کون دادن های به یاد ماندنی (۳)

    1398/5/22

    ...قسمت قبل


    بعد از عروسی من دیگه احمد پسر عموم ندیدم
    عموم هم به فامیل ما گلایه کرده بود که چرا خونشون نمی ریم .
    حقم داشت چند سالی می شد که به خاطر دور بودن کسی خونش نمی رفت .
    ماجرا گذشت تا اون سال عید بر خلاف هر سال که عموم دوم و سوم عید میومد شهرستان اون سال نیومد .
    تلفن هایی که رد بدل شده بود بین خانواده هامون زن عموم گفته بود که به عموم مرخصی ندادن
    اما بهونه بود‌ ،بیشتر به خاطر این بود که ما نمی رفتیم خونشون !!!
    به همین خاطر اواسط عید تصمیم گرفتیم بریم خونه عموم که به خاطر هیچی اختلاف بین خانواده ها پیش نیاد
    راه افتادیم زنگ زدیم خبر دادیم که مطمئن باشیم خونشون اند. مسافرتی جایی نرفته باشند
    وقتی رسیدم زنگ زدیم به عموم گفتیم که ترمینال هستیم امد دنبالمون
    موقع رفتن سمت خونه عموم تصور می کردم خونه عموم هم مثل خونه ی ما بزرگه
    اما وقتی رسیدیم دیدم که یه واحد کوچیک که طبقه پنجم ساختمون
    موقع از ماشین پیاده شدیم که عموم ماشین ببره پارکینگ پسر عموم دیدم احمد که از ساختمون امد بیرون مارو که دید سلام احوال پرسی کرد رفت
    عموم گفت : احمد کجا عموت امده
    گفت : الان میام
    من تا نیم ساعت بعد اینکه رفته بودم خونه عموم فقط در دیوار نگاه می کردم .
    عموم هم تیکه هاشو انداخت که چه عجب این طرف ها و....
    بعد گفت راه خسته کننده نبود، قضیه مرخصی ندادن بهش و....
    رو تعریف کرد

    یه ساعتی گذشته بود . که دیدم احمد امد یه سری خرت و پرت دست اش بود وسایل که گذاشت آشپزخونه امد نشست روی مبل
    نسبت به ۹ ماه پیش که دیده بودمش خیلی‌فرق کرده بود قدش بلند تر شده بود
    پدرم به شوخی گفت احمد دراز شدی راسته که می گن بچه یه دفعه قد می کشه دفعه قبل فقط چند سانتی از یاسین بلند تر بودی
    احمد فقط می خند یه سیب گرفته بود دستش گاز می زد
    زن عمو گفت واقعا بلند قد شده به چشم ما که نمیاد
    بعدش به احمد گفت فلان چیز یادت رفته بخری
    احمد مجبور کرد که بره بخره
    احمد اولش نخواست بره اما بالاخره بلند شد که بره رو به من کرد
    گفت یاسین تو هم بیا
    منم که حوصلم سر رفته بود از خدا خواسته بلند شدم باهاش رفتم
    وقتی سوار آسانسور شدیم نگاه احمد می کردم که دیدم
    احمد گفت مگه زیاد تغییر کردم که اینجور نگاه می کنید
    خندیدم گفتم نه مگه چجوری نگات می کنم
    احمد قضیه رو همون از داخل آسانسور شروع کرد محکم کوبید روی کونم گفت اما من احساس می کنم از کون تپل تر شدی
    با تعجب گفتم واقعا
    دیدم رسیدم طبقه هم کف در اسانسور باز شد احمد جوابی نداد
    داخل راه به احمد گفتم چرا مردم اینجا یجوری نگاه می کنند
    گفت چجور‌ی مردم محل خودتون ندیدی
    که می خوان آدم با نگاه هشون بخورن
    موقع برگشتن داخل اسانسور گفت بریم داخل اتاق پلی بازی کنیم .
    گفتم : پلی چنده گفت ۳
    گفتم : واقعا پلی ۳ داری
    گفت : آره مگه چیه
    داخل خونه من دیگه نرفتم ، پیش بقیه رفتم داخل اتاق که احمد رفت خرید تحویل داد امد داخل اتاق گفت pes بزنیم.
    گفتم : بازی دیگه ای نداری گفت
    دارم اما دوتایی نمیشه بازی کنی
    قرار شد pes بازی کنیم‌
    چند دست بازی کردیم به احمد گفتم
    با مال کامپیوتر اینجور بازی نمی کردی که اینجا بازی می کنی
    احمد حرفی نزد دیدم پاشد گفت : دستشویی ام داره می ریزه الان میام
    وقتی برگشت دستشو با حوله روی چوب لباسی خشک کرد از کنار در داخل پذیرایی نگاه کرد امد نشست
    گفتم کدوم تیم ور میداری
    دیدم گفت همون قبلی منم داشتم تیم انتخاب میکردم که دیدم احمد دست شو گذاشت روی کونم شروع کرد کونم مالیدن من نگاه احمد نمی کردم که دیدم احمد گفت یاسین دکمه بالایی شلوارتو باز کن یخورده خم شو
    منم گفتم اینجا
    گفت کاریت نباشه
    منم رو زانو وایسادم دکمه بالایی باز کرد دیدم احمد دستشو کرد داخل شلوارم از زیر شرتم شروع کرد سوراخم مالیدن
    دیدم در گوشم گفت تنگ شده
    داخل همین حال بودیک که دیدم
    زن عموم صدا زنان داره میاد سمت اتاق سریع خودمون جمع کردیم
    بعد رفتن زن عموم دیدم احمد بلند شد سرپا کیرش از شدت شق بودن نزدیک بود شلوار پاره کنه
    به من گفت برو بگو الان احمد میاد منم دکمه بالایی شلوار که باز بود بستم
    رفتم چند دقیقه بعد احمد امد
    شام خوردیم بعد شام دیدم احمد اشاره کرد که بریم اتاق منم بلند شدم رفتم
    دیدم احمد دوباره شروع کرد انگشت کردن
    گفتم احمد اینجا نکن داخل ساختمون جایی خلوت نیست کسی نباشه مثل انباری یا خرپشته
    دیدم احمد گفت اگه اینجور جایی بود میزاشتم تا الان قسر در بری
    چند دقیقه ساکت بودیم که دیدم احمد گفت یه جایی هست گفتم چی گفت اسانسور چند بار بار بزنیم بالا پایین کارمون می کنیم
    گفتم خدا شفات بده
    گفتم بازی نمی کنی گفت نه
    منم خودم شروع کردم تک نفره بازی کردن
    که احمد دوباره دستش کرد داخل شلوارم شروع کرد مالیدن سوراخم کل بدنم استرس گرفته بود دیدم احمد دستش کشید بیرون
    من صدا کرد گفت یاسین نگاهش کردم دیدم کیرش که دوباره راست شده در آورد نشون من داد
    کیرش نسبت به قبل بزرگتر شده بود شاید ۱۵ سانتی می شد
    با دستم گرفتم که دیدم احمد دارز کشید دستش اهرم کرد که کاملا نخوابه از شوخی به من گفت یاسین بکن داخل دهنت
    منم خم شد نوک کیرش کردم دهنم مک زدم اولین بار بود داشتم ساک میزدم چند ثانیه بعد کیرش ول کردم
    دیدم احمد که هنگ کرده بود گفت یاسین چی شد ادامه بده دیگه گفتم میان می بینند
    گفت داخل راه رو معلومه نگاه می کنم سایه افتاد می گم
    دیدم بلند شد رفت از کنار در اتاق داخل پذیرایی نگاه کرد گفت همه مشغول اند بیا دیگه
    گفتم حواست باشه گفت باشه دوباره دراز کشید
    گفتم دندون خورد نق نق نکنی گفت باشع اما دیگه نجویش
    من دوباره کیر احمد از داخل شلوارش در آوردم شروع کردم لیس زدن نگاه احمد کردم دیدم نگاه من می کنه به احمد گفتم اینجوری حواست هست نگاه راه رو کن گفت باشه سرش چرخوند
    منم با دلهر داشتم کیر احمد مک میزدم
    که دیدم احمد یکی از دستاش ازاد کرد شروع کرد باشصت اش لپ و گوشم نوازش دادن
    آب شهوتش که امد داخل دهنم حس کردم که دیدم احمد گفت الان که بیاد
    منم کیرش تا حلقم کرد که دیدم احمد دستش از روی لپم کشید کمرش داد بالا یواش گفت یاسین امد
    من شروع کردم نوک کیر احمد مک زدن موقع ارضا آب احمد که اولش پرت می شد داخل دهنم قشنگ حس می کردم چند ثانیه طول کشید که کل آب احمد بیاد
    دهنم پر شده از اب کیر احمد کیرش که از دهنم در اوردم احمد سریع شلوارش کشید بالا دیدم گفت یاسین دهن باز کن ببینم وقتی دید
    گفت صبر کن عکس بگیرم
    منم که به زور نفس می کشیدم خودم نگه داشتم احمد عکس گرفت
    منم ناچار قورت دادم احمد گفت قورت دادی گفتم آره
    به تمسخر گفت نوش جونت
    با ناراحتی گفتم احمد عکس برای چی ته
    جوابی نداد
    گفت از صورتم که کامل نگرفتی گه نه مگه عقلم کمه
    یخوره که گذشت حالم داشت بد می شد به احمد گفتم میراثت موند حالم داره بهم می خوره اون شب به زور خودم نگه داشتم
    احمد که خالی شده بود گفت این چه کاری بود ما کردیم یکی می دید چی می شد
    اون شب به خاطر حالی که بعد قورت دادن آب کیر احمد داشتم دراز کشیدم

    که نفهمیدم کی خوابم برد فقط یادمه احمد داشت مسخره بازی در می اورد
    صبح ساعت هفت بود که بیدار شدم احمد هم بغل دستم بود
    پاشدم رفتم دست صورتم شستم هر کی منو می دید درباره حال دیشبم می پرسید
    بعدش می گفت الان خوبی....
    رفتم بالا سر احمد گوشیش برداشتم
    هر چی احمد صدا کرد که رمز گوشی باز کنه بیدار نشد من مثل خودش یه تیکه چوب پیدا کرد شروع کردم
    اذییت کردن احمد که اخر مجبور شد بیدار شه
    وقتی بلند شد گفتم رمزش باز کن دیدم گفت صبر کن برم دستشویی بیام

    گفتم نترس نمی خورم اش دیدم باز کرد گفت بیا منم شروع کرد عکس های دیشب نگاه کردن
    همین جور که نگاه می کردم دیدم احمد امد
    گفت حالت الان خوبه
    گفتم اره
    اروم گفت بازم آب کیر می خورری خندیدید
    بعدش احمد رخت و خواب هارو جمع کرد رفتیم صبخونه بخوریم بعد صبحونه هم امدیم پلی بازی کردیم تا ناهار یه حدود نیم ساعتی هم رفتیم بیرون گشتن که هوا ابری بود بر گشتیم خونه
    وقتی امدیم دیدم پدرم بلیط برگشت اتوبوس گرفته برای ساعت پنج

    بعد ناهار من و احمد رفتیم تو اتاق خواب احمد عکس رفیق هاشو به من نشون داد که همشون معلوم بود از بچه اونجا بودن
    دیدم گفت این پسر ریزه هست داخل عکس
    اگفتم اره
    گفت از همه رفیق هام خر کیر تره
    گفتم این
    گفت اره همین
    دیدم رفت داخل گروه لاین رفت یه عکس زد که دانلود شه گفت الان عکس کیرش بهت نشون میدم
    عکس که بارگزاری کرد دهنم باز موند
    احمد گفت وقتی می ریم استخر کشاله بند میندازه
    همین جور حرف می زدیم که صدامون کردن که چایی بخوریم
    رفتیم موقع چایی خوردن دیدم پدرم گفت تا اینجا امدیم خونه هانیه هم بریم از عروسی تا حالا خونشون نرفتیم
    قرار شد که برند خواستن منم به برند که هر چی گفتند
    من طفره رفتم گفتم حال ندارم
    اخرش دیدم پدر و مادرم عموم و زن عموم پاشدن که برند
    عموم به احمد گفت جایی نرید کلید نمی بریم ها احمد گفت باشه
    در که بستن احمد نگاه من کرد من نگاه احمد
    هر دومون خوب می دونستیم چی می خواییم
    احمد رفت پشت پنجره دیدم گفت بدون ماشین دارن میرن رفتن تا یه ساعت دیگه بیان
    احمد گفت شروع کنیم گفتم باشه
    رفتم دستشویی خودم تمیز کرد امدم بیرون دیدم احمد یه چهار پایه اورده گوشیش گذاشت روش داره تنظیم اش می کنه
    گفتم می خوای چی کنی دیدم گفت نترس از از صورت هامون نمی گیرم
    بعد که تنظیم کرد به من گفت برو رو‌ کاناپه
    رفتم گفت نه اینجوری امد پوزین اش نشون داد منم وایسادم گفت از کونت فقط میگیره امد پشتم گفت منم از از سینه به پایین می گره خوبه
    بعد گفت لخت لخت شو گفتم یه دفعه امدن چی دیدم گفت نترس رفت برگشت خالیش ۴۰ دقیقه طول می کشه پیاده رفتن
    منم کامل لخت شدم دیدم احمد گوشیش برداشت امد از من خواست بین کونم باز کنم من همین کار کردم فیلم که گرفت
    دیدم احمد گوشی گذاشت سرجاش گفت زدم رو فیلم برداری زیاد تکون نخور اگه می خوای صدات نیفته حرف نزن
    گفتم باشه همون حالت وایسادم احمد گفت یخورده کونت سمت دوربین کن
    منم کردم گفتم بیا دیگه ۱۵ دقیقه اش رفت
    دیدم گفت خوبه زدم رو فیلم برداری ..
    امد سمتم بین کونم باز کرد دیدم مثل فیلم ها بین کونم باز کرد بعدش چند تا محکم کوبید روی کونم
    خندم گرفته بود
    دیدم وازلین برداشت یخورده مالید به سوراخ کونم آروم انگشتش کرد داخل شروع کرد عقب جلو
    یخورده که جا باز کرد به تعداد انگشتاش اضافه کرد
    وقتی که سه تا از انگشتاش کرد داخل دیدم یخورده از وازلین مالید رو کیرش
    نوک کیرش گذاشت در سوراخ کونم
    احمد با یه فشار کیر تا نصفه کرد داخل
    آروم شروع کرد تلمبه زدن
    اولش نمی شه گفت سوزش بود یا درد روی سوراخ کونم احساس می کرد
    شاید به خاطر این بود که کیر احمد کلفتر شده بود
    اما طولی نکشید که همون حالتم از بین رفت
    احمد دستش گرفته بود از کمرم کیر تا نصفه عقب و جلو میکرد تلمبه می زد
    دیدم احمد کیر کشید بیرون بین کونم باز کرد از من خواست که کونم سمت دوربین بچرخونم
    بعدش دیدم احمد دوباره وازلین برداست کیرش چرب کرد یخورده هم مالید به سوراخ کونم
    دوباره کرد داخل اما این بار کیرش محکم تا اخر کرد که یه فشار بدی داخل کونم احساس کردم خودم پرت کرد جلو برگشتم کیر احمد از کونم در امد
    دستم گذاشتم روی سوراخ کونم به احمد گفتم چته
    احمد هم کیر ش می مالید قهقه میزد از شدت خنده
    منم اون لحظه افتادم روی دنده لج امدم پاشم برم سمت دستشویی دیدم احمد گفت بلند نشو
    دیدم رفت گوشی شو خاموش کرد گفتم فیلمو حذف کن برگشتم صورتم افتاده
    گفت از قیافت نگرفته امد بهم اخر فیلم نشون داد
    گفت چی شد درد ات امد
    امد گفت دردات امد ببخش بیا ادامه شو بریم
    چند دقیقه لفتش دادم
    گفتم نکنه می خواهی دوباره فیلم بگیری
    گفت نه
    برگشتم گفتم فقط آروم
    دیدم گفت باشه کیر که کاملا خوابیده بود مالید تا راست شه
    امد دوبارکیرش مالوند روی سوراخم کرد داخل شروع کرد تلمبه زدن
    اینبار دیگه بین تلمبه زدن کیرش در نمی آورد با من حرف نمی زد
    فقط کمرم گرفته بود تند تلمبه می زد
    چند ثانیه بعد گفت داره آبم میاد بریزم توش ؟ تا اومدم جواب بدم دیدم آبشو خالی کرد تو کونم و کیرشو تو کونم نگه داشته بود . بعد یه ۳۰ ثانیه بلند شد و کیرشو در اورد یه چک محکمم زد به کونم
    گفت یاسین بلند شو خودتو جمع کن الان که بیان
    منم شلوارم کردم پام پیراهن هم کردم تنم رفتم سمت دستشویی خودمو تمیز کردم امدم بیرون احمد دیدم چهار پایه برداشته رفته داخل آشپز خونه
    منم امدم رفتم روی کاناپه نشستم دیدیم احمد یه سیب برداشت شروع کرد خوردن امد نشست بغل دستم شروع کرد کرد با گوشیش ور رفتن ...
    بعد امدن خانوادم ما برگشتیم شهر خودمون که یه اتفاق افتاد که.....


    نوشته: یاسین

  • 6

  • 4




  • نظرات:
    •   Jay_Salve
    • 5 روز،12 ساعت
      • 1

    • بد نبود ولی خب بهترم میتونست باشه


    •   samsepg
    • 5 روز،4 ساعت
      • 1

    • توی دو قسمت قبل هم نوشتم، ولی نویسنده بسیار فهمیده!! گویا اصرار داره که «تا سه نشه، بازی نشه»:


      سکس بدون کاندوم و ریختن آب توی سوراخ، هر دو، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره. حتی دو تا بچه مدرسه ای هم ممکنه آلوده بشن یا آلودگی و ویروس «اچ آی وی/ ایدز» رو به یکی دیگه انتقال بدن. مدرسه ای و دبیرستانی یا دانشگاهی، فرقی نداره، فامیل و دوست و غریبه نداره، پیر و جوون نداره، زن و مرد نداره، فاعل و مفعول نداره، هوموسکشوآل (سکس دو مرد) یا هترسکشوآل (سکس زن و مرد) هم نداره. سکس بدون کاندوم و رفتار پرخطر توی سکس، اسمش روشه! خطرناکه!!!!


    •   405ELX00
    • 5 روز،4 ساعت
      • 0

    • کیرم تو کونت کون تلق تولوق اوب نی پدر
      حیف برچسب گی که به این داستانا می زنن


    •   Sakopako
    • 5 روز،2 ساعت
      • 0

    • رفتی شهرستان. ولی از تو اون خونه کوچک بیرون نیومد ی.
      اینجوری مسافرت نوبره


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 5 روز،1 ساعت
      • 2

    • علی الحساب کیبورد کامپیوترم تو کونت تا بعدا


    •   وب.گرد
    • 5 روز
      • 2

    • گی نمیخونم که .
      ولی چون گی هستی و دیسلایک گنده تر از لایکه همون دیسلایکو میکنم توت.
      باشد که خوشت اومده باشد.


    •   موری.جون
    • 4 روز،21 ساعت
      • 0

    • یاسین اسم پسره یا دختر هردوشون میتونه باشه و معلوم نبود دختری یا پسر
      درکل داستانت اگه واقعی هم بودنوشتنت مفت هم نمی ارزید و مفهومش ناقص


    •   royaei
    • 4 روز،5 ساعت
      • 0

    • چی بگم فقط متاسفم کافیه فکر کنم ؛
      موفق باشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو