مهسا(25 ساله)قرار شد ایام نوروز بیان شهرما .روز سوم عید زنگ زد گفت ما اومدیم یه سوئیت هم گرفتیم تا یه هفته اینجاییم. ادرس داد همون موقع رفتم به ادرس که داده بود زنگ درو زدم رفتم داخل دیدم به به مهسا خانم با یه شرت و ستین نشسته داره به دخترش افسانه که یک سالش بود غذا میده وقتی رفتم تو بلند شد باهم روبوسی کردیم رفت برام شرینی و میوه بیاره گفت پرویز حمومه الان میاد گفتم کی رسیدین گفت امروز صبح تا ظهر خوابیدیم بعد ناهار بود گفتم به پرویز زنگت بزنه تو همین موقع دیدم پرویز از حموم اومد بیرون منو که دید اومد طرفم بغلم کرد منو بوسید که مهسا داد زد: پرویز الان بچه اینجاس بذارید برا شب پرویز منو ول کرد رفت حوله رو تو اتاق در اورد شرت پاش کرد اومد مهسا چشش به بدن پرویز افتاد گفت برا ما که این قد به خودت نمیرسی انگار اقا ناصر شانس داره .پرویز:نه اینکه خودت زود تر از ما رفتی برنزه کردی بعد هی عجله داشتی که زنگ بزنم بیاد.مهسا:خوب حالا بس کن هردومون عجله داشتیم.مهسا شیرینی و میوه اورد گذاشت جلو ما بعد خودش اومد پهلو من نشست.تا شب باهم صحبت کردیم از هر دری حرف زدیم از سکس های من پرسیدن من ازاونا رو پرسیدم.شب بعد از شام افسانه خوابید ما سه تا موندیم.رفتیم تو اتاق منم فقط یه شرت پام بود.پرویز از پشت بغلم کرد به مهسا گفت خانم زود باش که صبرم تموم شده .مهسا: اول هردو بیاین دست شویی باید تمیز بشین .رفتیم دست شویی اول من خم شدم مهسا یه وسیله که توش اب بود یه لوله نرم داشت فرو کرد تو کونم بعد درش اورد نشستم رو دست شویی تا اب از کونم بیرون بیاد تا چند بار این کارو کرد بعد من پرویز و تمیز کردم مهسا بهش گفت بروالت مصنوعی و کرم رو اماده کن .بعد نوبت خودش بود پشتشو به من کرد اروم شرتشو کشید پایین من کسو کونشو فقط تو وب دیده بودم ولی کامل سفید کرده بود .لوله ظرف ابرو کردم تو کونش چند بار انجام دادم تا کامل تمیز شد .برگشت ستینشو هم در اورد .باهم رفتیم تو اتاق دیدم پرویز رو تخت دراز کشیده کیرشو کرم زده میماله.مهسا:پرویز مواظب باش تا یه هفته ادامه داره هر شب فقط امشب نیستا.پرویز :نترس کاری میکنم اخر هفته نتونین راه برین .مهسا:منم کاری میکنم که شما دوتانتونین را برین.من:پس فقط من این وسط باید له بشم نه؟پرویز نه بابا شوخی میکنیم نترس،بیا بخواب من عادت ندارم به ساک میکنم توش .رفتم رو تخت به پشت منو خوابوند مهسا کونمو کرم زدخودش اومد روصورتم کوسشو اورد تو دهنم شروع کردم به لیسدن .پرویز کریشو گذاشت وسط سوراخ پاهامو بغل کرد اروم فرستاد تو کیرش 18سانت بود تاته کرد تو نگه داشت تا دردش کم بشه صدام در نمییومد چون دهنم زیر کوس مهسا بود.پرویز شروع کرد تلمبه زدن.مهسا:اه اه بخور بخورپرویز جون حال میده بهت؟پرویز:اوف دارم پرواز میکنم.بعد از چند دقیقه جاشونو عوض کردن .مهسا اومد روکیر من پرویز کیرشو کرد تو دهنم.کوس مهسا خیلی داغ بود داشت تند تندرو کیرم تلنبه میزد که اب کسش اومد وپاشید بدنش لرزید ارضا شد از روش بلند شد رفت کنار .پرویز دوباره فروکرد تو کونم البته این دفه قنبل کردم براش داشت میکرد که وایستاد یه لحظه بعد بلند اخ گفت نگا کردم دیدم مهسا کیر مصنوعی به خودش بسته و فروکرده تو کون پرویز بعد از 10 دقیقه پرویز ابشو خالی کرد تو کونم کیرشو در اوردافتاد رو تخت .مهسا فروکرد تو کونم که بر اب بود خیلی داشت لذت میبرد تاخسته شد در اورد.خودش قنبل کرد گفت بکن تو کونم ابتو بریز .کیرموگذاشتم دم سوراخ کونش خودشو به عقب هل دادکیرم رفت توابم زود اومد.هرسه رو تخت ولو شدیم.(تا اخر هفته کلی سکس داشتیم اگه خواستین بگین تا بذارم)


    Untitled.png


    نوشته: ناصر

  • 8

  • 1




  • نظرات:
    •   cute_love
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خعلی مسخره و زشت بود
      خاک تو سر هر چی پسره کونی بکنن


    •   cute_love
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خعلی مسخره و زشت بود
      خاک تو سر هر چی پسره کونی بکنن


    •   احسان هات امیری
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • کس و شعر بود


    •   سروناز ناز
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • 3تا کونی با هم ما که نفهمیدیم کی کرد تو کون کی


    •   hosaco1391
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • پسریعنی داستان مزخرفت یه طرف اون کروکی که ازتخیلاتت کشیدی یه طرف ...لبخندبرلبانم نشاندی کون گلابی <;):)


    •   11mostafa
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • نخونده میگم مزخرفه (|:


    •   eli nazz
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • چه عکس باحالی.ولی داستان کونیا رو نمیخونم


    •   tanhaytanha
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • چي بگم .....


    •   tanhaytanha
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • 321321


    •   احسان هات امیری
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • من با زن و شوهر سکس داشتم ولی اول با مرده چندبار همو دیدیم و به بار هم کونم گذاشت و بعد منو برد پیش زنش.
      این بابا همون بار اول رفته پیششون سکس کرده.
      این یعنی کس و شعر


    •   jendemadar
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • هرکدوم از شما کس خل ها فکر میکنید چیزی که برای خودتون پیش نیومده نمیتونه برای دیگران پیش بیاد و اگه چیزی راجع بهش بگن کوس شعر گفتن.
      آخه تو دیگه چرا این حرف رو میزنی احسان هات امیری. تو که اقلا یه بار تجربه اش رو داشتی.
      خب شاسکول اونی که تو باهاش رفیق بودی مرده بیشتر کون کن بوده و کونت میذاشته بعد کم کم بهت اعتماد کرده یا اینکه به زنش گفته و تو رو برده خونه.
      خب شاید مورد این فرق داشته.
      منم چندین بار مستقیم رفتم تو رختخواب یه زن و شوهر دیگه. حالا یا واسه اینکه مرده کونم بذاره و من زنش رو بکنم یا اینکه تماشا کنه من زنش رو بکنم یا اینکه هرچی. همون دفعه اول هم رفتم پیششون.


      لطفا انقدر گاو نباشید بچه های عزیز.


    •   كامران لاس
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خيلي س كس شعر بود


    •   صالح سکسی
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • کیرم تو دهن هر سه شما کیری بود کیری ننوسیم اقای شق دوست


    •   Morris_Morris
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • کسشعر بود!
      نقاشیت هم بفرست واسه شبکه پویا!
      مداد طلایی بگیر بعد بکن تو. کونت!


    •   tapik
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • من نمیدونم این ادمین بچه های کونی روچرا توسایت راه میده.بدترازهمه داستانشونواپلودمیکنه.درعجبم


    •   کیرکلفت3
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • کونی ابنه ای اینم شد داستان کون گوز


    •   dob dis
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • اخه بکنمت بعدن میرن حرف در میارت که دوب دیس کونی کرد...چیکارت کنم با این داستانت؟ هان؟


    •   zanoneposh15
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خوب بود
      نمیدونم چرا این زوج ها به من نمیخوره؟
      یعنی یه زوج تو بندرعباس نیست؟


    •   foruhar-91
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خاک توسرت


    •   سکس_حضوری_پولی_پرستو18
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • شاید اشغال بود
      ولی تصور واقعیش حال دار هست و لذت بخش
      =P~


    •   سکس_حضوری_پولی_پرستو18
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • شاید اشغال بود داستان نویسی
      ولی تصور واقعیش حال دار هست و لذت بخش
      =P~


    •   M.GALAXY
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • بچه کونی چقدر خودتو تحویل گرفتی شکیراهم برا دادن اینقدر شرطو شروت نداره
      چاقال .


    •   اقا معلم
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • داستانن خیلی مزخرف بود دیگه ننویس


    •   اقا معلم
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • داستانت خیلی مزخرف بود دیگه ننویس


    •   امیرعلی تنها
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • لطف کن ماجراهای دیگتوننویس,ماجراراست ودروغش واسم مهم نیس,فقط میخوام به خواننده هابانوشتن حالی داده باشین ولی این ماجرااخرکس شعروخالیبندی بود


    •   SAEED_SCANIA
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • کسوشر


    •   sahar.s
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • مسخره بود


    •   flowerboy1985
    • 5 سال،9 ماه
      • None

    • 'بچه ها ایول خوب نظرات باحالی دادید!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو