گیر کردن لامپ در کسم

    1398/7/16

    سلام
    من تانیا هستم.دختری از دیار ... در استان فارس.
    جالبه بدونید با اینکه من پورن استار نیستم اما تقریبا همه تو تمام دنیا فیلم کس منو دیدند.
    بله درست حدس زدید، من همون دختری هستم که چند سال پیش موقع خودارضایی با لامپ، لامپ توی کسم گیر کرده بود و منو بردن بیمارستان و از عملیات درآوردن لامپ از توی کسم فیلم گرفتند و همه جا پخش شد و آبروم رفت. البته خوشبختانه چون توی فیلم قیافم معلوم نبود، غیر از کسانی که منو میشناختند و درجریان قضیه بودند ، کسی نفهمید که این فیلم از کس من بوده ولی خوب همون چند نفر هم کافی بود که من برای یک مدت طولانی دچار افسردگی بشم و کلی دهنم سرویس بشه.
    حالا میخوام براتون داستان اون شب رو تعریف کنم که چی شد که لامپ رفت توکسم.
    اول بگم من قبل از اون قضیه نامزد داشتم و نامزدم پردمو زده بود ولی نامزدیمون به هم خورد و من موندم با یک کس پاره.
    بعد از اون مرتب خودارضایی میکردم و گاهی با مریم و پریسا دوتا از همشاگردیهام که تو شهر شیراز هم خوابگاهی بودیم لز میکردم.
    آخه من تو شیراز دانشجو بودم و از اونجا تا شهرمون سورمق سه ساعت راه بود و من برای راحتی بیشتر خوابگاه گرفته بودم.
    اون شب قرار بود با مریم و پریسا برنامه داشته باشیم.
    شب که شد هردوتاشون اومدن و شروع کردیم که یهو پریسا یک لامپ سوخته که از توی راهرو باز کرده بود آورد و گفت کی میتونه اینو بکنه تو کسش؟
    مریم گفت کثافت میشکنه کسمونو جر میده ها
    پریسا گفت من میکنم ببین و خیلی راحت لامپو کرد تو کسش و عقب جلوش کرد و کلی حال کرد تا ارضا شد. اون موقع فهمیدم چه کس گشادی داره.
    بعد پیش خودم گفتم حالا که اون میتونه حتما منم میتونم دیگه.
    گفتم پریسا جون تو منم میکنیش؟
    پریسا گفت آره تانیا جان. بیا حسابی بهت حال بدم
    مریم روغن زیتون آورد و در کسمو چرب کرد و پریسا لامپو با فشار کرد تو کسم. فکر کنم کسم پاره شد چون خیلی سوخت و درد گرفت اما بالاخره رفت تو.
    مریم اومد سرلامپو از دست پریسا گرفت و داشت عقب جلو میکرد که یهو قسمت فلزی سر لامپ چون لامپ سوخته بود کنده شد و موند تو دست مریم و قسمت شیشه ای لامپ تو کس من گیر کرد
    هم من خیلی ترسیدم هم اون دوتا.
    اگه لامپ تو کسم میشکست بدبخت میشدم چون اون تو رو جر میداد و دهنم سرویس بود.
    اون دو تا کثافت سریع لباسشونو پوشیدن که فرار کنند و من که نمیتونستم تکون بخورم با کلی التماس ازشون خواستم که لا اقل به اورژانس زنگ بزنند و بعد برن.
    اونها هم به اورژانس زنگ زدند و در اتاقو باز گذاشتند و گفتند به حراست دم در پایین میگیم پات شکسته که بذاره اورژانس بیاد تو
    اونها رفتن و نمیدونم به کی چی گفتن که ظرف ۵ دقیقه اتاق پر آدم شد و همه منو تو اون وضعیت دیدند و چقدر مسخرم کردند و به من خندیدند.
    بعد نیم ساعت اورژانس رسید و منو به بیمارستان منتقل کردند و باقی قضایا و نحوه خروج لامپ از کسم رو هم که حتما تو فیلم دیدید. فقط خدا رو شکر که لامپ تو کسم نشکست وگرنه اون تو پاره میشد و من بدبخت میشدم.
    نکته جالب این بود که همونطوری که تو فیلم دیدید پرسنل اتاق عمل کلی منو دعوا کردند و مسخرم کردند و مثلا اگه یادتون باشه میگفتند چه بویی هم میده.
    آخه یکی نیست بهشون بگه تو کارتو انجام بده دیوس ، چیکار به کس من داری؟ من دوست دارم لامپ بکنم تو کسم. به توچه؟
    اما واقعا روز بدی بود و آبروم در سطح بین المللی رفت.
    اما توصیه ای که به خانمهای عزیز دارم اینه که لامپ نکنید تو کستون که خیلی دردناکه و به آقایون هم توصیه دارم که لامپ تو کس خانمها و یا زیدهاتون و یا جنده هایی که بلند میکنید نکنید چون ممکنه لامپ بشکنه و دهنشون سرویس بشه. پیامم برای مریم و پریسای کس گشاد هم اینه که کاریو کا ازش مطمئن نیستید نکنید که موجب بشید یه ملت کس یکی مثل منو ببینند و آبروم بره.


    نوشته: تانیا

  • 5

  • 50




  • نظرات:
    •   Mohsenmirs3
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اول


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،4 روز
      • 33

    • قبل فش دادن به این داستانایه آبدوغ خیاری باید اون کسی که میگه اولو گرفت بهش تجاوز کرد بعد اعدامش کرد آخه احمق صف نونوایه که سبد گذاشتی میگی اول؟! فاذاماذا یا حبیبی!!!!!


    •   Psycho369
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • اسم واژه ی طنز رو به لجن کشیدی


    •   تخم هایش
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • کص نمک :/

      کوتاه خلاصه و مفید


    •   Mexixor
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • امشب داستانا یکی از یکی تخمی تر (dash)


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،4 روز
      • 16

    • از طرز نوشتنت معلومه پسری و یه ملجوق بیمار به نظرم هنوز لامپه تو کونت مونده وقتی هم زیاد به خودت فشار میاری خاموش روشن میشه الانم اتصالی کرده داری شعر از نوع چرت و پرتش میگی یه دکتر اعصاب و روان خوب مراجعه کن آفرین...!


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،4 روز
      • 16

    • حالا از فردا اونایی که خیار و گازفندک و اسپری و کمک موتور و اینا از توشون در آوردن و فیلمشون در اومد هم میخوان از دلاوریا و رشادتاشون بنویسن!
      ای خدا..چه شود!


    •   عشقبازمست...
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • مغزتو گا ییدن خخخخخ


    •   man 21
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • یعنی دیگه ادمین واقعا سایتو به تخمش گرفته این کس شعرا چیه اپ میکنی


    •   nima_rahnama
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • (dash) (dash) (hypnotized)


    •   lovely_grl
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • پس بگووووو اون دختره ک فیلمشم بود چارتا دکتر با انبر دست و آچار فرانسه داشتن لامپو ازش بیرون میکشیدن تو بودی


    •   vitamin4rooh
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • (dash) (dash)


    •   shahx-1
    • 1 هفته،4 روز
      • 15

    • تو سریال ........ یه گروه دانش اموز رو از انگلیس اورده امریکا یکیشون مسلمون بود به اسم انوار!! وقتی فهمیدن مسلمونه بردن سوراخ کونشو با یه میله کلفت که سرش دوربین داشت بررسی کردن موقع در اومدن از گمرک خانم معلم به انوار که در حال لنگیدن بود گفت مهم اینه که کینه به دل نگیرید و بدونید که از این جریان هم مثل هر چیزی میشه یه درس گرفت!! انوار مادر مرده گفت اخه چه درسی؟؟ بمب تو کونمون فرو نکنیم؟؟؟ (biggrin)
      قضیه این شاسمیخه مثلا فکر کردی اگر تو این مزخرفاتو نمیگفتی همه ما لامپ به دست منتظر بودیم که به فرمان یک دو سه شیخ ممد همگی همزمان بکنیم تو کونمون؟؟ (biggrin)


    •   سیاه_مشق
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • هرگز نشه فراموش لامپ اضافی رو شافتش نکنید ،


    •   Minow
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • چرا همه دیس لایک کردن ؟؟وای من ک انقدر خندیدم خیلی باحال بود دست ب قلمت تو طنز خوبه بازم بنویس
      وای فقط اونجاش ک گفتی سر فلزی لامپ جدا شد جر خوردم


    •   Bella_ragazza
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • دفعه بعد داستان گیر کردن رول پلاکو تعریف کن (rolling)


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،4 روز
      • 16

    • عجب آشغالهایی پیدا میشن که درباره ی کسی که یه اشتباه کرده و بعدش از ناراحتی خودکشی کرده داستان به اصطلاح طنز مینویسن و فکر میکنن خیلی خوب نوشتن و قراره کلی تشویق بشن.اما نمیدونن قراره دوستان کل لامپهای دم دستشون رو فرو کنن تو کس و کون خواهر و مادر بنده خدای خود بامزه بین کنن.امیدوارم بیمارستان نزدیک باشه تا لامپهای فرو رفته به اهل بیت و شخص خودت نشکنه آقا پسر.
      دیسلایک


    •   royaei
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • واقعا از مطرح کردن این داستان چی عایدت میشه ؟
      این داستان یادت بمونه و مطمن باش یه روزی یه جایی تاوان خواهی داد ؛
      چرت بود هم نگارشت هم موضوع ؛
      علی رغم میل باطنیم ؛
      موفق باشی


    •   m...h...a...
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • آقا ما خودمون رو گاییدیم از بس گفتیم خانم یا آقایی که بلد نیستی طنز سکسی بنویسی لطفا خواهشا ننویس...شماها توهم اینو دارید که مهران مدیری شهوانی هستید در حالیکه پشم اون هم نیستید...
      نکته بعدی اینکه دخترک جنده کونی...لز کردیم و گی کردیم و اینا نداریم...این اشتباهه..داستانت توهین مستقیمی بود به مردم استان فارس و زنان همجنسگرای عزیز...دیسلایک


    •   Mr.masoOd
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • مرز های کس گفتن جا به جا کردی


    •   Hooman.esf.59
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • داستان که هیچی، ارزش نداره اصلا در موردش چیزی بگم
      از اول داستان خنده م گرفته به کار ادمین که مثلا خواسته هنر به خرج بده و داستان و در سالروز این اتفاق آپ کنه
      بابا وارد
      بابا اینکاره
      بابا حواس جمع
      موش بخوره تورو که اینهمه خلاقیت داری.


    •   q38
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • می گن اونایی که از تو فیلم گرفتن همه اخراج شدند از بیمارستان راسته


    •   rezahot1981
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • لامپ توو کونت شکسته بود بهتر بودتا اینکه این مزخرفا مینوشتی جقی بدبخت، بگذریم و اما اون دختر عقب مونده بود بدبخت جقی،سفره تخیلات و کسشعرای ذهن ملجوق مریضتا برو جای دیگه پهن کن کونی خ. ار کسه


    •   arash.abi
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • سلام
      جالب بود. ما یه دوست دختر داشتیم تو اتاق عمل کار میکرد. یچیزایی تعریف میکرد شاخ درمیاورد. طرف نوشابه یک و نیم رو کرده بود تو کونش.. ماله شما که یه لامپ دویست وات بیشتر نبود...
      یاد اون بابایی افتادم که میگفت
      داشتم با یه خارجی چت میکردم گفت ماله کجایی گفت ایران
      گفت اهان داعش؟
      گفتم نه داعش ماله سوریه وعراقه، ما ایرانیم کنارشون
      گفت اهان لامپ
      گفتم نه نه همون داعش


      یعنی درسطح جهانی مطرح شد این قضییه


    •   nasrin1980
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • شاهد سطوح جدیدی از توهم در بین هم وطن هامون هستیم


    •   Hooman.esf.59
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • بله پرسنل اون شیفت اتاق عمل اخراج شدن درسته.


    •   charles23
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • خدا لعنتتون کنه مدتیه اول میام کامنتا رو میخونم بعد داستانو .پیشنهاد میکنم موضوع رو بدید کامنت بذارن بعد براساس کامنتا داستان بنویسید ای خدا .یکی لامپ یکی اسپری یکی خیار ...........نهضت ادامه داره


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 هفته،4 روز
      • 10

    • گر می نخوری طعنه مزن مستان را
      گر دست دهد توبه کنم یزدان را
      تو فخر به این کنی که من ، می نخورم
      صد کار کنی که می غلام است آن را


      امیدوارم لامپ مغزمون هم روشن بشه یه روزی


    •   Caboos1
    • 1 هفته،4 روز
      • 8

    • ظاهرا اون بنده خدا خودکشی کرده
      آدم چقدر باید پست باشه که داستان رو بدونه بعد تمسخر کنه
      همه ی ما اشتباهاتی داریم که اگه فاش بشه قطعا یه آدم زنده رو زمین نمی مونه خدا ستارالعیوبه منتهی یه سری کسکش مثل تو پیدا میشن که راز طرف رو مثل این بنده خدا فاش میکنن
      منتظر باش که اگر اون دنیایی هم نباشه قطعا این دنیا دار مکافاته


      حالا برو یکی از پروژکتورهای استادیوم شهرتون رو تو کونت کن خوب به کارت فکر کن


    •   رضاکافر
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • ریدی به واژه طنز و مخلفاتش.فقط مواظب باش لامپ میکنی تو ماتحتت روشنش نکنی یهویی که کل صورتت نورانی میشه با پس زمینه عن


    •   سنگ سرد
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • اینقدر کس نمکی که دوست دارم خیارمو بمالم تو شیارت . کیرمم تو دهنه اون ۴ نفر که گوهکاریتو لایک کردن


    •   Sexybreasts
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • disSsSsSs paRe poReyeee gosHadeee poKideeeee (rolling)


    •   bn1380
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • گوه نخور


    •   خوشگلخانم
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • چندش کسیف


    •   Sam1297
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • تاباو پسری میگم تو همون کسخله نیستی که هندونه میکردی


    •   Hardcoreman
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • کیر مسعود روشن پژوه تو کیونتتتتت‎:D


    •   ashkaanm
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • تانیا قهرمان ملی ..!


    •   کوسلیس۲۰
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • یاد اون فیلم قدیمی ایرانی افتادم که به دختره وقتی میخواست بکنتش میگفت میخوام لامپتو روشن کنم دختره هم میگفت من از خدامه خخخخخخ


    •   demonKing1998
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اخه کیر سگ سرطانی تو کونت پلشت پنج ساله میام شهوانی داستان کیری تر ازینم دیدم ولی کونم نمیکشید اکانت بسازم بیام کص بگم ولی فوش ندادن به تو کفاره داره پسر جون اول کیر بابا برقی تو کونت بعد لامپ ۱۰۰ و در نهایت مهتابی اگه دستم بهت برسه لامپو میکنم تو کونت بعد از خایه به سقف اویزونت میکنم


    •   شب_گرد_تنها
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • یکی درب کارخونه گلنارو ببنده مغزه جوونای مملکت به گا رفته اساسی!


    •   Scott12
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • دفعه بعدی که اینکار رو کردی دستت رو بکن تو پریز کست نورانی بشه بگن معجزه شده و بهت ایمان بیارن. باشد که رستگار شوند.


    •   Golden0007
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • خیلی لجنی
      بیناموسی خصلتته
      اخه لاشی اون دختر ابروش رفت
      کی میخواد اینجوری ابروش بره
      اون بدبخت حداقل جنده نبوده و داشته اینجوری حال میکرده
      برو کونتو بده بعد بگیرن تو کونت یامپ بکنن بعدم فیلمت پخش بسه تا بفهمی بدشانسی یعنی چی


    •   توت.فرنگی
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • عزیزم توی سورمق هیچی اسم بچه اش رو تانیا نمیگذاره،سورمق یک شهرستان کوچیکه که نهایتش کبری صغری داشته باشه!چه غلطا


    •   Koshti.pars
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • تانیا یه پیام دارم برات ???:
      بیا سر چهارراه وایسا لامپ به دست تهش سیم ببیند بکن تو موهات تند تند بمال بعد از چند دقیقه لاممپ روشن میشه
      هرکی دست زد لامپ رو بکن تو کونت
      بعد بلندت میکنه میبره میکنه
      با تشکر


    •   mohamad 1370
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • منم عمو جانی ام


    •   سعیدsaman
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • بیا یه داستان واقعی ام که هست فحششون و باید بدن خو لامصبا دیوث چه مرگیتونه فیلم اینو که کل ایران دیدن شماهاملجوقین که فقط فحش یاد دارین بنویسین


    •   Long.dick
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • (dash) (rose)


    •   amir2kir
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • عزیز مگه من مرده بودم میومدی مشهد به خودم میدادی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو