گروپ نطلبیده

    سلام
    اسمم م ... مجردم سی سالمه از یزد ورزشکار حرفه ای نیستم ولی مرتب ورزش میکنم هیکل خوبی دارم داستانی ک میخوام بگم برا چند ماه پیشه آخر هفته بود و هیچ کدوم از دوستام نبودن منم تنها تو خانه نشسته بودم خوابمم نمیامد مانده بودم چیکار کنم بگذره چندتا پیک زدم یکم گرم بشم بعدم نشستم پشت ماشین و دور دور ی ساعتی الکی داشتم میچرخیدم ک طرف ها بلوار جوان چشمم افتاد ب ی ۲۰۷ قرمز ک دوتا دختر توش بودن از شانس خوب ما خیابان هم خلوت بود بچه ها یزد میدونن مردها یزدی متاسفانه چقدر کس لیسن یکیشان ان دور و ورها باشه راه ب کسی نمیدن خودشونم نتونن کاری بکنن ب بقیه هم راه نمیدن بگذریم رفتم کنارشان معلوم بود چت خرابن به راننده اشاره کردم شیشه رو بده پایین ولی محل نداد ولی گازش هم نگرفت بره داشت کونی بازی در میاورد یکم دنبالشان رفتم بلاخره سر صحبت رو باز کردم و مسخره بازی اینها تا بهشان پیشنهاد دادم بریم پیک بزنیم اول گفتن نه اما از اون نه هایی ک میخوان اسرار کنی بهشان معلوم بود شبی ولن دوتایی ی جا میخان تلپ بشن میخواستم ببرمشان ده بالا باغمان ولی قبول نکردن بردمشان خانه وقتی نشستن تازه ب نگاه خریدار نگاهشان کردم یکیشان تپل و سفید بود با موهای بلوند ک گفت اسمش سارا است اون یکی بهتر بود قد بلند تر با اندام خوب ک خودشا الهام معرفی کرد نشستیم صحبت کردن افتاده بودن تو فاز کره خوری مشروب و مزه رو چیدم اینها هم اصلا رو زمین نبودن مست مست شده بودن ک رو پا بند نبودن منم تو خانه حشیش داشتم اوردم تعارفشان کردم نشستیم کشیدن خودم چندتا پک زدم و پایین ندادم و دادم بهشان اینها هم حالا نکش کی بکش دیگه ترسیدم حالشان بد بشه ازشان گرفتم آهنگ رو صداش بلند کردم و نور خانه رو لایت کردم و دست الهام گرفتم و شروع کردیم رقصیدن انقدر چت و مست بود ک مدام میفتاد بعدم دوتایی خنده دیگه نزدیکای چهار بود بهشان پیشنهاد بطری بازی دادم آنها هم قبول کردن نشستیم و بطری رو چرخوندن اوایل ب هرکی میفتاد سوال ها چرت میکردیم تا کم کم رفتیم تو کار سوال ها سکسی مثل آخرین سکست کی بوده و شرتت چ رنگیه دیگه خیلی گرم گرفته بودیم ک شجاعت انتخاب کردن منم گفتم سارا رو ببر تو اتاق شرتشا بردار برام بیار آنها هم تلو تلو خورون رفتن منم لادر نگاهشان میکردم چ کون خوبی داشت وقتی آمدن بیرون ادامه بازی رو رفتیم ب من ک میفتاد کارها کس شعر میگفتن ب ان ها ک میفتاد کارها سکسی میگفتم یهو سارا ب الهام گفت احمق این داره کون مارو پاره میکنه ما هیچی نمیگیم بیا درستش کنیم ک انها هم رفتن تو فاز کارها سکسی چیزی نگذشت ک سارا بهم گفت با الهام لب بگیر از بو مشروب حالم بد شده بود ولی چاره ای نبود لبا گرفتم و ول نکردم رفتم رو گردن و گوشش دیگه شل شده بود و پهن زمین به سارا اشاره کردم کمک کن ببرمش رو تخت بخوابه بردیمش تو اتاق شروع کردم باز ب خوردنش دیگه داشت ناله میکرد سارا هم داشت مارو تماشا میکرد دستش رو کشیدم سمت خودمو لبا چسبوندم بهش با یکی دستم سینه ها الهام رو از رو لباس میمالیدم با اون دستمم ممه ها سارا تو ی چشم ب هم زدن جفتشان رو لخت کردم انقدر مست بودن ک توان مقاومت نداشتن شلوارشونا ک کشیدم پایین بدجوری خیس کرده بودن اهل دلاش میدونن حشیش و مشروب حشرو هزار برابر میکنه رفتم رو سارا شروع کردم سینه ها سفیدش رو خوردن با دستمم کس الهام رو میمالیدم مثل مار ب خودش میپیچید رفتم لا پاشو و مشغول خوردن بودم بی حال بود چشاش بسته بود داشت حال میکرد بلند شدم رفتم رو الهام شلوارمو در آوردم و ب سارا اشاره کردم برام بخورش آنم آمد سمتش شروع کرد خوردن خیلی خوب میخورد منم برا الهام میخوردم من تو حالت عادی دیر میام دیگه چ برسه مست هم باشم الهامه تازه چشاش باز شده بود و فهمید در چ حالیه ولی انقدر داشت بهش خوش میگذشت ک اعتراضی نکرد خوابیدم رو تخت و ب سارا گفتم بیا روش ، نشست رو کیرم همچین ک رفت توش انگار فندک گرفته بودن رو کیرم آتیش گرفتم سر الهام رو کشیدم سمت خودمو مشغول لب گرفتن شدم با دستمم سینه هاشو میمالیدم خیلی سارا داغ بود داشتم اذیت میشدم بلندش کردم یکم خنک بشه سارا رو خوابوندم رو تخت الهام هم همینطور داشتم برا سارا میخوردم الهام هم برا من واقعا عالی بود تا حالا با هیچ سکسی اینقدر حال نکرده بودم انقدر برا سارا خوردم و انگشت تو کسش کردم ک شروع کرد ب لرزیدن و داد زدن ک ارضا شد بعدم بی حال افتاد رفتم سراغ الهام همون جور ک خوابیده بود رفتم روش میخواستم بکنم تو کسش ک گفت نه من دخترم خیلی زد حال شد برام هنوز نیامده بودم سارا هم ک خواب رفته بود مانده بودم چیکار کنم ک گفت از عقب میخوای تو کونم عروسی شد دو سالی میشد کسی بهم عقب نداده بود برش گردوندن و کیرمو لاکسش مالیدم قشنگ ک لیز شد سرشو مالیدم ب سوراخ خوش رنگ کونش تو نور کم آباژور معلوم بود کون داده سوراخ اش بسته نبود اما بازم تنگ بود یکم فشار اوردم دیدم داره اذیت میشه لبریکانت رو از دراور برداشتم مالیدم به سوراخ اش و کیر خودم با ی فشار سرش رفت تو ب بغل خوابیدیم و با کسش با دستم بازی میکردم تا کل کیرم رفت تو یکم نگه داشتم جا باز کنه بعد شروع ب تلنبه زدن کردم ی پنج دقیقه ای ک گذشت با ی صدای ناله مانند گفت دارم میام زودی بیا ارضا بشم سختمه بدم منم سرعتم رو زیاد کردم و ابما توش خالی کردم یکم دیگه براش مالیدن تا آنم آمد کیرمو ک نیم خیز شده بود در آوردم و ی دستمال گذاشتم لا کونش برام تمیزی خیلی مهمه ی ربع ک گذشت سارا رو بلند کردم بردم تو حمام بدنشو شستم الهام هم خودش آمد تو این فرصت هم ملحفه تخت رو عوض کردم و ملحفه کثیفه رو انداختم تو ماشین و برگشتم تو حمام زیر دوش برام الهام یکم خورد ولی راست هم نشد خیلی مست بودم چندتا ملحفه دادم بهشان ک خودشونا خشک کنن بعدم آمدیم تو اتاق و خوابیدیم تا ظهر دیگه ساعت سه اینها بود ک با زنگ تلفن خانه بیدار شدم مامانم بود میخواست ببینه برا ناهار میروم یا نه جوابشو دادم و برگشتم دیدم دوتایی هنوز لخت خوابن گوشی رو سایلنت کردم چندتا عکس گرفتم ازشان یادگاری بعدم قهوه دم کردم بیدارشان کردم هرچی اصرار کردم ناهار بمونن نموندن رفتن
    چندبار دیگه هم تکی باهاشون سکس کردم ولی دیگه حاضر نشدن دوتایی بیان سکس کنیم بعد ی مدت هم آنها دیر جواب میدادن و سرد منم دیگه پیامشان ندادم.


    نوشته:‌ King.night

  • 6

  • 20




  • نظرات:
    •   Ginglz
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فکر کردم در مورد گیه


    •   f.a.65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • من عاشق سکس گروپم ، دوستم هم همینطور ولی فقط در حد فانتزی ذهنی،فکر کنم خیلی حال بده میدونم محاله عملی بشه،


    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • لهجه یزدم ضایع هست ها
      ازشان خودشونا (biggrin)

      چرا موقع تایپ لهجه دارین (biggrin)


    •   Hysterical_man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • اقا توروخدا با لهجه تایپ نکنین،اصن لهجه‌تون هرچیه و هرچقدر هم فکر میکنین جذابه،اون گفتاره با نوشتار فرق داره خواهش میکنم با لهجه تایپ نکنین مگر تو یکسری دیالوگ های خاص


    •   zanbory
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • دختر نمیتونه هم مشروب بخوره هم چلیم بزنه سنگ کوب میکنه درجا..
      اسمتم که.... م ... حالا برفرض مثال اسمت میلاد محمد ویا هرچی اخه بااسم تو کسی کاری نداره.داستانت قشنگ باشه ازت تقدیر میکنن..تخمی باشه خب بهت میگن ننویس..


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چه دخترای حرف گوش کنی .باور کن دنیارو بچرخی عین اینا پیدا نمیشه.توهم کص خل بودی .تو همون خیابون بهشون میگفتی برات ساک میزدن و یکیشونم کس میداد چرا رفتی اینهمه راهو


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط برا همشهریات نوشتی؟


    •   Tara.tt198
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • با لهجه ننویس


    •   amir81709792
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • حشیش حشر رو میبره بالا پس.کیرم تو کس خواهرت دیوس


    •   mostoufi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کونکش تو که تابلوه اصفهانی هستی چرا میگی یزدیم؟
      لهجتا نگاه کن از مهر ناصرالدین شاه رسمیت بیشتری داره.


    •   Winston991
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • خاک بر سرت آبروی هر چی یزدیه بردی با این نوشتنت
      قابل توجه دوستان این به لهجه یزدی ننوشته به لهجه دهات خودشون نوشته


    •   شنل_قرمزی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • لهجه‌تان قزوینی بود بَبم جان
      الان بچه‌ها شهوانی میدرندتان


    •   Admm
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کاندوم فراموش نشود!


    •   Mamadorg88
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تو بچه یزدی یا افغانی یزدی
      چیه این جور نوشتی ریدم پس مُلِت


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • دارالعباد یزد و این حرفا؟! داستان کس شر خالص بود، تو یزد همچین چیزی امکان ندارد
      این آقای fa65 داستانش با دوستش چیه که اینجا مرتب از سلایق این دوست صحبت میکنه؟


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چقدشخمیه لهجه تو اه


    •   Meisam65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فکر کنم پنج‌شش تا داستان اینجا رو‌خوندی و تصمیم گرفتی بنویسی.از هر کدوم یه تیکه گرفتی و یه دل سیر جق زدی


    •   Mojol70
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کسکش کشیدی بیرون خنک بشی؟؟؟ مگه تنور نونوایی بوده؟؟
      تو چتی و مستی گفت پرده داره و کونش بزاری؟؟
      کیرمم تو اون نگارشت


    •   mrroshak
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چون نقطه و‌ویرگول نداشت اصلا نخوندم


    •   shahvanii139797
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • میتونم بگم کس مادرت ؟


    •   A....k
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خاطرات یک افغانی با لهجه زیبایش


    •   Aliiiii6985
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • با لهجه تایپ نکن (dash)


    •   mahara
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • توهم قشنگی بود.ساقیت کدوم پارکه؟


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • واقعیت اینه که مشروبت دادن و کوونت گذاشتن حالا اومدی زر مفت میزنی.


    •   kiredivoone
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دیگه جق نزن موقع کصشعر نوشتن


    •   maryam.madekoni
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • عاشق سکس گروپم. دونفره داشتم ولی بیشتر میخام. مثلا سه چار تا مرد بریزن سرم و تا ارضا نشدن ولم نکنن.


    •   Ferijoooon
    • 3 هفته
      • 0

    • تو یه اصفهانی کثیفی چرا خودتو یزدی جا زدی با اون لهجه کیریت؟؟؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو