گی با نگهبان دانشگاه + چند نکته

    سلام . خاطره ای که میخوام بگم مربوط به دو هفته پیشه حدودا و واقعی هستش
    خودم آرمین هستم 20 ساله ، برای یه نمایشگاهی رفته بودم به یکی از دانشگاه های تهران


    صبح راه افتادم به سمت اون دانشگاه ، یه شلوار تنگ مشکی پوشیده بودم با تی شرت ، کارم تو غرفه ها تموم شد و داشتم میرفتم از بوفه یه ساندویجی چیزی بخورم . خریدم و رفتم روی پله لبه ی پله نشستم که بخورم .
    که دیدم چنتا نگهبان حراست یا حفاظت (؟) با یونیفرم مشکی هی رد میشن و کاراشونو میکنن
    منم فتیش خاصی به نگهابانا دارم نمیدونم چرا ؟ (؟؟)
    چشمم یکیشونو گرفت که حدود 40 سال میزد. قدش متوسط ولی بدن و چهره اش خیلی ورزیده و مردونه بود. موهاشم جو گندمی بود و جلوشم کم بود . منم طبق معمول انگشتاشو نگاه کردم ببینم مجرده یا نه ، که دیدم یه انگشتره عقیق طوری دستشه و گفتم ولش کن
    ولی خب چون خیلی جذاب بود هی نگاهش میکردم و تصور میکردم که کاش میتونستم باهاش باشم و ...


    خلاصه همینجوری مثه دیوونه ها نگاهش میکردم و ساندویج گاز میزدم و اصلا حواسم نبود که یهو دیدم نزدیک شد بهم گفت آقا پسر بیا پایین اونجا نشین این همه جا برای نشستن هست و .... لهجه هم داشت تهرانی نبود ولی نفهمیدم کجایی دقیقن.
    منم که شوک شدم یه لحظه بعد گفتم باشه و اومدم پایین سریع رفتم بعدش برگشتم نگاهش کردم چشم تو چشم شدیم ولی سریع برگشتم رفتم.


    گذشت ... فرداش با ماشین وارد دانشگاه شدم و میخواستم دم محل غرفه پارک کنم که دوباره دیدمش ولی این دفعه لباس فرمشو نپوشیده بود و راهنماییم کرد ک کجا پارک کنم.
    پیاده شدم و تشکر کردم ازش . اونم پرسید دانشجوی اینجایی ؟؟؟ منم که وقتی با کراشم حرف میزنم سریع خجالتی میشمو استرسی میشم و سعی میکنم بهش نگاه نکنم گفتم نه برای اینجا نیستم صرفا برا نمایشگاه اومدم


    اونم خندید گفت چرا نگاهم نمیکنی خجالت میکشی؟؟ :))) پسرای این دوره زمونه میخورن همه رو :)))
    منم گفتم اینجوریم دیگه .
    گفت اینجا جای وی آی پیه جات دادما :))) منم گفتم مرسی لطف کردین و اینا
    گفت فقط اگه اشکالی نداره شمارت رو بده بهم اگه یکی از کارکنا اومد بیای جاشو تغییر بدی
    منم دادم...
    رفتم کارامو کردم، داشتم برمیگشتم سمت ماشین که برم زنگ زد گفت الان شیفتم تموم شده برگرد سریع ببر تا نفر بعدی نیومده
    منم برگشتم دیدم دم ماشین وایستاده ، تشکر کردم ازش اونم خندید گفت آهان حالا شد میبینم ک خجالتت ریخت و فلان
    منم رفتم سوار شدم که برم از بس حواسم پرتش بود هی خاموش میکردم :))) برگشتم نگاهش کردم دیدم داره میخنده اومد دم در گفت میخوای درش بیارم اینجا یکم شیبش بده .
    منم قبول کردم . اومد نشست درورد بعد گفت اشکال نداره بیام تا دم در باهات؟؟ ( چون مسیر غرفه نسبت به خروجی دانشگاه خیلی دور بود و اتوبوس میخورد.
    منم گفتم حتما بیاین اونم سوار شد. تو راه گفت امروز یکی از همکارا نتونست بیاد من جاشو پر کردم وگرنه الان شیفتم نبود و روزگار بدی شده و خرجمون در نمیاد و اینا . منم که نزدیکش شده بودم خیلی هیجان داشتم و ی نگاه به اون میکردم یا نگاه به جلو . ی نگاه به دستاش ،
    گفتم بزار یه حرکت بزنم ببینم خودش دوست داره یا نه ، وقتی دنده عوض میکردم دستمو یواش بردم یخورده سمت شلوارش گذاشتم داشتم از خجالت میمردم که یهو دیدم دستشو گذاشت رو دستم :)))
    یه نگاه کردم دیدم اونم نگاهم کرد . گفت اینجا نه ... یه ذره قبل دم خروجی نگه دار انگشت بزنم بعد یخورده بالاتر از دانشگاه وایسا تا بیام
    منم اومدم خودمو به خریت بزنم گفتم برای چی وایسم کاری داریم مگه ؟ :))) یهو دیدم دستش گذاشت رو پام گفت از دیروز خیلی زل میزنی بهم . فک کردی نفهمیدم ؟؟ :))) اینجا نگه دار برو جلوتر میام الان


    منم رفتم وایستادم که بیاد . بعد لبخند زد گفت چطوری یکم از خودت بگو :)) فقط اول از هر چیز لطفا بین خودمون بمونه همه چی من اینجا آبرو دارم البته برای خودتم خوب نیست اگه کسی بفهمه که گفتم خیالت راحت


    داشتم از خوشحالی میمردم . گفت میتونی بیای خونمون الان ؟ زنم هم نیست کار میکنه . منم گفتم اوکی ولی الان شیو و اینا نیستما ، گفت اشکال نداره دفعه بعدی بهتر میشه مهم نیست خوشگلم


    آدرس داد رفتیم خونش.
    اروم درو باز کرد رفتیم تو ، لباسشو درورد که دیدم که چقد بو عرق گرفت :))) که البته بخاطر کارش بود که جنب و جوش زیاد داشت . بطوری که من که فتیش پا داشتم یکم چندشم شد و گفتم ولش کن پر رو نشه
    منم سریع رفتم دستشویی کونمو تمیز کنم و برگردم . که دیدم رو مبل نشسته لباسشم درورده بود با شرت سینه هاش پر پشم بود که خیلی دوست داشتم . رفتم نزدیکش لباسامو دروردم گفت جووون چه چیزی هستی تووو از زنمم بهتری


    پاشد نزدیکم شد و با دستش اول بازوهامو مالید بعد سینه هامو بعد رفت سراغ کونمو هی مالش داد . منم دیدم کیرش بلند شده شرتشو کشیدم پایین و به بهههه کیرش خیلی بزرگ نبود شاید 15 و 16 ولی حسابی کلفت بود .
    نشست رو مبل گفت یکم برقص برام ببینم با کونت. منم یکم تکونش دادم اونم دست به کیر جق میزد. رفتم نشستم رو زمین و شروع کردم به ساک زدنش که آهش درومد . وقتی تخماشو خوردم دیگه داشت میمرد از خوشی :))) کونشم رغبت نکردم بخورم گفتم حتما تمیز نکرده خوب.
    گفت جووون ببین اینجوری که تو میخوری الان آبم میاد برگرد اون کونتو جر بدم کس کش !! ( اولین بار بود که فحش میداد)
    منم خوشحال برگشتم که یهو یادم اومد کاندوم نذاشته سریع گفتم کاندوم بزار اونم گفت چی هست اصن ؟؟ (:/)
    براش توضیح دادم گفت من سالمم نترس ولی من دوست نداشتم حقیقتش یدونه دروردم گفتم باید بزنی نمیشه که با اکراه گفت باشه.
    انداختم تو تخت . به حالت خوابیده نشست روم و یه تف انداخت تو سوراخمو انگشت کرد یکم بعد یهو کیرشو انداخت تو کونم که دادم درومد گفتم باز نشده هنوز ، که یه چک محکم بهم زد گفت خفه شو جنده الان همه میفهمن !!! بعدشم دهنمو با دستش گرفت.
    منم که افتاده بودم زیرش دهنمم گرفته بود و نمیتونستم کاری کنم همینطوری کردم و بعد یه پنج دقیقه بعدش آهش درومد که فهمیدم آبش اومده تو کاندوم
    دستشو از دور دهنم باز کرد و افتاد اونور ، منم خب خیلی ناراحت بودم کهاینجوری کرد ، که اومد لپمو بوس کرد گفت مرسی گل پسر خیلی حال دادی بهم . حالا زودتر برو تا کسی نیومده . بعدن بهت زنگ میزنم یه سیگارم برداشت شروع کرد به کشیدن. حتی نذاشت یه دقیقه برم حموم


    من چنتا درس گرفتم ازین رابطه که شاید برا شما هم مفید باشه
    1- هیچ وقت صرفا بخاطر قیافه یا ظاهر به کسی اعتماد نکنید. ( بعضی وقتا هورموناتون میزنه بالا شاید ب هرکی تحریکتون کنه بخواید بدید ولی صبر کنید.)
    2- همیشه با هم رده و فرهنگ خودتون در ارتباط باشین. کسی که حداقل بدونین الفبای سکس رو بدونه
    3- هیچ وقت یهویی نرین خونه کسی ، یه قرار با هم برین بیرون ببینین اصن شعور کافی داره برا رابطه یا نه
    4- حتما کاندوم تو این مواقع همراهتون باشه شاید مثه این کیس ما خیلی عقب مونده باشه :)))
    5- دوباره میگم حتمن قرار بزارین که بیشتر آشنا بشین ، مثلا این مشخص شد که فرق تجاوز با رابطه رو نمیدونه کلا هرکاری دوست داشت میکرد. یه حمومم نرفت هی تند تند میخواست کارشو تموم کنه فقط


    نوشته: آرمین

  • 29

  • 14




  • نظرات:
    •   _deniz_
    • 1 هفته
      • 0

    • خوب بود گل پسر ممنون


    •   armin76armin
    • 1 هفته
      • 1

    • جقی اینارو مینویسی برای چی ذهنت پر از تصوراته جقیته
      خب برو یه جنده پولی بگیر بکن دیگه


    •   love.yavar500
    • 1 هفته
      • 0

    • اولین چراغ معرکه کون دادن تو روشن کردم دیس لایک .وچرا ؟چون دانشجو 20 ساله واینقدر بی ملاحظه وبادقت کم نوبره بخدا و حالا گیرم که هووسی شدی آمدیم با این حرکت یارو ایدزی وسوزاکی وسفلیسی فلانی داشت .خب بدبخت بیچاره به اصطلاح روشن فکر (H.I.V ) با کسی شوخی نداره خطره !خطره! خطر! حالا خود دانی .زودتر برو یه آزمایشی چیزی بده توصیه اکید من بهت عاشق کیرکلفت نگهبانها .


    •   armin76armin
    • 1 هفته
      • 0

    • کی رم ده نت با این داستانت ک وسک ش


    •   Atishi_gay1
    • 1 هفته
      • 0

    • ممنون از داستانت واقعا اینجوریه دوستان توجه داشته باشن


    •   sajadian
    • 1 هفته
      • 0

    • اصلا نمیدونست کاندوم چیه؟ !!!
      فانتزی


    •   z_erwin
    • 1 هفته
      • 0

    • در مورد نکاتی که گفتی کاملا هم عقیده ام باهات. خیلی درسته :)


    •   Alikooon
    • 1 هفته
      • 0

    • بیگ لایک ❤


    •   salarsuper233
    • 1 هفته
      • 0

    • من تو دستشویی دانشگاهم دادم به نگهبان کیرش ۲۶ سانت بووود خیلی چسبید


    •   مهدی35
    • 1 هفته
      • 0

    • حرفات کاملن درست ومنطقی هستش
      بهترین کارممکن روانجام دادی باخودت کاندوم داشتی
      بعدشم یه مواقعی وقت برای لاس زدن و به اصطلاح ور رفتن نیست طرف بخاطر وقت کم مجبوره توش کنه تا سری بعدی طلافیش رو دربیاره
      درکل ازدادن لذت ببری و موفق باشی


    •   Sexgayfucking
    • 1 هفته
      • 0

    • خوب و آموزنده بود


    •   Cheshm_abi_esf
    • 1 هفته
      • 0

    • چه بر سر نسل جوون مون داره میاد


    •   Alouche
    • 6 روز،22 ساعت
      • 1

    • از اون اظهارات فضلت ک تهس نوشتی خوشم نیومد ! چشم رعایت میکنیم اگه روزی خاستیم ک.. بدیم!!


    •   kokarostam
    • 6 روز،22 ساعت
      • 0

    • کثیف


      شاشیدم توی داستانت و ساندویچت. چقدر دوستان به خاطر کثافتکاریهایت برات نوشابه باز کردن. یعنی اینقدر که جمهوری اسلامی برای اسلام تبلیغ کرد به اندازه بچه‌کونیهای این سایت که برای کون دادن تبلیغ کردن نیست. واقعا مملکت را به گا دادید. شاشیدم به مرام و مسلکت. از داستانت فقط چند خط اولش خوندم.


      ها کوکا


    •   Zhazha
    • 6 روز،22 ساعت
      • 0

    • بچه ها هر کی خواست کون بده به نکات مهم بالا دقت کنه. دهنت سرویس


    •   shiraz-m-m
    • 6 روز،22 ساعت
      • 0

    • داستان که بشخصه برام اصلا جالب نبود اما چون چندنکته متذکر شدی که بنظرم درسته لایک دوازدهم خدمت شما


    •   Dash.akol
    • 6 روز،19 ساعت
      • 0

    • اخه کونی چرا واسه چارتا لایک ای اراجیفو سرهم میکنی .کیر ساندویچ فروشه تومغز کثیفت.


    •   sasan002898
    • 6 روز،19 ساعت
      • 0

    • .


    •   Cheshm_abi_esf
    • 6 روز،18 ساعت
      • 1

    • یعنی خارجیا با بچه شون که میرن بیرون ،پدره به بچه اش میگه ،پسرم من تو این دانشگاه درس خوندم ،چه استادهایی داشتیم ،چه خاطراتی دارم از این دانشگاه ،اینجا بود که شخصیت من شکل گرفت و تونستم به هموطن هام خدمت کنم
      پسرش میگه :پدر منم سعی میکنم راهتو برم


      اون وقت پدران آینده این سرزمین
      پسرم ،بدونی من تو این دانشگاه چه کون هایی دادم ،چه کیرهایی خوردم ،اینجا بود که فهمیدم کیر نگهبان ها از کیر باغبون ها و آشپزها و استاد ها و استاد یارها و کارمندان دانشگاه کلفتتره
      پسرش: پدر ، انگار یه ذوقی تو چشماته ،میخوایی بری یه کون دیگه بدی
      در همین حال نگهبان دانشگاه واسه این پدر و پسر دست تکون میده ،و پسر از خودش میپرسه ،چرا اینقدر بین خودش و نگهبان شباهت وجود داره و اینجاس که میفهمه فقط پدرش کونی نیست. مادرشم جندس ،جنده


    •   rapitven
    • 6 روز،13 ساعت
      • 0

    • کدوم دانشگاه اومدی


    •   Amir_78
    • 6 روز،12 ساعت
      • 0

    • از داستان خوشم‌ نیومد ولی توصیه های تهش خوب بود و ارزش یه لایک‌رو داشت


      در ضمن بهتر بود وقتی بهت گفت کسکش یکی میزدی زیر گوشش و میزدی بیرون از خونه (بخاطر ابرو و از نوشته ها مشخصه تو اپارتمان بودن و بخاطر همسایه ها نمیتونست کاری کنه)
      اولین اصل تو رابطه احترامه
      با همه چیزای دیگه میشه یجوری کنار اومد ولی احترام...
      )لاقل برای من)


    •   hector.gy
    • 6 روز،3 ساعت
      • 0

    • مرسی
      نکته هایی که یادآوری کردی مفیدوضروری بود
      خیلی ها مثل این مردک چیری ازرابطه گی نمیدونن.وکاملا حیوانی رفتارمیکنن
      عده زیادی هم عرضه وجذابیتی برای ارتباط با جنس مخالف ندارن دروغ میگن گی هستن تا اینطوری خودشونو خالی کنند
      اگه لذت بردن مفعول برای فاعل مهم باشه ومفعول-و ارضا کنه معلومه ازرابطه گی چیری می‌دونه وگرنه باحیوون فرقی نداره


    •   Saeidbokon2
    • 5 روز،12 ساعت
      • 0

    • واقعا برای چنین افرادی متاسفم که جامعه گی رو با همچنبن رفتاری مخدوش میکنن این نوع برخورد ها و این نوع رفتارهلی نسنجیده سریع باعث میشه فرد مقابل نسبت به طرفش که هیچ نسبت به تمامی افراد نظرشو عوض کنه و اکثر مشگلاتی که ما تو این روابط داریم اینکه تاپ های دیگه مشگلاتی رو ایجاد کردن و البته بات هایی هم داریم که مشگلاتی ایحاد میکن اما من به شخصه حساب هرفرد رو از دیگیری سوا میکنم امیدوارم دوست عزیز دیگه از این روابط نداشته باشی تو یه محیط امن و اروم با یه موزیک لایت درکنار پارتترت باشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو