کون زن شوهردار گذاشتم جلوی شوهرش اما پشیمونم

    با سلام خدمت دوستان عزیزم.
    نمیدونم از کجا شروع کنم.
    بزارید از اول بگم براتون.
    من بهنام 33ساله ومطلقه هستم
    مشخصات ظاهریم ...قدم 180 و 72کیلو و اندازه کیرم به 20 سانت میرسه...یعنی یه جورایی وقتی بیرون میرم قشنگ کیرم از زیزه شلوار میوفته بیرون و خیلی تابلو میشه...
    من در سال1398در ماه اواخر فروردین در یک شهربازی مشغوله کار شدم و کارم در اون شهربازی اپراتوری بود ...اپراتور یعنی اینکه یک دستگاه بازی به من واگذار میشه....من در قسمت ماشین برقی فعالیت میکردم و خیلی مشتری داشتم. دورغ نگم روزی 200تا 300تا مشتریه خانوم و اقا و بچه و....
    گذشت ....تا اون روزه نکبت بار رسید...دقیقا 27 فروردین ماه بود و من طبق معمول باید ماشین برقی رو نظافت میکردم و ماشینارو تمیز میکردم قبل از اینکه مشتریا بییان.
    نگفته نمونه من در زمان متاهلیم هفته ای 5یا6بار با زنم سکس داشتم و بعد از جدا شدنم خیلی برام سخت بود که سکس نکنم.
    خلاصه....روز 27فروردین بود و هوا داشت به تاریکی میرفت و حسابی سرم شلوغ بود چون اخره هفته هم بود مردم واسه تفریح اومده بودن شهربازی.
    سرم تو کارم بود و اصلا توجهی به ناموس مردم نداشتم اخه من بعد از طلاق دادن زنم کلا یه جورایی به خانوما سرد وبدبین شده بودم و میلی به بشر زن نداشتم.
    من عادت داشتم که وقتی مشتری سوار ماشین کردم مرتب راه برم و حواسم به مشتریا باشه تا خدایی نکرده اتفاقی برای کسی نیوفته.
    داستان از اینجا شروع میشه.
    دستم تو جیبم بود و حواسم به مشتری که یهو ناگهانی چشمم به یه خانومه خشگلی افتاد که در کنار همسرش در صف ماشین برقی وایساده بود و بالعکس اونم گاه گدایی یه نگاهی به پایین تنه ما مینداخت و کیرمو از رو شلوار برانداز میکرد.
    رفته رفته نگاهاش بیشتر میشد که یهو شوهرش متوجه نگاهش به من شد و دمه گوش زنش یه چیزی گفت و زنش با قیافه ناراحت سرشو پایین گرفت و دیگه نگاهی نکرد.
    اگر بخوام مشخصات خانوم خشگلرو براتون بگم باید بگم چشمای سبز و لب و گونه هاشم پروتز کرده و با موهای طلایی و سینه های درشتش .اما هنوز نگاهی به پایین تنش نکرده بودم چون تو صف وایساده بود معلوم نبود....چند دقیقه ای گذشت تا اینکه نوبت خانوم و شوهرشون شد و منم تا یه مقدار کنجکاو بودم تا پایین تنه خانومو زیارت کنم.درو باز کردم و وقتی اومدن داخل محوطه ماشین برقی دیدم خانوم مانتوی تنگش چسبیده بهش ...وااااای نگم از کونش که چقدر بزرگ و برجسته بود ...ننه سگ همه جاهاشو عمل کرده بود.
    خلاصه میل من بیشتر شد اما از طرفیم تو دلم گفتم طرف شوهرداره گناه داره.
    اما تو اون لحظه فکرو خیالم رفته بود سمته خانوم خشگله و یه جورایی تصمیم گرفتم مخشو بزنم.
    خانوم خشگله تو یه ماشین نشسته بود و زنشم تو یه ماشین دیگه ...
    دستگاه کارتخوان برداشتم وبه سمته شوهرش رفتم چون میدونستم همسرش میخواد پولشونو حساب کنه .
    خلاصه پوله تمام مشتریارو حساب کردم ورفتم طبق معمول ایستادم تا مشتریارو تحت نظر داشته باشم در همون موقع که داشتن بازی میکردن خانوم خشگله هی با ماشین از جلوی من رد میشد ونگاهشو میدوخت به کیرم ...این حرکتو یه چند باری تکرار کرد و منم دیگه مطمعن شدم خانوم تو کفه کیرمونه.
    وقتشون تموم شد و از ماشین پیاده شدن و وقتی که داشتن از محوطه بازی بیرون میرفتن یهویی شوهرش صدام کرد و گفت:اقایی خیلی خوب بود دمت گرم .منم با لبخندی ریز بهش گفتم خیلی مخلصیم .ایشالا همیشه خوش باشید...کی یهو دیدم زنش دمه گوشش پچ پچ کرد وشوهرش بهم گفت:اقایی میشه شمارتونو داشته باشم...منم که از خدام بود از یه جایی شروع کنم بهش گفتم با کماله میل و شمارمو بشه دادم.
    رفتن و حدوده دوساعتی گذشت که دیدم گوشیم زنگ میخوره .یه شماره ناشناس بود.برداشتم و حال واحوال پرسی که خودشو معرفی کرد ...بله شوهره همون خانوم خشگله بود...بهم گفت وقتتونو زیاد نمیگیرم فقط بگید کی وقت دارید باهم صحبت کنیم منم که سرم شلوغ بود و نتونستم خوب باهاش صحبت کنم و تونستم فقط بهش بگم اخره شب زنگ بزنین....فکرم حسابی مشغول شد وهمش تو دلم گفتم یعنی چیکار داره...گذشت...اخره شب شد وتعطیل شدیم و به خونه رفتم .خیلی خوابم میومد تو رختخوابم دراز کشیده بودم که یهویی گوشیم زنگ خورد ..بله همون اقا بود.
    بعد از احوال پرسی مجدد بهم گفت اگه میشه یه روز در خدمتتون باشیم...منم که تو رودرواسی گیر کرده بودم واز طرفی خوشم اومده بود با کمال میل دعوتشو قبول کردم ...
    دقیقا واسه یک هفته بعدش قرار شد من به خونشون برم اونم واسه شبه پنج شنبه....از طرفیم میترسیدم که بهم مرخصی ندن...روزها گذشت و تو اون یه هفته تمام ذهنم مشغول بود و هرزگاهی شوهره اون خانوم خشگله که اسمشم مجید بود یه حالی از من میپرسیدو مدام تاکید میکرد که قرارمون یادت نره و منم با شوق وذوق بهش اطمینان میدادم که حتما میرم خونشون...
    گذشت...تا شبه چهارشنبه به پیشه رییس رفتم و واسه پنج شنبه مرخصی گرفتم...پنج شبه رسید.صبح پنج شنبه از خواب پاشودم و صبحانه توپول خوردم و بعدش یه حمام رفتم و قشنگ نظافت کردم .
    بعداز ظهر شد کم کم امده رفتن شدم و لباسامو پوشیدم امااااا شرت نپوشیدم و کاملا کیرم از رو شلوار افتاده بود بیرون و حسابی تحریک اور شده بود تو خیابون که راه میرفتم تمام زن ومرد چشمشون گرد میشد از کیرم.
    با پرس وجو رفتم ودمه در خونه مجید رسیدم ...زنگ زدم وپشته اف اف گفت بله منم خودمو معرفی کردم ودرو برام باز کرد ورفتم داخل....ساعت حدود 8شب بود.
    مجید خیلی احترام گذاشت بهم و حسابی تحویلم گرفته بود ولی خبری از خانوم خشگله که اسمش مریم بود نبود.
    با مجید در حین حرف و گپ زدن بودیم که دیدم در اتاق باز شد و مریم خانوم اومد بیرون...
    ماشالا..ماشالا...انگار حوریه بهشتی بود....یه دامنه بلند وجذب و یه پیراهن شیک و مجلسی و یه شال سفید که تا وسط سرش اورده بود پایین..
    کلی حال واحوال کردیم واونم اومد به جمع من مجید اضافه شد ...استرس و اضطراب تمامه وجودمو گرفته بود واز خجالت نمیتونستم به مریم نگاه کنم.
    خلاصه یه چندساعتی گذشت و بعداز مهمون نوازی مریم و مجید دوباره گرم صحبت شدیم که یهو مریم گفت من برم الان میام...رفت تو اتاق و بعداز 15دقیقه اومد بیرون که دیدم یه شلوار جذب سفید رنگ پوشیده و بایک تاپ استین کوتاه...اوه اوه جیگری شده بود...وااااااااای چه کونی بود ...لپای کونش بالا و پایین میرفت ...باهر قدم که برمیداشت کونش مثله ژله میلرزید.
    دیگه واقعا عرقم دراومده بود.
    مریم دوباره اومد کنار مجید نشست ومجید شروع به صحبت کرد و از رابطه من وزنم میپرسید و منم کلی براشون از زندگیم تعریف کردم ..درحین صحبت بودیم که یهویی مریم دمه گوشه مجید پچ پچ کرد ومجید با قیافه ای استرس وپریشان اب دهنشو غورت داد وگفت ...خوب اقا بهنام بریم سر اصل مطلب...بیچاره معلوم بود ترسیده ومنم از اون بدتر...کلی با خودش کلنجار رفت وگفت:اقا بهنام یه درخواستی ازت دارم میشه بگم؟منم گفتم درخدمتم ..بفرما...گفت؟این زن ما فکر کرده هرچی کیره مرد بزرگتر باشه حالش بیشتره ...میخوام یه حالی به این زنه ما بدی البته اگر واست امکان داره...من خشکم زد وقتی این حرفو از مجید شنیدم...نمیدونستم دارم خواب میبینم یا واقعا بیدارم...سکوت همه جارو گرفته بود که یهو مریم گفت سکوت علامت رضاست.
    مجید با یه لبخند به مریم گفت پاشو پاشو اقا بهنام انگار راضیه...
    نسشته بودیم رو مبل که یهو دیدم مریم ازکنار مجید بلند شد و اومد کنار من نشست....وااااای روی نگاه کردنشو نداشتم....خیییییییلیییی خوشگل بود لامصب.
    حالا مجید یه سمتم نشسته بود و مریمم یه سمته دیگه...
    کیرم یکمی راست شده بود و داشت شلوارمو جرررر میداد.
    مریم اروم دستشو گذاشت روپاهام و اب دهنشو غورت میدادو اروم اروم دستشو اورد سمته کیرم ...اروم شروع کرد دست کشیدن رو کیرم ....سکوت همه جارو فراگرفته بود...و مجید هم چهار چشمی داشت نگاه میکرد و بعضی وقتا سرشو به علامت نارضایتی و تاسف تکون میداد وتچ تچ میکرد...اما مریم اهمیتی نمیداد وحسابی غرقه کیرم شده بود ...هرچی دست میکشید رو کیرم کیرم بیشتر راست میشد...واااااااای داشتم منفجر میشدم...اروم خودشو بهم نزدیک کرد و صورتومو با دستش گرفت وچرخوند سمته صورتش و لب گذاشت رولبام و شروع کرد به لب دادن....جووووون چه لبی میداد ...منم زبونمو مینداختم تو دهنش و حسابی میچرخوندمش.
    اروم اروم رفت سراغه دکمه شلوارمو باز کرد وزیپه شلوارمو کشید پایین ...منم که شرت نداشتم که یهویی دستشو انداخت تو شلوار کیرمو از تو شلوار در اورد...مریم چشاش گرد شد و گفت وااااای چه کیری دارررری تووو....و مجیدم هی سرشو تکون میداد وحسرت میخورد انگا میدونست چه بلایی قراره سر زنش بیاد.
    کف دستشو تف زد و اروم شروع کرد حالت کف دستی با کیرم بازی کردن ...کیرم قشنگ راست شده بود....واااای چه حالی میداد صدای شلپ شلپ دستش رو کیرمو احساس میکردم...مریم از رو مبل بلند شد واومد نشست رو زمین وسط پاهام و کیرمو اروم اروم لیسید وشروع کرد خوردن....واااای اه اه منم در اومده بود ...جنده چه ساکی میزد با اون لباش... مجید محو ساک زدنه زنش شده بود...مجیدم داشت از رو شلوارش یواش یواش با کیرش بازی میکرد.
    هی کیرمو میکرد تو دهنش هی میکشید به لپاش....جووووون وااای دیگه داشت ابم میومد ...
    اخه نمیخواستم اونجوری تموم بشه....دسته مریمو گرفتم و نشوندمش بغل دسته مجید واینبار من از مبل اومدم پایین...دکمه های شلوارشو باز کردم وشلوارشو کشیدم پایین وااااای چه کوس سفیدی داشت ..شش تیغ کرده بود...یه خال کوبی هم رو پای چپش داشت...نشستم و رفتم لای پاهاش و پاهاشو باز کردم شروع کردم یواش یواش کوسشو خوردن ...چه کوسی میخوردم چوچولش میگرفتم تو دهنم با زبون باهاش بازی بازی میکردم و زبونمو میکشیدم لای کوسش داشت منجر میشد دیگه حس کردم داره ارضا میشه که یهویی دیدم با یه دستش کله منو فشار داد سمته کوسش ویه دستشم تو دسته مجید بود و یه لرزش بدی کرد و دیگه فهمیدم که ارضا شده...
    بعداز ارضا شدنش مجید داشت دست میکشید به صورته مریم وبهش میگفت حالت خوبه عزیزم
    ومریمم بهش گفت اره ه خوبم...
    مجیدم یه نگاهی به من کرد ولبخنده ریزی زد وگفت بهنام زودتر تمومش کن دیگه...بسه.منم که دوست داشتم این ماجرا زودتر تموم بشه دستای مریم گرفتم و بلندش کردم وخودم نشستم کناره مجیدو کیرمو تف زدم و از دوره کمره مریم گرفتم واروم اوردمش جلو ونشوندمش رو کیرم...کیرمو اروم کردم تو کوسشو مریم شروع کردبه اه و ناله کردن واروم اروم بلند میشد ومیشست و دستاشو انداخته بود دوره گردنم و منم از لذت زیاد ناله میکردم بعد از یکمی شروع کرد تند تند بالا پریدن صدای ضربه تلمبش پیچیده بود تو خونه...هی میگفت ...بکن بکن....جوووون...کیر میخوام...کیر...بکن...تلمبه هاش تندتد تندتر شده بودو قشنگ تمام بدنش به حرکت در اومده بود واون سینه هاش از زیره لباساش بلالا پایین میپرید...درهمین حین دیدم دوباره مریم یه لرزشی کرد وبا دستاش گردنمو فشار داد ومتوجه شدم دوباره ارضا شده...اروم از تو بغلم اوردمش پایین و مجداد خودم از مبل اومدم پایین و مریم در کناره مجید به حالت چهار دستو پاش کردم...وااای چه کونی داشت ...گنده....سفید....چه لپایی داشت ...لباسشم در اوردم ...مریم سوتین نپوشیده بود..دیگه هر دوتامون کاملا لخت بودیم...خلاصه کنار مجید چهار دست وپا کردمش و کونشم قمبل کردم .طوری قرارش داده بودم که صورته مریم به سمته مجید بود و مجید اصلا دید به بدنمون نداشت وفقط صورته مریمو میدید....رفتم سمت کونش شروع کردم سوراخ کونشو خوردن و مریمم هی ناله میکرد که یهویی مجید گفت بهنام از کون نزنیا...بعدش گفتم چرااا...؟گفت منم چند باری خواستم از کون بکنم اما توش نمیره...منم با خنده گفتم هرکاری استاده خودشو میخواد اگه مریم جوون راضی باشه منم کارمو بلدم...کی مریم خنده ای به مجید کرد وگفت بزار بکنه...مجیدم دیگه حرفی نزد و سرشد به علامت رضایت تکون داد....
    شروع کردم تف انداختم رو سوراخه کونش اروم انگشتمو کردم تو دراوردم هی تف میزدم با انگشت میکردم توش ودراوردم و مریمم هی ناله میکرد...واروم به مجید میگفت اخ اخ مجید داره میگاد منو....اییی ایییی میکرد.
    مجیدم چیزی نمیگفت....
    عجب کونه تنگی داشت....واااای...معلوم بود دست نخورده...یکمی که با انگشت گشادش کردم سر کیرمو تف زدم و گذاشتم رو سوراخش و اروم فشار دادم ...فشار فشار ...یکمی با کیرم رو سوراخش بازی کردم که دوباره فشار دادم اروم سره کیرمو کردم تو کونش ...که یهو مریم نگاهشو از مجید برگردوند وبا چشمای گرد بهم نگاه کرد و تا اخرم دهنشو باز کرد و یه اهههه اهههه بلند کشید و با اخم شهوتی بهم گفت گاییدی...اخ اخ گاییدش...جوووون...ارومتر بکن... ودرباره صورتشو چرخوند سمته مجید شروع کرد ناله کردن...منم شروع کردم اروم اروم تلمبه زدن باور کنید 20سانت کیرمو تا ته میکردم تو کونش و در میوردم بیرون...کونه تنگی بود و منم دیگه ابم داشت میومد...گفتم میخوام ابمو بیارم ...مریمم گفت اره بیارش زودتر...دوباره تف زدم سر کیرم با فشار کردم تو کونش شروع کردم تلمبه زدن ...اروم اروم تندش کردم تندتند...مریمم هی به مجید میگفت تورو خدا بهش بگو اروم بکنه ...اه اه اه ااای کونمو گایید...مجیدم یه نگاهی بهم کرد و گفت بهنام زنمو جرش دادی ارومتر بکنش منم چون دمه ارضا شدنم بود اهمیتی به حرفاشون ندادم...تلمبه هامو محکم و سریعتر کردم دوتا لپه کونشو گرفته بودم تو مشتم قشنگ کونه تنگ و داغشو میکردم ومریمم هی میگفت گاییدی گاییدی....کونی یواشتر بکن...ای ای اخ اخ...هی ناله میکرد...موهاشو پیچیدم دوره دستم و کشیدمش عقب هی تلمبه میزدم...که یهو دیدم مجید دستشو گرفت جلوی کیرش دوید سمته دستشویی تو همون حین که تلمبه میزدم یهو ابم اومد و منم ابمو ریختم تو کونش...این بود داستان من که خیلی هم پشیمونم...ولی من که از مریم بعداز سکسمون پرسیدم چرا باشوهرت حال نمیکنی اونم گفت شوهرم دچاره زود انزالیه و فقط منو با کس خوردن ارضا میکنه واز طرفیم باد فتخ داره نمیتونه خوب بکنه...دوستان عزیزم یه توصیه میکنم به همتون مثل داداش هر وقت ازدواج کردین سعی کنید که همسرتونو از لحاظ عاطفی وسکسی گشنه نزارید که کارتون بگشه به یکی مثله مریم و مجید.
    منم بعداز اون داستان دیگه جواب تلفنه مجیدو ومریمو نمیدم چون واقعا عذاب وجدان گرفتم.
    باتشکر.
    نوشته: بهنام

  • 32

  • 36




  • نظرات:
    •   مردناب
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • حشریمون کردی لعنتی اووووفففف جوووون عجب داستانی بود دمت گرم نوش جون کیر کلفتت


    •   متاهل88
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • من میخام جای مجید باشم....


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 هفته،3 روز
      • 13

    • پیام اخر داستانت تو کون صدام
      مثل اینکه اخر فیلمای برازرس زیرنویس برن لطفا به همسران خود وفادار بمانید با تشکر جانی و دوستان.


    •   Adtenos35
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • دوتا ایراد اساسی داشت
      یکی اینکه دلیل نداشت بگی واقعیه ،
      دوم نصیحت آخرش


    •   shahx-1
    • 1 هفته،3 روز
      • 11

    • یه حوری بهشتی میخواد مفتی بهت کس بده تو میگی نه!! میگما تو که راست میگی اما چرخ فلک از پهنا تو......... (biggrin)


    •   lovely_grl
    • 1 هفته،3 روز
      • 9

    • شما تو محل کارتون احیانا شورت میپوشی؟؟ لامصب دسته بیلم داشته باشی از زیر شلوار اصلا تحریک کننده نیس ک این خانوم اینجوری نگات کرده.. بعد میگی‌بخاطر طلاق از زنا سرد شدی ولی مث کرگردن تا فرصت میش اومده تا دسته کردی تو طرف همش تناقض


    •   As-pikc
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • تو میدادی مگه میگی تلمبه میزد
      کونی
      خاطره های دیگران رو برای ما تعریف نکن


    •   احسان با کون گنده
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ??????????


    •   Alone_sesd
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نمیدونم چی بگم والا


    •   off_boy
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • تو نميخواد نگران مريم و مجيد باشي.اون اگه بكن نبود ولي هر جور شده زنشو نگه داشته.توي كيوني رو بگو سال به سال نگاهم به كس زنت نميكردي كه خيانت كرده و طلاق گرفته.خيانتو از رو حرف خودت ميگم كه گفتي بعد ازدواج به همه ي زنا بد بيني.برو يه فكري به حال كيون پاره ي خودت كن نميخواد تو توهماتت زن مردم رو جر بدي.برو پسرم،برو تخم سگ.برووووووو


    •   general_bu
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • خانم خوشگله سوار یه ماشین بود ، زنشم سوار‌یه ماشین دیگه؟؟ خانم خوشگله لز بوده احتمالا


    •   MFM_iran
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • کوس ننه هرچی دروغگو
      مرتیکه هول دوزاری
      مثل سگ پشیمونی ولی منتظری ببینی یه زوج میان زیر کستانت کامنت بزارن ماهم می خوایم؟


    •   سعید تبریزی
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • هی روزگاره شخمی


    •   Reza00777
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • کیرم دهن بابات


    •   Plasman
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • خنده ریز یعنی چی؟
      گاییدینمون از بس از کلمات کلیشه ای استفاده کردین.
      البته تشکر که نگفتی وای خدای من چی میدیدم


    •   ژوسف
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اهای کونی جون از خواب نازت پاشو صبح شده


    •   hercolkonkon_khaf
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • فیلم برازر بوده فک کنم


    •   Hamedlari.2
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • بدبخت جقي


    •   gh.p2535
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • حالا که زنت طلاق گرفته تو شماره شو بده من


    •   zzzzz525
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نظری ندارم . بدید بکنیم


    •   rezahot1981
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • گو خوردی، جقی کیر کوتاه


    •   arash-khashen
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • کیرم تو دهنت.! میدونی چرا. ۲۸ فروردین ۱۳۹۸ سه شنبه است کونی نه آخرِ هفته.


    •   shahraw
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • معمولا اونایی که میگن کیرمون گندس دقیقا بلعکسش هس و از نداشته هاشون حرف میزنن از ما گفتن بود?????


    •   rezasex20
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • احتمالا این مجید داستان میو میو نمیکرد؟


    •   boyhot22
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیر ۲۰ سانتیت از همه جا معلوم بود همه نگا میکردن ب کیرت انگار عالم جنده ی تو شدن تشنه ی کیرت شدن کونی بعد تو داستان کس زیادی نگو خانوم خشگله تو ی ماشین نشسته بود زنشم تو یه ماشین والا تا جایی ک من میدونم کسی از کردن کسی پشیمون نمیشه مردم از دادن پشیمون میشن ن کردن گوزو


    •   Taabad
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تاحالاازکون نداده بوداونوقت توکیربیست سانتی روتاته میکردی توش؟؟؟؟
      بنظرمن که توی کلبه ی وحشت شهربازی خفتت کردن وکیربیست سانتی کردن توکونت حالااومدی اینجابرعکسش کردی


    •   Nadly64
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • داستان بود ولی تو این دوره زمونه خراب هرچیزی امکان داره.نمیشه جلو مردم حرف از کباب بره بزنی و بعدش بگی از دور و بر کبابی رد نشین چون عاقبت نداره(پس مطمین باش شرایط باشه بازم میری).


    •   jokerrrHOT
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • جاکش بهنام هستی مطلقهه
      یعنی کونت میزاشتن بعد طلاقت دادن شدی مطلقه.....
      کسکش توهنوز معنی کلمات رو هم نمیدونی کدوم کسکشی داستان تو رو میزاره نمیدونم


    •   Jokeer5500
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • داستان خوبی بود


    •   titan88
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • دیگه گفتنی ها رو گفتن همه. بهتره چیزی نگه آدم. ولی لامصب حداقل تقویم رو باز میکردی بعد شروع میکردی کسشر تفت دادن


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • بابا کص پیشونی (biggrin)


    •   آقای-ماساژور61
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کاری ندارم داستانت واقعی هس یا نه ولی نمیفهمم عذاب وجدان چرا !!!؟؟؟؟ وقتی شوهر خانوم خودش راضی هس و از تماشای سکس شما لذت میبره و ارضا هم میشه ، به نظر من کار اشتباهی کردی جواب تلفن ندادی و حتما به رابطت ادامه میدادی


    •   emperatuor
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • 27 فروردین وسط هفته بود نه آخر هفته کوسخول
      واقعی به نظر نمیومد


    •   hotxxxxxxxxxxxx
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کسخل 27 فروردین سه شنبه س نه آخر هفته! قبل از خالی بندی اول تقویمو یک نگاه بنداز


    •   Moeinpak
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اتفاقا سکس با زن جلو شوهرش خیلی حال میده تجربه لذت بخشیه من که سه بار تجربه دارم خیلی خوبه پروفایل بخون


    •   m...h...a...
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • پسر خوب خواستی داستان بنویسی یه بازبینی بکن که توش تناقض نباشه.از ی طرف میگی حشری بودم و سکس نکردن واسم سخت بود ی جا دیگه گفتی نسبت به زن سرد شده بودی.کدوم رو باور کنیم؟صرف اینکه ی داستان واقعی باشه لایک نمیگیره..که ظن قوی دارم توی واقعی بودن داستانت..حالا فرضا واقعیم باشه ولی خوب درش نیاوردی و ی جاهایی سوتی دادی..فحش نمیدم ولی دیسلایک زدم برات


    •   Goodshepherd
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ماجراهای ۲۷ فروردین :|


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • در ضمن زن مطلقه میشه . نه مرد.


    •   mohsen.sh
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • از جق زدن زیاد بیچاره یه داستان نوشته که همش کس شعر محضه.تازه کلی هم غلط املایی داره.به قول دوستمون همه میراشون بالای بیسته و دسته بیلی هستش.خاک تو سرت با این داستان و فانتزی ابلهانت....


    •   Llilli
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • زن و مرد چشماشون گرد میشد از کیرت؟؟؟؟؟؟ چی فکر کردی مگه 60سانت بوده ک چشما گرد بشه بعدم ب همین راحتی مجید تلفنت و گرفت و بهت زنگ زد بیا زنمو بکنکجا زندگی میکنی مگه بدون هیچ مفدمه ای دعوتت کرد خونشون گفت بی زنمو بکن جلل خالق


    •   Llilli
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • زن و مرد چشماشون گرد میشد از کیرت؟؟؟؟؟؟ چی فکر کردی مگه 60سانت بوده ک چشما گرد بشه بعدم ب همین راحتی مجید تلفنت و گرفت و بهت زنگ زد بیا زنمو بکنکجا زندگی میکنی مگه بدون هیچ مفدمه ای دعوتت کرد خونشون گفت بی زنمو بکن جلل خالق


    •   Bestbest9090
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کسشر محض.مخاطبارو خر فرض نکن الکی وقتمونو گذاشتیم واسه یه داستان کسشر و دروغ


    •   پرسفون
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • من ارضا شدم با داستانت.


    •   حاج.دولدار
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اگر همچين كس و مورد خوبي رو كردي و
      جواب ديگه ندادني، معلومه روان پريشي
      اوسكول


    •   20سانتی2
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • شمارشو بده من زنگ بزنم تو عذاب وجدان داری


    •   Artemisi
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • عجب


    •   Farshidooo
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اگه پشیمون بودی که داستانشو نمیزاشتی البته مشخص بود که زن خودت رفته به یکی کون داده و تو فهمیدی حالا میخوای با این داستانسرایی خودتو تخلیه کنی فکر کنم کیرت 9سانت بیشتر نیست و زود انزالی داری احتمالا یه کیر کلفت جلوی روت زنتو جر داده بعد کون خودتم گذاشته حالا داری خاطره اونو میگی فقط جای شخصیتا رو عوض کردی


    •   پرسونا98
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • داستانت کاملا فرافکنی شده، مجید خودت هستی که زود انزالی و مریم زنت بوده که به خاطر کیر کوچیک و زود انزالی ازت طلاق گرفته، خودت رو در این قصه در قالب بکن زنت فرافکنی کردی


    •   payeham
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • دمت گرم داستانت عالی بود


    •   آقاسروش
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • شاعر پشیمان است...


    •   Reza6879
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • بازم یه حقی داستان سرود
      یه تقویم چک بکن بعد کسشعر بگو
      27 فروردین وسط هفته بوده نه آخرش


    •   شب_گرد_تنها
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • ما هیچ ما نگاه پفیوز نکته دوم میانگین طول کیر تو ایران ۱۲ سانته اون ۲۰ سانت تو کون ادم دروغ گو


    •   Ani_man
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • حالا جلو شوعرشم نمیکردی ما باور میکردیم هااا؟


    •   Arazgh
    • 4 روز،17 ساعت
      • 0

    • و اماااااااااااااااااااااا بریم سراغ داستان اصلییییی ولش کن بابا حوصله ندارم آبم اومد (erection)


    •   ehsan9705
    • 1 روز،21 ساعت
      • 0

    • کونیی دیگر از سیاره شهوانی
      قد 180 سایز شیر 20
      همون شیری که هر روز تو کونت بالا پایینش می‌کنی
      عجب طرف انقدر خرج خودشو زنش می کرده نمی‌تونسته یه دکتر ارولوژ بره که تو این جوری زنشو نگایی؟
      زنتو گاییدن حالا اومدی این‌جا کس‌شعر به هم می‌بافی که نه من زن جنده نیستم.
      هستی داداش هستی
      اگه مجردم باشی کونیی داداش کونی


    •   Shamim.20
    • 13 ساعت،53 دقیقه
      • 0

    • لعنت به كمپاني برادران (brothers)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو