داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کیر کلفت آقای آرایشگر منو کونی کرد (۱)

1399/05/12

سلام دوستان ، من یاسرم ، 25 سالمه ، شیراز زندگی میکنم ، داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال چند روز پیشه و کاملا واقعیه. داستانم یه مقدار طولانیه پس قبل از اون پیشاپیش از صبوریتون تشکر میکنم. قبل از شروع داستان لازمه که کمی خصوصیات ظاهری خودم رو براتون توصیف کنم ، من قد بلندی دارم (185) ، سبزه هستم ، ته ریش دارم و ورس تاپ هستم . ( یعنی بیشتر ترجیحم اینه که در رابطه جنسی فاعل باشم اما اگر فردی از هر جهت ایده آلم بود دو طرفه هم باهاش سکس میکنم.) توی زندگیم با آدم های مختلفی سکس داشتم اما هنوز کیس مورد علاقه م رو پیدا نکرده بودم تا همین چند روز پیش! برخلاف خیلی از همجنسگراها تمایل من بیشتر به کیس های پر مو ، دارای ریش ، مردونه ، عضلانی و بدون اداست.
داستان از اینجا شروع شد که مجبور شدم توی این ایام کرونا به خاطر بلند شدن موهام برم آرایشگاه . آرایشگاهی که من میرم توی یکی از خیابون های اصلی مرکز شهره و یه مغازه بزرگه که ده ها آرایشگر همزمان توی اون کار میکنن . مدتها بود که به یکی از آرایشگر های اونجا ( به اسم حامد) حس داشتم اما مثل احمق ها خجالت میکشیدم از اینکه برم زیر دست اون بشینم تا موهامو بزنه . کلا همیشه هر وقت به کسی حسی دارم اصلا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم . پس در نتیجه من به جای آرایشگری که مدتها میخواستمش همیشه میرفتم پیش یکی دیگه شون . اسم آرایشگری که موهای منو کوتاه میکنه هادیه. قد بلندی داره . بدن ورزیده ، پوست سبزه و ریش و موهای بلندی داره .الحق که جذابه. بارها با خودم تصور کردم که اگه میتونستم همزمان با هادی و حامد سکس کنم چی مییییییشه…!
چند روز پیش که رفته بودم آرایشگاه دیدم به خاطر کرونا سرشون برعکس همیشه خیلی خلوته ، فقط سه نفر از آرایشگر ها هستن که آرایشگر من هم جزوشون بود.با بغض به میز خالی حامد نگاه کردم و بی رغبت رفتم پیش هادی و سلام کردم اونم گفت بعد از این آقا نوبتت میشه. یه کم بیرون مغازه منتظر ایستادم و همش چشمم به خیابون بود و دنبال حامد میگشتم اما هیچ خبری از اون نبود . تا اینکه نوبتم شد و هادی صدام کرد . رفتم و روی صندلی نشستم و هادی مشغول کوتاه کردن موهام شد . حین اینکه روی موهام کار میکرد من همش حواسم به کیرش بود که از زیر شلوار اسپرت مشکی که پاش بود خیلی خود نمایی میکرد . اون هم هر چند دقیقه یکبار خایه های لعنتیشو میخاروند و منو حشری تر میکرد . هادی کلا عادت داشت وسط مو کوتاه کردن همیشه صحبت میکرد و خیلی هم خوش اخلاق بود . از شغلم میپرسید از اینکه کجا زندگی میکنم و بحث های عادی… کیرم زیر پیشبند آرایشگاه داشت میترکید میترسیدم زود کارم رو تموم کنه و من با این کیر راست شده مجبور بشم بلند شم . که یهو از توی آینه حامد رو دیدم که از بیرون مغازه وارد شد . کلاه کاسکت خودش رو توی کمدش گذاشت و یه پسره روی صندلیش نشست که موهاش رو کوتاه کنه . از توی آینه هیکل سکسیشو نگاه میکردم که به خاطر گرما عرق رو پیشونیش نشسته بود ، ریشاش مثل همیشه بلند بود و یه پیرهن و شلوار مشکی جذب پوشیده بود که اندامش توش خیلی خودنمایی میکرد. مثل دیوونه ها دلم میخواست توی آرایشگاه جلوی همه برم سمتش و کیرشو در بیارم و بخورم . کارم که تموم شد هادی با آینه موهامو نشونم داد و گفت حله ؟ منم تشکر کردم و خواستم اینبار هم دست از پا دراز تر مغازه رو ترک کنم که هادی گفت :

  • داداش ماشین داری؟
  • آره
  • میتونی سر راهت منو برسونی جایی؟

منم از خدا خواسته گفتم چرا که نه . حتما. بعد هم هادی از بقیه خدافظی کرد و با هم رفتیم سوار ماشین شدیم. توی راه گفت که دنبال یه مغازه میگرده و میخواد تا چند روز بعد از اون مغازه بیاد بیرون و کاسبی خودش رو راه بندازه . منم گفتم چه عالی! و تموم مدت حواسم بیشتر از رانندگی به کیرش بود . اینقد نگاهام تابلو بود که گمونم بو برده بود چی میخوام . بهم گفت :

  • اگه کاری نداری بیا با هم بریم اون مغازه ای که میخوام بگیرم رو ببینیم که بلدش باشی که اگه دفعه بعد خواستی بیای دیگه بیای اونجا .

منم گفتم اوکی حتما.

گفت میتونم توی ماشینت سیگار بکشم
منم گفتم چرا که نه با هم بکشیم .
یه نخ برام روشن کرد و بهم داد .

منم سیگاری رو که با لبهاش برخورد کرده بود رو گذاشتم رو لبهام و توی ذهنم با خودم میگفتم لعنتی کاش میتونستم لبهاشو بخورم .
رسیدیم به اون مغازه .
فکر کردم که دیگه باید خدافطی کنم و برم که بهم گفت بیا بریم تو راجع به رنگش یه نظری بده . میخوام رنگ آمیزیش کنم بین دو تا رنگ موندم .

منم از خدا خواسته ماشین رو پارک کردم و باهاش رفتم .
کرکره مغازه رو داد بالا . یه مغازه خیلی کوچیک بود که هنوز هیچیش درست نشده بود . کاملا خالی بود و گوشش یه زیر انداز و پتو پهن بود و یه قلیون و پارچ آب و چند دست ظرف پر از پوست تخمه و … روی زمین بود.

منو فرستاد تو و خودش بعد از من اومد.

به شوخی گفتم : مکان کردی اینجارو؟
اون هم خندید .
یه کم حرف زدیم و بین حرفامون مدام حواسم بهش بود که خایه ها و کیرش رو از رو شلوارش میخارونه مدام . کیرش انگار نیمه راست بود و کلاهکش از زیر شلوارش کاملا مشخص بود . کیر منم دوباره راست شده بود ولی خوشبختانه شلوارم جین بود و پیراهنم روش میفتاد و مشخص نمیشد. دلم میخواست دلمو بزنم به دریا و زانو بزنم و براش ساک بزنم ، اما روم نمیشد.
تا اینکه دیدم هوا داره تاریک میشه و میخواستم خدافظی کنم که گفت
پایه مشروب هستی؟ اگه هستی بمون با هم یه پیک بزنیم .
منم گفتم اینجا خطری نیست ؟
که گفت نه کرکره رو الان از پشت میکشم پایین. ایننجام خیابون خلوتیه کسی کاری نداره .
منم قبول کردم و توی سرم توی این فکر بودم که بعد از اینهمه مدت که میرم پیشش چی شده که همچین پیشنهادی بهم میده و یه حسی بهم میگفت این فهمیده من گی هستم و میخواد ترتیبمو بده .
هادی کرکره رو پایین کشید و یکی از لامپ ها رو هم خاموش کرد و نشست و قلیونش رو چاق کرد و شیشه مشروب رو هم از گوشه دیوار آورد .
پیک اول رو که زدیم مشغول کشیدن قلیون شد . و بعد از چند دقیقه گفت اینجا کولرش و ران ننداختم هنوز حسابی گرمه من تیشرتمو درآرم.
که دیدم لباسشو کند و زیر اون بدن پر مو و عضلانیش نمایان شد که یه خالکوبی کوچیک هم روی یکی از سینه هاش داشت . فاصله م با این بدن لعنتی نیم متر هم نبود اما روم نمیشد بازم بهش دست بزنم .

کمر بند و دکمه های شلوارش رو هم باز کرده بود و شورت قرمزش از زیرش مشخص بود .
یکی دو تا پیک دیگه که زدیم دیدم حالت حرف زدنش با من عوض شده .
به من گفت قلیون بکش منم با اینکه خوشم نمیومد ازش گرفتم که مزه لباشو روش بچشم .
حین اینکه داشتم قلیون میکشیدم یهو دستامو گرفت و نوازش داد
برق از سرم پرید یه لحظه. باورم نمیشد که چی داره اتفاق میفته .
شروع کرد به حرفای سکسی زدن و از کون هایی که تا حالا کرده بود برام گفت . من موند بودم چی بگم.
هی که داشت دستمو میمالید دستمو آروم برد سمت کیرش و از شیر شورت کیرشو داد دستم .
دم گوشم آروم گفت مدتهاست دلم میخواد بکنمت اما روم نمیشد بهت بگم .
سریع دستمو کشیدم بیرون و گفتم من کونی نیستم و خودم فاعلم .
دوباره دستامو گرفت و گفت خیلی وقته کون نکردم بذار بکنمت .
از یه طرف نمیتونستم قبول کنم که مفعول باشم و سر خودم بی کلاه بمونه و از یه طرف دلم نمیخواست این کیر گرم و کلفت و بزرگ رو از دست بدم.
مشروبی که خورده بودم حسابی گرمم کرده بود
همینطور که مِن مِن میکردم یهو خم شد سمتم و شروع کرد به خوردن لبام .
با زبونش روی لبهام میکشید و وحشیانه لبامو میخورد .
شلوارشو بیرون آرود و کیرشو گذاشت توی دستم .
شروع کرد به خورد گردنم و همینطور که داشتم کیر بزرگشو میمالیدم لباسامو بیرون آورد
شورتمو که کشید پایین کیر بزرگمو که دید کف کرد . گفت باورم نمیشد همچین کیری داشته باشی
بهش گفتم من اکثرا فاعلم ولی اینقدر نسخ کیرم که حاضرم بهت بدم اما به جاش ازت یه چیزی میخوام
اونم یه در کونی بهم زد و گفت هر چی که بخوای نوکرتم هستم.
منم گفتم شماره حامد رو میخوام
گفت کدوم حامد ؟
گفتم رفیقت ، آرایشگاه
گفت واسه چی میخوای؟
با خنده گفتم توو نخشم.
یهو گفت اتفاقا اونم بچه بازه . با هم چند سری کون کردیم .
بدم اومد از این کلمه بچه باز.
یه کم رفتم توو خودم .
که اومد جلوم ایستاد و کیرشو گرفت روبروی لبام و گفت بخورش عشقم .
شروع کردم به ساک زدن و حسابی کیرشو خیس کردم .
رگای کیرش دیوونه م میکرد . آخ که بوی عرق لای خایه هاش مستم میکرد.
گفت خایه هامو بلیس
شروع کردم به لیسیدن خایه های پر موش.
کیرش یه کم از مال من بزرگتر بود، حدودا بیست و دو سه سانت بود ، اما از مال من لاغر تر بود.
بهش گفتم کیر حامد چطوریه؟
گفت اونم خوبه کیرش. کلفته. میخوای بهش بزنگم ببینم شاید بتونه بیاد .
منو میگی انگار دنیا رو داده بودن بهم گفتم آررررره.
گفت ولی اونم بیاد فقط میکنه . کون نمیده ها.
گفتم باشه .
زنگ زد به حامد و گذاشت رو اسپیکر.
بعد ازسلام و احوالپرسی بهش گفت جنس اعلا رسیده داره خیسش میکنه اگه پایه ای بیا .
اونم خندید و از صداهای اطلافش مشخص بود هنوز آرایشگاهه.
گفت تا بیست دقیقه دیگه میام دادا.
توی این نیم ساعتی که منتظر حامد بودم با ولع بیشتری کیر هادی رو میخوردم . باورم نمیشد رویام به واقعیت پیوسته بود. و چیزی که مدت ها با خیالش جق میزدم الان واقعی شده بود
هادی هم کنار دیوار نشسته بود و قلیون میکشید و من لای رونهاش دراز کشیده بودم و کیرش رو میلیسیدم .
تا اینکه گوشی هادی زنگ خورد و حامد گفت پشت دره.
هادی گفت کسی اطراف نیست ؟ حامد گفت نه اوکیه همه چی.
هادی قفلی که از پشت زده بود رو بیرون آورد و به حامد گفت کرکره رو بکش بالا و سریع بیا توو.
حامد اومد داخل و من لخت روی زیرانداز دراز کشیده بودم. بلند شدم و سلام کردم .باورش نمیشد کونی که میخواد بکنه منم. چون قبلا بارها منو داخل مغازه دیده بود
خندید و باهام دست داد.
کیرش راست شده بود از زیر شلوار.
هادی دوباره کرکره رو کشید پایین و اومد سمت ما.
زد روی شونه های حامد و گفت داداشمونو که میشناسی؟ مثه اینکه خاطرخواه شماست.

ادامه در قسمت بعدی.
امیدوارم خوشتون اومده باشه.

نوشته: یاسر حشر


👍 24
👎 4
16700 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

904818
2020-08-02 01:12:13 +0430 +0430

خب اینکه داستان گی رو دنباله دار میکنین ینی کسخلین و دوست دارین فحش بخورین که کور خوندین بهتون فحش زیاد نمیدم . فقط اینقد نده بی اختیاری ریدن پیدا میکنی

2 ❤️

904819
2020-08-02 01:12:59 +0430 +0430

یاسر حشر خان.اول کستانت گفتی فاعلی پس چیشد انقد آتیش داشتی که بری بدیش.داداش گلم اول داشتان میگفتی مفعولی .خجالتی نداره.بعدشم با قد ۱۸۵سانتیت باید چهارپایه گذاشت تا تورو کرد.

3 ❤️

904821
2020-08-02 01:14:08 +0430 +0430

والا فاعلا هم كونى شدن🧐

3 ❤️

904844
2020-08-02 01:26:27 +0430 +0430

منتظر قسمت بعدی ام لنتی 😍 😍 😍

4 ❤️

904846
2020-08-02 01:26:51 +0430 +0430

۲۳ سانت بله بله الکسیسم پرده داره

6 ❤️

904854
2020-08-02 01:32:40 +0430 +0430

هر کی میخواد کیر بیاد

2 ❤️

904881
2020-08-02 01:48:00 +0430 +0430

نیم ساعت پیش یکی از لایوهای ساشا صبحانی رو دیدم دو تا دختر شکایت میکردن که هر کاری میکنن دوست پسراشون نمیکننشون!! اون چاقال هم پوزخند زد گفت یعنی پسرای ایران اینقدر کونی شدن؟؟ یعنی دم دستم بود حالیش میکردم کی کونیه!! مادرقحبه احتمالا اینا رو میخونه چاک دهنشو باز میکنه هر گهی میخواد میخوره…


904886
2020-08-02 01:57:16 +0430 +0430

خوب نوشته بودی. خیلی از حالت هایی که توصیف کردی رو منم تجربه کردم. مخصوصا اینکه از کسایی که نسبت بهشون کراش دارم، خجالت میکشم و فاصله میگیرم و همیشه توی کفم
منتظر قسمت بعدی داستانت هستم.

3 ❤️

904900
2020-08-02 02:19:33 +0430 +0430

ای کیرم دهنت لاشی تو شیراز از این کارا نکن بچه ها یاد میگیرن کونی میشی
بچه مالی آبادی؟

1 ❤️

904913
2020-08-02 02:49:41 +0430 +0430

کونی الان مثلا می خواستی ادای بکنا رو دربیاری ولی ذهنت اجازه نداد که بکن باشی؟؟؟
خب بگو کونی هستی دیگه این ادا ها چیه درمیاری

3 ❤️

904922
2020-08-02 03:09:05 +0430 +0430

اوووف جون منم نسخ کیرم

2 ❤️

904942
2020-08-02 05:02:28 +0430 +0430

جالب بود 😁

1 ❤️

904950
2020-08-02 07:52:53 +0430 +0430

1376 الون خخخخخخ شما برو داستان تجاوز لذت بخش رو بخون که نوشته شایان بود کلا نظرت راجب شیراز عوض ميشه 😂 😂

2 ❤️

904955
2020-08-02 08:20:21 +0430 +0430

چرا هر چی پسر خوش تیپ و قد بلند و سبزه و ورزیده و عضلانی و سکسی و باحاله گی ه؟! خب یار کشی کنین چندتاتونم بیاین این ور 😒

1 ❤️

904966
2020-08-02 08:55:28 +0430 +0430

همیشه احتیاط و بهداشت رو در همه چیز و همینطور رابطه های جنسی تون رعایت کنین!!!

در شرایط کورونا، اگه یه مدت خویشتنداری کنین تا تکلیف این بیماری لعنتی و همه گیریش مشخص شه، باور کنین به هیچ جای دنیا بر نمی خوره! از اینکه یه مدت تنوع طلبی ها و با این و اون خوابیدن رو کنار بذارین و نهایتاً خودارضایی کنین نمی میرین!!

سیگاری که اون روشن کرده (سیگاری رو که با لبهاش برخورد کرده بود؟؟؟؟؟!!!)
قلیون مشترک و سر قلیون مشترک (به من گفت قلیون بکش منم با اینکه خوشم نمیومد ازش گرفتم که مزه لباشو روش بچشم ؟؟؟؟؟!!!)
سکس، توی این شرایط با یه آدم جدید، اونم نه یه نفر، سکس هم زمان گروهی؟؟؟!!!

به خودتون رحم نمی کنین، به عزیزانتون رحم کنین، پدر ها و مادرهاتون، پدربزرگ ها و مادربزرگ هاتون، به بچه‌ها و نوجوون های بی گناه که هنوز کلی آرزو دارن، به کادر درمان رحم کنین!
چه میشه گفت؟؟؟؟

5 ❤️

904967
2020-08-02 08:55:51 +0430 +0430

ظاهرا شما هر مردی رو که میدیدید میخواستید کونتون بزاره
الحق کون صلواتی ندیدیم که دیدیم

3 ❤️

905030
2020-08-02 13:38:56 +0430 +0430

عجبببب
فاعل میره میده اونم به دو نفر
مگه داریم

2 ❤️

905094
2020-08-02 21:38:13 +0430 +0430

فاعل فوری از اصفهان کسی هست؟

0 ❤️

905129
2020-08-03 00:27:07 +0430 +0430

امشب فقط میخوام 😣

0 ❤️

905156
2020-08-03 01:20:09 +0430 +0430

عالی بود.یکی از فانتزیام بود حیف که نشده تا حالا

0 ❤️

905281
2020-08-03 05:44:41 +0430 +0430

لاشیا گی‌ ننویسید مینویسیدم انقد طولانی نکنید از سنت خجالت بکش لاشی روت میشه با این سن بیای بگی من کون دادم؟

0 ❤️

905314
2020-08-03 08:56:15 +0430 +0430

ای بابا داداش من اون میگه فاعل بودم و با همون فاعلیش اینقدر حالت مفعولانه‌اش زده بالا رفته دوتا کیر کلفت کونش را پاره کنن تو از شرایط کرونا براش میگی اگه اونوقت میگفتی طرف ایدز هم داره ایشون دیگه باید کون را میداد کاری به این مسائل نداشته کرونا کیلویی چند ولی جان خودم خوبه فاعل بوده و اینطوری ساک میزده و حال میکرده اگه کلا مفعول بود میکفت در مغازه را باز بذار هرکس رد شد بیاد داخل مو فعلا کوتاه نمیکنی کون که هست

0 ❤️

905328
2020-08-03 09:34:57 +0430 +0430

حستو می فهمم که چطور میشه یه فاعل راضی میشه که مفعول بشه.
ادامه بده

0 ❤️

905392
2020-08-03 15:37:41 +0430 +0430

عزیزم میشه شماره حامدو واسم بفرستی خصوصی

0 ❤️

906529
2020-08-07 09:57:02 +0430 +0430

قسمت بعدی رو سریع تر بزار

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom