کون مامانم و خواهرجونم

    مامانم 45 سالشه و خواهرم 20 سالشه و من 3 سال از خواهرم بزرگترم. مامانم رو اولين باري كه لخت ديدم تو اتاق خوابش بود. اوون روز بابام ماموريت بود. من تو اتاقم بودم رفته بودم از اشپزخونه آب بيارم كه ديدم مامانم لخت نشسته رو ميز آرايشش. كونش اوونقدر گنده بود كه لپاي كونش پهن شده بود و تو صندلي جا نمي گرفت خط كونش از لابلاي صندلي پيدا بود پستوناي آويزونش ديده مي شد.وقتي تو صندلي تكون ميخورد انگار كونش مثل ژله اينور و اوونور ميشد. يدفه ديدم پا شد. خودمو پنهان كردم. چند قدمي راه رفت. پستوناش اينورو اوونور مي رفت. لپاي كوننش هر كدوم يه طرف مي رفت. خط كونش از هم وا مي شد. رووناش هم ميلرزيد. خم شد كه كشو را باز يك كس تپل لا پاش ديده ميشد. در اين حالت كونش و لپاش از هم وا شد. واي كونش شده بود دو برابر اوليش. قرمزي اطراف كونش كاملا ديده ميشد. كيرم حسابي شق شده بود. لباساشو كه پوشيد برگشتم اطاقم. تو اطاقم تو خيال چند بار مامانمو كردم. يكبار هم توو حموم از پنجره ديدمش . وقتي خودشو با صابوون ميشوست. وقتي صابوون به كوونش ميزد. كوونش برق ميزد. پستوناش هم ليز ميشد. وقتي جلوش بهم ميشد خط كسش پيداش ميشد. موهاي كسش رو جديدا زده بود. وقتي آب ميريخت به خودش آب از وسط كونش ميريخت پايين. با خودم ميگفتم اگه تو حموم بودم تو اوون همه آب كردنه كوون مامانم چه حالي ميداد. با اين همه كوونه تپلش و با آب روش صداي چلپ چلپ كردن مامانم هيجون خاصي داره. با هر با كه كوونه مامانم رو ميكني لپاي كوونش اينور و اوونور ميشه. روناي پاش و پستوناي اويزونش كه از همه بدتر بالا و پايين پرتاب ميشن. ميتوني پستوناشو صابون بزني و كيرتو وسطش بزاري و لاشونو بكنيش. اينقدر نرم هست حتي از كسشم باحالتره. فكر كنم كه آوونقدر كس داده كه حال نميده بكنيش ولي كوونش هنوز جا داره. خواهرم 3 سال از من كوچكتره كوونش به مامانم كشيده. كمرش لاغره ولي كونه گنده اي داره. هميشه شلوار كششدار ميپوشه. كون گندش حتي لاي كونش قشنگ معلووم ميشه. انگار هيچي نپوشيده. كوسش از شلوارش معلوم ميشه. وقتي خم ميشه انگار شلوارش ميخواد پاره شه. لپاي كونش قلمبه ميشه . منم هي با یاد كونش جق ميزنم. همش منتظر موقعي بودم كه لخت ببينمش تا اينكه يه روز ديدم در اطاقش بازه سرك كشيدم ديدم از حموم در اومده منتظر بودم حولشو ور داره. حولشو كه بر داشت يك كوونه سفيد و صاف پيدا شد. كوونش حتي از قبليشم گنده تر بود. چون لپاي كونش ول بود و از هم وا شده بود. به اندازه كوون مامانم گنده نبود ولي خوش تراش بود. راه كه ميرفت ميلرزيد پستوناي گرد هم مثل كوونش ميلرزيد. كوسش كه نگو خشگل وناز. اگه مامان و خواهرمو لخت بذارن كنار هم من اول خواهرمو ميكنم. هم كوسش حال ميده هم كوونش. يه روز مامان و خواهرم شلوار تنگ پوشيده بودن و كنار هم توآشپز خانه بودند. ميشد كوناشوونو با هم مقايسه كرد. كوونه مامانم دو برابر خواهرم بود. و شلتر از مال خواهرم بود. روناي مامانم كه نگو. اگه شلوارشونو ورداري كوونه مامانم چون شلتر و گنده تر تازه از ماله خواهرم خيلي گنده تر ميشه. ديگه اصلا نميخواد لاي كونشو از هم وا كرد خود بخود از هم واميشه. کون مامانم و خواهرم از كونهاي محشره. حالا چطوري ميشه مامان و خواهرمو كرد؟ اولين حالتش اينه كه هر دوشو جدا جدابكنيش. مامانم در غياب شوهرش شبها دير ميآمد خونه و خواهرم هم با دوست پسرش ميرفت بيرون. من خيلي وقت بود كه تو كف كوون مامانم بودم. و فكر ميكرم مامانم باهام راه مياد. يه روز مامانم از خواب بيدار شده بود و تو نخش بودم. شلوار كوتاه تنگشو پوشيد. اوون كوون توشلوار اصلا جا نميگرفت و بزور تنش كرده بود. اصلا به شلوار گشاد علاقه نداره. دوست داره يا كاملا لخت باشه يا تنگ بپوشه. من با خودم گفتم بايد يه جوري طرف خودم بكشمش. يادم افتاد كه مامانم هميشه صبح مياد حموم و حموم هم تو اطاق بغلي من بود. تصميم گرفتم كه لخت شم تو اطاقم و لاي در رو وا بذارم. رفتم اطاقم و لخت شدم. كيرم راست شده بود. كلفتر از هميشه شده بود. مامانم داشت ميرفت حموم. لاي در هم وا بود من داشتم الكي مشغول بو دو احساس كردم مامانم وايستاده. طوري كردم تا كيرمو ببينه. چند دقيقه اي نگاه مي كرد و رفت حموم. بعد از حموم رفتم پيشش ديدم داره به كيرم نيم نگاهي داره. با خودم گفتم نقشه ام گرفت. هر وقت مامانم ميديدم كيرم بلند ميشد و از قصد طوري ميكردم ببينتش. اوونم با شهوت نگام ميكرد. شب شد و مامانم رفت بخوابه منم تو حال بودم. ديديم مامانم در رو نيمه باز گذاشته رفتم سرك كشيدم ديدم مامانم خوابيده ولي لخته و كوونش به طرفمه. يه لحظه وايستادم. اوونم فهميد. رفتم تو اطاقم و لخت شدم و فقط شلوارک تنم كردم. ميدونستم مياد اطلقم سركشي من هم در رو وا گذاشتم. ديدم داره سرك ميكشه و در و زد و اوومد تو. لباس تاپ و شلواركوتاه پوشيده بود. بهم گفت هنوز نخوابيدي .من كه كيرم راست بود برگشتم طرفش و گفتم دارم دنبال كتابم ميگردم. اوون كه كيرمو ديد. هل شد و گفت من برات ميگردم. هي خم ميشد. و مكث ميكرد. ديگه داشت شلوارش پاره ميشد. يه دفه شلوارش چاك خورد. خنديدم و اونم خنديد و گفتم خوب يا شلوار گشاد بپوش يا اصلا نپوش. گفتش عيبي نداره. لا ي كونش ديده ميشد. بهش گفتم همه جات ديده ميشه كه درش بياری راحتره كه. اونم خنديد منم كه منتظر موقعيت بودم گفتم بذار برات در بيارم اوون كه خم شده بود من شلوارشو در آوردم. يدفه يه كوونه گنده زد بيروون. هيجان تمام بدنمو ورداشته بوود. گفتش خواهرت نبينه. گفتم الان درو ميبندم. اوون پا شد و گفت تو هم در بيار ديگه منم شلوارکمو درآوردم با ديدنه كيرم چشاش برق زد. كيرمو گرفت و با ولع شروع به ساك زدن كرد. مثل اينكه كير نديده بود.آب دهنش از كيرم سرازير شده بود. بر گردوندمش بهش گفتم مامان من كونتو ميخوام این کون گنده تو میخام. كوونش از هم واشده بود بهش گفتم كست حال نميده ميذاري كوونتو بكنم. گفتش اختيار كوونم دست تو. سوراخ كوونش معلوم بود چند بار گاييده شده بود. كيرمو كردم تو كوسش تا ليز شه. در آوردم كردم كوونش. كمي طول كشيد تا كوونه گنده مامانم وا شه. بهش گفتم حتما اووني كه كردتتش كيرش كلفت نبوده كه هنوز خوب وا نشده. چند بار كه بكنمش گشاد گشاد ميشه. مامانم گفت آره بابا كير تو يه چيزه ديگريه. شروع كردم به تلمبه زدند. رونش به رونم ميخورد و مثل ژله مواج ميشد. مامانم گفتش آروومتر بابا . گفتم دردت اوومده. مامانم گفت اوونو نميگم خواهرت ميشنوه. گفتم اوون الان خوابه. تازه بفهمه ميخواد چيكار كنه دارم مامانشو ميگام. با خودم گفتم روزي ميرسه كه هر دوتاييتونو با هم بگام. 10 دقيقه پشت سر هم كونه مامانم داشتم ميذاشتم. آخرش تو حالت سگی بودم روی مامانم خوابیده بودم و از پشت گردنش گاز میگرفتم. گفتم اوفففف چه کون گنده و باحالی داری مامان، همیشه عاشق کون گنده بودم. كيرمو درآوردم سوراخه كوونش کاملا گشاد شده بود. مامانم بهم گفت آبت اوومد. گفتم حالا حالاها نميآد . بهش نگفتم اسپري زدم. نيم ساعت گذشت مامانم گفت بسه ديگه. كوون برام نذاشتي. کونم جر خورد راست ميگفت. بيچاره سوراخه كونش کاملا وا شده بود. سوراخ کون مامانم قرمز قرمز شده بود و لبه های سولاخش زده بیرون. یهو آبم آوومد همشو خالي كردم كوونش. كارم تموم شد. رفتيم خوابيديم. صبح كه از خواب بلند شدم يه نكاهي بهم انداخت و گفتش حال كرد يا ديشب. گفتم حالا كجاشو ديدي. هر شب مامانمو از کون ميكردم. ولي فكر اين بودم چطوري خواهرمم بكنم. اسم خواهرم ستاره هست . اوونم مثل مامانم دوست پسر داره. ولي اين روزها باهاش حرفش شده. دنبال دوست ديگه هستش. حتم دارم كه دوستش چند باري كدتش ولي نميدونم از كس ميداده يا از كوون. البته اوون كووني كه ستاره داره حتما كردنش. بايد يك نقشه ميريختم تا ستاره رو هم بكنم. اول بايد حشريش كنم. بعد يه كاري بكنم تا موقعي كه مامانشو ميكنم ببينه. بابام دو هفته اي مونده بود از ماموريت بياد. وقت داشتم. يه روز كه ستاره داشت ميرفت حموم لاي درو وا گذاشتم و لخت شدم. بدنم وقتي لخت ميشم وسوسه كننده است. كيره كلفتم با بدن هيكلي هر دختري رو وسوسه ميكنه. حس كردم خواهرم وايستاده داره نيگام ميكنه من هم به روي خودم نياوردم. ميدونستم ستاره در حسرت كيرمه. بعد از حموم يه جوره خاصي بهم نگاه ميكرد. كيرم همش بلند ميشد. اوونم تا ميتونست ديد ميزد. اوون شب با مامانم قرار گذاشتيم نصف شب بياد اتاقم تا بكنمش. لاي در رو وا گذاشتم طوري كه مامانم نفهمه تا اگه ستاره اوومد ببينه كه مامانشو دارم ميكنم. اينبار مامنمو محكمتر ميكردم صداي شلاپ شلوپش همه جا رو ورداشته بود و چون لاي در وا بود حتما ستاره هم داشت ميشنيد. ديدم لاي در داره تكوون ميخوره. ستاره داشت از لاي در نگاه ميكرد. اوون شب يه ساعت با مامانم را كردم. فردا صبح ديدم مامان و ستاره دارن صبحوونه ميخورم. ستاره يه نگاه معني داري به من و مامانم كرد و يه لبخندي هم زد. ميدونستم ديروز كردن مامانشو ديده. من هم بهش يه چشمك زدم. با خودم گفتم حالا ديگه نوبت تو هستش. شب مامانم بهم گفت من نصفه شب ميام اطاقت. رفتم اطاق لخت شدم يه شورت تنگ پوشيدم. كيرم راست كرده بود و داشت شورتمو پاره ميكرد در رو وا گذاشتم ميدونستم ستاره باز ميادبالا. ساعت 10 بود ستاره ديدم يدفه وارد اطاق شد و گفت مياي اطاقم كمك كني تابلو نصب كنم. منم كه منتظر اين موقعيت بودم با هموون شورت رفتم اطاقش. ستاره همش به كيرم زل زده بود خودش يه دامن تنگ كوتاه و تاپ پوشيده بود. كوونش داشت از دامنش ميزد بيرون. از پشت بغلش كردم يه كم ناز كرد ولي بار دوم وا داد. خلاصه هر دو لخت شديم. واي چه كوونه صافي داشت. به ستاره گفتم دوست داري كيرمو بخوري. اوونم همشو دو دستي فرستاد دهنش. تو ساك زدن مهارت داشت. خوب براي دوستاش قبلا ساك ميزد. لا باهاشو وا كردم ديدم هم كونش و هم كوسشو كردن. ولي كسه تنگي داشت شروع كردم ستاره رو از كس گائيدمش. بهش گفتم ناقلا قبلا كردنتا. اوونم گفتم معلومه ولي به اندازه كير تو نيست هر دوموون زديم زير خنده. بهش گفتم برگرد دوست دارم كونت بذارم. ستاره گفت ولي يواش كيرت كلفته. واي حسابي حال يكردم. برعكس مامان هم كوونش و هم كوسش تنگ بود. ساعت 11 شد . اصلا يادم نبود با مامان ساعت 11 قرار داشتم بكنمش. در هم لاش وا بود. البته خيالم نبود مياد ميبينه دخترشم دارم ميگام. ساعت 12 شد بعد از كردن ستاره رفتم اطاقم صبر كرم مامانم بياد ديدم نيومد. دوباره رفتم پايين ديدم مامانم بيداره گفتم نيومدي بالا. گفت اوومدم نبودي. گفتم آهان. من و من كردم. گفتش بلاخره كارتو كردي. گفتم يعني چي. گفت هيچي. فهميدم ديده ستاره رو كردم. گفت حال بگو حال داد. منم گفتم جات خالي. لبخندي زد و گفتش عيبي نداره ولي تازه اوومد بازار كهنه ميشه دل آزار. گفتم نه اينطوري نيست. براي اينكه دلشو نشكنم مامانم همون شب كردم


    نوشته: TAYRANT

  • 30

  • 27




  • نظرات:
    •   ایراندخت
    • 4 سال،7 ماه
      • 1

    • عجب!!!


    •   mmoji
    • 4 سال،7 ماه
      • 1

    • بد نبود ولی غلط املایی زیاد داشت
      قدرت تخیلت عالیه


    •   مریم 6868
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • نمیدونم چی بگم!!!!!!!


    •   mamad chi
    • 4 سال،7 ماه
      • 36

    • صبرکن بابات از مسافرت برگرده.خواست بره حموم.لا درا براش باز بزار باباتم بکن biggrin


    •   123456780
    • 4 سال،7 ماه
      • 10

    • میگم مام لای درو باز بزاریم خواهرت میاد بکنیمش
      یا اصلا خودت biggrin


    •   artan04
    • 4 سال،7 ماه
      • 7

    • لا باهاشو وا كردم ديدم هم كونش و هم كوسشو كردن


      راستش رو بگو از کجا فهمیدی نکنه علم بکارت خوندی


    •   tt-tanha
    • 4 سال،7 ماه
      • 1

    • مردم از خنده با این چرت و پرتا ولی باحال بود یره.


    •   poorya44
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • جالب بود ولی میشه این قسمتو توضیح بدین :. كمرش لاغره ولي كونه گنده اي داره. هميشه شلوار كششدار ميپوشه. ......... این شلوار کشدار دقیقا چجور شلواریه ؟؟!


    •   ar_sa
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • کس کشا معمولا باباهاشون ماموریتن dash1 /// داستان تکراری بود تو همین شهوانی خونده بودمش ///


    •   m0rtez
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • قبل اینکه این داستانو بنویسی چی زده بودی؟


    •   اسپید_speed
    • 4 سال،7 ماه
      • 4

    • بعضی از دوستان هستن که فقط با دیدن عنوان داستان، میان و نقدش میکنن برات/
      منتظرشون باش biggrin


    •   jiraya
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • کثافت مجلوغ اخه دیوث کدوم کیر درازو کلفتی یجا میره تو حلق دختر؟مجلوغ برا کسی بگو ک نکرده باشه یا براش ساک نزده باشن(اوونم همشو دو دستي فرستاد دهنش)شومبول تو دهن دختر جا میشه ن کیر new_russian


    •   کیاتنها
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • اتاق تو بالا اتاق اون پایین چرا
      لای در
      تخیل خوبی هم نداری


    •   hamidvala
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • این داستان تخمی تخیلی زایده کدوم ذهن ملجوقیه


    •   Afshinset
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • کس کش بی ناموس خجالت بکش


    •   Jx
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • https://www.facebook.com/iransaport
      111.jpg


    •   fabls1984
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • حالا این چی بود؟ داستان یا خاطره؟ هرچی بود خیلی چرت بود نه میشد بهش گفت داستان، چون پر از غلطهای املایی و نگارشی بود نه میشد گفت خاطره، چون خاطره براساس واقعیته نه توهم و رویا
      درکل هم آدم مزخرف ، حروم زاده و بی عرضه ای هستی که با فکر گاییدن مامان و خواهرت جلق میزنی.


    •   Majidnew
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • لای درو باز بزار کل ایرانو بکن کس کش کمره یا تیر اهن کیرم تو تخیلات کس مغزت در خونتونو گاییدم


    •   jalal2658
    • 4 سال،7 ماه
      • 6

    • لای در کوچه را باز بذار همه بیان دسته جمعی بکنن


    •   sexxyyboy
    • 4 سال،7 ماه
      • 1

    • به همه مجلوق های ایران با این داستانت گفتی زززکککی آخه جلقی نفهم کودن مارو چی فرض کردی اومدی کس وشعر نوشتی آخه اگر هم میخای داستان تخیلی بنویسی چرا گیر دادی به مادر وهم شیرت آخه چی بگم بهت آخه؟؟؟


    •   sexxyyboy
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • به همه مجلوق های ایران با این داستانت گفتی زززکککی آخه جلقی نفهم کودن مارو چی فرض کردی اومدی کس وشعر نوشتی آخه اگر هم میخای داستان تخیلی بنویسی چرا گیر دادی به مادر وهم شیرت آخه چی بگم بهت آخه؟؟؟


    •   mosmosi94m
    • 4 سال،7 ماه
      • 3

    • یعنی پاره شدم از خنده
      دیوثه خر مگه فیلم پورنه که دره اتاقو باز میزاری مادر و خواهرت میان میدن بهت
      کس کشه کس مغز کس مخ
      کیرم تو دره اتاقت
      بزار بابات که اومد دره اتاق رو باز بزار اونم از کون بکن
      البته اگه باباتم شلوار کش دار میپوشه
      :)


    •   dr.manijoon
    • 4 سال،7 ماه
      • 1

    • برده ی من هم میشی ؟؟ قول میدم راضیت کنم
      روزی 3 بار اَنَم رو میدم بخوری و هرباز تشنه شدی میشاشم ته حلقت ...
      شبا هم بهت شلاق میزنم ...
      آخه این چه کس و شِری بود نوشتی ؟ اینجا فقط پسرها حاضرن اربابت بشن
      من قول میدم هیچکدوم ولت نکن و حتی یه قم بدون نَرَن ، چه برسه به کانادا


    •   dr.manijoon
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • ولی به نظر من ادمین باید داستانهای بیشتری از این نویسنده تازه کار بذاره
      چند وقت بود که هم درست و حسابی نخندیده بودم ، هم مورد واسه فحش دادن گیرم نیومده بود
      البته فحش های بچه ها راضی کننده است و من در این مورد سکوت میکنم


    •   negar.
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • مامانتو بیخیال خودت چند بار دادی


    •   elephunk
    • 4 سال،7 ماه
      • 2

    • بهتر بود اسم داستان رو میذاشتی "ماجراهای لای در".


    •   کس طلای محل
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • سلام دوس پسر کونی و برده و کثیف میخام


    •   pcasino007
    • 4 سال،7 ماه
      • 2

    • یعنی شما خانوادگی خرابین.من.نمیدونم چرا همه باباهاشون ماموریتن کس شر بسه دیگه.پسرم برو کف دستی بزن خوب میشی.


    •   Nin345
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • بابات امد لای کونت باز بذار تا اون تورو بکنه حتما اینکار بکن


    •   kirakband
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • بی ناموس و بی غیرت برازندته هرچند نخوندم ولی میدونم کمبود جق


    •   N0NameD
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • vaghan be che omidi nafas mikeshi to dayus in tavahomate koso sher chie minevisi heife hava ke to nafas mikeshi aludash mikoni


    •   mardejavan
    • 4 سال،7 ماه
      • 2

    • "براي اينكه دلشو نشكنم مامانم همون شب كردم"
      آخی! چه پسر خوبی! دل مامانشو نشکوند!!!!!


    •   golfam
    • 4 سال،7 ماه
      • 1

    • این خیلی بده که ما خونواده مونو جنده و خراب و هرزه تصور کنیم
      مغزت بیمـــــــــاره!!!
      به یه روانشناس سر بزن شاید پارانویات درمان بشه احمق
      کصـــــــافطططط
      هــررررززززه
      جلقــــــــــــــــــــــی


    •   mehti love koooos
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • میشه منم خواهر جونت رو بگام؟؟؟؟


    •   mehdi_2000
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • دیوث گلابی


    •   بی ناموسه هر کی محارم بازه
    • 4 سال،7 ماه
      • None


    • این دودول ناقابل تقدیم تو وخانواده محترمت


    •   مریم حشری
    • 4 سال،7 ماه
      • 2

    • واقعا باعث خجالت خیلی بیشعوری


    •   saeidtakpar
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • جقی


    •   abtinjoon
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • لوول لوله. مرسی واقعا خندیدم


    •   ..TheMob..
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • baw koso sher boooooodesh khafan go mof mikhord asasi nane jende valadol lavat


    •   mbcb
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • بازهم یک جقی حادثه افرید


    •   slave.afshin
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • حریدم به مغزت لابد هر موقع گوشه درو باز میزاری یک نفرو میکنی جهان همه در حسرت کیرتن کیرم جای که سرت ازش در اومد


    •   zbrush5
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • به تو میگن دهقان فدا کار که دلت نیومد مامانتو دلشو بسوزونی واقعا داستانت پند امیز بود
      میگم شک ندارم مامانت هر چیزی میخره جای پول کس میده خوانواده جنده هم این طوری نیست البته بل اخره از 75 میلون نفر شاید ده نفر مثل تو باشند بل اخره مملکت کس کش جاکش بیناموس میخواد که فکر کنم تمامی این داستانهای مادر خواهر زن مال تو باشه


    •   amoo_shabro
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • kamtar bezan,
      ridi b ghovveye takhayolet nea


    •   amoo_shabro
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • kamtar bezan,
      ridi b ghovveye takhayolet nea


    •   s.jeegar69
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • دقت کردید توی این داستانها وقتی میخوان ننشونو بکنن باباهه ماموریته.خواهررو میخوان بکنن یکی از اقوامشون میمیره موقعیت جور میشه.میخوان زن دایی و عمو عمه وخاله بکنن اصلا اتوماتیک این افراد جنده هستن و خودشون میخوان و موقعیت و جور میکنن.در مورد زن همسایه که اصلا بحثی نیست کلهم مادر زادی جنده و دنبال پسر همسایه.نمیدونم چرا این چیزا واسه ما جور نمیشه کل اقوام ما کیر دارن چه دختر چه پسر.بابامونم که از ترس ما ماموریت نمیره که یوقتی زن و دخترشو نکنیم.


    •   s.jeegar69
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • چی بگم والااااا


    •   iSEEX
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • خوش به حالت هم مادرتو مردی هم خواهرتو


    •   Bardia27esf
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • مطمینی اون خونه ای که توش زندگی میکنی جنده خونه نیست؟؟؟؟
      کسمغزرویایی این کسشعرا چیه مینویسی؟ کلی سوتی و کلی کسشعر در کل خاک بر سرت


    •   ravani esf
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • یعنی ریدم تو داستانت کون پاره با این نوشتنت جق زاده
      حمومتون اپنه که هر جنده ای میره توش میشه دید؟؟؟؟؟
      منظورت از شلوار کش دار تنگه؟؟؟کون مخ عوضی
      هر کی هم از حموم میاد بیرون حولشو همونجا در میاره که تو از لا در کامل ببینی؟؟؟
      لا در بره تو کونت عمه ننه
      فک کنم تا بابات از ماموریت بیاد تو دیگه کوس و کون برا خواهرو مادرت نزاشتی biggrin
      مامانت راست رودش پاره نشد بس که کون داد؟؟؟تو سر سیلندر خایه نسوزوندی بس که کردی؟؟
      عقده ای جاکش دیوث dash1


    •   حمید88
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • مادرتو گایدن که خودت گایدی خواهرتو گایدم که گایدی دیگه چی بهت بگم کونپاره سوراخی تو را باید بدم به خود طالبان بکنت تا در کونت باز نزاری کوس کش شلوار کششدار کونی جلقی جقزن بزن تا مغزت باز بشه جلقو .....


    •   کیارش تهران
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • من چیزی نمیگم کونکش ریدی


    •   omid2924
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • این چرت وپرتاروازکجات درآوردی


    •   Man42
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • حیف نام آدمی که روی شما حیوونا باشه، یکی دیوثتر از دیگری، یکی جفنگیات مغز کونیشپ میریزه بیرون دیگرانم میان تجزیه تحلیلش میکنن، واقعا نمیدونم به کجا دارن میبرن افکار انسانها رو و به چی میخوان برسن.


    •   m...r...b
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • کس شعره


    •   volvohoni
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • همه داستان ها تکراری شدن


    •   Hamed.koslis
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • من هستم


    •   Compreza
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • حیف نون ﻣﻴﺮﻩ ﻛﻼﺱ ﺭﻗﺺ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻡ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﺍﺯ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﻧﻤﻴﺮﻩ ...


      ﺍﺯﺵ ﻣﻴﭙﺮﺳﻦ ﭼﺮﺍ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺮﻱ؟؟ ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﻮﻟﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺑﺲ


      ﺷﺎﺑﺎﺵ ﺩﺍﺩﻡ !!!!....:


    •   hashartarin bashar
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • یعنی گاو باز یه شیری میده!!!
      توی کوس مغز روزی 6تا گلنار خرجته!!!
      مطمینم ی پسره 15ساله ای از دهاتای گرگ دره!!!!!


    •   em--tanha
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • کس وشعری بیش نبود!
      برو گلنار توحموم منتظرته!!!!!


    •   rastegaramir27
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • کس کش عقده ای.


    •   مجید-کیر کلفت
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • باباتم کونیه کوسکش دروغگو


    •   kk190029
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • کس کش خجالت بکش
      کیرم به خط کون مادرت
      تاهمون جا تونستم بخونم


    •   angelboy_frc
    • 3 سال،8 ماه
      • 0

    • همه تو شهوانی بکننا :|


    •   dante-spardason
    • 3 سال،6 ماه
      • 1

    • من میخوام از همین تریبون از همه دوستان کامنت گذار تشکر کنم که با سخنانشون شادی رو به دل ما میارن.من خداوکیلی فقط داستان های محارم رو برای کامنتاشون میخونم! (biggrin) (biggrin) (rolling) (rolling)


    •   کون تمیز
    • 3 سال،5 ماه
      • 0

    • منم دوست دارم مامانتو جلو جشات بكام


    •   Sazegars
    • 3 سال،2 ماه
      • 1

    • براي اينكه دلشو نشكنم مامانم همون شب كردم
      ... ادم یاد فیلم هندی میوفتع (dash)


    •   dimmu.borgir
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • این خصلت ادمه اره درسته قبول.
      که وقتی سیر میشه انگار هرگز گرسنه نبوود.
      داداش خواهشا تصورات پریشونتو واس ما تعریف نکن


    •   من شیرازم
    • 2 سال،10 ماه
      • 0

    • برای کسانی که تجربه اینکار دارن واضحه که هم تخیل بود


    •   hidden2000
    • 2 سال،8 ماه
      • 1

    • یعنی تو رو باید دست داعش که 24 ساعته شبانه رو سرنیزه رو تو کونت بکنن فقط بخاطر کوس و شر هایی که از مغزت تراوش کرده.
      من موندم که چه جنسی بوده که تا این حد تونسته روی مخت گاییده ات تاثیر بذاره تا بتونی همچین کوس و سر هایی رو واسه ما فراهم کنی.
      تقصیر تو نیست تقصیر اون باباته که همچین کوسکشی رو به جامعه وارد کرده. (biggrin)


    •   Hamid0071486
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • فقط کس گفتیا


    •   SOOSOOLOO
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    •   south_kirkoloft
    • 2 سال
      • 1

    • نپش جون ت، کسس ناب خاهر و.کس خوشمزه ی مامان


    •   hadi.fucker
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • ردیف کن باهم بزنیم


    •   banii3x3
    • 1 سال،10 ماه
      • 1

    • ینی کیر تو بصل النخاعت با این کصشرهات. بزمجه تخیل تو را داشت دیوار چچین را سوراخ میکرد. کونی !داعش به این راحتی اسیرهاش را نمیکنه که تو خونواده ات را گاییدی. کیر سه نفر بعدی مستقیم تو کون تو و خواهر و ننه نداشته ات (devil) **>


    •   arya200000
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • اخه کصکششششش برو لبه در کاخ سفید بشین ترامپم بکنا ای کیر گاندی تو کون خواهرت با اون شلوار کشیش


    •   rx25
    • 1 سال،8 ماه
      • 1

    • زندگی کردن تو فاحشه خونه این چیزها دیگه طبیعیه.


    •   aliance23
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • ک*سشعره قشنگتری نبود بنویسی؟


    •   M.F.M
    • 1 سال
      • 0

    • درسته داستانت واقعی نیست
      ولی تو یه بی غیرت واقعی هستی
      و این خیلی عالیه
      کیرم تو کس و کون مامان و خواهرت
      مرسی که انقد خوبی


    •   Sasha0060
    • 11 ماه،1 هفته
      • 0

    • مادر اون ذهن خلاق کیریتو دیوووس .... مخ آدم سوت میکشه از کسشعراااات ... عجب


    •   Black4
    • 10 ماه
      • 0

    • این داستان باز گذاشتن لای در وکردن کون


    •   majidlovem
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • لای در بازه خواهرو مادرت کجان پ؟
      دوستان لطفا لای درتونو باز بزارید لخت بشد شاید ب یکی از شما داد


    •   saeeed25
    • 8 ماه،3 هفته
      • 0

    • این همه بابا میرن ماموریت ایران باید دو سه روزه برسه به ژاپن


    •   alireza.amini1380
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • به فكر اينم يه بار مامانو خواهرتو بگام


    •   Koslis_kermani
    • 4 ماه
      • 0

    • پس تو برادره زنونه پوش ستاره ای؟
      چقد میگفت من باورم نمیشد
      یه بار موقعه ای میکردمش مامانت در کند امد گفت لعنتی چرا از پشت میکنی بکن جلوش مشتریا پشت رو میدیم پسرمو بکنن تازه من اونجا فهمیدم ستاره راست میگفت ک شبا خیار تو پشتت میکرده ک از لای در پدرتون میبینه میره برات تاپ ساپورت و دکلته و مانتو جلو باز میگیره و تو میشی اوبی از اون شب


    •   Soheil999999999999
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • میخوای لایه پنجرو رو باز بزار گنجیشکام بکن


    •   Pk69
    • 3 ماه
      • 0

    • تخیلتو گاییدم پسر . یکن دیگه ادامه میدادی باباتم میکردی ??


    •   D_ayhan
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • داداش من داشتم رد میشدم نگا کردم
      منم نکنی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو