گی با فامیل مدیر

    1394/11/28

    سلام
    بی مقدمه میرم سراغ داستان که گی هست
    اسمم اشکان 25 سالمه و این داستان واسه پارساله که واسه کاراموزی رفتم به یه شرکت کامپیوتری
    داستان از اونجا شروع شد که 1 هفته بعد از رفتنم مدیرمون که به مرد مسن بود گفت یه فامیل داریم کلی باش رو در واسی دارمو لب تاپش مشکل داره نمیرسم برم گفت با آژانس برو پولم بت میده منم پاشدم رفتم حدودا ساعت 12 ظهر بود که رسیدم اونقد ر گرم بود که خیس عرق بودم زنگ خونه رو زدم دیدم درو زدو گفت بی زحمت ط 2 رفتم بالا دیدم یه مرد حدودا 34 35 ساله با شلوارک و رکابی درو باز کرد از حرف زدنش فهمیدم خیلی وقته ایران نبوده به زور به من میفهموند مشکل لب تاپش چیه...
    سرتونو درد نیارم تا اومدم درابوراشو دانلود کنم و نصب کنم مدیرمون زنگ زد خونش کلی از من تعریف کرد که داره لپ تاپمو درست میکنه و....
    تقریبا کارم تمام شد که گیر داد من اینجا رو بلد نیستمو میخوام برم دربندو از این حرفا بعدم تلفن منو گرفت
    شب ساعت 11 بود یه اس ام اس اومد GAY؟ منم حدس زدم اونه اما جرات جواب دادن نداشم گفتم یه وقت تابلو میشه جلو مدیرمون تا صبح که رفتم شرکت مدیرمون تا منو دید گفت این فامیلمون میگه قرار بوده امروز واسش نرم افزار ببری زنگم زده جواب ندادی منم سوتی ندادمو جلو خودم زنگ زد به فامیلشون گوشیو داد به من تا گفتم سلام گفت جلوی امیر چیزی نگو فقط بگو نرم افزار میخوام بیا اینجا منم شوکه شدم قطع کردم اومدم بالا فهمیدم راست کرده واسه کونم منم بدم نمیومد اما میترسیدم از مدیره
    انقدر حشری بودم که دلمو زدم به دریا رفتم خونه یه دوش گرفتم و کلا شیو کردم و رفتم خونشون زنگو که زدم هول شده بودم تا برم بالا همش نفس نفس میزدم درو باز کرد سلامو حالو احوال نشستم رفت شربت آورد منم تابلو نکردم ببینم خودش چی میگه که تا اومد نشست دستشو گذاشت روی رونم گفت گرمه پاشو یه شلوارک بردار بپوش بیا بهم یاد بره کاره اینو اونقد گیر داد پاشودم رفتم تو اتاق تا شلوارمو دراوردم اومد تو چسبید بهم منم هول شدم از طرفیم حشری فقط گفتم توروخدا امیر نمیدونه؟
    اونم کلی قسمو آیه که نه خلاصه خیالمو راحت کرد منم شرتشو در آوردم یه کیر سفید و دراز اما خیلی کلفت نبود شروع کردم خوردن خایه هاشو ساک زدن اونم فقط میمالوند رونمو کونمو حدودا یه نیم ساعتی ساک زدم منو بلند کرد گذاشت رو تخت اونقد لیس زد کونمو سوراخمو داشت آبم میومد خیلی حرفهای بود کرم زد به کیرشو پاهامو داد بالا آروم آروم داد تو منم که اصلا تو حال خودم نبودم اولش میسوخت اما حال میداد شروع کرد تلمبه زدن که من ابم اومد زد زیر خنده که بدت نمیومد و جواب نمیدادی اس ام اس منم لال شده بودم بدنم میلرزید سریع برم گردوند خوابید روم و شروع کرد تلمبه زدن منم دعا دعا می کردم زود آبش بیاد نمیدونم چی خورده بود یه 20 دقیقهای کرد و دراورد آبشو ریخت رو کمرم افتاد روم منم دیگه جون نداشتم سوراخم زوق زوق میکرد پاشدیم رفتیم حموم و اومدم خونه یه هفته تهران بود 3 بار دیگه سکس داشتیم تا رفت اما تو instagram میبینمش...
    ببخشید اگه بد نوشتم...
    نوشته: gay_002

  • 1

  • 0




  • نظرات:
    •   charlatan1375
    • 3 سال
      • 0

    • باز هم کاکتوس


    •   bax_qeshmi
    • 3 سال
      • 0

    • یک کونی هستی که داستانت با تخیلات کیری مخلوط کردی


    •   milad1ma
    • 3 سال
      • 1

    • منم یه بار وقتی داشتم یه پسر خوشگل رو میکردم، وسط کار ارضا شد..


    •   مهدی35
    • 2 سال،12 ماه
      • 0

    • کیرتوی کونت بااین داستانت کون گلابی (biggrin) (biggrin) (biggrin)


    •   مجید.پرمو
    • 2 سال،10 ماه
      • 0

    • سلام داستانت خيلي زيبا بود.ايكاش ميشد با هم آشنا شيم.به آيديم پی ام بدید.vahid_architact ياهو هست.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو