کیر معلم شیمی

    سلام


    این ماجرا برمیگرده به حدودای چهار پنج سال پیش وقتی دبیرستان بودم..
    ما یک معلم شیمی داشتیم که حدودای ۴۵ ساله بود با موهای جو گندمی و اندامی نسبتا چهارشونه و یکمی چاق ، به طرز عجیبی تو چشم من جذاب بود مخصوصا اینکه دکمه ی بالای پیراهنش رو که باز میذاشت موهای سینه اش مشخص بود...
    خودم ی دانش آموز نسبتا درسخون بودم و سرم به کار خودم بود تا اینکه یک روز ....
    ساعت آخر بود و من داشتم وسایلم رو میذاشتم تو کیفم که از کلاس برم بیرون ، شیمی داشتیم و همون معلم سکسی... وقتی از جام بلندشدم یهو چشمم به معلم افتاد که دیدم زل زده به من!
    وقتی دید من دارم نگاهش میکنم به خودش اومد و یک لبخند کوچیک زد و ابروش رو بالا انداخت که یعنی ببخشید...
    یکمی معطل کردم که بچه ها برن بیرون و بعد رفتم سمتش...
    -آقا خسته نب...
    -واقعا ببخشید منتصری(اسامی جعلی) منظوری نداشتم اتفاقی بود..
    -نه آقا این چه حرفیه میدونم تو فکر بودین حالا چشمتون جای نامناسبی گیر کرد?
    -آره حق با توهست... تو فکر بودم اما... تو فکر تو!


    من یکه خوردم!نمیدونستم چیکار کنم...
    -چی ؟
    -منظورم اینه که...هممم...هیچی ولش کن...
    -آقا اگر مسئله ای چیزی هست من بتونم کمک کنم در خدمتما!
    -نه منتصری برو حله...
    -اوکی پس... هرچی شما بگین...
    - فقط...
    -جان؟
    -شماره موبایل منو داری دیگه نه؟
    -فکر کنم... همونه که رو جزوه زدید دیگه؟
    -اونو جواب نمیدم کاریه و واتس اپ نداره...بیا شماره خودتو تو گوشیم وارد کن بهت پیام میدم تو واتس اپ
    -بله... چشم
    *** شب طرفای ساعت ۱۰ و نیم دیدم یک پیام ناشناس اومده داخل واتس اپ که یک سلام بود و بعدش یک "❤" !
    جا خوردم! یهو نوشت که " یوسفی هستم !معلم شیمی"(اسامی جعلی)
    منم سلام کردم و شروع کردیم به چت کردن از کلاس درس و مدیر و مدرسه و کم کم درباره فیلمای مختلف که اون دوره تازه اومده بود ... ساعت تقریبا طرفای ۱۱ ونیم شده بود دیگه که من یکم خوابم گرفت براش نوشتم...
    -آقای یوسفی من با اجازتون برم دیگه میخوام بخوابم فردا صبح زود باید بیدار شم..
    جوابی که داد کاملا متعجبم کرد....
    جوابش جوری بود که یهو یخ زدم!
    - باشه عزیز دلم برو راحت بخواب عروسکم!❤??
    من یک دقیقه مات بودم... فک کردم دارم اشتباه میبینم...
    -آقای یوسفی خیلی ممنون از لطفتون ولی حالا انقدرم لطافت لازم نبود واسه شب بخیر?
    -منتصری... من دوستت دارم... تو خیلی خوشگلی... شبها بیادت جق میزنم... نمیتونستم دیگه جلو خودم رو بگیرم باید بهت میگفتم...


    من واقعا گیج بودم... نمیدونستم چه عکس العملی باید نشون بدم... از یکطرف خوشحال بودم از یک طرف میترسیدم


    -آقای یوسفی من واقعا نمیدونم چی باید بگم
    -چیزی نمیخواد بگی فقط این مطلب رو به کسی نگو و اجازه بده بازهم باهات حرف بزنم




    دو هفته گذشت و ما اکثرا شب ها باهم چت میکردیم و حتی با اسم کوچک همو خطاب میکردیم تو چت و خیلی باهم دوست شدیم...
    اکثرا برام قلب و گل میفرستاد و ابراز علاقه میکرد تا اینکه یک شب منم حقیقت جریان رو بهش گفتم که به نظرم جذابه و منم دوستش دارم...
    بعداز گفتن این جمله چند دقیقه آنلاین بود و چیزی ننوشت ...
    جمله ای که بعدش نوشت مقدمه ای شد برای اولین سکس من و اون...



    • شهرام عزیزم! ممنون که حقیقت درونت رو بامن در میون گذاشتی ... خوشحال میشم دعوت منو قبول کنی و فردا بعداز تایم مدرسه ناهار و بعدازظهر باهم باشیم...


    من سریع دعوتش رو قبول کردم ...


    قطعا احتمال میدادم باهم سکس کنیم واسه همین پریدم تو حموم و خودم رو اصلاح کردم و حسابی برق انداختم




    خانواده من یک شهر دیگه زندگی میکردن و من با یکی از دوستام که همشهری بودیم برای خودمون یک سوئیت گرفته بودیم و اکثرا کاری به هم نداشتیم واسه همین من مشکلی با برنگشتن بعداز مدرسه نداشتم...


    وقت قرار رسید و من بعدازمدرسه رفتم سمت محلی که برام آدرسش رو فرستاده بود...
    یک رستوران کوچولو بود و دیدم خودشم نشسته داخل و منتظره...
    منو که دید لبخند زد و بعد از سلام احوالپرسی ناهار رو خوردیم و با ماشینش رفتیم سمت خونش...
    خانمش و پسر کوچولوش شهرستان بودن و به گفته ی خودش چندین ماه بود به خاطر بیماری خانمش سکس نداشته بود...
    وقتی رسیدیم خونش رفتیم سمت تخت و هردومون روش دراز کشیدیم و درحالی که در سکوت به هم نگاه میکردیم خوابمون برد و یک چرت تمیز بعد از ناهار زدیم...
    ....


    من وقتی بیدار شدم دیدم حدودای ساعت پنج عصر شده و بهروز هنوز خواب بود ...


    رفتم سمت دستشویی و خودم رو شستم و یکم کرم و وازلین مالیدم در سوراخ کونم..
    یک لیوان آبمیوه از تو یخچالش برداشتم و رفتم با یک بوسه بیدارش کردم...
    چشماش رو باز کرد... من رو که دید لبخند زد و آبمیوه رو گرفت و نصفش رو خورد اومد جلوتر و لبم رو بوسید... باقی آبمیوه رو خورد و یکمش رو تو دهنش نگه داشت و وقتی اومد از هم لب بگیریم تف کرد تو دهن من...
    صدای بوس و موچ موچ! کل فضا رو گرفته بود و اونم سریع داشت لباسای منو میکند ... منم دکمه های پیراهنش رو باز کردم... سینه پر موش و صورت ته ریش دارش فضا رو برای من به شدت حشری کرده بود...
    دو دقیقه بعد هردو لخت بودیم و همچنان لب میگرفتیم...
    کیر هردومون سنگی شده بود! سفت و پرخون!
    من از لباش اومدم پایین تر و سینه اش و زیر بغلش رو میبوسیدم...
    دو دقیقه بعد بلند شد و از داخل کشوی مخفی زیر تخت کاندوم و روان کننده آورد..
    من قبلا بهش گفته بودم که براش ساک نمیزنم و اونم هیچ اصراری نکرد چون میخواست جفتمون راضی باشیم...
    یواش یواش با انگشتاش با سوراخ چرب من بازی میکرد تا جا بازکنه...
    کیر کلفتی داشت با طول متوسط...
    کاندوم رو کشید رو کیرش و من به پشت خوابیدم و پام رو دادم بالا ...
    یواش یواش شروع کرد به داخل کردن...
    سرش که کامل رفت تو... صبر کرد یکم من آروم شم... بعد یواش یواش اومد داخل تر....
    درد داشتم اما خوشایند بود...
    وقتی ریشه ی کیرش رسید به سوراخم آروم خم شد سمتم که از من لب بگیره...
    یواش یواش عقب جلو میکرد و من چون داشتم لباش رو میخوردم فقط میتونستم ناله کنم...
    چون تاخیری استفاده نکرده بودیم و حشری بود زود آبش اومد و داخل کاندومی که داخل کونم خالی شد... اما دست بردار نبودیم جفتمون حشری بودیم دوباره عقب جلو میکرد و پمپ میزد حدودای سه چهار دقیقه بعد دیگه سرعتش بیشتر شد و محکم داشت پمپ میزد و من هم آه آه میکردم...
    آروم کشید بیرون و داگی استایل هم منو کرد... با دستاش کیر منو داشت میمالید و منم داشتم میومدم که یهو شل شد... با تمام نیرو آبش رو باز داخل کاندوم خالی کرد...
    بخاطر من کیرش رو داخل نگه داشت تا منم بیام...
    وقتی سکسمون تموم شد جفتمون بیحال افتادیم رو تخت...
    بوی منی فضا رو پر کرده بود... ما تو بغل هم بودیم... عصر فوق العاده ای بود...




    غلط املایی سعی کردم نداشته باشه
    توی کامنتا هرچی دوست داشتین بنویسید
    توهین و فحش هم خودش نظره... آزادید در بیانش...


    نوشته: ی بایو!

  • 13

  • 33




  • نظرات:
    •   .Nazanin.
    • 6 ماه
      • 21

    • کیرم تو ایموجی هات. روی پیشونی شما ها نوشته کونی که سریع شناخته میشین؟؟؟


    •   مستر_نیچه
    • 6 ماه
      • 10

    • نمیخواستم فحش بدم تا اینکه خط آخرو خوندم.
      کونده ننویس لطفا ترو جان ادمین ننویس.


      بعد میگن چرا تعداد گی ها بیشتر از سکس دوست دختر هست.


    •   .Nazanin.
    • 6 ماه
      • 14

    • اسامی جعلی (dash)


    •   Havigshoor
    • 6 ماه
      • 15

    • شاید در اینده ای نه چندان دور ،واحد درسی کون دادن اضافه شود.
      البته به شرطی که معلمان همه با هم کونی نشوند


    •   مستر_نیچه
    • 6 ماه
      • 13

    • فکر کنم همه ما تو اف بی آی یا همچین مراکز کس شعری کار میکنیم که همه اسمارو جعلی مینویسن.


    •   Irish..GuNNer
    • 6 ماه
      • 23

    • آشغال من معلمه شیمیمو خیلی دوست داشتم . ریدی تو تصوراتم الدنگ .
      به خاطر داستان کیریت دیس و به خاطر استفاده صحیح از کاندوم لایک میدمت و امیدوارم دیگه نبینمت اینجا .
      ااا صاف رید تو تفکراتم کچه سگ (sick)


    •   __18Yazdan
    • 6 ماه
      • 3

    • ??


    •   Banooye_shisheii
    • 6 ماه
      • 2

    • کیر اسب زورو تو کونت جقی (dash)


    •   شاه ایکس
    • 6 ماه
      • 23

    • کیر معلم ار بود زمزمه با کاندمی جمعه به خونه اورد طفل گریزپای را!!! فقط مال طوسی خار داشت اونجوری ابروشو بردین؟؟ (biggrin)


    •   .zy.zy.
    • 6 ماه
      • 6

    • عمو کاندومی هواتو داریم.


    •   Ado_Den_Haag
    • 6 ماه
      • 13

    • هروقت اومدی قسمت کامنت ها فرمول شیمی مایع منی رو گفتی اون موقع لایک می‌گیری.


    •   Boy0513
    • 6 ماه
      • 10

    • یه لبخند زد اَبروشو بالا انداخت یعنی ببخشید؟ (biggrin)

      معلمت کصخل نبود؟


    •   milman
    • 6 ماه
      • 4

    • تقدیرو ببین همه چی دس ب دس هم داده بود ک معلمه تورو بکنه (biggrin)

      رفتی بکننت گرفتین خابیدین؟؟؟نه ب اشتیاق معلمت ن به خابتون?
      اخرش بگم کیرم وسط سینه‌ی پر موی معلمت (biggrin)


    •   Blue_Angel
    • 6 ماه
      • 9

    • لطف کن دیگه ننویس،هیچکس دوست نداره خاطرات کون دادنت رو بخونه


    •   saeedno15
    • 6 ماه
      • 9

    • نمیدونم چه صیغه ای هستش که هرشب باید داستان گی بخونیم اونم از نوع ریدمان. (dash)
      به همین اسم سایت قسم کون دادن افتخار نیست ننگه بخدا ننگه. (dash) (dash)


    •   _مسعود_فراستی
    • 6 ماه
      • 6

    • هایزنبرگ شرمنده ایم


    •   love.yavar500
    • 6 ماه
      • 0

    • سامعلیک
      وبعدش لایک نمیدم دیس لایک توکونت وبعدش کون دادی وخود خندی به به چه هنرمندی از ریاضی ومیازی متنفر بودیم وشیمی روهم از چشمون انداختی دیگه این ورا آفتابی نشو افتاد . (dash) (dash) (dash)


    •   Gozaran
    • 6 ماه
      • 4

    • فقط دلم به حال اون پدر مادرت تو ده میسوزه که جر میخورن تو بیای شهر مفتی کون بدی خوب برو ده همونجا کون بده پولتم بگیر


    •   ali80xx
    • 6 ماه
      • 1

    • اولا که واقعا تشکر میکنم ازینکه اجازه دادی فش بدیم.دوما کیرم به اون علایق جنسیت بره که آبرو هر چی مرده بردین یکی شما ها یکی زنپوشا اون ارباب برده های شاشخور هم که اصن حرفشو نزن


    •   ehsan9705
    • 6 ماه
      • 3

    • شبا با هم چت می‌کردن!!
      اینا چی می‌زنن؟
      دیگه کون دادن انقدر غر دادن داره؟
      برو بده خلاص.


    •   zanbory
    • 6 ماه
      • 0

    • من والا موندم چی بگم دوتا نره غول بیفتن روی هم..پس کوس و خدا براچی آفریده
      هرچی مریضی و گند و کثافته از همین کونیاس که وارد جامعه میشه اخه دیوث دوبار آبشو ریخت تو یه کاندم اون جاکش که حقوق بگیره چرا دوتا کاندم استفاده نکرد..
      هعی، بده عاقا بده تا جربخوری ..نوش کونت ...


    •   ایکاروس
    • 6 ماه
      • 9

    • یه نامه به وزیر آموزش و پرورش می دم تا هرچه زودتر خودکشی کنه به امر و دستور شخصی من !
      وگرنه از فردا دانش آموزان تمام مقاطع تحصیلی باید این شعار رو بدند : وزیر بی لیاقت استعفا ، استعفا !!!
      دارم نسبت به آینده ی مملکت نا امید میشم !


    •   ایکاروس
    • 6 ماه
      • 11

    • به پیوست یک نامه اعلام برائت از این معلم شیمی به خانواده های داغدار که در زیر اعلام میشو خواهم نوشت :
      خانواده ی مرحوم مندلیف
      خانواده ی مرحوم لاوازیه
      خانواده ی مرحوم خاشقچی
      و خانواده ی محترم رجبی که پایان تمام سریالهای زمان ما اسمشون بود .


    •   جیگیف
    • 6 ماه
      • 2

    • عزیزم هرچی بنویسی این احمقه میان و فحش میدن.باور کن خودشونو صد بار به زور کردن .حالا یکی به دل خودش اختیاری داده دلیل نداره بهش توهین کرد.
      فقط یکم بهتر بنویس.
      لایک


    •   arsh2452
    • 6 ماه
      • 8

    • غلط املایی نداشتی ، آفرین ! ولی چرا معلم شیمی؟ اگه گفته بودی معلم قران ! همه قبول میکردند که داستانت حقیقت داره (biggrin)


    •   lovely_grl
    • 6 ماه
      • 9

    • دو ساعته خیره شدم‌به اسم داستان و بعدش زُل میزنم به در و دیوار و دوباره خیره ی اسم داستان میشم.. به نظرت کیر یه معلم‌شیمی چه فرقی با بقیه داره؟؟ ترکیبات آلیش چی میتونه باشه؟؟ من ک ب شخصه حدس میزنم تتوی جدول مندلیف روی کیرشون تتو کردن (biggrin)


    •   Irish..GuNNer
    • 6 ماه
      • 6

    • جیگیف خان ... کسی از پسری که عکس کیونشو بذاره تو سایت ، انتظار تشخیص خوب از کیریو نداره . اصلا نگارش میدونی چیه؟ اعتقاد داری به درست نوشتن؟
      شما یه داستان با مضمون و نگارش و املای مناسب بنویس،
      بچه کونی دو عالم باشم لایک ندم .


    •   پژمان.پرمو
    • 6 ماه
      • 0

    • سلام...وقتی نوشتی سینه پرموش من خیلی حشری شدم چون که خیلی عاشق همچین لحظه ای هستم.


    •   پروفسور بالتازار
    • 6 ماه
      • 3

    • یابوی عزیز که اینجا داستان نوشتی، اولاً ممنون که حسابی ریدی به خاطرات ما از معلمین خوبی که داشتیم، ثانیاً اون معلمی که به دانش‌آموزان یکسوم سن خودش نظر داشته باشه بهش گی نمیگن این تجاوزه و زن و مرد هم نداره کارش هرجای دنیا جرمه و اگه راست گفته باشی یه پفیوزه، سوما بوی منی چه ویژگی جالبی داره که اونجوری در مورد عطرآگین بودن فضا صحنه پردازی میکنی


    •   Tomas39
    • 6 ماه
      • 1

    • کصخول معلمت اومده گفته به یادت جق میزنم بعد تو دوهفته باهاش چت کردی؟
      کلا دبیر شیمی ها آدمای کیری ای هستن،ب یاد دبیر ورزش جق بزن،جوابه.
      در آخر هم تو کونی نیستی میدونم.فقط دوس داری کون بدی.
      نکن این کاراتو.ب دردت نمیخوره (biggrin)


    •   Kosedokhtaraa
    • 6 ماه
      • 0

    • دوستان یادتون نره از این به بعد اصطلاح پمپ زدن هم به ادبیات سکس اضافه میشه (inlove) (inlove) <img class=" /> <img class=" />


    •   AM1111AM
    • 6 ماه
      • 0

    • داستانت کسشعر بود هیچ معلمی نمیاد سریع بره سر اصل مطلب که من به یادت جغ میزنم اونم با بچه های الان که تخم سگ هستن همشون


    •   Mehran123496
    • 6 ماه
      • 0

    • کسشعر ?


    •   Mj6633
    • 6 ماه
      • 0

    • این قسمت درد داشت ولی خوشایند بود تو همه داستان ها هستش دقت کردید راستی کیرم تو کونت گفتی معلم شیمی یاد این آقای شرافت افتادم تو سریال هیولا همه اش فکر کردم اون کونت گذاشته


    •   بلوچخان
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • شهرام کیرم دهنت من تا نیمه های داستان کیریت فکر میکردم دختری.یعنی خااااک تو کونت بره


    •   mardvahshi
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • معلم اینکارو نمیکنه احمق تو باخیالات کثیفت به معلم توهین میکنی بیشرف


    •   Ginglz
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • خودم بکنمت گلم


    •   Lusty_Boy
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • خیلی با حال بود. منم سلیقه تورو دارم و عاشق مردای سن بالای سکسی و جذابم


    •   Do_tarafe_hashari
    • 1 ماه
      • 0

    • آخه ان آغا پمپ میزد دیگه چیه؟
      فکر کردی چون کاربرد پمپ و تلمبه با همه پس یکی میشه
      بعدشم بچه ای کع دست چپ و راستش رو نمیدونه سوییت گرفته و با رفیقش زندگی میکنه
      مرزهای کس شر را فرسنگها جا به جا کردی با این کستانت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو