گائیدن خانم دکتر

    برای خودمم جای تعجب داشت ولی اتفاقی که باید بیافته افتاد . قضیه برمیگرده به مشکل نازائی همسرم که یکی از اقوام از یه خانم دکتری خیلی تعریف میکرد که هرکی رفته پیشش نتیجه گرفته .خب بزارید خودمو معرفی کنم من پویا هستم 27 سالمه نزدیک سه ساله که ازدواج کردم ولی متوجه شدیم که هرچی سکس میکنیم از حاملگی خبری نیست برای همین در پی درمان بودیم که همونطور که گفتم مارو به این خاتم دکتر ارجاع دادن خب طبق معمول بیشتر معاینات روی همسرم انجام میگرفت اینم بگم که خانم دکتر یه زنه حدودا 45-تا فوقش 50 سال بهش میخورد ولی ماشااللهش باشه همه چیز تموم بود از نظر صورت و قیافه که واقعا خوشگل بود از نظر اندام هم تو روپوش سفیدش که مشخص بود خیلی خوش اندامه دیگه تو لباسهای دیگه مشخصه که چه لعبتی باید باشه


    برای درمان خانمم مجبور بودیم چندین نوبت بریم مطبش یه عالمه قرص و ازمایش اینچیزها برای خانمم نوشته بود ولی هنوز بدون نتیجه بود . خب یکمی از خودم بگم من هیکلم عادیه نه ورزشکاری نه قد 180و 190 سانتی ولی از نظر جنسی خیلی حشری و شهوتیم شایدم بخاطر جوونیم باشه یه کیری هم دارم که 17 سانته کلفته وقتی شق میشه دیگه کس همسرم بگاست خخخخخ بگذریم . یبار که به مطب خانم دکتر مراجعه کرده بودیم کلی نتیجه ازمایشات منو خانممو میدید و حرفی نمیزد و ماهم منتظر حرفهاش بودیم بعد رو کرد به من گفت باید شمارو معاینه کنم وای من اصلا نمیتونستم بفهمم چی شنیدم خانمم به من نگاهی کرد اونم تعجب کرده بود که خانم دکتر با یه لبخندی گفت تعجب چرا کردی خب باید معاینت کنم گفتم خانم دکتر مگه مشکلی دیدید تو ازمایشها گفت باید فیزیکی معاینه کنم لطفا برید توی اتاق اماده بشید خانمم هم داشت دیگه خنده اش میگرفت ولی من اعصابم خورد شده بود هم بهم بر خورده بود هم اینکه میخاست کیر و خایه های منو معاینه کنه برام خیلی سخت بود مردد بودم نمیتونستم برم تو اتاق هم دکتر هم خانمم منتظر من بودند تا برم پشت اون پرده و لخت بشم دیگه دکتر گفت منتظر چی هستی پسر برو دیگه اینارو با یه لحن شوخی و خنده میگفت خنمم گفت برو پویا با هر سختی بود رفتم پشت پرده ولی شلوارمو درش نیاوردم دکتر اومد دید من هنوز مثل ماست وایسادم گفت در بیار دیگه چرا میترسی داشتم از خجالت میمردم اخه تا اون موقع من فقط جلوی همسرم لخت شده بودم الان باید جلوی یه زن دیگه کیرمو درمیاوردم حتی تو استخر مردونه هم خیلی راحت نبودم با هر بدبختی خجالت و حس بدی که داشتم کمربند و دکمه و زیپمو بازش کردم دکتر هم دوتا دستکش پلاستیکی دستش کرده بود و منتظر من بود دیگه چاره نداشتم و کمر شلورامو گرفتم با شورتم کشیدم پایین تا وسط رونم نگهش داشتم کیرم نه خیلی شل بود نه شق داشتم میمیردم از خجالت دکتر که فامیلش رضائیان بود ولی اسمش نسرین بود دید من شلوارمو با زانوهام نگه داشتم گفت بشنم رو تخت منم دیگه نشستم شلوارم افتاد رو مچ پام نسرین داشت با کیرم ور میرفت اینور اونورش میکرد با دست دیگه اش داشت تخمهامو معاینه میکرد بوی عطرش خیلی بهم ارامش میداد و داشتم حال میکردم کهکیرم کم کم دیگه داشت تو دستش سفت میشد من داشتم از خجالت میمردم طولی نکشید در عرض چند ثانیه کیرم کامل تو دستش شق بود نسیرن یه نگاهی با لبخند بهم کرد هیچی نگفت وای کیرم بدجور شق شده بود گرمای دستشو از پشت دستکش پلاستیکی حسش میکردم نمیدونم چرا ولی نسرین معاینه رو بیشتر طولش داد و وقتی کیرم و میمالید عمدا کلاهک کیرمو بین انگشتاش اروم اروم فشار میداد تخمهامو هم میمالید بعضی وقتا هم مثل عمل جق زدن با دستش رو کیرم بالاو پایین میکرد واقعا داشتم از لذت میمیردم و نزدیک بود ابم بیاد جلوی نفسهامو گرفته بودم خلاصه اون روز نسرین حسابی بهم حال داد اگر دو دقیقه دیگه بیشتر میمالید ابم میزد بیرون نسرین هی میگفت اینجاها گرفتگی داره میمالید منکه نمیفهمیدم منظورش چیه نزدیک 5 دقیقه باهم پشت پرده بودیم همسرم نشسته بود حرفهای نسرینو میشنید نیومد داخل بعد نسرین گفت خب بلندشو لباستو بپوش برات باید دارو بنویسم دستکشهای دراورد و انداختشون سطل اشغال رفت پشت میزش من بیچاره هم با یه کیر شق بلند شدم شلوارمو با شورتم کشیدم بالا و کیرمو بزور خوابوندمش تا شقیش کمتر مشخص بشه رفتم پیش زنم نشستم نسرین یه عامله دارو برام نوشت ازش خداحافظی کردیم و برگشتیم تو ماشین هی زنم میگفت چکار کردین چطوری معاینت کرد منم خجالت میکشدیم چیزی بهش بگم الکی چرت و پرت میگفتم زنم میخندید شبش با زنم یه سکسی کردم ولی همش نسرین میومد جلوی چشمم و اون حرکات مالش کیرم . دکتر گفته بود این دارو هارو بخورم سر ماه بعد برم پیشش منم داروهارو خوردم که بیشتر توقیتی بود ویتامین سر موعد مقرر برای معاینه به منشیش زنگ زدم که وقت دارم منشیش هم وصل کرد به خودش ازش پریسدم که باید با همسرم بیام یا نه چون اون داروهاش تموم نشوده بود گفت نه لازم نیست همسرتون بیاد خودتون بیائید گفتم چشم بعد یهوئی نسرین گفت برای اینکه خیلی معطل نشید میخاهید اخر وقت بیائید گفتم ساعت چند گفت 8-8.5 گفتم چشم و ازش خداحافظی کردم تو دلم گفتم این دکتره هم یه چیزیش میشه ها اخه اخر وقت برای چی ؟ به خانمم گفتم میرم دکتر ولی 8 میرم اونم چیزی نگفت و شب ساعت یک ربع به هشت بود که تو مطبش بودم یه مریض داشت منشیش هم داشت دیگه جمع و جور میکرد وسایلشو که بره مطبش دیگه کسی نبود مریضه که اونم یه خانمی بود اومد بیرون منشیش بهم گفت بفرمائین داخل منم رفتم تو سلام دکتر کردم منشیش هم اومد گفت خانم دکتر با من امری ندارین اونم گفت نه منشیش هم خداحافظی کرد و رفت وای منو خانم خانم دکتر دیگه کاملا تنها بودیم ازمایشو گذاشتم رو میزش اونم از پشت عینک خوشگلش داشت میخوند و نمیدونم چرا ولی حدود هفت هشت دقیقه ساکت بود سرشو رو به من کرد و گفت داره بهتر میشه خداروشکر بعد گفت برو حاضر شو معاینه کنم گفتم لازمه گفت اره لازم نبود که نمیگفتم برو دیگه خجالت نداری که دفعه اول خجالت داشتی منم چون دلم میخاست واقعا با کیرم بازی کنه رفتمو زودی شلوارمو شورتمو دادم پایین نستشم رو لبه تخت و متظر نسرین بودم کیرمم خود بخودی سیخ شده بود وقتی نسرین اومد تو گفت وای بلندش کردی که گفتم ببخشید دست خودم نیست خندیدو گفت عیبی نداره طبیعیه اومد جلوم بدون دستکش داشت دست به کیرم میکشید نوازشش میکرد با تخمهام بازی میکرد عطرش دیونم میکرد جرات نداشتم دستی بهش بزنم شلوارم روی مچ پام بود گفت شلوارتو درش بیار دراز بکش منم دیگه هرچی میگفت انجام میدادم از کمر به پایین لخت بودم کیرم سیخ ایستاده بود دراز کشیدم رو تخت نسرین پاهامو از هم باز کرد یکمی کیرم مو داشت گرفتش تو دستش و گفت خوب کیری داری ولی نمیدونم چرا نتونستی زنتو حامله کنی داشت برام جق میزد دیگه حرکاتش طوری نبود که داره معاینه میکنه تخممو گرفت تو دستش و گفت وای تخماتم عالیند دوتا انگشتشو برد لای کونم منم داشتم میمیردم از لذت کارهاش برای همین هیچی نمیگفتم میزاشتم هرکاری دلش میخاد انجام بده بادست راستش جق میزد با دو انگشت دست چپش سوراخ کونمو میمالید دیگه حرکات جق زدنش تندتر شده بود صدای نفسهاش شنیده میشد که کیرمو تو دهنش حس کردم وای چطوری سک میزد کیرمو هوم هوم میکرد دیگه دست چپش لای کونم نبود سرمو بلند کردم نگاهش کردم مثل وحشیها داشت ساک میزد و سرشو رو کیرم بالا و پایین میکرد معلومنبود چرا ابم نمیاد جرات کردم دستمو بردم تو موهاش نوازشش میکردم نسرین بهم نگاه میکرد هردو تو چشم هم زول زده بودیم نسرین بسیار عالی میلیسید و میخورد کیرمو و هی تکون تکون میخورد دستش لای روهاش بود سرشو گرفتم بلندش کردم بدون اینکه حرفی بزنیم از هم لب گرفتیم دستمو بردم روی کسش و اونو گرفتم تو دستم نسرین لبش و رها کرد گفت وای پویا زود باش دارم میمرم سریع لباشمو دراوردم نمیدونم چطوری ولی منو نسرین در سه سوت لختش کرده بودیم داشتم هیکل بینهایت خوشگلشو لخت میدیدم با اینکه سنی ازش گذشته بود ولی مثل یه زن 30 ساله هیکلشو حفظ کرده بود کسش نه کوچیک بود نه بزرگ و پف کرده سینه هاش فقط یکمی اویزون بود باقی اندامش فوق العاده بود بهش گفت بخواب رو تخت بلند شدم اون خوابید رفتم وسط پاش و کسشو بوسیدم واقعا به چشمم قشنگترین کس دنیا بود اون لحظه سرمو بردم لای رونهاش رونهاشو میبوسیدم کسشو میبوسیدم اونم اه و اوه میکرد و میگفت قربونت بشم پویا جونم دوتا رونهاشو گرفته بودم توی بغلم میخوردمشون و کسشو میبوسیدم و زبونمو میکردم لای کسش که خیس خیس شده بود سینه هاش براش میمالیدم نوک سینههاش شق شده بود زده بیرون هی میگفت پویا تورو خدا بکن توش تورو خدا زود باش بسه نخور بکن منو پویا التماست میکنم منم کیرمو بردم لای کسش یکمی روش کشیدم گفت بکن لعنتی دارم میمیرم منم کیرمو هول دادم تو کسش وای چقدر تنگ بود کسش انتظار این همه تنگی رو نداشتم ناله های نسرین اتاقو برداشته بود هی میگفت وای کسم چقدر کلفته جوووووونننن پویا جون یالا بزن لامصب بزن پاره ام کن جرم بده التماس و اه و ناله میکرد منم یذره اروم کردمش تا جا باز کنه دو سه دقیقه بعد دیگه داشتم میگائیدمش صدای شالاپ شالاپ کسش دیونم میکرد سینه هاشو مک میزدم ازش لب میگرفتم اینقدر کردمش که خیس عرق شده بودم ولی ابم نمیومد کیرمم بدجور سیخ مونده بود دلم میخاست مدل داگی بکنمش ولی روی اون تخت کوچیک نمیشد دیگه حسابی نسرینو گائیدم داشت ابم میومد هردو خیس عرق شده بودیم با اه و نفس زدن بهش گفتم داره ابم میاد اونم گفت بریز تو کسم منم دیگه از خدا خواسته چندتا تلمبه دیگه ابمو ریختم تو کسش و افتادم روش سینه اش و مک میزدم چقدر لذت بخش بود سکسش چون خودش این سکس رو راه انداخته بود دیگه من مشکلی نداشتم بدون عذاب وجدان بودم اونم خیلی حال کرده بود . از روش بلند شدم کیرمو که هنوزم سیخ بود از کسش دراوردم وای کسش مثل گل شکوفا شده بود لبه هاش کمی باز مونده بود کمی سرخ رنگ شده بود بالای کسشو براش بوسیدم ولی هوس کردم لای کسشم یه لیسی بزنم زبونمو کردم تو کسش که مزه اب منی میداد نسرین خودشو جمع کرد و اهی کشید سرمو لای کسش نگه داشت منم دیدم خوشش اومده دیگه دلو زدم به دریا حسابی لای کسشو لیس زدم کم کم اب منی خودمو داشتم میخوردم از کس خوشگلش بلند شدم کمی هم دوباره نوک می می هاشو خوردم نسرین نوازشم میکرد و ازم تشکرمیکرد نمیدونستم بهش چی بگم تشکر کنم یا چیزی دیگه باید میگفتم با یه زنی سکس کرده بودم هم از لحاظ موقعیتی و اجتماعی ازم بالاتر بود هم از نظر سنی ولی اینقدر برام لذت بخش بود که چنین سکسی رو با زنمم نداشتم شاید بخاطر همین موقعیتهای نسرین بود این حسو داشتم نسرین بغلم کرد گفت بیا بخواب روی من منم خوابیدم روش از هم لب میگرفتیم عشق بازی میکردیم باهم ته دلم یه حس خیلی خوبی داشتم نسبت بهش نمیدونم چی بود ولی دوست داشتم اون حسو جراتمو جمع کردم تا بهش چیزی بگم لبو از لبش گرفتم تو چشماش نگاه کردم گفتم دوستت دارم نسرینم مجدد لبمو محکم خورد کمرمو میمالید یکمی که باهم حال کردیم از روش بلند شدم کیرم دیگه نیمه خواب بود وقتی بدنشو دیدم دوباره بغلش کردم حسابی بوسیدمش گفتم خانم .... میخاستم بگم خانم دکتر که نسرین گفت بگو نسرین گفتم نسرین دوستت دارم باورکن گفت باشه عزیزم ولی این موضوع باید بین خودمون بمونه باشه ؟ یه موقع جلوی زنت بهم نگی نسرین گفتم باشه میخاستم بهش بگم که من بازم دلم میخاد ولی روم نمیشد لباسمونو تنمون کردیم صورتمونو شستیم و مرتب کردیم نسرین گفت میشه ازت یه خواهشی کنم ؟ گفتم جونم بفرما ؟ گفت پویا من شوهر ندارم و خب نیاز هم دارم میخام اگر اجازه بدی باهم صیقه بشیم این بار هم من با همه وجودم خودمو بهت هدیه کردم پس احساس گناه نکن با قصد زن و شوهری باهم بودیم یکمی ساکت شدم نمیدونستم چی بگم نسرین گفت پویا جون برو فکراتو بکن بعد بهم جواب بده نمیخام تو اذیت باشی میخام بهم کمک کنی عزیزم منم زنم نیاز دارم گفتم نسرین نمیدونم چی بگم تو خیلی خوشگلی واقعا بی نظیری میخاستم بگم تو دکتری من به پای تو نمیرسم ولی نسرین گفت خواهش میکنم قبول کن بهت نیاز دارم خواهش میکنم پویا جون هرچی بخواهی در اختیارت میزارم خونه ماشین پول هرچی بخواهی فقط منو از خودت محرومم نکن تورو خدا جون نسرین باخاطر پول و موقعیتش نخواستمش بخاطر خودش قبول کردم گفتم باشه نسرین جون ولی بخدا من ازت هیچی نمیخام فکر نکن برای پولته دارم قبول میکنم فقط دوستت دارم عزیزم تو یه حس خیلی خاصی بهم دادی بغلش کردم حسابی بوسیدمش فرداش رفتیم محضر عقدش کردم البته صیقه عقد رو خوندیم یارو محضر داره داشت شاخ درمیاورد عوضی میخاست مخ نسرین و بزنه ولی نسرین عاشق من شده بود . خوبی کارم این بود که آزاد بود و وقت ازاد زیاد داشتم و زنم هم متوجه نمیشد که با نسرین هستم دیگه هروقت دلمون میخاست باهم سکس میکردیم تو خونه زن دومم چقدر نسرین بهم میرسید یک سال بعد هم از خانم اولم بچه دار شدم کم کم رابطمو با نسرین بیشتر کردم زنم هم دیگه متوجه شده بود که هی با نسرین رفت و امد میکردیم تا اینکه بلاخره بهش گفتم اولش خیلی ناراحت عصبانی شد ولی وقتی دید نسرینم احتیاج داره قبول کرد الان دیگه راحت با هردوشون سکس میکنم البته جدا جدا بچه مون هم یه خاله دکتر پیدا کرده رابطه نسرین و خانمم هم خداشکر خوبه از زنم انتظار نداشتم بتونه قبول کنه ولی قبول کرد ولی ازم خواست که عاشق اون باشم تا نسرین . منم بهش قول دادم که جز این نخواهد بود . اینم بگم نسرین یه پسر داشت که خارج از کشور بود بعدا که دیگه زنم شده بود عکسهای خانوادگیشو بهم نشون داد به پسرش هم گفته بود که ازدواج کرده کلا خیلی با خانواده اش در رفت و امد نبودیم و تنها خودش برام مهم بود دوسش داشتم .


    نوشته: پویا

  • 14

  • 22




  • نظرات:
    •   دکتربیل
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • کسخل اینو از رو فیلم سوپر نوشتی نه؟ آخه احمق دکتر زنان هیچوقت مردو معاینه نمیکنه حداقل یه تحقیق بکن بعد بیا اینجا کسشر بنویس


    •   teen...wolf
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • مـــــــــــن یڪی بیشتر متأثر شدم از این همه عقده و فـــــــــــــلان.. واقعا پویا جان تـــــــــــو چرا مدرسه نرفتی ؟ زول بزن تو چشای خودت تو آینه بپرس چرا؟


    •   _maRmuz_
    • 1 سال،11 ماه
      • 2

    • یه سال زندگی رو کنسل میکنند پشت کنکور فقط
      درس میخونن هفت سال دانشگاه و کار عملیو دارن
      زندگیشونو میدن پای کارشون بعد توعه کیر مشکل دار و
      متاهل رو واسه سکس انتخاب کنن؟دکتر انقد بی غرور
      هست مگه کونی؟


    •   Broken.ship
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • یعنی دریچه ی تازه ای به روی جق مغزها باز کردی!!


    •   szz
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • سلطان چاخان با مغزی فندقی یقینا دوستان از لطف خودشون بی نصیب ات نمیذارن فقط بگم خیلی کلاس چاخان و ارزوهات پایینه


    •   SOOSOOLOO
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • ریدی داداچ ریدی با این داستان نوشتنت ، دکتر زنان تورو معاینه کرد ؟؟
      بعد باهاش ازدواج کردی و واس زمت هوو آوردی؟؟
      زنتم هیچی نگفت ؟؟؟
      الان ی ساله بچه دار شدی ؟؟
      زنت گفت عاشق من باش ن اون ؟؟
      کیـر لسان الغیب حافظ تو کـس مامانت حرومـزاده


    •   Robinhood1000
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • تخیلی بود،علی الخصوص اخرش،، دیسلایک


    •   Robinhood1000
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • تخیلی بود،علی الخصوص اخرش،، دیسلایک


    •   kii_m_iia
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • از غلط املاييات قشنگ معلومه با دست راست داشتي جق ميزدي با دست چپ تايپ ميكردي (rolling)
      آخه مگه مجبوري جقي؟نزن عزيزم انقدر جق نزن


    •   rezasex20
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • برای حامله کردن زن فقط اسپرم مرد نیازه که ازمایشگاه تشخیص میده که اونم با قاشق بریزی تو رحم زن باردار میشه خوشگل بچه نیازی به معاینه مرد نیست دیسلایک به خاطر توهین به شعور خواننده داستان


    •   mrsm
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • تخیلی ترین داستان که باید تو کتاب رکوردهای گینس ثبت بشه


    •   gaylove1993
    • 1 سال،11 ماه
      • 1

    • من خودم دانشجو سال 6 پزشکی هسم،تا دلت بخواد با دکترای متفاوت رفت آمد داشتم،جنده ترین دکتر هم دیدم،ولی اینجوری اینقد راحت یه دکتر خانوم وا نمیده که با مریضش سریع سکس کنه،شخصیتش فراتر از ایناست،حداقل تو توهمت یه شغل دیگه انتخاب میکردی،نه خانم دکتر متخصص زنان،متخصص زنان هیچوقت مرد رو معاینه نمیکنه،ینی مرد اصلا به معاینه فیزیکی احتیاج نداره و بچه دار شدن،بیشتر آزمایش میگیرن،یه دروغی میگفتی که بشه قبول کرد،والااااا


    •   javid07
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • دوستان همه جا تو قهوه ای کردن ...بنده عرضی ندارم


    •   stiff-cock
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • پوکیدم از خنده با این کسشرای طنزی که نوشتی


    •   aghayedoktor
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • شافتك.ديسلايك


    •   sysko5138
    • 1 سال،3 ماه
      • 0

    • پویاااا جون پاشو عزیزم بیدار شو
      مدرسه ات دیر میشه


    •   aghamajid20
    • 6 ماه،4 هفته
      • 0

    • دکترا حرمت دارن نه لذت


    •   konjerdeh
    • 4 ماه
      • 0

    • خیالمون راحت باشه که مشکل بواسیر نداشتی رفتی دکتر و معاینه ات کرده و دکتره هم همنجسگرا بوده، وبرا اینکه خیلی ناجور نباشه اینطوری تعریفش کردی داستان رو؟؟ حالا اصلا اینارو بیخیال الان چطوری مشکل هموروئیدت رفع شد؟؟ مراقب باش دوباره عود نکنه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو