کون زندایی چادری

    1397/12/17

    سلام به همه..خیلی از داستانای کسشری که بعضیا مینویسن از همون اول تو ۱ دیقه میرن رو کار و میگن ی ساعت تلمبه زدیم و طرف هنوز نفهمیده بود..اقا کص نگین لطفا..
    بریم سراغ داستان ما..من ی زنداییه ۴۵ ساله دارم که ۳تا پسر داره و اسمش محبوبس..سینه های ۸۵ و کون فوق العاده حشری کننده و گنده..فِیسِشم خیلی جدیه که این جدیتش خیلی منو حشری میکنه..محبوبه بیشتر اوقات چادر میپوشه تو خونه جلوی من چون لباس زیر داره و چادر میپوشه که مثلا بدنش دیده نشه.. اما از زیر چادر خیلی سکسی تر میشه..اینایی که میخوام تعریف کنم ماجراهای دست مالی کردنش توسط منه و اینم بگم که هنوز نکردمش!
    محبوبه اونطوری نیس که باهام خیلی راحت باشه که مث کصشرایی که بقیه میگن با شرت و بیکینی بیاد جلوم! اتفاقا خیلی سر سنگینه و این منو خیلی حشری میکنه..
    بریم سراغ داستان
    ماجرای مالوندنش خیلیی طولانی بود جوری که من اول به بهانه های مختلف تو تلگرام باهاش حرف میزدم و سعی میکردم بدون اینکه شک کنه خودمو بهش نزدیک کنم که باهام راحت تر باشه.
    بعد از ی مدت که میرفتم خونشون احساس راحتیش مشخص میشد و زیاد به گرفتن چادرش اهمیت نمیداد یا به اینکه موهاش بیرون باشه..منم خیلی از این موقعیت سوءاستفاده کردم..اولین بار که خیلی شق کردم بخاطر دیدن خط سینه هاش بود..یادمه ی سینی دستش بود من رفتم ازش بگیرم و اون موقع خط سینه هاشو واضح دیدم..فک کن دیدن سینه های ۸۵ ی زن جا افتاده ی چادری که سرسنگینم هست چقد ادمو حشری میکنه..بعد از این جریان من تصمیم گرفتم هرطور که هست حداقل اگه نشد بکنمش به اندازه ی کافی مالونده باشمش..
    یکی از کارایی که همیشه وقتی میرفتیم خونشون انجام میدادم این بود که موقع خداحافظی صبر میکردم همه برن بیرون و اخر سر من پشت محبوبه برم..همیشه هم موفق بودم..اولین باری که سعی کردم بمالمش با پشت دستم بود..از پشت چادر که کون ژله ایش مشخص بود اروم مالوندم بهش..یکم دستمو تو همون وضعیت نگه داشتم و شدیدا شق میکردم و بعدش که میرفتم خونه ی جق ناب میزدم..بعد از این جریان جراتم بیشتر شد..پشتش که میرفتم(بعد از اینکه همه میرفتن بیرون)اروم اروم دستمو میبرم میچسبوندم به کونش..بعد تر با کف دستم شروع کردم به مالوندش..دستمو خیلیی نرم و یواش میزاشتم رو لپ کونش اما حرکت نمیداد
    م که متوجه نشه..مرحله به مرحله پیش رفتم تا بالاخره دستمو تونستم رو اون کون ژله ای که چادر سکسی تَرش میکرد حرکت بدم..فک کن ی کون خیلیی حشری کننده زیر چادر زده بیرون و دستتو بزاری روش..ی مدت ازین جریانا گذشت و من همیشه ازین کارا میکردم که بعدا بجز خونه ی خودشون جاهای دیگه ام که موقعیت بود میمالوندمش..یبار رفته بودیم بیرون واسه ی پیکنیک..محبوبه ی مانتو پوشیده بود که کونش کاملا مشخص بود..از سینه هاشم که دیگه نگم!ی بطری اب دستش بود و من داشتم کمک میکردم که وسایلو ببریم...محبوبه این بطریو یکم بالاتر نگه داشته بود تقریبا جلوی سینه هاش..همون حین که رفتم ازش بگیرم
    پسرداییم صدام کرد و من صورتمو برگردوندم..ی لحضه حس کردم دستم خورد به بدنش..برگشتم نگاه کردم دیدم پشت دستم رو سینشه..اصلا نمیدونم چجوری نرم بودن اون سینه ی ۸۵ رو تعریف کنم!فقط الان که یادم میاد شق کردم!
    یبار دیگه یادمه خونه ی خالم بودیم محبوبه و پسرداییام اومدن..بعدش که میخواستیم بریم چون همه نمیتونستیم با آسانسور بریم،۳ نفر از پله ها رفتن و منو محبوبه و ی پسرداییم و داداشم سوار آسانسور شدیم..محبوبه اومد کنار من پسردایی و داداشم جلومون..من دستم و برم تو جیبم و اروم اروم چسبوندم بهش..لمس کردن ی کونِ سکسی از پشت لباس مث چادر ادمو حشری میکنه..بعد ازین چنبار داییم اینا رفتن مسافرت و کلید خونشونو میدادن به ما..منم هر روز میرفتم خونشون و یکی ۲ ساعت با شرت و کرست و دامن سکسیش حال میکردم و حسابی جق میزدم..اینم بگم که تا الان درسته نکردمش اما اونقد مالیدمش که دا
    ییم تا حالا نمالیده..
    بکیرمم نیستن اونایی که ممکنه بگن کصشر نوشتی..کیرم تو مغز اونایی که اینو بگن!چون ۱ ساعت وقت نمیزارم که کصشر بنویسم.
    ولی انصافا مالوندن دست و کیر به کونش از پشت چادر از بهترین چیزاس که خیلیی حشریم میکنه و تا الانم به اندازه کافی اینکارو کردم:)


    نوشته: Zla

  • 5

  • 20




  • نظرات:
    •   35741
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • اوووووف بدن زنها مثل ژله میمونه میزنی میلرزه بی سوتین جلوم راه رفتن زن پسر عمم که دو سال ازم بزرگتره بی سوتین تو عروسی با یه لباس طوری اومد کلید بهم داد قدم برمیداشت میلرزیدن کیرم همون لحظه شق شد خیلیم دستمالیش کردم و زن راحتیه خودش عمدا یه بار با یقه باز چهار دستو پا رو به روم با یه بچه حرف میزد قشنگ سینه های لرزونشو میدیدم تا ناف معلوم بودن ناموسا حال میدن زنهای جا افتاده نرمو ژله ای


    •   35741
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • کردیش تعریفش کن جالب بود دمت گرم


    •   مهتاب عشق
    • 8 ماه،2 هفته
      • 5

    • اتفاقا تو هم کیر بچه های شهوانی نیستی وگرنه الان آویزان بودی بش.
      مردک این شر و ور ها رو به داییت تحویل بده تا حسابی بمالتت . معلومه خیلی کونت می خواره
      ضمنا بکنمت البته نصیحت معمولا کسی که چیزی رو نداره یا حسرتش رو داره بهش می نازه که اینجا کیری هست که شما نداری و هی کیر کیر می کنی . مریض هستی برو روانپزشک


    •   شیخ_حشری
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوشم اومد ولی جای خوبش که تازه باید آب و تاب میدادی رو قطع کردی لمس جزیی چیزی نیس که از اون آخریا باید مینوشتی ... منم خاطراتم با زندایی وسطی یادم افتاد حسابی شق کردم ... منم نکردمش اما مث تو حسابی مالیدمش جوری که دیگه تحت هیچ شرایطی با من تنها نمیشه ???


    •   آ_میرزا
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • کصکش الان حسس میکنی کصتانت خیلی واسه ماها جذاب بوده.
      گمشو برو جقتو بزن هیچ ندار


    •   befro66
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • خودت خواستی فوش بشنوی تحریکمون کردی تو خونه جلوی تو لباس زیر میپوشه زیر چادر بعدم سرسنگینه ............اینا فوشن ببر معنی کن


    •   ممدپالیس
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • حلالت باشه جغایی که زدی.برو جوون امیدوارم دست به کیرت بزنی بشه کیره خر.


    •   DrAghabDost
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • کونی حالاکه چی بشه کسخل


    •   ronin555
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • اولأ نگو کیر بگو دودول لبت غنچه بشه؛دومأ جقی بودن افتخاره که مدل های جق زدنت رو تعریف میکنی؛سومأ مطمئن باش زنداییت محل سگ بهت نمیزاره تو هم همش عن میشی؛ آخرش هم گوه خوری زیادی واسه برنامه غذاییت ضرر داره؛تنظیمش کن چاقال.


    •   metallicboy
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • با این داستان کصشرت ، نمیگی عاشقت میشیم لنتی؟


    •   Aber11
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • برو کیر تو صورتت که مثل عن میمونه احتمالا که یه پیرزن سه تا شکم زائیده تحویلت نمیگیره... اونی که مالیدی پیه و چربی بوده و اصن متوجه تویه گوزوی جقی نشده، کسی که اینقدر بچه پس انداخته دورتا دورش نیم متر قطر چربیه... تو اگه عرضه داشتی کرده بودیش انتر کون سوراخ... تاپاله برای ما درس اخلاقم میده گوز صورت


    •   Hooman.esf.60
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • چجوری. روت شده بیای اینارو بنویسی؟
      بدبخت هول کوس ندیده


    •   Night.Watch2201
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • منم مثه تو ام زنداییامو میمالونم و با شرتاشون حال میکنم


    •   Ashkan_teh_krj
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • حاجی اگه کردیش (خدا نصیبت کنه) بنویس


    •   girl+angel
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • ببین منکه میدونم زنداییتو و هر خانوم دیگه ای محل سگ بهت نداده اومدی اینجا عرعرمیکنی اخه.
      یکم فکرکن ببین چقدر کصشعر نوشتی فرزندم بعدشم سعی کن هر تخیل اسکلیتو داستان نکنی داداچ.


    •   Zhazha
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • داستانای جدید اینقدر مزخرف شده که ارزش نظر دادن هم نداره. الان تو داستانای قدیمی میچرخیدم یه داستان یافتم "سکس با مرغ". ته خنده س. پیشنهاد میکنم بخونید. بعد از سکس با جن وجادوگر با اختلاف از این کسشعرا سرتره.


    •   kosemadaresahabsite
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • یعنی یه سری از افراد شعور ندارن بخدا.
      کره خر به دنیا میان خر از دنیا میرن.
      بابا چرا چیزیو که خودتون تجربه ندارید میگید کسشره وشروع میکنید به فحاشی به نویسنده.انگار باید برید درسهای کلاس دوم دبستانتو. مرور کنید که اگر هوا را نمیبینیم پس وجود دارد ...
      بابا اگر چیزی توی مخیله شما نگنجید بخدا وجود دارددددد
      یا مگر تو پوآرو هستی یا مارپلی که خط به خط افتادی توی داستان تناقض بگیری یا ببینی کدوم مطلبش با تئوریهای علمی منافات داره که بعد بابت همون س فحشو بهش بکشی؟
      دستت درد نکنه.خسته نباشی.سکس ودستمالی با زنهای جا افتاده
      وجدی که محرمن یا نسبت نزدیکی با آدم دارند همینقدر استرس زا وسخته که شما گفتی.
      من خودم تجربیاتم از دستمالی مادرزنم مشابه شماست.
      حقیقتا استقبال نشد.والا تاپیک هم در موردش زدم...


    •   VIDCO
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • جمله اولتو با دقت خوندم و فهمیدم داری گو میخوری ... مرسی ازین که گو خوریاتونم با ما شریک میشید


      گوز پلاستیکی


    •   Javane.jahel
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • من دایی‌تم. دهنت سرویسه


    •   Javane.jahel
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • من دایی‌تم. دهنت سرویسه


    •   Weed-m@n
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • مرتیکه جقی کمتر جق بزن پاشو برو تو خیابون برا خودت ی نفر و ردیف کن پاشو عمویی الان ک چشات دراد.


    •   mohammad 47007
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • تو چند جمله رکورد گه خوردن تو داستان و شکستی.باریکلا. ک س مغز طرف و همینجوری نمیفهمه نه؟ مختو گایی دم


    •   shiraz-m-m
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • شک نکن داستان آبکیت و مضحکت با اختلاف جزء داستان های کیری هفته میشه،،خب لندهور خجالت نمیکشی نشستی به قول خودت یه ساعت کصشعر تلاوت کردی هی مالندوم از رو چادرکردی!!! اه حالم بهم خورد از تکرار این جمله!!! واقعا بیماری تو، حتما یه سر به یک دکتر خوب دامپزشک بزن خدارو چه دیدی شاید تو هم خوب شدی،اگه میتونستم 6تا دیس لایک برای این نوشته مضحک میزدم


    •   سعیدsaman
    • 4 ماه
      • 0

    • چرت وپرته عزیزم ننویس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو