کون دادن من به معلم عربی

    1393/5/4

    این خاطره ای که میخوام بنویسم بر میگرده به 5 سال قبل که اون زمان من 13 سالم بود برای اینکه گره داستان از دستتون در نره باید اول بهتون بگم که من از دوران بچگی نصبت به همجنس خودم علاقه داشتم و هیچوقت اهل کردن نبودم فقط میدادم
    تو دوران دبستان و راهنمایی هم خیلی با دوستام حال میکردم موضع اصلی که میخوام بنویسم راجب سکس هام تو مدرسه نیست اما دوست دارم قبلش چند موردشو ذکر کنم
    من دوران دبستان دوتا همکلاسی داشتم که ترک بودن به اسم حسن و امین که این دوتا همیشه با هم تو دستشویی مدرسه سکس میکردن و چون من خیلی سفید و خوشگل بودم و کون خیلی بزرگی داشتم با سینه های سکسی و کلا به قول بچه ها هلویی بودم که میره تو گلو همه دوست داشتن کون منو بکنن حسن و امین هم منو همیشه با ترفند های مختلف گولم میزدن میبردن دستشویی بعد بهم میگفتن کونتو بهمون نشون بده اما نمیذاشتم تو بندازن فقط یکبار سوم دبستان با حسن تو دستشویی لب دادم
    یبار هم چهارم دبستان بودیم که کل مدرسه میخواستن منو بکنن حسن هم دنبالم دویده بود اما یه همکلاسی دیگه داشتیم به اسم رضا بخشی که اون اومد بهشون گفت کون اون از من سفید تر نیست که اما من ته دلم دوست داشتم تو کونم بزارن خونم بیارن اما دوست نداشتم با میل خودم بدم اما اولین سکس من از داخل سوراخ اول راهنمایی با همکلاسیم حسین ولی زاده بود که هم بهم داد هم منو کرد خیلی حال داد کونش خیلی قمبل بود کیر مینداختی داخلش انگار انداختی تو حوریان بهشتی به هر حال بهش گفتم به کسی نگه اما رفت به همه گفت و من شدم کون محله تو مدرسه هم دوران راهنمایی همه میخواستن سوراخ منو تصاحب کنن اما من فقط هر سه شنبه زنگ ورزش با 3 تا از همکلاسیام تو کلاس میموندیم رو شلواری بهشون حال میدادم یکبار هم سوراخ کونمو بهشون نشون دادم
    تو همون حین من همیشه دوست داشتم به بزرگتر از خودم بدم من همیشه طالب معلمامون بودم دوست داشتم کیرشونو در بیارم فقط 1 ساعت ساک بزنم بعد 5 ساعت هم منو یک سره بکنن اوخ الان دارم مینویسم سوراخم به قلقلک افتاده
    حالا اما اصلی ترین جای داستان من اینجاست که من به دلیل ضعیف بودن تو درسام تصمیم گرفتم برم کلاس تقویتی خصوصی اونم تو خونه معلم عربیمون تعجب نکنیدا چون معلم عربیمون همه درسارو درس میداد هر چند که درس دادنشم بدرد عمش میخورد
    به هر حال بهش گفتم تو کلاس که میخوام بیام کلاس تقیوتی اونم ادرس خونش و شماره تلفنشو داد هر چند که حسن و امین بهم گفتن برو کلاسش اخر ترم قبولی وگرنه من خودم گشاد تر از اینا بودم که بخوام دنبالشو بگیرم
    سر اولین جلسه ای که قرار بود برم کلاس یکی از بچه های محلمون که کون بود هم با خودم راه انداختم تا منو تا اونجا برسونه چون من تو ÷یدا کردن ادرس خیلی کس مشنگ بودم هر چند که اون هم از من کس مشنگ تر بود اخر خودم ادرسو ÷یدا کردم اینی که گفتم هم محلیمون بود اسمش دانیال سولگی بود دیگه کیری نبود که تو کون بی صاحاب موندش نرفته باشه همه کرده بودنش به جز حاج حافظ شیرازی اون زمان یادمه سی دی سو÷ر میگرفت کون میداد در اضای هر 1 سی دی 2 دست کون میداد اگه 3 تا سی دی بهش میدادین 5 دست کون میداد دوبار هم با ساک زدن اب رو میاورد تازه یبار شنیده بودم واسه ینفرو قرار بود 12 بار ساک بزنه 14 بار ساک زد گفت این 2 تا هم اشانتیونت
    به هر حال نمیخوام زیاد از موضوع اصلی خارج بشم
    بالاخره ادرسو ÷یدا کردم دیدم که معلم عربیمون که اسمش اقای یوسفیان بود دم درشون منتظر من وایستاده تو اولین نگاه فهمیدم که واسه کون سفیدم چه نقشه هایی کشیده به هر حال یه سلام و علیک مختصر باهاش کردم رفتیم تو یه میز غذا خوری گذاشته بود تو سالونش نشستم روش دفتر و خودکارمم گذاشتم روش بالاخره نذاشت یه 2 دقیقه بگذره اومد بهم گفت من یه خبرایی از تو شنیدم گفتم چه خبرایی گفت هیچی ولش کن تو دلم گفتم کیر رستم و افراسیاب تو کس ننت خوب حرفی رو که میخوای بزنی یا بزن یا کون منو تو فشار قرار نده
    بهش گفتم بگید دیگه به هر حال دهنشو وا کرد گفت شنیدم با سجاد ایلبیگی رفتی باغ
    من اول مثلا میخواستم خودمو بزنم به کوچه علی چ÷ گفتم سجاد ایلبیگی دیگه کیه
    حالا دو ساعت میخواست به من بفهمونه که کیه هر چند بگما من به اون نداده بودم اون دوست داشت منو بکنه سوراخمو جرواجر کنه اما من گفتم بهش که به تو نمیدم بهش گفتم کیر تو شبیه بادمجون میمونه
    بالاخره اون جلسه اول خیلی کس شعر تلاوت کرد اما احساس خودشو نصبت به کونم انکار کرد منم اونشب اومدم خونه یه راست رفتم حموم یه خیارم جلوتر از یخچال برداشتم رفتم سر خیارو حسابی ساک زدم بعد انداختم داخل یسوراخم همونطور که تو و بیرون میکشیدمش میگفتم کیر یوسفیانه
    خوب من بدم نمیومد ازاش دوست داشتم کیرشو ببینم و کمی بخورم و کمی تو کونم کنم
    اما سر جلسه دوم که سر این جلسه سکس من و یوسفیان به واقعیت می÷یونده
    دوباره وسایلامو جمع و جور کردم ساعت 5ونیم بود از خونه راه افتادم ساعت 6 بود که رسیدم کلاس زنگ درشو زدم رفتم داخل دیدم رو صندلی نشسته از قصد هم رفتم صندلی که کنارش بود نشستم بعد 10 دقیقه که درس دادنو شروع کرده بود گفت ÷ایین رو نگاه کن بعد نگاه کردم دیدم کیرش راست شده سمت منه یه شلوار سفید هم تنش بود که برای بیرون اوردن کیرش خیلی وسوسه انگیز تر شده بود بعد من خندیدم بعد بهم گفت باهاش ور برو دیگه بعد منم از خدا خواسته دستی روش کشیدمو اهی سوزان
    بعد دیگه نتونستم طاقت بیارم از سر صندلی بلند شدم بهش گفتم شلوارتو در بیار بعد خندید بلند شد اومد رو به روم وایستاد گفتم کیرتو درش بیار بازم خندید دیگه اعصابم بهم ریخته بود تو جلد کونم کیر شیطان رفته بود هولش دادم افتاد رو کانا÷ه بعد کیرش کشیدم بیرون دیدو واو کیرش از رو شلوار خیلی بزرگتر به نظر میاد بعد اول یه لیس جانانه رو کیرش زدم بعد سرشو اروم با زبونم خیس کردم بعد یاد یه فیلم سکسی افتادم که اگه هر کی اهل فیلم های سکسی باشه اونو دیده یاد فیلم سکسی لیندا لاولیس افتادم که کیرو تا ته ساک میزد اسم فیلمشم گلوی عمیق بود میخواستم ادای لیندا رو در بیارم کیرشو تا ته کردم تو حلقم خودم یه لحظه باورم نشد اما کیر گندش تا ته رفت داخل حلقم بعد یه اه عمیق کشید مثل اینکه خیلی خوشش اومده بود بعد شروع کردم به یکترفه خوردن هر مدلی که بلد بودم براش خوردم نزدیک 45 دقیقه واسش خوردم که ابشو ریخت داخل دهنم بعد قورتش دادم بعد دوباره شروع کردم به ساک زدن گفت نمیتونم دیگه بسه
    بعد یقیه بولیزشو گرفتم انداختمش رو زمین بعد شلوارشو تا ته کشیدم ÷ایین شلوار خودمم کندم وقتی کون سفید قمبولمو دید دوباره کیرش راست شد بعد رفتم چسبیدم با کون به کیرش خودم کیرشو گرفتم انداختم تو کونم و بالا ÷ایین کردم خودش دیگه حال نداشت تلمبه بزنه همش خودم باید میزدم نزدیک یک رب طول کشید تا ابش بیاد
    همشو ریخت داخل سوراخ خوشگلم بعد من تند دویدم رفتم دستشویی که اومدم دیدم شلوارشو کشیده بالا رو صندلی نشسته بهش گفتم چی شده گفت خیلی ناراحتم گفتم واسه چی گفت نباید میکردمت حس میکنم بهت بد کردم منم کونمو داده بود دیگه خیالم راحت بود برامم فرق نمیکرد که اون چه فکری میکنه اما الکی خودمو زدم به اون راه گفتم من نمیخواستم تو مجبورم کردی الان این بار گناهو باید تا اخر به دوشم بکشم راستش اون روز حوصله نداشتم تا خونه ÷یاده برم گفتم یکخورده کس شعر بگم شاید منو تا خونه برسونه اخرم موفق شدم منو تا خونه با ماشین رسوند بعد تو دلم گفتم این سوزه خوبیه واسه قبول شدن تو امتحان های اخر ترم بعد داشتم ÷یاده میشدم گفتم من ازات نیگذرم خدا ازات نگذره بعد که رسیدم خونه به دوستم زنگ زدم که اونم کونه ماجرارو واسش تعریف کردم کلی خندیدیم اخر ترم هم همه امتحانامو بهم رسوند
    واقعا مدرسه ÷سرونه خیلی کس بازی بود یادش بخیر الان که من تغییر جنسیت دادم وقتی میرم ارایشگاه واسه بچه ها تعریف میکنم کلی میخندیم
    این ب.د از داستان سکس من با معلم عربی


    نوشته: آماندا

  • 6

  • 1




  • نظرات:
    •   Zlasvegas
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • ای کاش معلم ادبیات میکردت بلکه غلط املایی هات کمتر میشد


    •   maximan
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • کیرم تو دهن تو و اون معلم کس کشت..آخه ابنه ای تو رفتی مدرسه درس بخونی یا کون بدی؟ حروم زاده..مجلوق..ننه کونی


    •   mahasti sh
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • چقدر کس کس کردی اخه دیوس
      برو تیمارستان خودتو بستری کن


    •   دختری به نام شیطان
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • اخییییییییییییییییی تو اومدی داستان سکسی بگی یا از اینایی که اسمشونو بردی شاکی بودی میخواستی زیرابشونو بزنییی
      عمویییییی کله مدرسه میخواستن تورو بکنن????????? crazy
      بعد معلم عربی...........بعد عذاب وجدان??????
      حالا اخر سال نمره عربیت چند شد????????


    •   barbod.jonobi
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • آخه قمساق کون دادنت هم این همه نوشتن داشت ؟
      کونی
      دیوس
      آخه چی بگم بهت ؟


      وقتی میرم ارایشگاه واسه بچه ها تعریف میکنم کلی میخندیم !!!


    •   كامبيز جون
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • دوسط ازيز يه خردح قلط المايي داشطي. بيشتور دغت كن و اينغدر قلط ننويص.


    •   off_boy
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • کس کش مونده بود نام پدر و شماره شناسنامه و آدرس دقیق همرو بگی.باز خوبه نگفتی بچه کجایی وگرنه اینا بگا میرفتن :D


    •   st1368
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • کس شعربود مخصوصا آخرش گفتی تعییر جنسیت دادی.اگر درواقعیت پیدات کنم برام فرقی نداره زنی یامرد چنان میکنمت ک بلرزی.بجا نوشتن بیا کون بده.


    •   Parivash-18
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • خاک تو سرت...ننویس


    •   آموزگار عشق
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • فارسی را پاس بده و ترکی رو هم زاپاس بده و به دوستتم آداس بده . . . یعنی اینکه به معلم فارسیتم بده دیگه گناداره بیچاره


    •   آریایی
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • چرا عربی مگه معلم فارسیت چش بود ...به معلم اجنبی دادی


    •   LOVLY69
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • عجب سایتی شده خدایی کرکرخندست!این اخری پیام بازرگانی بود؟!


    •   داتیس 13
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • هی بدک نبود ولی من از گی بیزارم dance4


    •   hamid49
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • احسان این کون خودته؟


    •   daste bil
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • خدایی این کامنتا بیشتر از داستانا حال میده به آدم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو