گاییده شدنم بعد از طلاق

    سلام اسم من نداست.40 سالمه و مطلقه هستم.این ماجرا مربوط به حدود 8 ماه بعد از طلاقمه.من یه دختر شلوغ و شیطون بودم که همه دوست داشتن تو جشن و مهمونیها شون باشم و سربسر همه میزاشتم ولی بعد از طلاق روحیه ام خیلی خراب بود و با کسی رفت و امد نداشتم توی اپارتمان مسکونی خانواده ام یه خونه خریده بودم و فقط گاهی خانواده ام بهم سر میزدن چون میدونستن که من زیاد دوست ندارم دورم شلوغ باشه بیشتر با تلفن حالمو میپرسیدن.البته دوستم فریبا هم که از دوران دانشگاه با هم دوست بودیم گاهی بهم سر میزد و سعی میکرد منو با خودش بیرون ببره ولی من دلم میخواست تنها باشم وزندگیم محدود شده بود به اداره و خونه.
    از اونجایی که من زن حشری هستم هر وقت هوس سکس میکردم فیلمهای سکسی میدیدم یا داستانهای شهوانی میخوندم وبا خودم ور میرفتم وخودمو ارضا میکردم.
    بعد از این مدت همه بهم میگفتن از خونه بروبیرون و توی مهمونیها و جشنها شرکت کن تا این افسردگیت از بین بره. تا اینکه یبار مثل همیشه فریبا بهم زنگ زد و گفت یه تولد دوستانه دعوت شده و خیلی اصرار کرد که باهاش برم.بعدا بهم گفت که چون تولد توی یه خونه باغ خارج از شهر بود و شوهرش هم یه شهر دیگه ماموریت داشت و بهش گفته بود تنها نروخیلی به من اصرار کرد و منم بعد از کلی بهونه اوردن بالاخره راضی شدم که برم.بعد از اداره یه دوش گرفتم و کمی استراحت کردم که فریبا امد دنبالم .هر چه اصرار کرد که لباس مهمونی بپوشم قبول نکردم و یه تاپ بندی مشکی و شلوار پوشیدم و مانتوم رو انداختم روش.اینم بگم چون بچه نداشتم و قبل و بعد از ازدواج همیشه ورزش میکردم هیکلم رو فرم بود و سینه هام هنوز سفت هستن و چون زیاد بزرگ نیستن (سایز 75)واسه همین معمولا بجز واسه اداره رفتن در بقیه موارد سوتین نمیپوشم .
    خلاصه رفتیم مهمونی و وقتی وارد شدم متوجه شدم از اون مهمونیهای مختلطه که دخترا واسه دوست پسراشون میگیرن.صاحب جشن یه دختر پولدار بودبنام مینا که واسه دوست پسرش جشن گرفته بود و منو میشناخت و میدونست چند وقته جدا شدم.بعد از سلام و اشناشدن با دوستاش یه گوشه نشستم.فریبا که همون اول رفت وسط و شروع به رقصیدن با پسرا کرد.دوتا پسر که جلو و پشتش ایستاده بودن حسابی از رو لباس میمالوندنش یکی از پشت کیرشو میمالید به کونش جلویی هم سینه هاشو میمالید. منم یه گوشه نشستم و دستمالی شدنشو نگاه میکردم و حسابی هوسی شده بودم.بعد مینا امد پیشم و یه پسر خوش هیکل به اسم نوید رو بهم معرفی کردوگفت چند بار تو مهمونیها منو دیده و تو کفم بوده.البته منم اونو دیده بودم ولی اونموقع شوهر داشتم و بهش توجهی نداشتم .نوید پیشم نشست و یه گیلاس شراب داد دستم اول نمیخواستم بخورم چون خیلی از خود بیخود میشم ولی بعد کمی خوردم تا داغ شم.قبلا هم با همسرم توی مهمونیهایی بودیم و کمی شراب میخوردم.
    نویدگفتش که قبلا همیشه تو مهمونیها که منو میدیده دوست داشته بیاد پیشم و باهام دوست شه ولی چون میدونسته شوهر دارم پا پیش نمیزاشته بعد از کمی صحبت کردن نوید پیشنهاد داد با هم برقصیم منم قبول کردم تو حین رقص خودشو از پشت بهم میمالوند و منم حسابی حشری شده بودم شورتم خیس شده بود در حین رقص یه پسر دیگه که اسمش حسن بود هم خودشو بهم نزدیک میکرد و خلاصه از دوطرف منو میمالیدن منم از روی شلوار کیرای باد کرده اونا رو میمالیدم...اونقدر حالم خراب شده بود که میخواستم همونجا سرپایی بهشون کس بدم که نوید دستمو کشید و برد طبقه بالا توی یه اتاق خواب که یه تخت دونفره داشت همین که وارد اتاق شدیم شروع کرد ازم لب گرفتن در اوردن لباسهام.در عرض چند دقیقه هر سه لخت بودیم منو انداختن رو تخت و نوید شروع کرد به لیسیدن کسم که حسابی خیس شده بود..یجوری آب کسمو میخورد که داشتم تو فضا پرواز میکردم.زبونشو توی کسم میکشید که صدای آه و اوهم بلند شده بود.تو همین حال بودم که حسن هم کیرشو کرد تو دهنم....اوووووف عجب کیر کلفتی داشت جوری که فقط یک سومش توی دهنم میرفت...منم توی فیلمهای پورن که میدیدم عاشق کیر کلفت بودم....بعد نوید پاشد و جاشو با حسن عوص کرد حالا کیر نوید تو دهنم بود و حسن اروم سر کیرشو به کسم میمالید...از بس حشری شده بودم هی داد میزدم کیرتو بکن تو کسم....جرررم بده...عاشق کیر کلفتم...اونم اول یکم کیرشو مالید به کسم بعد تا اخر فرو کرد تو کسم....واااااییی یه لحظه نفسم بند اومد و کیر نوید رو از دهنم در اوردم و یه جیغ از سر لذت کشیدم ..اوووف کیرش تمام کسمو پر کرده بود...راستی راستی داشت کسمو جررر میداد...منم تا اونجا که میتونستم پاهامو باز کردم چون چند وقت بود کس نداده بودم حسابی راهش تنگ شده بود و حسن هم از کس تنگ من کلی لذت میبرد...بعد شروع کرد به تلمبه زدن و نوید هم داشت سینه هامو میمکید...دیگه توی اوج لذت بودم اخه تا حالا با دو نفر همزمان سکس نداشتم...چند دقیقه بعد جاهاشونو عوض کردن و حسن کیرشو دوباره کرد تو دهنم و نوید تو کسم ..البته کیر نوید کوچکتر بود و اون حس جر خوردن رو دیگه نداشتم و راحتتر میتونستم کیر حسن رو که حالا پر از اب کسم بود بخورم...خلاصه معلوم بود دوتاشون حرفه ای هستن وجوری با هم راحت بودن که انگار صد تا زن بی کس و کار مثل من رو قبلا گاییده بودن.
    منم که چند ماه بود سکس نداشتم حسابی لذت میبردم. بعد از مدتی که نوید توی کسم تلمبه زد پا شد و حسن روی تخت خوابید منم نشستم روی کیرش که تا ته رفت تو کسم...وااااییی که چه حس خوبی داشت ولی از ترس جر خوردن کسم جرات نداشتم بالا و پایین بشم..اونم خودش کونم رو گرفت و بالا و پایین میکرد که یهو نوید هم از پشت کیرشو کرد تو کونم...دیگه راس راستی داشتن جررررم میدادن...جیغ کشیدم که وااااییی پاره شدم...جرررررم دادین...ولی اونا توجهی نمیکردن یه کس مفت دیده بودن و میخواستن خوب بگاینش.منو وسطشون گرفته بودن یه کیر تو کسم یکی هم تو کونم....هر دو تلمبه میزدن..حسن مرتب میگفت کسوی جنده میخوایم جررررت بدیم...میگاییمت...کیرم تو کست...کیرم تو دهنت...دیگه کس و کونم حسابی گشاد شده بود و دیگه دردمو کاملا فراموش کرده بودم و داشتم لذت میبردم که نوید تلمبه زدنشو تند کرد و آبشو ریخت تو کونم...کونم حسابی داغ شده بود بعد کیرشو در اورد و دراز کشید رو تخت حس می کردم اب کیرش داره از کونم سرازیر میشه...تو همین حین حسن هم کیرشو در اورد و منو دمر خوابوند که کیرشو بزنه تو کونم ولی من ازش خواهش کردم که بکنه تو کسم چون کیرش کلفت بود و واقعا دیگه کونمو پاره میکرد...اونم قبول کرد و از پشت کیرشو کرد تو کسم....واسه یه لحظه نفسم بند اومد ویه نفس عمیق کشیدم ...حسن شروع کرد به تلمبه زدن و همین طور میزد روی باسنم...اینقدر محکم تلمبه میزد درد و لذت با هم همراه شده بود...بعد از چند دقیقه آبش اومد و تمامشو روی کمرم ریخت...من که دیگه عین مرده ها افتادم رو تخت...تا حالا سکس به این مدت و با دوتا کیر کلفت نداشتم....معلوم بود اونام از کس و کون تنگ من کلی لذت برده بودن...یعد که یکم جون اومدم پاشدم لباس پوشیدم و وقتی میخواستم برم حسن گفت اگر بخوای یه ساعت دیگه میتونم دوباره بگامت...ولی نوید گفت واسه امشب بسشه...رفتم پایین و بعد از حدود دوساعت با فریبا برگشتیم خونه...بعد فریبا هم تعریف کرد که اون دوتا پسره حسابی گاییده بودنش...خلاصه اون شب بعد از مدتها کلی کیف کردم و تا مدتها با یاد اون شب خودمو ارضا میکردم.


    نوشته: ندا

  • 32

  • 12




  • نظرات:
    •   daelim
    • 1 سال
      • 0

    • اوووف.
      من هم یکبار دوتا دختر ناز رو با هم کردم خیلی لذتبخش بود.
      هر کدومشون ۸ بار ارضا شدن


    •   ronin555
    • 1 سال
      • 1

    • کلأ بمال بمالی بود...به خودت احترام بزار چرت ننویس.


    •   گنجینه
    • 1 سال
      • 1

    • خدا را شکر افسردگیت خوب شد


    •   mhrsl
    • 1 سال
      • 5

    • وقتی کیرش تو دهنت بود چجوری داد میزدی کیرتو بکن تو کسم؟؟؟؟؟ دوتا دهن داری یا از کون حرف میزنی؟؟؟؟؟


    •   soheil_koni_22
    • 1 سال
      • 0

    • ای جون


    •   دکتراسترنج
    • 1 سال
      • 3

    • راستش خیلی به شعور خودم توهین کردم ، اگر باور کنم این متن نوشته یه زن چهل ساله مطلقه است که به عنوان کارمند تو اداره کار میکنه و افسردگی هم داره !!!!


    •   mehranjoon1356
    • 1 سال
      • 0

    • ندا جون منم مدتهاست اینطوری سکس نداشتم اگه تمایل داری بیا پیوی


    •   jerard96
    • 1 سال
      • 0

    • کاملا مشخصه خالی بندیه


    •   hector.gy
    • 1 سال
      • 0

    • خسته نباشی خواهر...!!


    •   gankr.koy
    • 1 سال
      • 2

    • باید اسمتو به جای ندا ،بدا میذاشتی ندا داد!اون به دو تا


    •   narkir
    • 1 سال
      • 0

    • ندا جوون اسم فیلمش چی بود؟ فکر کنم قبلا دیدمش، کووووس گشااااد


    •   کاکووووووو
    • 1 سال
      • 0

    • به راست و دروغش کار ندارم
      بالاخره داستانه
      ولی خوب نوشته بود (rose)


    •   Pesaraketanhaytanha
    • 1 سال
      • 0

    • همین که شوهر دار ننوشتی لایک


    •   arash_xxxx
    • 1 سال
      • 0

    • چرت محض دروغ تخیلی بودنش تابلویه.یا زن نیستی یا مردی هستی که ازروحیات زن بیخبره .هیچ زنی حتی جندش اینجوری به این سرعت اونم با یه لیوان شراب بوگندو ساخت وطن وانمیره بره کوس بده اونم به دونفر.مراحلی هست که باید طی شود ای عزیز کیربدست با قدرت تخیل کیریت


    •   خوشگلخانم
    • 1 سال
      • 1

    • عالی


    •   hesammosbat27
    • 1 سال
      • 1

    • تا باشه از این مهمونیا خخخ


    •   bestkir28
    • 1 سال
      • 0

    • نمیدونم چرا منو به اینجور مهمونیها دعوت نمیکنن . شایدشانس خوبی ندارم یا شایدم


    •   Hooman.esf.60
    • 1 سال
      • 0

    • خخخخخخ
      یه پسر دختر نمای دیگه
      ولی بدک نبود
      خوب ادای خانمها و درآورده بودی
      واسه همین دیس نمیدم بهت که اماله کنی.


    •   Mfa1976
    • 1 سال
      • 0

    • خیلی عالی بود


    •   mohsen baba
    • 10 ماه،2 هفته
      • 0

    • مراحل بعد طلاق
      افسردگی و تنهایی
      پیدا کردن رفیق
      رفتن مهمونی
      جندگی و گاییده شدن


    •   zenadost
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • اتفاقا برخلاف همه‌ی دوستان این داستان خیلی واقعی بودش
      اصلا هم تخیلی نبودش
      چون خودم خانمی رو میشناختم که تو یه مهمونی بعد از مست شدن همچین کاری کرده
      البته نه به این شدت ولی با دوتا مرد بوده


    •   badman.pir
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو