گی با دوستم علی

    1396/6/25

    سلام من مهدی هستم 19 ساله از شیراز
    داستان از آن جایی شروع شد که پشت تلفن به دوست صمیمیم اقا علی گفتم میایی رل بزنیم گفت اره و عکس من رو گزاشت توی پیج اینستاگرامش با کپشن بهترین رفیق زندگیم
    منم گفتم دیگه قبول کرده و چت میکردیم یک ماهی و دل میدادیم قلوه میگرفتیم
    تا این که پدر شوهر خالم به رحمت خدا رفت و من تنها شدم تو خونه شب اول رو تنهایی سر کردم فردای اون روز که بهش خبر دادم که اقا جعفر فوت کرده گفت تو که نرفتی گفتم نه
    گفت تا عصر کار دارم عصر میام پیشت
    عصر شد و نیومود حدودای ساعت 11 شب دیدم دارن در میزنن رفتم در رو باز کردم دیدم علی جونه که رفته اریشگاه و خوشتیپ شده بود"تو پرانتز بگم که یک سال از من کوچیک تر بود"چون قبلش زنگ زده بود گفته بود شام مهمون من هستی دیدم تو دستش دو تا جعبه پیتزا هس و من از دستش گرفتم و وارد خونه شدیم
    فیلم گشت ارشاد دو رو ندیده بودیم از کلوپی خریده بود و گفت بزار رو تلوزیون تا نگاه کنیم
    شام خوردیم و فیلم دیدیم ساعت حدودای دو بود گفتم پاشو تا بریم بخوابیم
    قبول کرد و رفتیم تو تخت بهش گفتم نمیخوای لباساتو عوض کنی راحت باشی گفت آره گفتم برو سر کشوم هر جی میخوای بردار و بپوش شلوارشو که درآورد دوتا نور افکن سفید بدون مو زد بیرون
    گفتم نمیخواد شلوار بپوشی ازاد باش منم برا این که غریبی نکنی لباسامو درمیارم
    کیرم داشت از جاش میزد بیرون تا شلوارم درآوردم گفت شق کردیا کلک
    گفتم اره چیکار کنیم کسی رو نداریم گفت غمت نباشه نمیزارم تا صبح بخوابی
    لباسامونو در اوردیم لخت اتفتادیم رو تخت گفتم من برم اب بخورم بیام رفتم و برگشتم دیدم کون سفیدشو قلمبه کرده تا منو دید گفت یالا میخوام به بهترین رفیق دنیام ی حال اساسی بدم هر چی از کونش بگم کم گفتم منم از پشت بغلش کردم و گردنشو خوردم و لب اساسی گرفتیم و گفتم ساک میزنی گفت اره دراز کشیدم روی تخت و ی جوری ساک میزد انگار ماهرترین پورن استاره بعد از دو دقیقه گفتم کافیه به حالت اول برگرد و کونشو قلمله کرد منم اول دو سه بار با انگوشت کردم تو کونش صدای اه و نالش بالا رفته بود بعد ی دقیقه ور رفتن با کونش کیرم وارد کونش کردم تلمبه میزدم صدای نالش بیشتر شد و هی قربون صدقم میرفت بعد از پنج دقیقه تلمبه زدن گفتم میخوری یا بریزم تو کونت گفت بریز تو کونم میخوام ابنت بشم منم ابمو ریختم تو کونش و بعد از دو سه دقیقه که هیچ چیزی نفهمیدم بلند شدیم گفت من میرم حمام لباس و حوله وردار بیا
    رفت حمام و منم رفتم و ی بار دیگه زیر دوش برام ساک زد و خودمونو شستیم اومدیم بیرون و خوابیدیم .
    کاملا داستان راست هست و فوش ندید


    نوشته: مهدی

  • 7

  • 7




  • نظرات:
    •   sam47
    • 1 سال،9 ماه
      • 1

    • کیونی شدنت مبارک


    •   ALIREZA.SHZ8
    • 1 سال،9 ماه
      • 1

    • منم شیرازم :)


    •   Mr.hon
    • 1 سال،9 ماه
      • 1

    • ک.س ننه ت..شب بخیر


    •   PayamSE
    • 1 سال،9 ماه
      • 2

    • دوتا نورافکن سفید بدون مو...
      تشبیهاتت تو حلقم متی جان


    •   Saharsiib
    • 1 سال،9 ماه
      • 1

    • اییییی بچه های شیطون !!! فقط دست به گاز نزنیناااااا.. آفرین


    •   Sasy_78
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • داستان هیچ
      کیر تتلو تو کون اون شیشتایی که اینو لایک کردن!


    •   kamran_gold
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • دار يم مي ريم سمت قوم لوت انگاري
      حد اقل اگه واقعيت هم نداشته باشه ذهنيتش و ايجاد مي كنه كم كم
      همونطور كه از دختر كردن شروع شد و زن شوهر دارو گذشت و سكس با محارم تا به اينجا رسيد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو