گی تو تاسوعا ٩٧

    1397/12/12

    سلام یه داستان کاملا واقعی ..
    محرم ٩٧ تاسوعا یه حال دوطرفه.
    اسم های تغییر کردن...من فرهاد و رفیقم علی از استان چهارمحال وبختیاری...شهرکرد...اطراف
    اول از خودم بگم ...من ٢۵سالمه و ساکن یه شهری هستم که ١۴هزار نفر جمعیت داره ...این رفیقم علی ١٨سالش بود..
    علی همشهریم بود اما چندسالی بود که از شهرمون رفته بودن به یه استان دیگه...من با پسر دایی علی رفیق بودم و تو اینستا واسه پسرداییش که کامنت میذاشتم منو دیده بود و واسم پیام داده بود دایرکت...البته بنده خوشگل نیستم به نظر خودم اما دوستان میگن خوشگلم .
    کم کم خودشو تو اینستا معرفی کرد بعدتو تلگرام پیام بازی میکردیم ..عین دوتا رفیق معمولی تا اینکه عکس پروفایلش رو عوض کرد وعکس یه شکم وسینه از اون بدنسازیا گذاشت..فکر کردم خودشه اما گفت خودش نیست .من به شوخی گفتم نکنه همجنسگرایی که کم کم گفت اره و هی ادامه دادیم واز دوران بچگی هم و گی هامون گفتیم....علی یه رفیق داشت تو شهر خودشون که باهم سکس داشتن..کلی عکس از بد وسوراخ و کیر واسه هم فرستادیم وقرارمون بود که دوطرفه باشه موقع ملاقات.
    تا اینکه محرم اومد شهرمون با موتور رفتم سراغش و باهم رفتیم کلی گشتیم ورفتیم یه جای متروکه...
    کلی لب بازی کردیم و واسه هم ساک زدیم اما نشد ادامه بدیم..
    پس فرداش تاسوعا بود ما تو شهرمون بعدازظهر همه میرن روز تاسوعا سرقبرستون واین چیزا...به علی گفتم که ما حقیقت مکان خالی نداریم چون محرما همه اقوام از شهرهای دیگه میان ...شلوغ بود...اون گفت که احتمال داره خونه مادربزرگش خالی بشه بعدازظهر تاسوعا...
    که بعدازظهر بود پیام داد فرهاد خونه خالیه بیا..
    منم رفتم بعد ١٠دقیقه لب بازی گفت بخوااب ...خوابیدیم به صورت 69یه ساک درست حسابی زدیم و بهم گفت اول تو باید بدی..منم خوابیدم اما چون تا حالا رابطه نداشتم هر کاری کرد نتونست بکنه داخل ...گفتم پاشو حالا من بکنم تا بعد باز تو.
    خوابید یه تف زدم سر کیرم تا گذاشتم دم سوراخش فرتی رفت تو و میگفت درد داره ...دراوردم باز دوباره یه چندتا تلمبه زدم گفت نریزی داخل اما اینقدر داغ بود که ریختم توش..گفتم که علی با یه نفر توشهرشون سکس داشت واسه همینم راحت رفت توش...بعد رفت خودشا خالی کنه وبیاد...باز اومد منا بکنه هر کار کرد باز نرفت داخلم و لاپایی زد تا ابش اومد و ریخت تو دست خودش ورفت...بعدم یه لب دیگه گرفتیم و جمع وجور کردیم خودمونا و من اومدم چون امکان داشت یکی برسه وگرنه ادامه میدادیم ...الان اون شهر خودشه منم شهر خودم و ثانیه شماری برای یه سکس دیگه...ممنون که خوندین
    نوشته: فرهاد

  • 8

  • 19




  • نظرات:
    •   Mehrdadk5
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کصشعری بیش نبود?


    •   توت.فرنگی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • مغز نخودی که شنیده بودیم از اینجا اومده


    •   love.yavar500
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • نخونده دیس لایک (تاسوعا ) عرق خوراش وبچه بازاش و کون کنها به احترام امام معصوم تعطیل میکنند . اونوقت شما !!!!؟؟؟؟


    •   A922
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیر مردم چهارمحال و بختیاری تو کص ننت با این داستانت دیوص


    •   بوی.آب.محمود
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • افرین. احسنت. اصل اسلام همینه. از معاویه گرفته تا شاه عباس و سعید طوسی. عبادت شما در روز تاسوعا بالاترین عبادت ها بود جانم


    •   Mark.begovich
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • این کصشرا چیه مینویسی مجبورت کردن؟


    •   samsepg
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • سکس، هر نوعش، با هرکس، هر جنسیتی، در هر سن و با هر گرایش جنسی، باید ایمن باشه، توش رفتارهای پرخطر نباشه.


      سکس بدون کاندوم و ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   loverider
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • حداقل به اعتقاد دیگران احترام بذار .یکم شعور بد نیس


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • این فلک زده راست گفته ، تو روز تاسوعا نقش اسب حضرت عباس رو داده بودن به این ، بعد مراسم شمر میاد بهش میگه بیا بریم آبِ گوشت بدم بخوری و بعد هم بقیه داستان..
      ظاهرا شمر ملعون زیادی فشار داده


    •   sasan.kir.siah33
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • من نميدونم اين کسشعرا چيه مينويسن من خودم تو چهار محال کار ميکردم و بهتون بگم اينقد بدنشون بو ميده که از صد فرسنگي فرار ميکنيد.اگه قصد سکس با يه چهارمحالي رو دارين اول يکساعت تمام بايد زير دوش بذارينش و بعدش هم يه شيشه ادکلن بايد روش خالي کنيد. من نويسنده اين داستان تخمي تخيلي رو ميشناسم و هيچي هم بارش نيست


    •   Adli6027
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • (dash) (dash)


    •   koslis shirazi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود ادامه بده


    •   Sexgayfucking
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • عالیه اینجور سکسا


    •   shiraz-m-m
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • لطف کن دیگه همچین خاطرات تخمی رو با ما به اشتراک نذار گالیور،دیس لایک


    •   سهیل.جویا
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • چرت


    •   Jani2002
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کس و شعر تبق معمول


    •   Hadi200090
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • الان زمانش مگه مهم بود؟ اصلا تاسوعا نباشه آشورا باشه کیر تو ذهنیتت


    •   ninjayesyah
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • هدف این داستانا فقط خراب کردن ماه محرمه فک کنم این هفتمی باشه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو