گستاخی مژگان، علاج شق درد من

    از ۱۳-۱۴ سال قبل میشناختمش
    لاس زدنش با یکی از مردای فامیل رو تو مهمونیا دیده بودم ، و حرص خوردن زن اون مرد رو . نمیدونم ولی حدس قوی دارم که رابطشون به بکن بکن نرسیده بود . بماند دلیلم چیه که اینو میگم.
    ولی لاس زدناشون سنگین و با بهونه بود ، سر حرفهایی که پیش میومد حرف میزدند ، خیلی تابلو نبود ،از ظاهر و رفتارهای دیگه شم جندگی نمی بارید.
    من بدم نمیومد ازش ، چهره زیبا داشت و هیکل عالی ، کمر تنگ و کون گنده ، مراقب هیکلشم بود.
    اگه بخوام کمک کنم بهتر تصورش کنید قیافه و هیکلش چیزی بینابین دو تا پورن استار suzy rainbow و aj applegate هستش.
    اما اون که آمار خاصی نمیداد ، منم جرات فکر به زن شوهردار ، اونم تو فامیل ، نداشتم ، شاید بخیالش خودارضایی هم نکرده بودم هیچوقت.


    چار پنج سالی بود که به علتی ندیده بودمش.
    عروس خاله ی مادرم بود.
    تا چند وقت پیش که مادر بزرگم فوت شد:


    بعد خاکسپاری تو خونه مادر بزرگم نوار قران نبود ، برا همین من شروع کردم قرآن خوندن ، بعد چندین سال .
    تو نوجوونی من قاری قرآن بودم و رتبه ی کشوری هم داشتم ،
    البته استادم ، طوسی نبود😃


    تا زمان دکتر احمقی نژاد که وقتی دروغگوییاشو دیدم و جاسبی پوفیوس هم تو دانشگاه آزاد باعث آزار و فشار بود ، باعث شدن در مورد کلیت داستان دین به شک بیفتم و شروع کردم مطالعه و خوندن کتابهای نقد دین و شنیدن سخنرانی های اونجوری ، باعث شد عقایدم رو بذارم کنار ،اما خیلی تابلو نکردم تو فامیل که بی اعتقاد شدم.


    وقتی مراسم ختم تموم شد و از مسجد خارج شدم ، یهو جلوم سبز شد ، گویا با مادرش بود ویکی دو تا زن دیگه که شاید خواهراش بودند.خیلی گرم گرفت و متفاوت : به به آقا سجاد ، چه خوب قرآن خوندی ، فکر نمیکردم جوونای امروز بلد باشن قرآن بخونن ، جوونا دنبال شیطونی ند و ازین کصشرا
    حتی یه جمله تو این مایه هام شنیدم که 'تو هم دنبال شیطونی هستی '


    منم که نمیدونستم چی بگم ، گفتم لطف دارید ، ممنون و خنده مم گرفته بود.
    خیلی جسور بود ، کلمه 'شیطونی کردن' با وجود خنگ بودنم ، گوشای منو تیز کرد و یادآوریش منو میخندوند.انگار من دخترم و اون میخواد با پر رویی و جسارت وخندوندن و باز کردن لبهام از هم ، مقدمات باز کردن پاهام از هم رو فراهم کنه .😁


    چند روز گذشت سرخاک پذیرایی می کردم ، داشتم باعجله میرفتم سینی رو پر کنم و برگردم ،باز جلوم سبز شد ، من از بغلش که رد شدم دیدمش و سلام کردم ، به شکل گستاخانه ای با چشاش خیره شده بود و با نگاه میگفت بیا لاسی ، تبادل شماره ای چیزی ، که من هل بودم و بهمون سلام اکتفا کردم و رد شدم.
    چون خنگم و غافلگیرم شده بودم.
    همینجور که سینی شربت رو پر کردم داشتم به پر رو بودنش فکر میکردم و این که با وجود شوهر دار بودن پا بدم یا بگذرم ، قبل اون چندباری شوهر دار به تورم خورده بود که یه کم آگاهانه و یه کم ناآگاهانه پروونده بودمشون ، اما شق درد وسوسه ام کردم ، ۵-۶ ماهی بود سکس نداشتم ،با خودم گفتم باهاش حرف بزنم ، حالا که اینجور پا داده ، نپره تا بعد.
    وقتی برگشتم رفتم بهش شربت تعارف کردم ، چش تو چش که شدیم گفتم خیلی جسوری ، لبخندی زد ، گفتم زنگ بزن.اگه شماره مو نداری بدم .گفت نه ،یعنی دارم.چون شوهرش شمارمو داشت و اون میتونست از گوشیش برداره.


    سعی من همیشه این بوده سمت زن شوهر دار نرم ولی شق دردی دهنمو صاف کرده بود ، خصوصا تو اون دوره ، مژگانم که خیلی زیبا بود و شیطون رفت تو جلدم...


    شب پیام داد چطوری و کجایی ؟


    و ازونجا رابطه پر هیجانم با مژگان جان شروع شد🤪
    .
    .
    .
    اون جوری که رابطه شروع شد میدونستم میشه سریع رفت سراغ اصل مطلب ، ولی اون شب تو اون شلوغی عزاداری نمیشد حرف از اصل کار زد ، اگه راست می کردم آبرو ریزی بود و جق هم نمیشد بزنی .
    اما دو روز بعد که پیام داد گفتم : خب چی هی شیطونی شیطونی می کردی ؟
    نکنه دلت شیطونی میخواد؟
    گفت آره نخوام؟ پسر باین خوش تیپی!تو دلت نمیخاد؟
    گفتم:جون ، مگه میشه دلم نخواد خانم باون زیبایی و باحالی!
    گفت : خب دیگه
    گفتم : خب بجمالت


    شوهرش قبلا ماموریت زیاد میرفت. اونشب با خودم گفتم خدا میدونه چقد وقتی امیر بیچاره ماموریت میرفته ، مژگان جان لنگش رفته هوا ،بعدها ازش پرسیدم و جواب هم داد که بماند.


    پرسیدم : خب ، امیر هنوز ماموریت میره؟
    گفت : کمتر شده ، ولی میره
    -چه خوب 😜
    +چیو خوب بچه پر رو ؟ نکنه میخوای در غیابش با خانمش شیطونی کنی؟
    -نه پس میخوام با خانمش قرآن بخونیم
    +😂😂
    -حالاکی همو ببینیم؟
    + چقد هلی تو !
    -نه که تو نیستی ؟ داشتی سر خاک منو میخوردی
    +اووف ، مگه چیکار کردم؟
    -هیچی ، داشتی قورتم میدادی
    +باشه حالا
    -خب؟ کی ببینیم همو ؟ بریم سر اصل مطلب ؟
    +خبرت میکنم
    -حدودا؟
    +هفته بعد
    -امیر میره ماموریت؟
    +نه مگه میخوای صبر کنیم؟
    -واله اگه بمن باشه من تا صبحم نمیخوام صبر کنم.
    +دیگه دو سه روز صبر کن ، حالا شیطنتم مثه قرآن خوندنت هست یانه؟
    -حتما ، عاشقش میشی
    + ببینیم و تعریف کنیم.
    -نه ترو خدا نری جایی تعریف کنی
    +کوفت ، چرا
    -برا خودت بده ، برا من که خوبه ، همه عاشق دادن بهم میشن ...


    .
    .
    دو سه روزی اینجور صحبتا رو داشتیم تا یه روز گفت فردا میتونم بیام.
    باخوشحالی استقبال کردم و پرسیدم شیطونی رو چیجوری دوس داری؟
    گفت چطور؟
    گفتم یعنی با آرامش یا هات؟
    مثلا بیای بشینی ، شراب ناب بهت بدم ، بعد برقصیم و بعد کم کم دستم بره تو سینه و لای پات . . .
    یا تا اومدی از در بپرم بهت و شروع کنم لب گرفتن و مالیدن بهشتت؟
    گفت بهشت چیه؟ گفتم کصت.
    گفت اووففف ، نشنیده بودم ، تو چیجوری دوس داری؟
    +راستشو بگم؟
    -آره
    + هات ، یعنی تا با هم خلوت کردیم بپرم به لب و سینه ت
    -باشه ، خوبه ، دوس دارم.
    .
    فردا شد و آدرس دادم با آژانس بیاد ، خودمو آماده کرده بودم همونجور که گفته بودم شیطونی رو شروع کنم.
    سالار ۱۸ سانتی رو صفا داده بودم و اسپری م زدم که بعد چند ماه سکس نداشتن کارشو درست انجام بده .


    وقتی اومد تو ، طبق قولی که بکیرم داده بودم ، شهوت و حشرمو مخفی نکردم ، از پشت در کشیدمش تو و پریدم به لبش و شروع کردم خوردن ، اون چند لحظه تو شوک بود ، انگار انتظار نداشت ، سرمو بردم بقل گوشش ، ضمن لیس زدن لاله گوشش ، گفتم چیه ؟انتظار نداشتی ، گفته بودم بیای چیکارت میکنم ، گف: آره
    گفتم پس همراهی کن
    گفت باشه ، چشاشو بست و ضربانش قلبش که مشخص بود آماده تند تر شدنه ، سریع شد و با ولع لبمو میخورد ،یه دستمو بزور برده بودم تو شلوارش و کونشو انگشت می کردم و دست دیگه مو بردم از زیر لباس تو و سینه شو گرفتم . اونم دستشو برد تو شرتم و کیرمو گرفت تو دستش، گفت اووو ، فکر نمیکردم کیرت واقعا ۱۸ سانت کلفت باشه ...


    لحظه ی لذتناکیه
    این که با یه دختر حشری لب تو لب باشی ، اون باچشای بسته شده از شهوت ، کیرتو گرفته باشه و تو حشری شدنشو ببینی و بمالیش
    قبل مژگان فقط با یکی تجربه شو داشتم ،چندسال قبل ، با ندا سبزه هات
    https://shahvani.com/dastan/سبزه-ی-هات
    و شده بود خاطره خاص جنسی زندگیم.


    بعد چند دقیقه که مشغول عشقبازی بودیم آوردمش تو پذیرایی و رو مبل انداختمش ، رکابیمو در آوردم و پریدم مانتو و تاپ اونو در آوردم
    بدن تو پر و سفیدش فوق العاده بود.همونجور که موقع زدن تصورش کرده بودم .
    به بازو و بالای سینه ش لیس زدم و
    دستام رفت پشتش برا باز کردن دگمه های سوتینش ، این لحظه رو از لحظه ی در آوردن شرت زنا بیشتر دوس دارم.


    بند سوتینشو باز کردم اما در نیاوردم ،دستشو برد بالا قشنگ سر و سینه ش اومد جلو چشام ، پریدم به سینه هاش و شروع کردم خوردن و مالیدن ، اما سوتینشو در نیاوردم برا مسخره بازی.
    شلوارشو کشیدم پایین
    شرت قرمز توریشو ک دیدم حشرم صد برابر شد
    پریدم بهش و شروع کردم با تف خیس کردن و لیس زدن کصش از روی شرت
    نگاشو کرد پایین خندید ، گفت خب درآر .
    شرتشو کنار زدم ، گوهرش زد بیرون
    سرخ و سفید بود و تمیز
    شلوار و شرتمو در آوردم و چرخیدم 69شدیم.
    تا کیرم راست دهنش قرار گرفت کرد تو دهنش و شروع کردن میک زدن و من
    چوچولشومی مکیدم و زبونمو لوله کردم تو واژنش عقب جلو میکردم
    آه و ناله دو تا مون در اومده بود.


    چند لحظه بعد بلند شدم و روش خوابیدم ، کمی سینه شو مالیدم وخوردم و آماده شدم که برم سراغ اصل کار
    کاندوم گذاشتم
    یه بوسش کردم و کیرمو گرفتم و سرشو لای کصش میمالیدم ، آهش دراومده بود
    با التماس گفت سجاد بکن توش
    دستمو بردم زیر کتفش و شروع کردم لب گرفتن
    بعد چند لحظه کیرمو محکم سر دادم توش
    یه اووه بلند گفت ، گفتم چی شد؟
    گفت هیچی ، کلفت تر از انتظارمه
    گفتم نوش جونت
    گفت سجاد؟
    گفتم جون سجاد
    +من شوهر دارم ، داری بازن شوهر دار حال میکنی
    - جووون...
    +میخوای با وجود متاهل بودن به لمس بدنم ادامه بدی
    - عاشقتم
    +میخوای سینه مو بخوری ؟ ...
    -هوووم
    جنده خانم نمیدونم از کجا فهمیده بود سکس با زن شوهر دار جذابتره
    اینو که گفت تلنبه هامو تندتر کردم و با ولع بیشتر لبشو میخوردم
    اونم که عکس العملمو دید هی میگفت بکن ، بکن بی ناموس ، بکن بی شرف.
    داری کص زن امیر میذاری ، منو جنده ی خودت کردی ، شوهرمو فرستادم پی نخود سیاه ، شدم لاشی تو کیر طلا ، جر بده این کصو
    با حرفاش منو کصخل کرده بود ، جوری تلنبه می زدم که هیچوقت نزده بودم ،
    جوری چلپ چولوپ راه انداخته بودیم که نگو و نپرس
    اونم گفت جزء بهترین سکس هام بود.


    چند دقیقه اونجوری گاییدمش
    تا دیدم داغتر شد و کمرمو چنگ می زد ، فهمیدم داره ارضا میشه ، سعی می کردم کیرم تا ته بره تو کصش و خوب ارضا بشه.


    وقتی خنده شو دیدم فهمیدم ارضا شده
    گفتم شدی
    با لبخند گفت آره
    گفتم نوش جونت
    چند لحظه روش خوابیدم و بوس و نوازشش میکردم تا گفتم برگرد
    داگی شو
    برگشت کون گنده و سفیدشو داد بالا و کصش زد بیرون لای کونش باز کردم و چندتا لیس به کصش زدم و کیرمو توش کردم
    چنددقیقه اونجوری تلنبه زدم و گفتم پاتو صاف کن و بخواب تا وقت ارضا شدنم تو پوزیشن مورد علاقه ام belly down باشیم
    تو این پوزیشنم چند دقیقه تلنبه زدم در حالیکه دستم از پشت به ممه هاش بود و حسابی فحش کشش کردم و تلنبه زدم ، تا ارضا شدم.


    اون روز یه راه دیگه رفتیم و این بار آبمو تو کونش خالی کردم.


    من دیر به دیر کص میکنم اما کصای برگزدیده میکنم و همه متوسط به بالا بودند ، اما سکسام با مژگان لذت خاصی داشتند که هیچوقت فراموششون نمیکنم.


    نوشته: سجاد

  • 8

  • 17




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 11

    • ایموجی ها تو کونت!


      طول داستان هم از عرضش به ایموجی ها اضافه کن !


      من که کونم نشد حتی یه پاراگراف از کصتانت بخونم!


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 12

    • این روزا همه شاگردای طوسی میزنن زیرش! ولی کیه که گول بخوره!!(biggrin)


    •   شبگردتنها44
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اول گفتی چندماه بود سکس نداشتم بعد که حشری شدی گفتی چندسال قبل اول داستانت رو خودت بخون بعد آپ کن


    •   مهسان۷۰۹۳
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • بهش گفتی جسور بعد بهت شماره داد؟؟ (dash)
      گوهرش زد بیرون؟؟؟گوهر کجای کص میشه که عین فنر میزنه بیرون چرا ما نداریم؟؟ (hypnotized)
      برادرسجاد قرانتو بخون ب استادت طوسی کونتو بده اینجا کص نگو


    •   sj0087
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • جقی بدبخت کوس ندیده شومبول بچه ها نظر میدند زیر داستانت تو کونت


    •   amirrr1369
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ای کونی بیشتر از دادن لذت میبری


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • شربت از داستان حذف نمیشود بلکه از کستانی به کستان دیگر منتقل میشود.


      پ.ن:اخه خدا نشناس،(پفیوس)دقیقا چه موجودیه


    •   lovely_grl
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • جدیدا اسم داستانا ی مدلی شده که ادم فکر میکنه تیتر رو مولانا و حافظ باهم فیت دادن..محتوارو ک میخونی میفهمی اصغر کصدست و جاسم کصمغز قلم فرسایی کردن.
      مثل بازیا سگا.. تصویرشون پشم ریزون بود و گرافیک بازی مسخره.. یا مثل اون لبخند جذاب روی بستنی میهن عروسکیا که محتوای درونش خیلی با تصویر جلدش فرق داشت


    •   Amir_opsi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • با قران خوندن مخ زن شوهر دارو زدی (dash)
      کس نگو مومن (rolling)


    •   Eliminator01
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • بد جور کونت گذاشتنا که داستانش با فانتزی جقت شده این
      شیش ماه بود سکس نداشتی بعد تنها یک بار اونم چند سال پیش سکسو تجربه کردی عا خخخخخ


    •   iraniact
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • چرت و پرت جقی بدبخت


    •   mostanad1985
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • چرا اسم داستانو تغیر دادی اصلش این بوده : گستاخی طوسی علاج خارش کون
      با رسم شکل کمر تنگ رو توضیح بده تا از کون دارت نزدم
      ولی خوشم اومد بچه خوبی هستی
      از اینا که شب تا صبح بذاری لای پاش صبح میگه بذارش تو دهنم


    •   Nikan.aa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • مگه بچه ای که ایموجی توی داستان مینویسی؟ فک کن داری احساساتتو به خواننده با ایموجی نشون میدی؟


    •   19masoud13
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • گوه خوردی کونی تمام پورن استارها به اسم میشناسی بعد میگی تا حالا خود ارضایی نکردی؟؟؟ اسم اون پورن استارها رو هم جهت اطلاعات عمومی میدونستی......
      اره کونی اون جوری که اون شروع کرده برده خونشون و ماموریت امیر کردن کونت بوده
      کونی اون جنده خانوم تا دست کرد توی شرتت فهمید کیرت 18سانته؟؟؟ دستش خطکشه؟؟؟
      انگار وسط داشتان یادت افتاد که جقی هستی و به جق زدن اعتراف کردی
      .
      .
      .
      .
      .
      .


    •   arsalantakta
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • نخوندم از همون اول معلوم بود یه کسکش بی خایه ای که توهماتش انتها نداره
      برو کونتو بده پسر نوشتن مال تو نیست


    •   Comicon
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • دستش متر بود حتما تا دست زد به کیرت گفت 18سانته
      یه متر 5متری رو بکنن تو کونت تا بیاد از دهنت بزنه بیرون با این کسشعرات


    •   saeed6777777
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود


    •   تولدی.دوباره
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • متاسفانه خودتو لو دادی استاد طوسی خوب کرده بودت ....


      تعیلیم و تربیت


    •   kaveh270
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • والا..بعد دوروغ ترور جان اف کندی به دست أزوالد اینو باید در رده دوم قرار بدن. از 14 سال پیش میشناختیش. برای اینکه یه ذرهبه یه زن سو ذن داشته باشی حداقل 17 سال باید داشته باشی . 17 به اضافه چهارده میشه 31 سال. یعنی موقع سکس تو حداقل 31 ساله باید باشی. خب اون زن هم اگه خوشبینانه در 20 سالگی ازدواج کرده باشه. موقع سکس میشه 51 ساله. این تعریفات با یه زن پا به سن گذاشته هم خونی نداره. بعدشم در بدترین حالت اگه به دین سو ذن پیدا میکردی اینجوری وا نمیدادی. ..بهرحال دوروغ داخلش زیادی زیاد بود. حال گفتن همشو ندارم


    •   ali80xx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط میتونم بگم اسب ابی تو کونت خمیازه بکشه
      قاری قرآن!
      سکس بازن شوهر دار و فامیل!!
      کیر18سانتی!!!
      حتما کمرتم پن شیش لیتر اب داره و دوسه ساعت راحت کمر میزنی بدون استراحت


    •   magdalen
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • از همونجایی ک بی اعتقاد شدی اما قرآن میخونی مشخصه چی میگی


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • سجاد جون قبل هر چیزی باید بگم ایموجی تو کونت، چون جاش وسط داستان نیست.
      چند خط اول رو خوندم خیلی کیری نوشته بودب
      دیس


    •   Dar_b_Dar
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کم ننه این چه چرتو درتی بود نوشته بودی
      ریدم به اون ایموجیای وسط داستانت بد مدل


    •   arsam_king2020
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • من عاشق زن شوهر دار هستم نمیدونی چه حالی میده بد مصب واااایییی


    •   Emperatoorxxx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خا


    •   Mehdi.poori60
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟سلام استاد من باتمام وجودم به شاگردهای طوسی احترام میزارم .البته بعد اون جایزه بزرگ که بهشون داد دیگه همه استاد شدن نباید گفت شاگرد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو