گاییدن زن مشتری

    من توی کار ملک بودم
    هر روزم مثل هم تکراری میگذشت دنبال دختر نبود البته یه رابطه داشتم که با اخراش نزدیک میشد دیگه از سکس از کون لذت نمیبردم خسته شده بودم ازش


    اسمم امیرعلی این گذشت و گذشت تا که یه روز یه خانم با هیکل بسیار عالی و دور شیکم مثل مدل اومد پیشم و دنبال مغازه میگشت
    اولش فکرم نمیکردم بشه بدستش اورد چون حلقه تو دستش بود و خیلی جدی برخورد میکرد یک مغازه نزدیکی مغازه خودمون بهش اجاره دادم موقع قرارداد شوهرش اومد که خیلی سرسنگین باهم بودن حتی ادم شک میکرد شوهرش باشه مثل غریبه بودن منم از خدا خواسته
    ماجرا گذشت تا یکماه بعدش که به بهانه مختلف میرفتم پیشش تا بابت اشنایی شد تا جایی که یک روز رفتیم بیرون کلی برای هم از مشکلات گفتیم منم فهمیدم خستست خیلی وقته سکس نداشته زندگیش مثل خودم شده خیلی بی روح
    تا قرار سوم که بعد کلی بیرون رفتن خواستم برسونمش وایسادم توی یه کوچه خلوت مشغول حرف زدن هی لبشو نگاه میکردم هی بدنشو دیگه کم کم متوجه شده بود چی تو فکرمه
    قضیه رو بردم سمت اینکه ببینم رابطه نداشته سخت نیست و اینچیزا موهاشو ناز میکردم تا اینکه دل زدم به دریا رفتم جلو شروع کردم لب گرفتن اونم شک شد ولی بدش نیومد بعد یکم گذشت از کارم اونم شروع کرد خوردن لبام دیگه از هم جدا نمیشدیم
    گردنشو میخوردم لباشو میخورم با زبون میمالیدم رو لباش جوری شده بود کیرم از رو شلوار داشت میومد بیرون چند وقت بود تو کف هیکلش بودم ببینم چی داره اون زیر
    تا اینکه دستمو گذاشت رو سینه هاش فکر نمیکردم زیر اون لباس انقدر بزرگ باشه بهش نمیومد اصلا سینه انقدر داشته باشه با اون هیکل راحت 85بود سایزش
    دیگه چشماش داشت میرفت لب میگرفتم سینه هاشو میمالیدم گردنشو لیس میزدم همینجوری انقدر خوردمش که دیگه خمار شده بود انقدر حشری شده بود دیگه هیچی نمیفهمید
    که من کی ام غریبه ام
    شوهر داره
    فقط میخواست بمالمش
    اینایی که میگم واقعیت واقعیته
    ولی توی تهران نیست اطراف تهرانیم


    بخاطر کارش وقت زیاد داشت میشد بمونه پیشم


    منم هی ادامه دادم کارمو دیگه داشتم شیکمشو میمالیدم ولی نمیزاشت برم پایین تر میدونست خیس شده اگه بفهمم میکنمش همونجا داشت مانع میشد ولی معلوم بود دلش کیرمو میخواد
    ارو اروم میمالیدمش تا فکری زد به سرم که اگه اون نمیزاره من خودم کیرمو بهش بدم
    همینجوری که سینه هاشو میمالیدم
    گفتم سوروپرایز دارم چشماتو ببند


    اونم که حشری شده بود سریع انجام داد
    کیرمو کشیدم بیرون دستشو گرفتم گذاشتم روش
    انگار میدونست نیتم چیه چشماشو باز نکرد ولی تردید داشت که بمالش اروم اروم خودم دستشو رو کیرم بالا پایین کردم لباشو میخوردم
    هی تند تر میشد دستش دیگه ولش کردم افتادم به جون لباس و سینه هاش دیوونه شده بود
    درگوشم میگفت داری دیوونم میکنی حشریم میکنی
    میخوای جرم بدی بکنی منو
    میخوووام لعنتی میخوااام
    دیگه جفتمون تو اوج بودیم که یهو گفت میخوام بشینم روش
    من که دیگه داشتم پرواز میکردم از خدا خواسته شلوارمو کیشدم پایین تر
    کیرمو اماده کس خیسش کرده بودم
    ارو شلوار و شرتشو داد پایین برگشت به پشت توی ماشین با همه سختیش کیرمو پیدا کرد
    اروم اروم نشست روش
    کیرم داغ بود ولی کسش میسوزوند
    انقدر با مالیدنش حشریش کرده بودم و خیس بود که کیرم داشت خودش اروم اروم میرفت تو اون اه میکشید اه کشیداناش بیشتر شد با یه دست سینشو گرفته بودم همینطور مواظب بودم کسی نیاد یهو
    دیگه داشت دیونم میکرد روی کیرم بالا و پایین میرفت دیوونه شده بود
    ماشین داشت تکون میخورد
    منم تو اوج لذت بودم داشت ابم میومد ولی نمیخواستم بگم بهش چیزی نگفتم و ریختم تو کسش اون داشت ادامه میداد بد حشری شده بود معلوم بود خیلی وقته سکس نداشته انقدر تندش کرد تا ابش اومد منم الکی گفتم داره ابم میاد دستمال برداشتم گرفتم الکی رو کیرم کیرمم که توکسش با ابم خیس شده بود دستمال رو خیس کرد اونم باور کرد باهم ارضا شدیم... بعد اون تایم کلی سکس داشتیم اگه دوس داشتید بگید بازم میزارم...
    نوشته: امیر علی

  • 17

  • 35




  • نظرات:
    •   samin1616
    • 2 ماه،2 هفته
      • 16

    • امشب همه داستانا مغازه و صاحب مغازه شدن فک کنم هر شب یه انجمن خاصی داره داستان مینویسه


    •   sexybala
    • 2 ماه،2 هفته
      • 5

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.


    •   Ras-al-ghoul
    • 2 ماه،2 هفته
      • 13

    • احمق فکر کردی آبتو بریزی تو کس کسی اون نمیفهمه؟!
      کس دیدی از نزدیک تا حالا؟ (rolling)


    •   Samanmoradi1355
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • جغی


    •   Amiiwr
    • 2 ماه،2 هفته
      • 7

    • با همه سختیش کیرتو پیدا کرد (dash)
      خیلی خوبی توووو (biggrin)


    •   دانیال65
    • 2 ماه،2 هفته
      • 8

    • ریختی توش نفهمید
      راست میگی؟؟؟!!
      به حرف کسی گوش نکن تو بازم بنویس
      بگیم ننویس که حالیت نمیشه پس بنویس
      ‌ولی اول داستان اسمتو بگو بدونیم تویی


    •   دانیال65
    • 2 ماه،2 هفته
      • 5

    • اون زن مشتری نبود خود مشتری بود شوهر بعدا امد زنه مغازه میخواست نکنه منظورت شوهر مشتری بود و داستان برعکس گفتی


    •   happysex
    • 2 ماه،2 هفته
      • 6

    • فهمیدی خستس . سکس میخواد ؟
      بنگاه املاک رو میگی مغازه ، همین کافیه بفهمم با ی دست نوشتی


    •   +A
    • 2 ماه،2 هفته
      • 6

    • این داستان مال تهران نیست مال اطراف تهرانه ?خب الان این یعنی چی و چ لزومی داره هم اینو بگی هم اسمت که امیرعلی بود ?مگه قراره صدات کنیم جواب بدی? ضمنا اسم امیر رو با هر ترکیب دیگه ای از جمله علی و تقی و نقی و... هم بیاری هیچی از کونی بودنش کم نمیکنه.


    •   M.bay
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • ناموسا تو کس یارو ریختی متوجه نشده ؟؟؟؟؟مگه میشه؟؟مگه داریم؟؟؟؟املاکی ها خیلی خطرناک شدن دیگه نمیشه ملک معامله کرد


    •   matin...
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • خب افرین ...حالا دستتو از تو شورتت در بیار دیگه ننویس


    •   Phenom313
    • 2 ماه،2 هفته
      • 5

    • اون علی آخر اسمت برای رد گم کردن بود آره شیطون!ما که فهمیدیم کونی هستیم به کسی نمیگیم نگران نباش (biggrin)


    •   Omiid6060
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • چقدر ساده به رابطه میرسه.اخه خیلی سخته .داستان واقعی بودنش یه طدف.زیبا بیان شدنش یه طرف


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 ماه،2 هفته
      • 10

    • اینجا هرکی داستان زن شوهردارو می‌نویسه میگه شوهرش سرده،لابد این همه آدم حشری که میان خصوصی دخترارو میترکونن منم.


    •   The.BitchKing
    • 2 ماه،2 هفته
      • 7

    • چی داری میگی تو مرد حسابی؟ معلوم هست؟


      پسر عمه من دو سالش بود تازه زبون باز کرده بود، ولله روون تر و قابل فهم تر از این زبون بسته حرف میزد. (dash)


    •   Rbleipzig
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • ببين اشگول من يه مدت نبودم صب تا شب مشغول درمان كردن بيشعورهاى مثل تو بوديم ، اگه فكر كردى اينجا ( به قول اون پلنگ اينستا ) مسكوسس هست يا فكر كردى ما گوشمون مخمليه اومدى شعرتو قالب كنى اشتباه كردى جوجه جان . برد پيت هم باشى الهه زيباى اتن هم باشى بار اول هيچ زنى بهت در مورد سكس نميگه و بار دوم سوم موهاشو دستت بگيرى خيلى شاهكار كنى كير شوهرشو بار پنجم ميده دست


    •   Dar_b_Dar
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • ریدم تو رابطه با زن متاهل
      همه هم یاد گرفتن دیگ سکس نداشتم و اینا
      همونجا که گفتی از کونش‌ حسته شدم فهمیدم میخوای کس‌بگی
      اخه تو از نزدیک دختر ببینی‌ نشنجی‌ میشی
      رسیدم به این که سکس‌ نداشته دیگ دیس زدم


    •   Lucky.man
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • به چه زبانی بود؟
      چقدر جالب بود که آبت رو ریختی تو کس طرف و اون نفهمید؟؟!! عجب
      بعد بفرمایید اون مشتری بود یا زن مشتری؟


    •   amoojoon17270
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی دلم میخاس باور کنم ولی اونجاش ک گفتی ابت رو ریختی توش و بش نگفتی و اونم نفهمید دیکه واقعا باورم شد کهههههههههه داشتی جق میزدی اسکول


    •   لاکغلطگیر
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • «از خدا خواسته» چه مفهومی داشت تو جمله ت؟
      بابت آشنایی شد؟
      یک روز رفتید بیرون؟به چه دلیل؟بابت چی؟چرا اینقدر دروغ میگی؟
      اونم شک شد؟
      سورپرایزت تو کونت مردک ابله!
      چقدر مزخرفی تو.
      ننویس وجدانا.دیگه ننویس شاشو


    •   Behzadjafari
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • احتمال اینکه دنده تو کونت رفته باشه هم هست (biggrin)


    •   HYPERMAN98
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • این داستان ؛ مشاور املاک جلّاق (dash)


    •   Ahmet.p
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • از اونجا‌که گفتی لب گرفتم شوک شد
      دیگه نخوندم
      کسخل ورغوتی


    •   Mosi.jan
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • لاشی چند سالته ناموسا؟خو آخه مستراب کس میدونی چیه؟؟گواد آبتو ریختی توش نفهمید؟؟؟بیا آبمو بریزم تو کونت ببینم توام نفهمی یا نه


    •   Asuranzara
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه مدت داستان‌های شهوانی قفلی زده بودن روی اداره و الآن کلید کردن روی مغازه‌ها.
      من یکی که از این به بعد باید برم خودمو توی یه غار حبس کنم، چون دیگه احساس امنیت نمیکنم.
      پ.ن:جان جدتون غار رو هم به مکان‌هاتون اضافه نکنید!


    •   Aaraad97
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • همش در پی نشون دادن بی بندوباری زن متأهل هستن. خودتون که متأهل نمیشید نه ؟
      .............


    •   fazi20
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • میشه ترجمشم بنویسی :/ خخ


    •   Eyes.blue
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • راستی تا همینجا هستی الان قیمت زمین اطراف تهران چقدر کشیده بالا؟؟البته میترسم بیام طرفت تقه ما رو هم بزنی بابا خفن


    •   9820321
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • دیس
      برو خودت و اصلاح کن
      امیر یا کونی و گیه یا سکس هرشبم پایه سابته


    •   Efigol
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • واقعا که


    •   الونسوکیخانو
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ۹ماه بعد که همه میفهمن ابتو کجا ریختی


    •   @آروین
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • نه دوست نداریم . ننویس


    •   naserkhan2020
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ۱۵ تا دیسکلایک کافیه به نظرت!


    •   Hamidarakii
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • تو ماشین؟ تو ایران؟ سکس؟ بچه ها خودتون قضاوت کنین.... در ضمن زن شوهردار = زنا. افتخار نداره اصلا.. گ


    •   zenadost
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خواستم چهارتا حرف بارت کنم دیدم دوستان خوب حق مطلب رو ادا کردن در حقت. اخه اول یه بار تو عمرت سکس بکن بعد داستان تخیلی بنویس


    •   Shir22000
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خانم مطلقه از اصفهان هست برای رابطه؟


    •   آرشام.آریایی
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • بابته آشنایی شدپس؟ خب بعدش چی شد


    •   shahvanii139797
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ولد زنا کسکش بی ناموس جقی لاشی


    •   GLADIETOR
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • اوزگل آبتو ریختی توش نفهمید


    •   GLADIETOR
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه جوری پاره کن بعدا بشه جمش کرد


    •   A.rm
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • من فقط این داستانارو میخونم ک بعدش بیام کامنتارو بخونم ناموسا سرگرم کنندس یکی کس میگه بقیه کیر میکننش


    •   Marshaall_Boss
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • دوست عزیز داستانت به نظر واقعی میومد اما بعنوان متنی که خوندنی باشه،چیز خاصی توشنبود.یعنی هیچ جذابیتی نداشت و خیلی کوتاه بود.
      پس من لایک نکردم.چون فرق هست بین یه داستان خوب با متن شما.


    •   gjgjabab@gmail.com
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • عالی بودی .
      ولی ریدی خیلیم ریدی . خواستی از توشون بیای بیرون دو تا پاتو بشور


    •   Eliminator01
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • جلسه اول فهمیدی خیلی وقته سکس نداشته
      جلسه سوم هم که از بس رفته بودید بیرون
      کردیش والا خوش به حالتون یا دخترایی که گیر ما میوفتن نرمال نیستن یا دخترایی که گیر شما میوفتن جنده ان یا شخص خودت یه جقو ی متوهمی


    •   حاج.دولدار
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب سر ابت درش ماليدي
      اما بعدش كه حامله بشه ميفهمي


    •   Gay.sex.evix
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • بعله :)


    •   Saeedhsh
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • زرششششک :(


    •   63mahrad
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خدا به كسب و كارت و كيرت بركت بده


    •   toga
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوش به حالتون ما که جز قیافه گرفتن چیری ندیدیم شما تو مدوم مملکت زندگی میکنین که به اینراحتی پاهای طرف رو باز میکنین والا من درو اینجور راحت نمیتونم باز کنم


    •   mosipimpa
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • یعنی کیر نوه های ادیسون با سرعت نور بدون در نظر گرفت اصطکاک کوانتومی تا دسته تو کیونت بعد تو مغز سوخته ات ، حتی یه جغی توان این حجم کوسشعر رو در رویاپردازی نداره بقیشو ننویس که دوستان آبدار حواله ات میکنن برو جقتو بزن بچه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو