گی رو تجربه کردم

    این خاطره برای آبان امساله
    برای جق یا داستان خونی مناسب نیس، یجور درد و دل و نصیحته...
    دو سه ماهی بود اومده بودم شهوانی، تو قسمت انجمن، میرفتم و تاپیک میذاشتم، یا تاپیکارو میدیدم
    یه سوال همیشه ذهنمو مشغول میکرد
    چرا انقدر فاعل؟!
    همه فاعل بودن، مفعولا هم فیک که نه ولی یا دنبال جاستین بیبر بودنو خیلی کلاس داشتن یا هم صرفا دنبال عکسو فیلم گرفتن.
    ولی اکثرا سن بالا، فاعل یا دوطرفه بودن که وقت زن گرفتنشون رسیده و هنوز دنبال مفعول سفید بیبی فیس زیر 18 هستن ولی نمیدونن ک اینجا ایرانه و مردمش اکثرا سبزه هستن... کاش پورن اروپایی کمتر میدیدن!
    بعد از چندین چت ناموفق و فیک تو تلگرام، که اکثرا بعدش پیاماشونو پاک میکردنو بلاک میکردن، یکی اومد گفت 21 سالشه، عکسیم داد از عیدش که تو اون عکس یه مقدار حالت مظلوم داشت که جلب توجه میکرد
    من حقیقتش نه بدم اومد نه خوشم اومد
    فقط میخواستم تجربه ش کنم، خسته شده بودم از جق و پورن...
    هربار که میرفتم بیرون، پسرای هم سنم یا پایینترو میدیدم ( 19 سالمه )، بعضیاشون خیلی ناز بودنو تیپشونم که دهه هشتادی طوری بودو خودتون بقیشو میدونین دیگ...
    میومدم خونه و اعصابم خورد بود ک چرا یکی از اینارو ندارم، که شبا کنار هم بخوابیم، اهل هارد نیستم زیاد، بیشتر لاو و بغل و بوسو رابطه میخوام تا بکن بکن!!
    دیگ خسته و درمونده بودم، هرکی اوکی میشدو میرفتم، و اینم اون شب اومد گفت خونشون نزدیک تجریشه و ساعتم 8 بود، گفت سریع بیا که من دمدمی مزاجم و اگ نیای ممکنه نظرم عوض شه، هی تحریکم میکرد برم ولی من جنوب تهرانم و با ماشین نیم ساعت بیشتر راه بود تا اونجا، به هر زوری راضیش کردم فردا صبح میام...
    شبش خوابم نبرد، همش نگران بودم، نگرانی های قبل از بار اولم که مشخصه چیاس، اینکه نکنه بزور بکنم، اینکه نکنه با رفیقاش کمین کرده باشن، اینکه نکنه بلایی سرت بیاره...
    صبح ساعت 6 رفتم دستشویی، صورتمو با تیغ اصلاح کردم. مرتب کردم خودمو، ادکلن زدم شد ساعت 7:10
    با تاکسی رفتم، 7:50 رسیدم اونجا، خیلی زیاد سرد بود منم کاپشن نپوشیده بودم، بعد پنج مین اومد، خیلی عادی و دوستانه رفتیم خونشون، نشستیم، چای و صبحانه آماده کرده بود، خونه هم که نشون میداد وضع مالیشون خوب بود. یک ساعتی حرف زدیم فقط ( شبش گفته بودم خجالتیم و همش حرف میزنم این خودتی که باید یخمو باز کنی ) تا اینکه گفت من برم حمام، رفت که خودشو تمیز کنه.
    قرارمون به دوطرفه بود ولی من نمیتونستم بدم، دوستم نداشتم، وقتی اومد گفت برو دستشویی کونتو خالی کن! گفتم نمیتونم. گفت برو خالی کن نتونستی هم عیب نداره اصراری نیست فقط تو بکن، خیلی اروم و منطقی نشون میداد منم از این ارامشش خوشم اومده بود. قبلش بهم یاد داد که باید ژل رو بزنی به سوراخت و انگشت کنیو فلان...
    منم بار اولم بودو بشدت آماتور بودم، رفتم، متاسفانه هرکاری کردم یه انگشتمم داخل نرفت، تا نصفه رفت و درد کرد، نتونستم حقیقتش...
    اومدم گفتم نمیتونم...
    هر کی بود میگفت پس برو خونتون ولی میدونستم این انقدی حشریه که کاری نداره به این کارا، دیشبشم فیلمای موز فرو کردن تو کونشو داده بود، حدس زدم زده بالا... تاحالا به گفته خودش نداده بود و فقط چیزای مختلف کرده تو خودش. کاندوم و تاخیری هم گرفته بود...
    رفتیم تو اتاق، دراز کشیدم رو تخت، دکمه رو باز کردم ولی خجالت میکشیدم و لپام گل انداخته بود، اینم ی لحظه رف یکاری کنه گوشیو داد بم یه گی پورن گذاشت برام ک راست کنم باهاش، منم یکم دیدم، از رو کنجکاوی رفتم تو تلگرامش، دیدم همش کانالای مذهبی و ادمای مذهبی، اونجا فهمیدم که با یه ادم مذهبی طرفم!!! البته خودشم یه چیزایی وا داده بود.
    خلاصه اومد و گفت سخت نگیر بابادرار، هی میگفت سخت نگیر! منم کم کم دراوردم، کیرمو یکم مالید گف راست شده خوبه.
    اونم در اورد، اون تازه شیو کرده بود، من هفته پیشش، ب جرات بگم دو برابرم مو داشت، خیلی زیاد، خیلی خیلی زیاد، حتی روی سینه پاش یه دسته موی زبر و پرپشت بود مثل ریش، من پیشش کم مو بودم، کلا بدنم موی پرپشت و پرتراکم نداره... اون سبزه بود من سفید سفید.
    تاخیریو زدم کاندوم رو گذاشتم و نشست روش، خیلی راحت رفت تو!قبلش حدس زدم کونش تنگ نباشع با توجه به فیلمایی ک داد از فرو کردناش!
    همون لحظه که نشست روش، یه پالس عصبی قوی اومد تو سرم، یجور لذت همراه با هول شدن!
    تو دلم گفتم اینم اون چیزی که دنبالش بودی، درسته اون کیسی که میخواستی نیس ولی در حد خودش خوبه...
    یکم بالا پایین رفت بعد خوابید من رفتم روش، خیلی عادی تلمبه میزدم، بینش 3-4 بار تاخیری زدم چون آبم زود میاد.
    بعد اون دولا شد، من شروع کردم وایساده کردن، محکم تلمبه میزدم صدای کشیدن شدن کاندوم میومد...
    بعد دو سه مین، خودم احساس کردم باید یکاری براش کنم، پاشد وایساد گفتم میخوام ساک بزنم، کیرشو آورد جلو، یه کیر 14 سانتی رو به پایین و خوب، گذاشتم دهنمو شروع کردم، مزه بدی نداشت حقیقتا! تمیز بود کیرش، صدای آهو نالش اومد، داشت حال میکرد...
    وسطاش هی سرمو تکون میداد میگفت دندون نزن، ولی من واقعا واقعا واقعا نفهمیدم دندون نزن یعنی چی ( ادا تنگارم در نمیارم) شنیده بودما یکی دندون میزنه ولی عملی نمیدونستم یعنی چکار میکنه
    بعد اومد خوابید پیشم، هر دو خسته بودیم چون شب بیدار بودیم، گفتم بیا یکم استراحت، وقتی خوابید بیشتر لذت بردم چون دنبال همین بودم، به پهلو خوابیدم پامو انداختم رو پاهاش، کیرشو گرفتم دستمو شروع کردم جق زدن براش، بعد اینم به پهلو خوابید، من از پشت کیرمو کردم داخلو محکم بغلش کردم، قفل شدیم تو هم، اون حالتو دوس داشتم، خیلی زیاد...
    بعد دوسه دیقه گفت بکن باز. پاهاشو اورد نزدیک سرش، با دستش گرفتشون، منم کیرمو مث اماتورا با زور کردم داخلو شروع کردم ب ادامه دادن، گفت گردنمو بخور همینکارو کردم، پنج دیقه ای کردم تا دیگ اون دراز کشید به پشت و من نشستم روی رونش، گفت کیرامون تو دست یکیمون باشه جق بزنیم، اولش من زدم، حس باحالی بود، کیر اون رو به پایین مال من رو به بالا و 2-3 سانت بزرگتر و کلفت تر.
    دیگه داشتیم ارضا میشدیم
    آب اون کم اومد، مال من ولی... خخخخ
    باورتونبشه نشه یکی دو متری پرت شد رو دیوار، خیلی زیاد اومد...
    ولی ابم ک اومد خشک شدم! ب زور پاشدم، رفتیم دوتایی حموم، خودمونو شستیم اومدیم لباس پوشیدیم یکمم حرف زدیم و من رفتم، ظهرش پیام داد شمارمو پاک کن! یه خط 912 داشت بااون صب اس داد که عزیزم کی میای!
    ظهر ولی رفتارش برگشت، من بش مهلت دادم، طبیعی بود...
    و اینکه 24 سالش بودو دروغ گف 21 سالشه
    من ظهر گرفتم خوابیدم، شب پیام دادم، گفتم بهتری؟ و چرتوپرت جواب داد
    چند روز بعد باز پیام دادم، گفتم فک کردم خوشت اومد ازم، گفت عکس خودتو ندادی! از عکست خوشم اومد از خودت نه
    من دهنم وا موند... عکسای عیدو تابستونمو داده بودم ولی نمیدونم شاید تو عکس باواقعیت خیلی فرق دارم شایدم چون شبش نخوابیدم و صبش بخودم مثل همیشه نرسیدم اینو گفت شایدم چون از تابستون یه 5-6 کیلویی وزنم زیادتر شده بود...
    خلاصه من فک کردم هفته ای یبار با این هستم، و یکیو پیدا کردم، گرچه عالی نیس ولی در کل خوبه.
    منو رد کرد، ادم ثبات داری نبود، و کلا بیخیالش شدم...
    الان 3 ماهی میگذره از اون روز، فکر کردم کون بکنم میلم کم شه ولی بیشتر شد، البته یبار دیگم با یکی دیگ جور شدم رفتم، حضوری دیدم بدم اومد، منه زود ارضا 5 مین برام یه کله ساک زد تا ابم بیاد، کونشم میخواس بکنم ولی خیلی بو میدادو کثیف بود، کلا بدم اومد....
    با هزار پشیمونی برگشتم خونه. گفتم دیگ سمت این کارا نمیرم.
    البته الانم میرم بیرون پسر ایده آل میبینم، صرفا بحث دوست پسریو لاو مد نظرمه، از این فیلم گی های اروپایی که رمانتیکه منظورمه...
    نه هم پشمالو هستم، نه قیافم مردونس، فقط فوق العاده احساسیم و نیاز به یه همدم هم سن و با درک دارم.
    اکثر ادما هم از نظرم خوشگلن یا خوبن، زیاد گیر نیستم، ولی خب کی از خوشگل بدش میاد!؟
    بگذریم...
    خواستم یه نصیحت دوستانه ای کنم، تنها نباشین! یه دوست دختر داشته باشین، من اگه تنها نبودم و دختر تو زندگیم بود سمت اینکارا نمیرفتم، اکثر ما ایرانیا دوجنس گراییم و چون تو مملکت ما، تفکیک جنسیتی هست از دختر محرومیم و به پسر ناخواسته رو میاریم.
    ادمای مذهبی نیاز جنسی رو ننگ میدونن و سرکوبش بهشون حال میده و فکر میکنن خیلی به خدا نزدیکن، این فکرشونم متاسفانه بخاطر شهوتشون، شهوت از نوع دینیش!
    مملکت مام گیر چنین ادمای دیکتاتوری افتاده متاسفانه...
    خلاصه بگم که 15-16 سالتون شد دیگ تنها نباشین، اگ هم سنتون بالاتره زودتر برین یکیو پیدا کنین، اکثرا ماها اگ یه دختر ایده آل که نه عقب افتاده باشه نه دیگه خیلی پاره پوره و یه رابطه خوبو در کنارش سکسم داشته باشیم کمتر سمت همجنس میریم...
    ازفکر همجنس بیاین بیرون! با رفیقاتون دیگه اون آدم سابق نمیشین، چون بعدش میرین تو فاز تخیل با رفیقاتون و دید زدن کیرو کونشون و این داستانا، کلا بگا میرین.
    همون جنس مکمل رو داشته باشین که متعارفه و بی سره خر، این حرفو نه یه خشک مذهب، بلکه یه کسی که به هیچ دینی پایبند نیس داره بهتون میگه، در یک کلام، انتها نداره! خسته کنندس، برین باشگاه، برین تفریح، برین تیپای جدید بزنین، برین کار کنین، بیاین ازش بیرون، من گرچه تو دلم یه میلی هنوز هس بش ولی کم کم داره از سرم میره بیرون... چون میدونم هزارتا کون خوشگلم بکنم باز یه هفته بعدش دلم میخواد و اعصابم خورد میشه.
    در آخرم که مرسی ادمین سایت که داستانمو منتشر میکنی


    نوشته: Arian

  • 7

  • 5




  • نظرات:
    •   Neshane21
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • چشمت روشن


    •   aliaaz
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • ابن دومتر پرت شد
      خاله الکسیس پرده داره

      من هر روز ۲۰ تا کس طور میکنم
      عمم ماهی ۶ میلیارد یورو اختلاس میکنه


    •   sexplicitation
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • این‌که تو دختر گیرت نیومده و رفتی سراغ پسر، به خودت مربوطه، «اکثر» کسایی که می‌رن سمت پسر، این‌طوری نیستم. من نه مسلمونم و نه تو خانواده‌ی مسلمون به دنیا اومدم و همیشه «دختر تو زندگیم بوده» به عنوان دوست و هم‌کلاسی و آشنا و فلان، ولی هیچ‌وقت از لحاظ جنسی به جنس مخالف کشش نداشتم. تمام گی‌هایی هم که می‌شناسم، همینن.


    •   DON_BEEN
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • قشنگ بود


      حرف دل به دل میشینه


      حرف حق هم جواب نداره


    •   sajadian
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • آقا زودتر مینوشتی! کل مشکلات گی ها رو حل کردی رفت با جنس مخالف رابطه برقرارکنید! برید باشگاه برید تیپ بزنید
      یعنی نمیدونستم اینجوری گرایش جنسی تغییر میکنه که خوشبختانه با این داستان این مشکلم حل شد
      خب دررابطه با اقتصاد هم بنویس


    •   poya25080
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • همین مونده تو کوص کش بمون درس بدی


    •   fesharaki00
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اینجا بخش داستانای سکسیه نه نصیحت های سکسی!
      سه تا پاراگراف منبر رفتین شما واسه ما!


    •   Poorya.bm
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود (clap)


    •   Rahimzobeidy3290@gmail.com
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود


    •   miladsexy69
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالیه و درست حرفت


    •   mehran33321
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خخخخ


    •   spider.dick
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اینکه رفتی سمت پسر ربطی به نبود دختر نداره همجنس بازی خودت خبر نداری یکی که تمایلات همجنس گرایی نداشته باشه نمی تونه از بغل کردن هم جنس خودش لذت ببره


    •   m...h...a...
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • کلا ریدی...کمتر جق بزن کونی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو