گی لذت بخش

    1398/6/18

    سلام خوبین من علی هستم میخوام یه خاطره سکسی براتون تعریف کنم که برا من خیلی لذت بخش بود،این داستان برمیگرده به تقریبا 2 ساله قبل که 23 سالم بود و دانشجوی یکی از شهرهای نزدیک تهران که با 2 تا از دوستام خونه گرفته بودیم ، من همیشه یه مدت کوتاه میرم باشگاه دوباره میذارم کنار بعد یه مدت دوباره میرم اون موقعها باشگاهی که میرفتم نزدیک خونمون بود ،اینم اضافه کنم که نزدیکه 180 قدمه و هیکلمم بدنسازی حرفه ای نیس ولی متناسبه و فیسمم خوبه .تو باشگاه با یه پسری به نام نیما که 2 سال از خودم کوچیکتر بود یعنی 21 ساله بود آشنا شدمو کم کم با هم رفیق شدیم ،نیما یه زره قد کوتاهتر از من بود و از من تپل تر بود .نیما با خانوادش زندگی میکرد و اوناام خونشون نزدیک باشگاه بود ، همیشه بعد باشگاه به دلیل اینکه خونه ما نزدیکتر بود و مسیر جفتمون هم یکی بود دم خونه ما مسیرمون جدا میشد. نمیخوام خیلی سرتونو درد بیارم به خاطر همین دوران دوستیمونو خلاصش میکنم ،بیشتر موقع ها بعد باشگاه میومد خونمون یکم میموند بعد میرفت خونشون هم خونه هامم بودن .داستان اولین بار از اون جایی شروع شد که یه روز اومده بود خونمونو منم تنها بودم و لم داده بودم گوشه مبل و حرف میزدیم ،نیما ام اومد لم داد کنارم و با گوشیش یه فیلم سکسی گذاشت تا با هم ببینیم ، با این که اولین بار بود فیلم پورن گذاشته بود تا با هم ببینیم ولی زیاد تعجب نکردم چون قبلا با هم در مورد دختر و سکس و این چیزا زیاد حرف زده بودیم، فیلم سکسیو میدیدیمو نیما میگفت ببین چه کونی داره و کاشکی الان یه دختر پیشمون بود و از این حرفا منم که حشری بودم تایید میکردم حرفاشو ..
    گذشت و یه روز دیگه ام که تنها بودم و نیما هم خونمون بود دوباره کنار هم لم داده بودیمو با فیلم پورن سرمونو گرم کرد، من تو خونه هیچوقت لباس نمیپوشم و همیشه فقط با یه شرتم حتی شلوارکم نمیپوشم ،هم خونه هامم بیشتر موقعها اینجورین، اون روزم که نیما خونمون بود هم با شرت بودم ، با یه دستش گوشیشو نگه داشته بود و فیلم میدیدیم و یهو دست دیگشو آورد از رو شرت کیرمو گرفت گفت:اوه اوه چه سیخی کردی، دستشو بر نداشت از زو شرت شروع کرد به ناز کردن کیرم، منم که چون داشتیم فیلم پورن میدیدیم با کارش حال میکردم به خاطر همین مانع کارش نمیشدم ،بعد چند دقیقه دستشو کرد تو شورتمو کیرمو کشید بیرون و شروع کرد به مالیدن و همزمان فیلم پورنو میدیدیم، تو همین حال و هوا کنار هم لم داده بودیمو داشت با حس و حال کیرمو میمالید که صدای زنگ خونمون در اومد ،یکی از هم خونه هام بود ، اومد بالا ،ماهم جمع جور کردیم مثل بچه ی آدم نشستیم،نیما هم چند دقیقه نشست و حرف زدیم بعد رفت خونشون.
    بعد از این داستان دوباره من و نیما همدیگرو میدیدیم و میومد خونمون ولی دیگه تنها نشدیم تا تقریبا بعد دو هفته که هر دو تا هم خونه هام رفتن تهران خونه ی خودشون و اون شب تنها بودم تو خونه، منم به نیما زنگ زدمو گفتم که امشب تنهامو اگه میتونه بیاد خونمونو شب بمونه پیشم ، گفت: یکم کار دارم و تقریبا 8، 8:30 میام ،شب شد و نیما اومد خونمون تا نشستیمو با هم شام خوردیمو حرف زدیم ساعت نزدیک 11 شد .2 تا رخت خواب کنار هم گذاشتم روبروی تلوزیون، یه شلوارک دادم بهش شلوارشو عوض کرد و بلیزشم درآورد ،خودمم که فقط با شرت بودم طبق معمول، اومدیم دراز کشیدیم دوباره گوشیشو درآورد گفت یه سایت پیدا کردم خیلی فیلمای خفنی داره ،همینطوری که دراز کشیده بودیم بهم نزدیکتر شد تا راحتتر با هم فیلمو تو گوشی ببینیم و یه فیلم پورن از تو سایت گذاشت و با یه دست گوشیشو بالا نگه داشت که با هم ببینیم، یه 4. 5 دقیقه ای گذشت چون زیاد با فیلمش حال نکرده بودم کیرم نیمه سیخ شده بود، نیما مثل دفعه قبل دستشو گذاشت رو کیرم شروع کرد از رو شرتم اروم به مالوندن ،دیگه کم کم کیرم سیخ شد ،دوباره مثل دفعه قبل کیرمو از شرتم کشید بیرون و همزمان با فیلم دیدن میمالوند خیلی با حس این کارو میکرد ، منم که چون توسط دست یه نفر دیگه کیرم مالیده میشد بیشتر حشریم میکرد همینجوری آروم داشت کیرمو میمالوند و درباره کس تو فیلم حرف میزدیم که اووف چه کونی داره و... یه 20 دقیقه ای همینجوری دراز کش فیلم میدیدیم و اونم کیرمو آروم میمالوند که بسته ی اینترنتیش تموم شد و گوشیشو جمع کرد، نیما رفت تو آشپزخونه یه لیوان آب بخوره، منم رفتم دستشویی یه مسواکم زدم اومدم دوباره دراز کشیدیم کنار هم، گفتم: بخوابیم که فردا باید صبح زود بیدار شم برم کلاس، نیما ام گفت: تو که به قول خودت همیشه کلاسای صبحتو خواب میمونی نمیری، یه زره نزدیک شد بهم دستشو کرد تو شرتم با تعجب الکی گفت: ا این چرا خوابید!! ، دوباره شروع کرد به مالوندن، دیگه خوشم اومده بود خودمم شرتمو از جلو یه زره دادم پایینتر تا راحتتر بمالونه ،بعد از چند دقیقه منم دستمو بردم به سمت کیرش از رو شلوارک فشار دادم گفتم: تو چرا در نمیاری ببینیم .گفت: مال تو خوشگل تره بزرگترم هس. گفتم: عیب نداره ، دستمو کردم تو شرتش کیرشو گرفتم دیدم سیخه سیخه شلوارکشو با شرتشو کشیدم یه زره پایین که کیرشو درارم بیرون دیدم کیرش از کیر من یه زره کوچیکتره، گفتم: درار این شلوارکتو راحت باشی ،گفت: خوبه راحتم ،گفتم:
    درار مثل من باش هواام گرمه راحتتری با شرت ، که قانع شد و در همون حالت دراز کش شلوارکشو دراورد پرت کرد رو مبل ، دوباره کیرمو گرفت مالید منم کیرشو از شرتش بیرون آوردم شروع به مالوندن کردم . قبل از این با 4 ،5 تا دخترای مختلف دوست بودمو تجربه ی لذت این که یه دختر کیرمو بمالونه و سکس باهاشونو داشتم ولی وقتی که داشتیم کیر همدیگرو میمالوندیم انگار یه
    لذت جنسی جدیدو دارم تجربه میکنم یه حال دیگه ای بهم میداد، خیلی حشری شده بودم ، نیما دستشو از رو کیرم آورد پایینتر و با بیضه هام بازی کرد و میمالوند منم مثل خودش دستمو کشیدم پایینتر از زیر بیضه هاش دستمو تا بالای کیرش میکشیدم هر دفعه دستمو از پایین تر میکشیدم دفعه آخر سعی کردم انگشتمو به سوراخ کونش نزدیک کنم، که نیما در حالتی که جفتمون به پشت دراز کشیده بودیم و پاهامونم صاف بود تو همون حالت دراز کش جفت زانوشو جمع کرد و آورد بالا به صورتی که کف پاش رو زمین بود، این جوری تسلط دستم به سوراخ کونش بیشتر شد و انگشتمو پایین تر بردمو در شرایطی که کف دستمم روی بیضش بود آروم روی سوراخ کونشو میمالوندم ، دیدم اونم کیرمو محکم تر گرفت و با شدت بیشتری مث جق زدن دستشو بالا پایین میکرد ،خیلی حشری شده بودم تا قبلش به این کارایی که داشتم میکردم فکر نکرده بودم و نمیدونستم اینقد حال میده ،وقتی میدیدم اونم داره بیشتر حال میکنه انگشتمو محکمتر رو دوروبر سوراخ کونش میمالوندم و میفهمیدم داره بیشتر حال میکنه ، دستمو آوردم بالا کشیدم رو کیرش دیدم سفتتر شده، انگار داشت از شدت سیخ شدن میترکید ، همچنان اونم داشت کیرمو میمالوند ،خیلی خوب این کارو میکرد ،داشت با کیرم عشق بازی میکرد که بعد چند دقیقه، بدون اینکه کیرمو ول کنه به بغل دراز کشیدو پشتشو به من کرد منم به بغل به سمت پشتش دراز کشیدم ،تو اون حالتی که نیما پشتش به من بود دستشو آورده بود عقب کیرمو میمالوند، منم این دفعه از پشت شرتشو کشیدم پایین، دیدم چیزی نمیگه، یه زره کونشو مالوندمو بعد دستمو بردم لای کونش و لاشو میمالوندم، که باسنشو عقبتر کشیدو قمبلشو بیشتر کرد ،یه چند دقیقه ای هم همینجوری داشتیم حال میکردیم که دستمو از لای باسنش کشیدم بیرون و خواستم با دستم دستشو از رو کیرم بردارم که اونم انگار منتظر همین بود ،سریع دستشو از رو کیرم برداشت ، یه زره بهش نزدیکتر شدمو دستمو بردم رو بدنشو دوباره نزدیکتر شدمو از پشت بغلش کردم و کیرمم چسبوندم به باسنش، بدنمم کامل چسبید بهش دستمم انداختم رو سینه هاشو میمالوندمو با کیرمم روی باسنش میکشیدم ، دیگه خون به مغزم نمیرسید خیلی حشری شده بودم ،باسن نیما کم مو بود و لای باسنش اصن مو نداشت فکر کنم لاشو با موبری چیزی زده بود که صاف صاف شده بود . شرت خودمم کامل درآوردم تا راحتتر باشم، با دستم لای باسنشو یه زره باز کردم ،کیرمو گذاشتم لای پاش و محکم بغلش کردم و کیرمو عقب جلو میکردم چند باری لای کونش آروم تلمبه میزدم که دیگه خودش همکاری میکرد و کونشو عقب و جلو میکرد ، دستمو بردم رو کیرش و همزمان براش میمالوندم دیگه خیلی سیخ شده بود، جفتمون از خود بی خود شده بودیم و واقعا داشتیم حال میکردیم ، از این ور کیرم لای کونش با آب منی اولیه کیرم لیز شده بود و از اون ورم داشتم کیرشو میمالوندم مث دخترا بغلش کرده بودم ، با این که داشتم ارضا میشدمو حس میکردم دیگه چیزی نمونده تا آبم بیاد، به اینم فکر میکردم که اگه نیما هم بخواد، بزارم تو سوراخ کونش بعد ارضا شم که یهو نیما گفت: آیی داره میاد ،دستشو نگه داشت زیر کیرش و همزمان با این که کیر من لای کونش بود و با دستام کیرشو میمالوندم ارضا شد و چند تا آی آیی از ته دل کشید آبشو تو دستش نگه داشت دوید به سمت دستشویی ، منم موندم با کیر سیخم که اگه یه زره دیرتر ارضا میشد منم آبم اومده بود ، بعد چند دقیقه نیما از دستشویی اومد بیرون، همینجوری که داشت به سمتم میومد مثه آدمای مظلوم و خجالتی یه زره سر به پایین با لبخند نگام میکرد بدون هیچ حرفی اومد به بغل رو در روی من دراز کشید ،گفتم: خوب آبت اومدا، دوباره لبخند زد و به کیرم نگاه کرد، گفتم :یه دقیقه دیرتر ارضا میشدی اینم الان خواب بود ،کیرمو گرفت تو دستش گفت: ای بابا حالا چیکار کنیم ، به شوخی گفتم: باید جق بزنم دیگه ، گفت: راحت دراز بکش من بزنم برات ، دوباره به پشت دراز کشیدم ،نیما هم نشست کنارم شروع کرد به مالیدن ، کیرم که یه زره از حالت سفتیش دراومده بود دوباره سیخ شد و نیما دستشو تا سر کیرم بالا پایین میکرد همینجوری که داشت میمالید ،گفتم: نیما تو که دیدی با دست به این زودیا آبم نمیاد ، گفت: چرا ؟ ، گفتم: چون خشکه ، گفت: پس چیکار کنم توف بزنم، دوباره با لحن شوخی گفتم: توف بزنی دوباره خشک میشه ولی بخوریش دیگه خشک نمیشه ،نیما ام کیرمو ول کرد آروم زد رو سر کیرم با یه لحن خاص گفت: برو گمشو، منم خندیدم انگار که مثلا کیرم درد گرفته باشه دستمو گذاشتم رو کیرم گفتم: ااا نزن، نیما دوباره به کیرم یه نگاه کرد و یه لحظه رفت تو فکر و گفت: باشه ولی اگه خوشم نیومد دیگه نمیخورما ، گفتم: باشه. سرشو آورد به سمت کیرم با دستشم کیرمو نگه داشت ،لباشو غنچه کرد خیلی آروم سر کیرمو کرد تو دهنش 7، 8 بار تا زیر سر کیرمو با لباش بالا پایین کردو بعدش بیشتر کرد تو دهنش، فکر کنم خوشش اومد، هر دفه کیرمو بیشتر میکرد تو دهنش ، دیگه مطمئن شدم خوشش اومده، دهنشو کشید بیرون زبونشو دراورد شروع کرد سر کیرمو لیس زدن و از زیر کیرم لیس میزد تا بالا دوباره کیرمو کرد تو دهنشو با آب دهنش خیسش کردو درآورد و با دستش کیرمو بالا پایین کرد و دوباره کرد تو دهنشو این دفه میکم میزد ، خیلی زود حرفه ای شد، هی این کارارو با ولع بیشتر تکرار میکرد ،دیگه کیرمو تا ته میکرد تو دهنش ، منم که خیلی داشتم حال میکردم میگفتم: اوففف بخوررر اوفف... ، بخور داره میاد . اینو میگفتم سرعتشو بیشتر میکرد ،یه چند دقیقه ای همینجوری برام ساک زد که حس کردم دارم ارضا میشم، گفتم: آییی نیما داره میاد کجا بریزم ، با دهن پر که کیر توش بود و صدای حشری گفت: بریز تو دهنم ، سرعت خوردنشم بیشتر کرد همزمان با دستشم میمالوند که آبم اومد، نیما هم تو دهنش نگه داشت و با دستش کامل کیرمو خالی کرد ، وایی که چه حالیی داد تا حالا اینجوری ارضا نشده بودم . نیما رفت دست و صورتشو شست و بعدش من رفتم تمیز کاریو اومدیم تو رخت خواب گفتیم بخوابیم ، نیما دوباره به بغل پشت به من دراز کشید منم از پشت بغلش کردمو لخت خوابیدیم . از اینجا بود که من به گی علاقه مند شدم و هنوزم دوست دارم دوست جدید پیدا کنم و...
    ببخشید اگه خوب نبود


    نوشته: Ali_rez333

  • 22

  • 13




  • نظرات:
    •   hamid30gari
    • 3 ماه
      • 5

    • گی نمیخونم نظر هم نمیدم نظرات باشه واسه دوستان.
      چون اون چندتاییکه خوندم هیچکدوم گی نبود و کووووون کوووونک بازی چندتا بچه بود که بنظرم با داستانشون به عزیزان گی توهین کرده بودن.
      موفق باشی؛


    •   @shab
    • 3 ماه
      • 5

    • این گیا از بس از کون دادن تعریف میکنن آدم وسوسه میشه تجربه کنه


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه
      • 1

    • چشات روشن


    •   Zhazha
    • 3 ماه
      • 8

    • زره لباس جنگِ اونی شما میخوای بنویسی ذره است، فیل آفریقایی برینه به شماره دانشجوییت با این سوادت.


    •   lovely_grl
    • 3 ماه
      • 4

    • عجیبه ک چیزی ب ذهنم نمیرسه ک بگم گی دوس ندارم دیس هم ندادم


    •   ssonna
    • 3 ماه
      • 2

    • خیلی خوب بود


    •   ماینر
    • 3 ماه
      • 8

    • منم از همجنسبازی خوشم نمیادولی خیلی قشنگ نوشتی.مودبانه وبدون استفاده ازتیکه کلامای زشت .درضمن یه نکته هم درباره یکی ازداستانایی ک دیشب خوندم خاستم بگم.یه داستان بود ب اسم کردن کون دختر دبیرستانی.اینقدر مزخرف وچرت بود ک نویسندشو هرجار گیر بیارم علم شش تیغ حضرت عباس رو میکنم توکونش.ادمین فکرکنم برات مهم نیست سطح شهوانی روز بروز داره نزول میکنه.جناب مسول سایت شرافتا برو داستانی ک نام بردم رو بخون اگه تونستی بیشتر ازیه سطرشو بخونی.ما میایم اینجا ۴تا داستان بخونیم حواسمون پرت بشه از مشکلات ولی یسری داستانا بدتر حال ادمومیگیره.نویسنده اینقدر سطح سایت روپایین میبینه و مخاطب رو کودن فرض میکنه که باخودش میگه بزار دستشون بندازم


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 ماه
      • 2

    • کونی بازی دیگه انقدر خز شده نمی تونم چیزی راجبش بگم.
      آمار کونی ها به شکل بسیار عجیبی باعث نگرانی و به مرز هشدار رسیده!
      دهانم قفل هست از این همه کونی های متحرک


    •   Zhazha
    • 3 ماه
      • 5

    • بچه ای خوب، باور کن من خودم تو کوچه داد زدم آهای کونی ۱۸ نفر برگشتن نگاه کردن، این آمار واقعا نگران کننده ست.


    •   Alirezapa2
    • 3 ماه
      • 3

    • شمشیر تیپو سلطان تو کونت ..مگه تو استادیوم آزادی خوابیده بودید که چندین بار بهش نزدیک شدی تا از پشت بغلش کنی ... :(


    •   Nasr7070
    • 3 ماه
      • 1

    • نمیدونم چرا همه داستان ها برمیگردن به چند سال قبل؟؟؟!!! یعنی از عصر حجر هیچی یادتون نمونده ؟ آخه چقدر کصشعرای تکراری مینویسن؟


    •   Azizi9800
    • 3 ماه
      • 2

    • تا اونجا خوندم که نوشتی سلام خوبین؟
      گه خوریش به تو نیومده
      کون بچه


    •   aminkinghentai
    • 3 ماه
      • 1

    • خوب بود لایک


    •   Saeedbigh
    • 3 ماه
      • 3

    • خودم تو سی سالگی تجربه کردم واقعا حس خوبیه


    •   آقای_عزیز
    • 3 ماه
      • 1

    • یه لحظه دستتو از شلوات درار ببینم چی کص میگی


    •   hmid679
    • 3 ماه
      • 1

    • (biggrin) (biggrin) چه کسشری ینی کیرم تو کونت


    •   Koshti.pars
    • 3 ماه
      • 1

    • (biggrin) (biggrin) (biggrin)

      ننویس کلا بیخیال شو ی مدت نیا


    •   Vashkin
    • 3 ماه
      • 2

    • چقدر طولانی زر زدی
      یه ساک و جق انقدر کش دادن نداره که


    •   mamadreza9638
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • سلام دوستان عزیز قمی کسایی که از قم دنبال رابطه دو طرفه گی هستن به شماره ۰۹۲۲۵۰۶۳۹۹۰توی تلگرام پیام بدن


    •   saeed.pesar.khob
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • تمام دنبل و لوازم ورزشی باشگاهتون تو کونت کون بچه فلسطینی


    •   sina_jooon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیلی خوب و قابل باور نوشتی. دمت گرم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو