داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

گاییده شدن دلچسب من

1399/01/17

سلام خدمت همه دوستان شهوانی اولین ماجرای دادنم رو میخوام خدمتتون بگم من از تقریبا ۱۰ سالگی با دادن و ساک زدن آشنا شدم هر جوره و توی هر مکان که فکرشو بکنید من دادم یا ساک زدم اما یکی از ماجراهام برمیگرده به یک سال قبل از خدمتم که توی اوج دادنم بود،من بچه ملاردم و وقتی توی یه گروه سکس بودم توی تلگرام کلا بچه ها گی غرب استان بودند.توی اصل دادن ها با یه پسری اهل سراسیاب و مارلیک آشنا شدم خلاصه شماره و قرار رو گذاشتیم،منم رفتم سر قرار اون چیزی که فکر میکردم اصلا نبود اما خب دیگه گفتم تا اینجا اومدم و توی هیچ کدوم از قرار هام نارو به کسی نزده بودم و اهل پول گرفتن هم نبودم ، یه کون دادن رو دوست داشتم نیاز به دروغ گفتن هم ندارم،خلاصه که این پسره گفت مکانم خالی نمیشه گفتم خب چیکار کنیم؟گفت بذار به چند نفر از بچه ها زنگ بزنم شاید جور شد،به هر صغیر و کبیری که زنگ میزد جور نمیشد تیر اخرشو انداخت گفت بریم جلوی در خونه یکی از دوستام،رفتیم اونجا تا دوستش اومد داداش رفیقم در اومد که قبلا توی محلمون زندگی میکرد،خوشش اومد گفت منم باید باشم،گفتم باشه تو باش اما جا رو ردیف بکن،اونم هر جا رو گشت نشد،آخرش گفت بریم یه جای دنج رفتیم توی بیابون که گود برداری کرده بودند و پشت فاز بود جز یه کارخونه دیگه چیزی نبود ما رفتیم بین گود برداری هایی که شده بود داشتم براشون ساک میزدم و میدادم که یهو دیدم یکی بالای سرمون ایستاده گفت بیایید بالا تا نرفتم کلانتری رو خبر کنم، ما هم مثل سگ داشتیم میلرزیدیم اومدیم بالا گفت چیکار میکردید؟پسر عجب چیزی هستی بیایید بریم توی کارخونه من نگهبان اونجام،بچه ها ترسیده بودن اما من ترسم تازه ریخت گفتم مشکلی نیست گفت میتونی به این همه ادم بدی؟گفتم من قبلا گروهی دادم دوست دارم گفت پس بریم سفید برفیم…
راه افتادیم رفتیم توی کارخونه دیدم یه نگهبان دیگه هم هست گفتم کارم تمومه،گفت یه زنگ بزن خونتون بگو که تا صبح اینجا هستی،منم مادر و پدرم شهرستان بودن،مشکلی نداشتم گفتم بهشون مشکلی ندارم اونا هم ذوق کردن و حسابی کیراشون رو میمالیدن
چهار نفری لخت شدن توی یه اتاق کارگری تقریبا بزرگ و گرم و حسابی براشون ساک زدم،کیرهای این دو تا نگهبان حسابی بزرگ بود و داشت بهم حال میداد که یکی از بچه های خودمون گفت داگی بشین بذار بکنمت واسه اونا هم نوبتی ساک میزدم اون نگهبانه که پیدامون کرده بود گفت بیا بریم یه جای خوب برات سراغ دارم ،منو بردن توی حموم و زیر اب داغ نوبتی میومدن منو میکردن و ابشون رو میخوردم حسابی با من حال میکردن میگفتن پسر تو به این لاغری اما کون نرم و تپلی داری و خیلی هم سفیدی جون خوبی هم داری برای دادن دیگه چی بلدی؟گفتم خب همه کار براتون کردم دیگه…
گفت سکس کثیف چی
گفتم ادرار روی بدنم کردن گفت چه عالی اینقدر توی سوراخ کونم و روی بدنم ادرار کردن و منو کردن که دیگه جونی برای من نمونده بود موقع شام و خواب هم دست از سر من بر نمیداشتن یا کیراشون توی دهنم بود و یا توی سوراخم ، اینقدر شیره کشیدن که تا ابشون ته میکشید میشتن پای بساط و کمرشون سفت میشد و منو میگاییدن و حسابی تا ظهرش منو کردن و حسابی بهم حال داد،این شد خاطره من از یکی از چندین باااااار سکس هام اگر باز هم خواستید بقیه خاطرات دادنم رو بگم.

اینکه بخواهید فحش هم بدید مهم نیست دوستتون دارم و به عقاید همتون احترام میذارم.
نوشته: امیر سرباز


👍 21
👎 26
86959 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

863773
2020-04-05 19:12:51 +0430 +0430

دوتا کرگدن مالابوتانزایی از پهنا لای کونت

1 ❤️

863774
2020-04-05 19:13:41 +0430 +0430

آخه این کجاش دلچسبه
کون پاره؟

4 ❤️

863776
2020-04-05 19:15:02 +0430 +0430

اه کثافت داشتیم شام میخوردیما :(

3 ❤️

863888
2020-04-05 20:48:14 +0430 +0430

اووف من خیلی این حس دوس دارم جات بودم
پیششون بهم شیره میدادم زنپوشی میکردم

1 ❤️

863910
2020-04-05 21:20:20 +0430 +0430

ادرس بده منم برم

1 ❤️

863932
2020-04-05 21:58:32 +0430 +0430

با کون کونک بازی هم به خودتون و هم به دخترها ظلم میکنید.

1 ❤️

863999
2020-04-06 00:03:26 +0430 +0430
NA

از همون بچگى با مفاهيم اسلامى كاملا آشنا شدى

0 ❤️

864030
2020-04-06 02:46:48 +0430 +0430

به آدم کونی چی بگم که خجالت بکشه

2 ❤️

864073
2020-04-06 06:53:24 +0430 +0430

عالی بود

0 ❤️

864077
2020-04-06 07:20:35 +0430 +0430

فانتزی جالبی بود. جزئیات رو بیشتر می نوشتی بهتر بود.

1 ❤️

864091
2020-04-06 08:08:09 +0430 +0430

اون موقع دربه در به دنبال جایی برای کون دادن میگشتی واقعا اوج فلاکتت بوده، لطیفه ای از عبید زاکانی هست به این مضمون که روزی مردی کسی را دید که در دهلیز خانه مابونی- کونی به زبان آن روزگار- را میگایید. فریاد و فغان گرفت و مکرر نمود که در دهلیز خانه من کون دادن چه معنایی دارد، مابون از طول آن فریاد برنجید و گفت هی کمتر داد کن و تو نیز بیا و در دهلیز خانه من آنقدر کون ده تا جانت برآید

1 ❤️

864110
2020-04-06 08:47:37 +0430 +0430

اخه این گی چی داره که باید 12 تا لایک بخوره

1 ❤️

864140
2020-04-06 11:34:43 +0430 +0430

(خاک تو سرت. یعنی شیره رو از دست دادی؟
لااقل یه کام میگرفتی

1 ❤️

864351
2020-04-06 21:38:06 +0430 +0430

منم تو سربازی کون دادم.

1 ❤️

864470
2020-04-07 00:59:27 +0430 +0430

دمت گرم که همه کارکردی براشون.حال کردم.منم مسیرم زیادمیخوره ملارد.مکانم دارم .پایه بودی خبر بده.

1 ❤️

864503
2020-04-07 04:07:11 +0430 +0430

ای کاش من جای تو بودم

1 ❤️

864653
2020-04-07 19:05:21 +0430 +0430

تصورش هم وحشتناکه سفید برفی

1 ❤️







Top Bottom