گفتم من اینکاره نیستم

1399/08/24

بیا دیگه چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه که بازم گفتم نه امیر من اینکاره نیستم ی پوزخند زد و گفت واسه رضا که حتی ساک هم میزنی بیا بریم ادای تنگا رو درنیار وگرنه آبروتو میبرم و به دوستات میگم که کونی هستی دیگه نتونستم مقاوت کنم و وقتی دستم کشید باهاش رفتم تو زیر زمین در و بست و از پشت چسبید بهم گفت قربونت برم آرمان جون پسرخاله گلم و بوسم کرد و شق شدن کیرشو رو کونم حس میکردم و در گوشم گفت واسه منم ساک میزنی چاره ای نداشتم رضای دهن لق که اونم پسرخالم بود بهش گفته بود واسش ساک زدم و آروم گفتم آره که ی جون گفت و بوسم کرد و ازم جدا شد و رفت ی پتو کهنه بود اون و پهن کرد کیرش و در آورد و منم جلوش زانو زدم و چند بار لیسش زدم و کردم تو دهنم که آهش در اومد دستش اومد توی موهام و نوازشم میکرد و منم عقب جلو میکردم و هرچی تو فیلمایی که رضا بهم نشون داده بود و رو کیرش پیاده میکردم اینقدر خوب ساک زدم که آبش اومد و ریخت رو زمین و دیگه نتونست بکنتم و گفت دمت گرم حال داد ولی موقع خواب باید بیای تو اتاق خودم و پیشم بخوابی که کار اصلی و زیر پتو انجام بدیم
رفتیم تو خونه مهسا که همسن بودیم اونموقع سال دوم راهنمایی بودیم ی سوال درسی ازم پرسید و نشستیم تو حال و واسش ریاضی و توضیح میدادم که چون سینا پسرخاله کوچیکه زیاد سروصدا میکرد خاله ناهید بهمون گفت برید تو اتاق دوباره کمی واسه مهسا توضیح دادم و وقتی داشت تمرین نمونه رو حل میکرد ی بوس کوچولو رو گونش کردم و دستم رو رونش کشیدم مهسا چیزی نگفت و تمرین و که حل کرد و دیدم درست حل کرد تو صورتش نگاه کردم گفتم آفرین جایزت هم سریع لبش و بوسیدم با مهسا از بچگی عاشق هم بودیم گفتم میای تو بغلم که گفت نه بیا بریم بیرون الان امیر میاد و برامون بد میشه موقع بیرون رفتن چند بار خودم چسبوندم به مهسا و بوس آخر و کردم و از اتاق اومدیم بیرون که مهسا جلو خالم ازم تعریف کرد و از درسخون بودنم گفت و من خودم با سینا مشغول بازی کردم و خالمم قربون صدقم میرفت که امیر از اتاقش اومد بیرون و گفت بله این آقا آرمان همه کاراش عالیه و ی چشمک بهم زد و بعد شام تلوزیون دیدن دیگه واسه خواب باید میرفتم تو اتاق امیر نمیدونم چقدر خوابیده بودم که با صدای امیر از خواب بیدار شدم که داشت میگفت بلند شو بچه خوشکل نمیدونم کی شلوار و شرتم و پایین کشیده بود و گرمای کیرش و لای پام احساس کردم که گفت آرمان ی کم واسم ساک بزن تا شروع کنم که مخالفت کردم و گفتم عصری که واست زدم اگه میخوای بکن که گفت خب باشه پس تا ته میکنم توش و اگه صدات در بیاد آبروی خودت میره که بازم از ترس آبروی لعنتی قبول کردم یکی دو دقیقه واسش ساک زدم و رو شکم خوابیدم و اونم لای کونم باز کرد و ی تف انداخت و کیرش و گذاشت لای پام و لاپایی میزد و گاهی هم لای لمبرهام تو قاچ کونم میمالید با اینکه سه سال بود به امیر و رضا میدادم ولی نمیتونستم کیرشون تو سوراخم تحمل کنم و از سر اجبار بود که بهشون میدادم و هیچ حسی نسبت به دادن نداشتم بعد چند مین امیر با ی آه بلند آبش و لای پام وکونم خالی کرد و وقتی از روم بلند شد دستمال داد تا خودم و پاک کنم نامرد حتی آبش و از روم پاک نمیکرد
تا دو روز دیگه که مامان بابام از ماموریت بیان خونه خاله ناهید بودم و فردا صبح من و مهسا و سینا تو خونه بودیم هر جور بود سر سینا رو با بازی کامپیوتری گرم کردیم با مهسا رفتیم تو اتاقش تا میتونستم لبش و بوس کردم همدیگر و سفت بغل می کردیم و حرفای عشقولانه میزدیم واقعا بهترین حس دنیا رو داشتم هنوز بالغ نشده بودم و این حس حسه شهوت نبود و حس عاشقی و دوست داشتن بود خوابیدیم و همدیگر و بغل کرده بودیم که مهسا گفت از اونکارا که بزرگترا میکنن بکنیم گفتم آره و شلوار و شرتش و کشیدم پایین و رونای سفید و ی کس کوچولوی ناز چند مین کسش و لیسیدم و کیرم وتفی کردم گذاشتم لای پاش و روش دراز کشیدم و گاهی هم روی کس کوچولوش میکشیدم وقتی خوابیدم روش و چشم تو چشم شدیم لحظه زیبایی بود صورتم و بردم جلو لبش و بوسیدم و شروع کردم به تلمبه زدن کیرم گرم شده بود و ی حس خاص و لذت زیاد رو داشتم تجربه میکردم مهسا هم معلوم بود که خوشش اومده و دستش و دور گردنم حلقه کرده بود ی 10 دقیقه ای عشق بازی کردیم که با صدای سینا بخودمون اومدیم و سریع کشیدیم بالا و رفتیم پیش سینا
این اوضاع تا اول دبیرستان ادامه داشت و من همچنان که به امیر و رضا میدادم به بلوغ هم رسیده بودم هر وقت موقعیت جور میشد آبم و لای پای مهسا خالی میکردم و هر روز هم بیشتر عاشق هم میشدیم ولی از اول دبیرستان رابطه من و مهسا به خاطر مثلا بزرگ شدنمون کم شده بود و ی دختر نباید با پسر نامحرم تنها میشد و این باعث شد که دیگه نتونم با مهسا رابطه سکسی داشته باشم فقط بعضی وقتا کمی باهم حرف میزدیم و نهایتا ی لب هم میگرفتیم
ی سال گذشت و تابستون سالی بود که میخواستم برم دوم دبیرستان دیگه سوراخم هم باز شده بود و حسابی به رضا و امیر سرویس میدادم و فقط تنها راهی که واسع ارضا داشتم جق بود تا روزی که سینا اومده بود خونمون تا باهاش ریاضی کار کنم سینا کپی مهسا بود و برادرش امیر هم منو کرده بود و شهوت اینقدر بهم فشار آورد که گفتم باید سینا رو بکنم
بعد از این که درس دادن تموم شد شروع کردیم بازی و کشتی گرفتن و هربار که میزدمش زمین روش میخوابیدم و کیرم و به کون نرم و سفیدش میمالیدم چند بار که این کار و کردم و دیدم صداش در نمیاد همونطور که کیر شقم و بهش میمالیدم در گوشش گفتم تا حالا کارای بد کردی که گفت آره فکر کردی نمیفهمم از اون موقع تا حالا الکی کشتی میگیری و کیرت و بهم میمالی از این حرفش کف کردم گفتم به کی کون دادی خوشکله که گفت به رضا و حمید پسر همسایه که همکلاسمه که گفتم چه کس کشیه این رضا از داداش دوستش و هم نگذشته آخه رضا و امیر بغیر از پسرخاله بودن رفیق هم بودن
ولی با این همه حال خوب بود که نمیخواستم دو ساعت مخ سینا رو بزنم و دیگه کونی شده بود و کردنش راحت بود که لخت شدم و اونم لخت کردم وای چه بدنی داشت هرچی بیشتر نگاش می کردم بیشتر یاد مهسا میوفتم پوستش مثل مهسا سفید کونش قلمبه چشاش رنگ چشای مهسا مطمئمن بودم که رضا گذاشته دهنش و وقتی گفتم ساک بزن کنارم دراز کشید و خیلی خوب و حرفه ای شروع کرد به ساک زدن کارش حرف نداشت وقتی نگاهم میکرد و اون چشای قشنگش و میدیدم لذتم چند برابر میشد بعد چند مین خوابوندمش و کون سفید و نرمش و باز کردم ی سوراخ صورتی و دست نخورده عالی بود لاپاش و خیس کردم گذاشتم لای پای سفید و بی موش و گفتم لای پاش و چفت کنه که با چندتا تلمبه گرمایی و حس کردم که آهم در اومد و رفتم تو اوج لذت به سه دقیقه نکشید که آبم اومد و ریختم لای پاش و افتادم روش عجب حالی داده بود بوسش کردم ازش تشکر کردم و خودم آبای لای پاش و تمیز کردم که خیلی خوشش اومد
دیگه سینا شده بود بره خودم و حسابی باهاش حال میکردم و موقع کردن فکر میکردم دارم مهسا رو میکنم 4 سال سینا زیر خوابم بود و همش هم به یاد مهسا میکردمش و تو این مدت هم فقط ی بار تونستم با مهسا حال کنم تا ی روز توی رساله خوندم کسی که پسری و کرده باشه نمیتونه خواهرش و بگیره و اگه این کار و بکنه بچه اونا حروم زادس از وقتی این و فهمیدم دارم دیوونه میشم نمیدونم چکار کنم یعنی کاری نمیشه کرد آخه داداش بزرگش منو میکرده منم داداش کوچکش و کردم این به اون در نمیشه یا میشه
اگه کسی اطلاعاتی داره منو راهنمایی کنه درسته من داداشش و کردم ولی به داداش بزرگترشم دادم این عدالت نیست که مهسا به من نرسه

نوشته: آرمان


👍 2
👎 15
19501 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

776766
2020-11-14 01:04:40 +0330 +0330

این وسط فقط مهسا و سینا نتونستن کسی رو بکنن 🤣

1 ❤️

776768
2020-11-14 01:10:15 +0330 +0330

پس رساله هم میخونی؟ 😂

4 ❤️

776777
2020-11-14 01:24:44 +0330 +0330

داستاناتونو کوتاه تر کنید ی دختر تنبل مثل من چطوری این دازتانو بخونه

1 ❤️

776783
2020-11-14 01:56:11 +0330 +0330

نگران نباش رساله" جو بایدن"همه چی رو آزاد کرده

1 ❤️

776797
2020-11-14 02:59:04 +0330 +0330

اگه اینی که گفتی تو رساله نوشته واقعیت داشته باشه تمام آخوندا و بچه آخوندا حرامزاده اند…تو تمام حوزه های مثلا علمیه بچه بازی کاملا رایجه و بعدشم همه شون از خانواده ی آخوندای دیگه دختر میگیرن و بعبارتی خواهر همون بچه هایی که بهشون تجاوز کردن…و دیگه جه شود !
انتظار دارید وضع مملکت مون بهتر از این باشه؟؟؟؟ 😭

1 ❤️

776803
2020-11-14 03:12:00 +0330 +0330

چیشد دو دیقه نکنین همو ببینیم کی ب کیع 😂😂😂

1 ❤️

776824
2020-11-14 06:36:07 +0330 +0330

خر تو خر شده

1 ❤️

776826
2020-11-14 07:15:49 +0330 +0330

پند داستان: اعتقادات میان جوان ها از بین نرفته 😁
کص کش اون موقع که میدادی و میکردی حواست به رساله نبود، حالا که کار تموم شده اومدی از ما میپرسی؟! رساله ی مذکور تو کون خودت و امیر و حمید و رضا و مهسا و سینا

2 ❤️

776830
2020-11-14 08:10:22 +0330 +0330

کیرتو مغزت ناموسن تخیلی

1 ❤️

776833
2020-11-14 08:25:07 +0330 +0330

تو به همون کون دادنت برس زن میخوای چکار؟چطور روت میشه به کسی که قبلا کون دادی خواهرشو بگیری؟اون دیوث چجوری قبول میکنه دامادش بشی؟زنم بگیری چند وقت بعد میخوای زیر خواب اینو اون کنی دیگه

1 ❤️

776857
2020-11-14 14:18:30 +0330 +0330

بعله پس جریان از این قرار شد که رضا هم تو رو کرد هم سینا رو کرد هم داداش سینا رو، بعدش تو سینا و خواهر سینا رو کردی، بعد داداش سینا تو رو کرد سینا آبجی تو رو کرد و داداش تو رو کرد شوهر خاله مادر تو رو کرد و بابای کوس کشت خاله تو رو کرد و همینطور که داشتین میکردین یهویی فهمیدی که همتون حرومزاده تشریف دارید

1 ❤️

776860
2020-11-14 15:21:01 +0330 +0330

عزیزم اگه رساله سعید طوسیه ایرادی نداره

1 ❤️

776865
2020-11-14 16:00:00 +0330 +0330

کونی😂😂😂😂 ییشتر طنز بود تا داستان سکسی😂😂😂😂

1 ❤️

776957
2020-11-15 03:27:56 +0330 +0330

سه تا صلوات بفرست اثرش خنثی میشه

2 ❤️

777036
2020-11-16 00:21:50 +0330 +0330

رساله رو خوب اومدی آخه کونی اول برو خواستگاری ببین بکنت به خواهرش چی میگه اگر مهسا جونت با کونی بودنت مشکلی نداشت ی شهر نو بزنید ماهم مشتری میشیم

1 ❤️

777077
2020-11-16 01:43:59 +0330 +0330

چرا عزیزم مهسا بهت میرسه اصلاً خودت رو نگران این مسائل جزئی نکن، اعتقاداتت منو کشته

0 ❤️

777079
2020-11-16 01:47:16 +0330 +0330

سوراخ کوچولو اعصاب معصاب نداری هاااا، میخوای حوصله خوندن داستان رو نداری برو تاپیک ها رو بخون تا بگم واست اس ام اس کنن

0 ❤️







Top Bottom