گاییدن دوست ناشی زنم در محل کارم

    سلام
    من فرید هستم متولد سال 1363 و 2 ساله ازدواج کردم که زنم متولد سال 1368 است. من یه دفتر کار تو یه موسسه دارم که یه دانشگاه علمی کاربردی هم داره. خانمم تو همون موسسه درس می خوند. الان درسش تمام شده ولی هنوز برای سر زدن به دوستاش می ره موسسه. دوستاش دخترای خوبی بودن و هموش متولد 68 تا 72 بودن. فقط یه دوست داشت که متولد 65 بود و یه دختر ترکه ای بلند قد بود به اسم مونا که قیافش هم خوب بود. ورزشکار هم بود و باشگاه بسکتبال می رفت. خانمم بیشتر قرارها با دوستاشو تو دفتر کار من می گذاشت چون می گفت نمی خوام الکی تو دانشگاه بچرخم. بعد از یکسال همه دوستاش به جز مونا ازدواج کردن و ما باهاشون رفت و آمد داشتیم. مونا کم کم تونسته بود تو مرکز دانشگاهی همون موسسه یه کار تو قسمت آموزش پیدا کنه و ما همدیگرو زیاد می دیدم. چند بار با خانمم که اومدن شرکت احساس کردم خیلی افسرده شده. یه روز خانمم یه کپی از ریز نمراتشو خواسته بود که مونا برای من آورد دفتر و گفت بده به زنت. من دیدم خیلی ناراحته. ازش پرسیدم. چته چی شده مونا خانم. آخه تو تا 6 ماه پیش خیلی شاد بودی. حرفی نزد و خواست بره. من پاپیچش شدم و جلوشو گرفتم که جواب بده. بعد گفتم تا نگی نمی ذارم بری. گفت آقا فرید. همه دوستام شوهر کردن و من موندم. تو خونه و فامیل همه به من سرکوفت می زنن. من نشستم حدود یه ساعت باهاش حرف زدم تا آروم شد و بعد رفت. بعد ازش خواستم هر وقت اعصابش خورد شد بیاد پیش من.


    دیگه هفته ای یکی دو روز مونا می اومد پیش من. یه روز یکی از دوستام اومد شرکتم و اون موقع مونا اونجا بود. بعد که مونا رفت به من گفت عجب جگری رو تور کردی که بهش گفتم خفه شد و بعد اون دیگه بی خیال شد. از اون روز به بعد لامصب یه لحظه چهره مونا از جلو چشمام کنار نمی رفت. فرداش رفتم و بهش گفتم بیا تا باهات در مورد موضوعی صحبت کنم. وقتی اومد این بار به شکل خریدارانه بهش نگاه می کردم. عجب کسی بود یه دختر ترکه ای خوش قد و قواره با کمری باریک که یه لحظه چشام رفت سمت کونش. اصلا نفهمیدم بهش چی گفتم. از لحظه ای که رفت یه لحظه هم کونش از جلوی چشمام دور نمی شد. به فکر برقراری رابطه نزدیکتر باهاش افتادم. ازش خواستم بعد از ساعت کاریش بیاد و تو کار حسابداری به من کمک کنه .که هفته ای یک روز می اومد. زنم هم خیلی خوشحال بود که دوست خودش کمک حسابدار من شده. من به مونا گفتم هفته اول هر روز بیا تا راهکارها دستش بیاد. من روز اول فقط باهاش حرف زدم و چیزی دیگه بهش نگفتم. فهمیدم خیلی دختر بی تجربه و ناشی تو زمینه های سکس به نظر می رسه . روز دوم روی یه پوششه تو درایو D تو کامپیوتر چند تا عکس سکسی مربوط به خودم و زنم رو که قبلا عکس گرفته بودیم گذاشتم و روش نوشتم عکس های خیلی خصوصی. بعد چند تا فایل حسابداری هم تو اون درایو گذاشتم و مونا که اومد گفتم اون فایلها رو از رو کامپیوتر برداره. تنظیم کنه. وقتی نسخه اولیه گزارش رو به من داد دیدم مونا قرمز شده. مطمئن بودم عکسارو دیده. فرداش چند تا فیلم از خودم درحالی که کیرم رو برای زنم اندازه می گرفتم و بعد داخل کوسش کردم رو گذاشتم. مونا آخر وقت روز سوم اصلا حالی به حالی شده بود. من خودم رسوندمش خونشون و در راه مدام از نیازهای جنسی مرد و زن حرف زدم. مطمئن بودم مونا بدجور نیاز به سکس پیدا کرده. روز چهارم دیدم مونا پشت کامپیوتر نشسته و داره با کسش ور می ره. من پشت سرش بودم و دوربین مدار بسته ها رو تنظیم به سمتش کردم. بعد از نیم ساعت صداش کردم داخل اتاقم و گفتم مونا جان اگه نیازی داری چرا به خودم نمی گی؟ دیدم جا خورد بعد فیلم دوربین رو که دستشو تو شلوارش کرده بود بهش نشان دادم. یه لحظه به تپ تپ افتاد . تا خواست حرفی بزنه بلند شدم و بغلش کردم. اول اکراه کرد ولی وقتی کاملا تو بغل من اومد کاملا رام شد و فقط منو بو کرد. لبم رو روی لباش گذاشتم. دیدم داره می میره از شهوت و بعد گفت فرید دوست دارم. من سریع پریدم و یه تکه موکت داشتم کف زمین انداختم و خوابوندمش روش بعد سریع شلوارشو کشیدم پایین. یه شلوار لی آب پاش بود بعد یه ساپورت مشکی ضخیم و بعد یه شورت مشکی. اولش می خواست نذاره ولی تا سینه هاشو مالیدم دیدم خودشو رها کرد. تا به کس صورتی تنگش رسیدم که خیس خیس بود. با سرعت شروع بع خوردن کسش کردم داشت دیوانه می شد. اونقدر خوردم تا زمانی که می خواست ارضا بشه بعد کاملا لختش کردم و خودم هم لخت شدم تا کیر کلفت منو که 19 سانته و خیلی هم کلفته به صورتی که زنم اصلا اجازه گاییدن کونشو به من نداده. دید گفت این چیه. من خوابدم روش خیلی جگر بود داشتم دیوانه می شدم نزدیک بود کنترلم رو از دست بدم و کوسشو بگام. به خوم اومدم و بعد برش گردوندم و حسابی سوراخ کونشو لیس زدم. بعد پریدم و تو یخچال فقط روغن زیتون بود آوردم و یه مقدار به سوراخ کونش زدم. خیلی تنگ بود اصلا انگار کاملا پلمپ بود. تا انگشتم رفت تو خواست جیغ بزنه من سریع بغلش کردم تا براش انگشتم عادی شد. بعدش بلندش کردم و گفتم قنبل کن و بعد سر کیرمو روغنی کردم و فشار دادم تو. به بدبختی سرش رفت تو. داشت می مرد مونا از درد. فقط التماس می کرد ولش کنم. کیرم رو به زور تا نصفه بردم تو. داشت از حال می رفت. صبر کردم تا براش عادی بشه. بعد از چند دقیقه هنوز درد داشت ولی من شروع به گاییدن کردم. کون به اون تنگی آرزوی من بود. داشت رو آسمانها پرواز می کردم. نزدیک 10 دقیه تو کونش تلمبه زدم. اصلا آبم نمی اومد. تا اینکه مونا گفت پاره شدم فرید جان. یه دفه انگاز ضامن ابم در رفت. تمام آبمو رو با فشار تو کون مونا ریختم. بعد روش دراز کشیدم. بعد همون جا روی زمین دراز کشیدم و خوابیدم. بعد از چند ساعت دیدم مونا داره منو بیدار می کنه گفتم چیه گفت ساعت 6 غروبه می تونی منو برسونی خونه نمی تونم درست راه برم انگار تو سوراخ کونم یه توپ پینگ پونگه. بعد رسوندمش. تو خونه گفته بود افتادم از پله ها. بعد از اون هر روز مونا شرکت باشه کونشو خودش چرب می کنه برام می آره تا بکنم. خیلی هم شاد شده. یه رفیقمو موخشو زدم اومد خواستگاریش و الان یه قبل محرم و صفر سال 93 عروسیشون بود. مونا هنوز تو شرکتم کار میکنه الان غیر کون کسشم ماله خودمه. اگه دوست داشتین تا خاطره گاییدن کونش تو شب عروسیش رو براتون بگم. لطفا فحش ندین. چون اون دختر اگه با من نبود یه جنده می شد.


    نوشته:‌ فرید

  • 11

  • 6




  • نظرات:
    •   mamadata2
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • همون باراول کونش گذاشتی اونم باکیرکلفت کیرم تومغز صفرکیلومترت دختری که تاحالا باکسی نبوده حداقل باید10باری باهاش سکس داشته باشی تابتونی موفق شی کونش بزاری ببین جلقو کمترتوهم بزن وای ازدست این........................


    •   mamadata2
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • همون باراول کونش گذاشتی اونم باکیرکلفت کیرم تومغز صفرکیلومترت دختری که تاحالا باکسی نبوده حداقل باید10باری باهاش سکس داشته باشی تابتونی موفق شی کونش بزاری ببین جلقو کمترتوهم بزن وای ازدست این........................


    •   COMASEX
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • چون اون دختر اگه با من نبود یه جنده می شد. ...... اخی با این کاری که تو کردی واقعا از بدبختی نجاتش دادی .... در ضمن دفعه بعد یادت باشه درو قفل کنی .... بجای موکت هم اگه قالیچه پهن میکردی بهتر نبود ... باشه دفعه بعد ... فحش هم نمیدم


    •   بچه پایین شهر
    • 4 سال،2 ماه
      • 1

    • ای ته مونده گوز تمام دانشجویان به روش علمی کاربردی توی لوزالمعدت
      ای توله سگ جقمنشانه و کیر به دست نویس
      ای عقب افتاده داهاتی پشگل نشان
      خفت گیری و تجاوز با مخ زدن و سکس با تمایل فرق داره حروم زاده
      باید خودت و زن خیالیت رو بدم سگم با همون روغن زیتون، هفت دست ساموایی کونتون بزاره


    •   dobstepboy
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • نخوندم ولی با توجه ب بقیه نظرات میگم کیرم تو مغزت


    •   امپراطور ایران ز
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • شاشیدم به آرمیچر مغزت کسکش لاشی تخیلی بدبخت crazy


    •   .Martin.
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • خوش به حالت داداش


    •   sexiboy.x
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • اول اینکه کیرت کلفت نیست و به نظره خودت کلفته فقط چون اگه واقعا کلفت بود عمممممرا میتونستی به اون راحتی از کون بکنیش دوم هم اینکه آخره داستان گفتی فحش ندید چون اگه من باهاش نبودم جنده میشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ببخشید اونوقت الان که جنابعالی درحالی که طرف شوهر داره بازم باهاش سکس داری جنده نیس آیا؟؟؟؟اون که جنده هس تو هم از اون جنده تره مغزت!!!و سوم هم اینکه مطمین باش زنت هم همینجوری زیره یکی دیگه میخوابه و تو خبر نداری جناب کیر کلفت...هاهاهاهاهاهاهاها


    •   زهرا کوچولو
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • کسخل چقد کسوشر نوشتی


    •   abtinjoon
    • 4 سال،2 ماه
      • 2

    • بزار من اصل داستانی که میخاستی بنویسی را برای بچه ها تعریف کنم:سلام اسمم فریده بابا فرید منظورم بود.یه روز صبح زود بیدار شدم خواستم جلقکی بزنم خونه شلوغ بود جایی واسه جلقیدن پیدا نکردم.آخه میدونی برای من جلاق سخت بود روزم رو بدون کف دستی شروع کنم. بابام میگه خوبیت نداره رزق و روزیت کم میشه! یاد دیشب افتادم که رفتم حموم و یه دست پلی جلقیشن مشتی بازی کردم واو چه حالی داد.خلاصه تصمیم گرفتم جلیقه ام را بپوشم و بزنم بیرون از خونه, آخه شب قبل بچه ها منو به اجلاق دوستان دوران بچه گی دعوت کرده بودند.باید قبلش میرفتم دوستم ابو مجلوق را با خودم میبردم.یادم میاد از بچه گی ما دو تا تو کلاس تاریخ طرفدار اسکندر جلقونی بودیم! حتی یه بار آقا معلممون از کوره در رفت و گفت:کیر جلفیرخان مغول تو کون جفتتون. بی ادب! یادش یخیر.من آدرس اونجا رو بلد نبودم ولی دوستم بلد بود.رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به میدون جلق السطنه.جای شما خالی قرار بود اونروز با دوستان سابق مجالقه ببخشید مسابقه بزاریم, ببینم کی کف دستش, کس تره و زود آبش میاد.دل تو دوولم نبود! وای من جلاق امروز میتونستم تنها هنرمو, نخند! به رخ سایر جلقیون بکشم. یالا پسر تو میکوونی ببخشد تو میتونی (جدیدا یه کم چشام ضعیف شده).البته این اولین بار نبود که من و کف دستام به یه مجلقی گرم و دوستانه دعوت میشدم .ولی این یکی نوبر بود. بحث رو کم کنی بود. یالا پسر منتظر چی هستی! خلاصه با دوست عزیزم قرار گذاشتیم تف کم آوردیم به هم برسونیم. بابا بیخال کی میفهمه تجلقی کردم شرمنده تقلبی کردیم.رسیدم در خونه ور در زدیم جلاق الدین دوولابی داد زد:کیه کیه در میزنه, درو با لنگر میزنه. راسشو بخوای من دلم لرزید.هرچی گفیتم ماییم باز نکرد گفت :کف دستتونو نشون بدین. ابومجلوق کارشو بلد بود و ما وارد خونه رویاهامون شدیم. جون آخ ! تو دلم گفتم:کاش بجای این دو تا پا خدا دوجفت کف دست دیگه بهم عنایت میکرد. خیلی میترسم یه روز اینا سائیده بشن اونوقت من چکار کنم یا جالق الدینشاه. رفتیم تو به به جمع اهل دلان بودن و منتظر ما بودن تا مسابقه را شروع کنیم.دیدم گوشه دیوار یه دوربین مدار بسته گذاشته بودن و سریع رو زمین یه موکت پهن کردن.لحظه موعود فرا رسید. زود باش پسر خودی نشون بده.کف دستای پرتوان برسید به داد این ناتوان.اینجا دیگه میدون مجالقه بود با صدای صوت جلیقه ها را از تن در میاوردیم. راسشو بخاین مکان خیلی رمانتیک نبود ولی بقول قدیما: جلایق هرچه لایق .ولی در کل مجلق خوبی بود. من برای جلوگیری از اتلاف انرزی تصمیم گرفتم با کونم نفس بکشم! خوب شد فیفا نفهمید وگرنه اخراج میشدم ولی انگار توفیری نداشت.جولقا حسابی تمرین کرده بودن وسط مسابقه دهنم خشک شده بود و کونم از نفس افتاده بود. ابو مجلوقم از من بدتر.وقتی دیدم دارم مسابقه را مبازم شروع کردم به جر زنی که قبول ندارم شما دوپینگ کردی و من بعلت تحریم های ناجوانمرانه غرب بعضی از قطعاتم از چین وارد شده آوانس بدین.نشد که نشد بهترین کار را در بهم زدن مجلس دیدم و داد وهوار کردم که دیدم حراست مجلس بسمتم هجوم آورد و با کیر گنده ش از سقف خونه جلق آویزم کرد.و اینگونه بود که من به ملکوت جلقا پیوستم. داستان مردنم اگه طولانی بود ببخشید داشتم از از دربان بهشت یه وقت جلق میگرفتم.کیر همتون تو روحم, چون الان تو بهشت یه حوری حشری بهم پیشنهاد سکس داد و گفت من برم تو دفترش کار کنم . ولی من ترجیح دادم با نشان دادن کف دستام به حوری, خودکفایی خودمو به حوریا نشون بدم .یکی از مزایای اینجا اینه که هروز بجای تف با عسل جلقیدن آغار مینمایم.راسی آگه بابامو دیدن بهش بگین پسرت تا آخرین لحظه جقید و مثل یه قهرمان از دنیا رفت.


      حق نشر کپی برداری و آپ این داستان کاملا واقعی برای عموم آزاد است.


    •   sami.astaneh
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • حداقل 2 تا داستان واقعی میخوندی یاد میگرفتی


    •   sexi man tak2
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • خاک بر سرت منم دیدم دوستت داره زنتو میکنه وکس وکون زنتم مال اون شده بدبخت crazy


    •   siiiiib
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • خوب بود ممنون لذت بردم


    •   mehrdad539
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • واقعا کیر هر چی گوره خره تو کونت با این داستان چرت و کیریت مخصوصا که شب عروسیش هم کردیش این از اون حرفا بودا


    •   kamigole1350
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • رررررررررررررررررررررررررررررررررریدی


    •   سخت کن
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • کیرم بهه تخیلاتت جقی


    •   mary9898
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • ولی قسمت مخ زنیش عالی بود
      به خوب روشی تحریکش کردی
      آخرش ولی خالی بندی بود


    •   Ramy95
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • ریدم تو دماغت با این داستانت


    •   pari__lozi
    • 4 سال،1 ماه
      • None

    • نخوندم
      ولی بقیه نظر خوبی دادن
      اما نظر من اینه
      مواضب زنت باش
      جیش ب مغزت
      dash1


    •   BBBahram
    • 2 سال،4 ماه
      • 0

    • چقد بعد بعد ميگي عنتر


    •   djhaman
    • 2 سال،4 ماه
      • 0

    • کیرم تو اون مغزت که جای کار کردن نشستی همزادت رو متراژ می کنی
      یه انگشت بکن تو سوراخت ببین شعاعش چند میلی متره؟


    •   Dr.tom
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • روغن زیتون!حسابداری!دفتر کار!!یخچال!
      مالیخولیا حالت خوبه؟


    •   ali.alizadeh.20
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیرم تو مغزت (dash)


    •   پسربرازجون
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • کم کوص بگو،کیرم دهن خودت با زنت با زن همسایتون


    •   Plasman
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • فیلم ماموریت غیر ممکن بود؟
      دوربینهای مدار بسته رو تنظیم کردی روش؟
      اسنایپرها هم از ساختمون همجوار هواتو داشتن؟؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو