گی با اصغر

    1398/6/29

    سلام دوستان این اولین باریه که داستان مینویسم واقعی بودنش او میسپارم به خودتون ماجرا از اونجای شروع شد که در دوران بچه گی ما زیاد بچها رو دستمالی میکردیم اون موقعها که زیاد وارد نبودیم درحد لاپای او درمالی فقط میخواستیم روی طرف او کم کنیم که مثلا کونت گذاشتیم خیلی هارو به روشهای مختلف کونشون گذاشتیم یعنی همون لاپای فقط من یه پسر عمو داشتم به اسم اصغر خودم به اون میدادم اونم به من هرجاکه فرصت میشد بهم میگفتیم بیایکم دیگه خودمون میدونستیم یعنی چی نوبتی یااول اون یامن ولی من دوست داشتم اول بکنم بعد اون چون دوست داشتم موقع دادن ابم بیاد اولاش که ابی درکارنبود گذشت تااولین باری که توی دادم یعنی کیرش رفت تو سولاخم تو کوچه باغ بودیم وقتی کرد توش یه دردی داشت که نگو نتونستم تحمل کنم لاپای زد موقع لاپای هم کیرش میخورد به تخمام خیلی حال میداد این ماجرا گذشت ماشبهابیشتر موقعها خون هم دیگه میموندیم که وقتی همه میخوابیدن تازکار ماشروع میشد اول یکم هم دیگرو انگشت میکردیم بعد نوبتی تبق معول اول من میکردم بعد اصغر که دوست داشتم ابم میاد یه کیر تو کونم باشه من بیشتر حس مفعول بودن او داشتم گذشت تایه شب اصغر به من گفت ساک بزنیم که تاگفت رفت زیر پتو شروع کرد به ساک زدن خیلی حال داد بعد نوبت من شد دیگه تو سکسهامون ساک هم اضافه شد تا گذشت اصغر زن گرفت چند باری من مجبورش کردم که بیاد منو بکنه که بیشتر حمام عمومی میرفتیم که یه بارهم براش ابشو ریختم دهنم که خیلی شور بود بعد از اون من چند نفری رو که بچه کی خودم کونشن گذاشتم او به بهونه شب بریم پیش هم بمونیم خونه خالیه رفتیم که اول معمولی بود بعد که یکم میگذشت یه فیلم میزاشتم صوپر بعد خودم میرفتم حمام که بدنمو خوب تمیز میکردم بعد رودهامو همینطور که میومدم میگفتم بیا یکم ماساژ بده مثلا که خسته ام فقط حوله تنم بود اونم میومد اول بالا تنمو ماساژ میداد که من میگفتم پاهام رو هم ماشاژ بده اونجا میشد که میگفتم حوله رو بردار تا راحت باشی اون هم که این صحنه رو میدید دوزاریش میافتاد چه خبره اول فکر میکرد من میخوام بکنم میترسید که وقتی ماساژ میداد میگفتم وستشو اوهم ماساژ بده که خیالش راحت میشد اولیش حامد بود که هم کیر کلفت هم کمرسفت داشت یعنی راحت یه ساعت او میکردهرمودلی که فکرشو بکنید دوستان اگه خوشتون امد بگید داستان حامد وبقیه کون دادن هامو بگم ممنون از این که وقت گذاشتید
    نوشته: محمد

  • 6

  • 24




  • نظرات:
    •   Hardcoreman
    • 4 هفته
      • 3

    • دیس اول تو کونت


    •   بچه-ای-خوب
    • 4 هفته
      • 7

    • بازهم یک کون کونک بازی شد گی!
      اینها کون ی بازی هست نه گی چرا نمیخواهید بفهمید!


    •   Boy0513
    • 4 هفته
      • 5

    • عنم گرفت (biggrin)

      ننویس ! برو اصغر داره صدات میزنه ..


    •   Saeed_love1996
    • 4 هفته
      • 3

    • هنوز اب نداشتی بعد تو سکس هاتون ساک اضافه شد اصغر زن گرفت


    •   hamid30gari
    • 4 هفته
      • 5

    • محمد جان اونایی که میگن صد در صد راسته آدم هرجور تلاش میکنه نمیتونه خودش رو قانع بکنه چه برسه به تو که میگی راست و دروغش با خودتون و فازه کلیده اسرار برداشتی.
      اون موقع که بچه بودید؟من همین دو سه خط اول رو خوندم احساس کردم یه بچه ده ساله نوشته.
      مهدی پاشنه طلا جان روز موعود نزدیک است انشاا... و به لطف خدا دیگه از شنبه این ممد کوچولو و دوستاش میرن مدرسه.
      فقط عمویی رفتی مدرسه گریه نکن دماغتم با روپوشت پاک نکن.آفرین عمو جان.
      واسه اینکه دلتم نشکنه به دوستان میگم فکر کنن داستان راسته.اون داستان رو میگما اینکه کستانه (rolling)
      موفق باشی.تابستون بعدی میبینیمت.
      جیش بوس لالا


    •   lovely_grl
    • 4 هفته
      • 2

    • استفاده از او به جای حرف ربط "و" باعث میشه فکر کنم منتظری یکی از پشت اوپن درآد انگولکت کنه توهم پراسترس مدام ب او اشاره کردی


    •   M.s.n.p
    • 4 هفته
      • 1

    • کصخله کونی (erection)


    •   j364653
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • چجوری بدم خصوصی این داستان نویس


    •   Clay0098
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • امشب و دیشب داستان ها خیلی بد بودن.خیلی
      نه لاولی گرل چیزی نوشت،نه مهران نه نیوشا نه سپیده نه سامی نه....
      فقط سعید داستان داشت که خب اونم کم بود.
      البته ادمین مقصر نیست بلکه نویسنده خوب کم شده و خواننده ها زیاد.قلم به دستای خوب هم کم کار
      انصافا داستان مینویسید حداقل ۱۰۰ خط برید جلو تا یکم لذت ببریم
      بببخشد ولی دیس لایک دادم
      امیدوارم بعدا بهتر بنویسید.
      مخلصم


    •   hunterxxxx
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • وجدانا افرادی مثل شما آبروی ما گی ها رو میبرن واقعا که


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • غلط دیکته ای ک هیچ وقت فراموش نمیکنم "تبق معول" و "صوپر" و "مودلی"
      دمت گرم ننویس
      دیسسس بیستم با عشق


    •   Amin.76.2020
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • خیلی ساده همراه با کلی غلط و مسخره. لطفن از داستانهایی که دوستان دیگه درباره اونها نظرات خوبی دادن ال
      گو برداری کنید تا دفع بعد وقت ما تلف نشه


    •   Papyon97
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • گی از کرج میخوام کیرشو بخورم


    •   charles23
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • دنبال مشتری واسه کونت میگردی یک خط کافی بود چقدم خوشحاله اصغر میومده اکبرشو میکرده تو کون نگارنده محترم


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • اول از همه بگم که دیسلایک۲۴ رو من توی کون گشادت فرو کردم اوبی..منظورت از صوپر سوپر بود دیگه؟؟یا مدل رو نوشتی مودل...اولا که کیرم تو سواد نداشته ات..دوما من که خودمو گاییدم آقا اینکارایی مثل تجاوز و پدوفیلی و غیره اسمش گی نیست..ولی تو جاکش اومدی نوشتی گی با اصغر؟؟کیرم تو کونت بچه کونی..دیگه ننویس


    •   arshiaar
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • همه اصغرا گی ان و بکن واقعا عجیبه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو