داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کون کردن در شب زفاف

1397/09/21

سلام;
اسمم امیره و 33 سالمه. با زنم 2/5 نامزد بودیم و 7 ماهِ که ازدواج کردیم. راستش هیچ وقت کیرمو اندازه نگرفتم اما به وجب دستِ خودم یه وجب و یکی دو سانته. قطرشم تقریبأ کلفته. (دلتون نخواد)
اسم زنم هم منیره و 26 سالشه. سایز ممه هاش قبلأ 75 بود اما از بس تو این 3 سال مالوندمشون الان 85 شده. کوسشم تنگه چون تو این 7 ماه, فقط جمعه ها از کوس میکنمش و از شنبه تا پنجشنبه همش کونش میذارم. و اما کونش که الهی همه دنیا فداش شن, از اولش طاقچه بود. البته تو این 7 ماه یه کم بزرگتر و گشادتر شده. از شما چه پنهون, من کلأ بخاطر کونش گرفتمش وگرنه منکه زن بگیر نبودم.
بی اقراق از 17 سالگی دوستدختر داشتم و حشری. اما متأسفانه یا خوشبختانه همشون جلوشون بسته بود و به ناچار از عقب باید ترتیبشون رو میدادم. این قضیه ادامه داشت تا یادمه وقتی 28 سالم بود با یه زنِ بیوه دوست شدم. اون تو سکس همه کاری میکرد جز کون دادن. خلاصه بالاخره طعمِ کوس کردن رو تو 28 سالگی چشیدم. وقتی یه هفته شبانه روز از جلو کردم دیدم دیگه بهم حال نمیده و چون اونم هیچ رقمه راضی به سکس از عقب نمیشد, بی خیالش شدم و ولش کردم. فهمیدم به کون کردن اعتیاد پیدا کردم. گذشت و گذشت تا تو 30 سالگی با زنِ فعلیم یعنی منیر جونم آشنا شدم. با چند تا از دوستام (پسر) رفته بودیم نطنز مسافرت. یه روز عصر که داشتیم با بروبچ کوسچرخ میزدیم یهو دیدیم چند تا دختر جلوتر از ما دارن میرن و منم که شیفته و واله کون بودم, از همون نگاه اول عاشق کونش شدم. القصه; شماره ها رو رد و بدل کردیم و بعدأ معلوم شد که اونام بچه تهرونن و اونجا مسافرن. بعدِ سفر تو تهران بیشتر با هم آشنا شدیم و بعد از 1 ماه, به بابا و مامانم جریان رو گفتم و رفتیم خواستگاریش. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و من و منیر با هم نامزد شدیم. همونطور که قبلأ گفتم, 2/5 با هم نامزد بودیم. ولی تو این مدت هر کاری کردم کونش بذارم, نمیذاشت که نمیذاشت. فقط میذاشت ممه هاشو انگولک کنم و بخورم. اونم برام ساک میزد. میگفت: بعدِ ازدواج هم بهم کون نمیده و فقط کوس میده. منم تو دلم میگفتم: باشه, حالا بعدأ معلوم میشه.
سرتونو درد نیارم, روزا و شبا گذشت. هفته ها و ماه ها هم گذشت و خیلی زود سال ها هم گذشت و بالاخره تو وسطای سالِ سوم, جشن ازدواجمون برگذار شد و بعد از اینکه مهمونا رسوندنمون دمِ درِ خونمون, شر رو کندن و رفتن. فیلم بردار ها هم یه کم دیگه فیلم گرفتن و به همراه بابا مامانامون رفتن خبرشون.
تا رفتیم تو, بقلش کردمو بردمش تو اطاق خواب. با عجله کت و شلوارمو دراوردم و مشغولِ دراوردنِ لباس عروسِ منیر شدم. اونم با تعجب نگام میکرد. حالا خودم فقط یه شورتِ مشکی پام بود و منیرم شورت و کورستِ سفیدِ حریر تنش بود به همراهِ یه جوراب سفیدِ بلندِ توری که تا وسطای رونش بود. اینا رو از قسد درنیاورده بودم. اینجوری بیشتر دوس داشتم, خیلی سکسی بود. خوابوندمش رو تخت و خودمم خوابیدم روش. با هم چشم تو چشم شدیم. گفت: خیلی عجله داری به وصالم برسی نه؟ گفتم: به وصالِ تو که خیلی وقته رسیدم. عجلم برای اینه که زودتر میخوام به وصالِ کونت برسم فدات شم. فکر کرد کوسوشر میگم و یه لبخند از رویِ تمسخر بهم زد. با هم لب تو لب شدیم. خوب که لباشو خوردم رفتم پائینتر و سوتینشو خواستم بکشم بالا که نشد. خواستم بکشم پائین که اونم نشد. خیلی کیپ بود. برگردوندمش و سگکشو باز کردم. ممه هاش حالا تو دسترس بود. از ممه سمتِ راست شروع کردم و یه خرده میخوردم و بعد یه خرده سمتِ چپی رو میخوردم. همینجوری که میخوردم و میمکیدم یواش ممه هاشو بهم چسبوندم و نوکِ هردو رو با هم کردم تو دهنم و برای اینکه به یکی از دستام احتیاج داشتم, نوکشنو با دندون نگه داشتم و با یه دست جفتِ ممه هاشو تو دسترس نگه داشتم و با دستِ دیگه به طرفِ کوسش پیشروی کردم. دستم رو بردم داخلِ شورتش و چوچولشو گرفتم. منیر آهی از شهوت کشید و گفت: امیرم, چیکار میکنی؟ همونجوری که نوکِ ممه هاشو با دندون نگه داشته بودم, بیشتر گازشون گرفتم و گفتم: حال میکنم, حااال. مدتی کوسشو مالیدم و خوب که خیس شد, ممه خوری و بیخیال شدم و رفتم پائین و شورتشو دراوردم. سرمو بردم لای پاشو کوسشو شروع کردم به خوردن و لیسیدن. بعد مدتی پاشدم شورتمو دراوردم و نشستم رو سینش و کیرمو که حسابی شقِ شق بود گذاشتم لای ممه هاشو تلمبه زدم. منیر سرشو آورد بالاتر که وقتی کله کیرم از لای ممه هاش میاد بیرون بکنه تو دهنش. هردومون حشرآلود بودیم. پرسیدم: بکنمت؟ گفت: آرهههه. بهش گفتم: رو شکمت بخواب. خوابید. آب کوسش رو مالیدم به سوراخ کونش و یه بندِ انگشتمو کردم توش. سرشو بلند کرد و گفت: از عقب نه ها. گفتم: باشه. خیالش راحت شد و سرشو گذاشت زمین. با دستِ دیگم پیش آبمو مالیدم به همه جای کیرمو و یواشکی یه تف کردم رو سوراخ کونش. گفتم: بریم؟ گفت: این مدلی؟ مگه میشه؟ گفتم: اوهوم. بریم؟ گفت: بریم. گفتم: مطمئنی؟ اینبار اون گفت: اوهوم. سرِ کیرمو گذاشتم دمِ سوراخ کونش. فهمید چه خبره. خواست بره جلوتر و فرار کنه. یه دستمو گذاشتم رو شونش ونگهش داشتم که نتونه از زیرم در بره. با دستِ دیگم کله کیرمو کردم تو سوراخ کونش و تا اومد نذاره, خوابیدم روش و کل کیرمو حول دادم توشِ. یه جیغِ بنفش کشید و خواست با تکونائی که به خودش میده منو از روش کنار بزنه و کیرمو بندازه بیرون. اما من سفت گرفته بودم و کیرمو تا بیخ جا کرده بودم و اصلأ تکون نمنمیخوردم. هرچی از درد هوار کشید, هرچی فحش داد و هرچی گریه کرد دید فایده نداره. ناچارأ بعدِ دو سه دقیقه رام شد. گریش که تموم شد, پرسیدم: بزنم؟ با خشونت گفت: نخیر. ولی من آروم تلمبه زدم. کیرمو یواش عقب جلو میکردم و رفته رفته تندتر و تندتر و تندتر. تا جائی که گمونم تو هر ثانیه 10 بار تلمبه میزدم. کیرمو تا نزدیک کلاهک بیرون میکشیدم و دوباره محکم تا ته میکردم توش. زود آبم اومد. تا بیخش فرو کردم و خالیش کردم. لپِِ منیرو بوسیدم و معذرت خواستم. اما بیفایده بود. خیلی شاکی بود. با قهر خوابید. فردا شبش به بهونه معاینه سوراخ کونش باز بزور کونش گذاشتم. همینطور روزِ بعد و روزای بعد. هنوز درد میکشید ولی رام هم شده بود. آخه دیگه نمیگفت: از عقب نه. بلکه میگفت: فقط آروم بکن. خلاصه; هر شب به انواع پوزیشن ها کونش میذاشتم و میذارم. بعدِ یه ماه و نیم کون دادن, یه شب که اتفاقأ آخره هفته بود گفت: امیرم, تو از کون کردن خسته نشدی؟ گفتم: خب نه که نشدم. زنِ گرفتم که کون بکنم وگرنه کوسخل بودم زن بگیرم؟ گفت: آخه من کونم خیلی درد میکنه. از دیروز هم که تعطیل بودی و خونه بودی, همش کونم گذاشتی. بیا امشب یا نکن یا لااقل از کوس بکن. گفتم: عشقم, میدونی که نمیشه نکنمت. پس اون شب برای اولین بار از کوس کردمش. دیگه اینکه; قرار گذاشتیم از اون به بعد هر شب کون بده بجز جمعه ها که میتونه کون نده و بجاش بهم کوس میده. البته گاهی میشه که پریودش میفته به جمعه ها و چنین جمعه هائی بازم مثه روزای عادی از کون میکنمش. میدونم بعضی شبا وحشیانه کونش میذارم, ولی تقریبأ دیگه زنم هم عادت کرده و چون میدونه راهی نداره و محکوم به کون دادنه, به اجبار کونشو در اختیارِ نازنین کیرم میذاره.
از من به متأهل ها نصیحت;
لذتی که در کون کردن هست, عمرأ در کوس کردن نیست.

نوشته: امیر


👍 5
👎 33
48544 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

735260
2018-12-12 21:28:17 +0330 +0330

فقط نمیتونم ۱۰ تا تلمبه تو ی ثانیه رو درک کنم


735268
2018-12-12 21:54:03 +0330 +0330

مجلوق روانی کس ندیده. زنی که هفته ای شش شب از پشت بده نه تنها دیگه درد نداره بلکه کنترل مدفوعشم از دست میده !! تو که تنها سکست با چاه واکن جلو ایینه با کون خودت بوده لازم نکرده برای ما رساله بنویسی!! ?


735280
2018-12-12 22:54:25 +0330 +0330

کیرم با الوها و همه ی متعلقاتش تو داستان کیریت

0 ❤️

735289
2018-12-12 23:17:40 +0330 +0330

کیرم تو مغزت

1 ❤️

735295
2018-12-13 03:39:10 +0330 +0330

پدر نامرد توی هر خط سه تا ’کون’ نوشتی.


735303
2018-12-13 05:34:00 +0330 +0330

مستوفی داداش ترکیدم از خنده
نظرت عالی بود
امیر جان ممنونم بابت داستانت
زحمت کشیدی
ولی متاسفانه من از داستانت خوشم نیومد

1 ❤️

735317
2018-12-13 06:53:01 +0330 +0330

ما که میدونیم تا عمرت کون خودت زنته،ضمنأ نصیحتهات برای دلداری به کونت لازمت میشه.

2 ❤️

735338
2018-12-13 08:58:16 +0330 +0330

از برنامه ریزیت خوشم اومد

شنبه تا پنج شنبه کون
جمعه ها دیگری

اما اگه حتی یبار کون میکردی میدونسی در فلاسک نیست
کونه کون :D با شاه ایکس موافقم

بیچاره منیر جون که باید تاوان کون دادنای تو رو بده و تلافیشو سر اون دراری

1 ❤️

735359
2018-12-13 11:19:10 +0330 +0330

بیا منم کون تو بذارم

0 ❤️

735368
2018-12-13 13:24:52 +0330 +0330

زپدر پرسید یک روزی پسر بهترین چیزها کدام است ای پدر گفت من با کس ندارم هیچ کار پیش من کونها بدارند اعتبار چون که ما کردیم هر کون جدید آبهای بیشتری آمد پدید. از نظر فلسفی و منطقی فکر کنم این بنده خدا نمیدانست که کس هم وجود دارد حال پیشینه ی این اتفاق این بوده است که شاید از عقب کونش میزاشتن. عزیز جان یک دختر دو سوراخ برای سکس دارد اولی کس و دومی کون. حال شما شاید در ناف و در لاله گوش و یا در سوراخ بینی او میگذاشتی که کاری بس غیر انسانی است

1 ❤️

735476
2018-12-14 05:25:57 +0330 +0330

خدا شفات بده روانی
گمونم توی بچگیت حسابی ترتیب کونتو دادن عقده شده برات

2 ❤️

735554
2018-12-14 20:09:23 +0330 +0330

عقده ای
باید از زنت بپرسن تو چی هستی .
رییس ادارت هم باید به جای کار کون تو رو بگذاره ،این به جای اون در،همه چی قاطی پاطی دیگه

1 ❤️

735676
2018-12-15 17:27:50 +0330 +0330

یه زن توی همین سایت همچین داستانیو گزاشت مثل خودت بود فقط برعکس فکر کنم زن خودت بوده برو داستانشو بخون حتما

0 ❤️

736132
2018-12-18 15:21:12 +0330 +0330
NA

بی اشکل 7 روز هفته داری میکنی ؟
میگم تو خودت موزی انگار یا به جای خون تو رگ هات شیرموز جریان داره نکنه
ملت واقعن کسخلن ؟! یا خودشونو زدن به کسخلی !

0 ❤️

755390
2019-03-19 10:52:42 +0330 +0330

يعني شكسته استخوان داند بهاي موميايي را
لذتي كه در كون كردن هست در پادشاهي هم نيست

0 ❤️

769860
2019-05-28 13:32:56 +0430 +0430

کون مغز!

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom