داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

گودبای پارتی: سکس اینجا ،غسل اونجا

1399/08/30

توی ماشین داشتیم برمیگشتیم خونه :«رامین یعنی جدی جدی داریم میریم؟ باورم نمیشه همه کارا جور شد» رامین مثل همیشه دست راستش روی دست من و دست من روی دنده بود و داشت رانندگی میکرد ،یه لبخند خوشگل زد و گفت :«اره مونای من ،هشت سال پیش هیچ فکرشو نمیکردم که با هم تا اینجا بیایم ،بدون تو من یه کارمند ساده توی اون شرکت داغون میموندم»…

یک هفته ای بود که خونه رو فروخته و تحویل داده بودیم ،مامانم اینا هم از خداشون بود که این یک هفته آخر رو کنار اونا باشیم .
اونشب یه گودبای پارتی برای من و رامین برگزار میشد که زیادم شلوغ نبود ،مادر و پدر رامین و خواهرش و خانوادش و برادرای من .

ساعت 5 عصر رسیدیم
:«رامین حالا بنظرت من چی بپوشم ؟ همه لباسامون ک توی ساکه ،اون لباسی که کنار گذاشتم برای امشب رو خوشم نمیاد» رامین زنگ درو زد و گفت:«تو با همه چی خوشگلی سخت نگیر خانوم کمال طلب!!» …
بوی غذا رو وارد بینیمون کردیم ، واقعا این آخرین بار بود ؟ مامانم این روز آخری هم دست از غرغراش بر نمیداشت :«کجا بودین تا حالا ،میرسن الانا ، زودی برین لباساتونو عوض کنین» «وااا مادر من ،من کی تاحالا دوش نگرفته برای مهمونی حاضر شدم ،یه دوش باید بگیرم»…

مشغول خشک کردن موهام بودم که دیدم رامین مثل بچه گربه ها زل زده به سینه های من ، چشامو درشت کردم و با خنده گفتم:«رامین کجایی؟ بگو ببینم اون سوتین من کجاست؟» سوتین و بقیه لباسایی که بهش گفته بودم حاضرکنه رو از زیر تخت دراورد و گفت بشین اینجا برات ببندم.
پشت بهش نشستم ، دستاشو گذاشت روی سینه هام و با نوکشون بازی میکرد،منم میخندیدم :«رامین بسه ، دیر میشه الان» ولی رامین دست بردار نبود.
مامانم یهو درو باز کرد و دستای رامین شل شد ، منم دستامو گرفتم جلو سینه هام و میخواستم به مامان اعتراض کنم که گفت :«اعععع در نزدم؟ اومدم بگم خواهر آقا رامین اومدن زودتر  بیاین که زشته ،گودبای پارتی شماست ناسلامتی ،راستی مونا خانوم ،من کونتو شستم بچه ،از من خجالت نکش ،ماهم جوونی داشتیم» درو بست و من برگشتم و به رامین چشم غره رفتم .

مهمونی به بهترین شکل ممکن برگزار شد و خاطره خوبی برای هممون شد .
ولی از اول مهمونی چشای رامین روی اندام من بود
یا وقتی جایی ایستاده بودم خودشو میمالید بهم و اذیتم میکرد ، یکم حق داشت
بابت کارامون که این یک هفته خیلی سنگین بود ، سکسی نداشتیم و یجور رکورد بحساب میومد ! مهمونا رفتن و ما هم خسته تر از همیشه وارد اتاق شدیم.
رامین مثل همیشه با بالاتنه لخت روی تخت دراز کشید ،منم مشغول دراوردن گیره ها از سرم بودم و بعد یهو خودمو پرت کردم توی بغلش روی تخت ، طبق روال معمول یه پامو گذاشتم بین پاش و خودمو بهش چسبوندم ، متوجه شق شدن شدید کیرش شدم ، چشماشو بسته بود و خودشو اروم بهم میمالید ،نفساش عمیق تر شده بود و معلوم بود حسابی تحریک شده ، تاپمو دراوردم و دیدم چشاش برق میزنه :«قیافشو نگا کن ، تیتاب بهت دادن؟ رامین گفته باشم من روم نمیشه دوباره برم حموما» رامین که با دستاش سینه هامو گرفته بود و محکم میمالید با خنده گفت:«حموم چیه؟ ما فردا صبح پرواز داریم ،سکس اینجا ،غسل اونجا!» و دوتایی زدیم زیر خنده ،آخه اصلا به غسل و این چیزا اعتقاد نداشتیم
محکم لبامو چسبید و وحشیانه همو میبوسیدیم ، منم حسابی تحریک شده بودم ، بسرعت برق شلوارک و شورتمو دراوردم و پرت کردم یه گوشه ، دلم حسابی کیرشو میخواست ، آروم با دستام نازش میکردم ، و با شست روی کلاهکشو تند تند لمس میکردم ،عاشق این حرکت بود ، کیرشو گذاشتم دهنم و شروع کردم ، رامین غرق لذت بود و همش قربون صدقم میرفت :نوبت منه مونا خانوم ،باز کن پاهاتو» پاهامو باز کردم و چشمامو بستم ، دیدم خبری نیست ! چشامو باز کردم ک دیدم رامین خیره شده به کسم!! :«چیه اقای مهندس؟ اولین باره کسمو میبینی؟» رامین یکم رنگش پرید :«چیه رامین؟؟» رامین با من من گفت:«مونا هول نشو ،فک کنم پریود شدی …» «چییییی؟» دست کشیدم بین شیار کصم و خونو دیدم ، شرتمو ک گوشه اتاق پرت کرده بودم برداشتم ،اونجا هم خونی بود …

پ ن: داستان قسمت دوم داره که اگر استقبال بشه میذارم
پ ن2: اقایون کیر به دست ،نا آشنا به بدن خانوما ، لطفا ایراد الکی نگیرید بگید چطور تا اونموقع متوجه نشد پریود شده؟ اولین ساعتای پریود ،خون در حد لکه هست ، تا کامل خونریزی شدید بشه چند ساعتی طول میکشه ،اون فواره ای که شما فکر میکنید نیست:)

نوشته: Pocoyo


👍 18
👎 8
19501 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

777667
2020-11-20 00:33:48 +0330 +0330

والا تا اونجا که من میدونم خانما کوچیکترین قطره خونی ازشون بیاد بیرون میفهمن!
حتی همون لکه بینی رو!

3 ❤️

777671
2020-11-20 00:39:05 +0330 +0330

واقعا داستان پر معنا و آموزنده ای بود روح شکسپیر و تولستوی الان باهم دعواشون شده این میگه کتابای تورو خونده! اون میگه نخیرم کتابای تورو خونده!!!

6 ❤️

777692
2020-11-20 01:00:39 +0330 +0330

برا رفع کُتی بد نبود

1 ❤️

777697
2020-11-20 01:18:49 +0330 +0330

کس گوی اعظم رو ب شما معرفی میکنم
دوستان

1 ❤️

777704
2020-11-20 01:43:08 +0330 +0330

خوشم اومد خوب بود
حداقل تلافی ممه مالی بی جای رامین رو کردی

دومیشم هرچی زودتر بزار از طرز بیانت وتشبیه کردنت خوشم اومد

1 ❤️

777730
2020-11-20 02:54:38 +0330 +0330

آقایون کیر بدست رو نمی‌دونم ولی تا اونجایی که من می‌دونم نزدیک پریود خانما به سینه هاشون دست بزنی دادشون می‌ره هوا از بس سفت میشن. چهار تا موردو خودم دیدم

3 ❤️

777738
2020-11-20 03:26:05 +0330 +0330

والا من بدبخت ک پریود میشم از روز قبلش درد دارم تا جایی ک باید برم بیمارستان سرم بزنم خوب شم خوشبحال شما

2 ❤️

777751
2020-11-20 05:09:36 +0330 +0330

از لکه و درد قبل از شروع پریود بگذریم ،
دختر (اگه بااااشییی) تو تقویم نداری؟؟؟؟

1 ❤️

777763
2020-11-20 09:07:40 +0330 +0330

پس اون کمر پگدرد و اعصاب تخمی خانوما قبل پریودی چی شد؟!؟!؟!؟!

0 ❤️

777768
2020-11-20 09:44:04 +0330 +0330

انگار اومدی نی نی سایت 😁 نیازی نیس دیگه از لکه بینی و اینا ته داستان نه چندان سکسیت بگی

3 ❤️

777769
2020-11-20 09:48:33 +0330 +0330

من امار پریودی خانومم دارم که چندمه چند روز قبلش هم اعصابش بهم میریزه که متوجه میشی بعدشم هنوز ازش خونی خارج نشده دلش شدید درد میگیره تو چطور هیچی نفهمیدی

1 ❤️

777798
2020-11-20 15:28:02 +0330 +0330

اسمو خوندم فک کردم غسل میته 😂

1 ❤️

777799
2020-11-20 15:46:10 +0330 +0330

بچه ها پراید چند شده؟

1 ❤️

777825
2020-11-20 23:25:48 +0330 +0330

داستان نوشتن بلد نیستی، یا برو یه گوشه برای خودت تمرین کن یا دیگه ننویس خواهشا ما اومدیم اینجا جق بزنیم نه اینکه بیوگرافی تو رو بخونیم

0 ❤️

777902
2020-11-21 05:30:08 +0330 +0330

تو اگه یبارم تو زندگیت پریود شده بودی میفهمیدی که حس و درد پریودی کاملا مشخصه و ادم میفهمه

0 ❤️

777962
2020-11-21 17:32:52 +0330 +0330

شر و ور🤢🤢🤢

0 ❤️

777974
2020-11-21 21:18:35 +0330 +0330

امیدوارم تو قسمت بعدی شاهد خیانت یا کونی بازی نباشیم:/

0 ❤️

778086
2020-11-22 10:02:41 +0330 +0330

جالب نبود. ننویس

0 ❤️

778094
2020-11-22 10:57:47 +0330 +0330

آخه آدمو مجبور میکنی که نظر بده،توی الدنگ با آخرین پاراگراف داستانت،کلا علم پزشکی و تجربه همه زنان رو به چالش میخوای بکشی،کاری به اینا ندارم،ولی این خیییییلی برام مجهوله که چطور خانواده ای که در حد گودبای پارتی فرهنگ زندگیشون هستش،مادرش مثل گاو سرشو بندازه بیاد تو اتاق و بعدشم بگه من کونتو شستم اونم جلوی داماد،احتمالا تو ادامه داستانت مامانت میخواد جور تو رو بکشه و رامین اونو بکنه یا اینکه قراره بهش کون بدی،داستان واقعی اگه از کوس دادنات داری بنگار وگرنه،از تخیلاتت هرچی بگی،نظرات دوستان شامل حالت خواهد شد…

0 ❤️

778241
2020-11-23 02:27:23 +0330 +0330

در مورد داستان ک مزخرف بود نظری ندارم. ولی سفت شدن سینه و درد و بداخلاق شدن و اینارو ندارن بعضیا. یا اگه دارن چن سری یه بار دارن.

0 ❤️







Top Bottom