گی من و جواد پسر عمه ام (۲)

1399/10/12

...قسمت قبل

دو ماه بعد جواد مرخصی پایان دوره اومد خونمون کلی خوشحال شدم شصت روز تمام بود که سکس نداشتم خیلی دلم تنگ شده بود ،اون شب اخر هم سوراخمو وا کرده بود برای اولین بار برام جق هم زده بود خیلی حال کرده بودم و دلم میخاست سریع شب بشه بریم توو اتاق و یه کونی از عزا در بیارم
انقدر به مامانم گفتم سریعتر شام بیار که ندا شاخکهاش تیز شده بود و هی با اشاره میگفت چته مگه میخای چکار کنی منم محل نمیدادم ،شام رو که خوردیم رفتم به سمت اتاقم و جواد هم اومد دنبالم کمی از خاطرات اموزشی برام تعریف کرد و منم اصلا گوش نمیدادم دلم میخاست زودتر مامانم اینا بخوابن بریم روو کار
یکی دوبار به بهونه های الکی رفتم از اتاق بیرون دیدم بلاخره دارن میخوابن یه ده دقیقه ای گذشت جا انداختم دراز کشیدیم سریع دستمو بردم سمت کیر جواد که باهاش بازی کنم گفت ها چی شده دلت تنگ شده واسه کیرم گفتم اره دوماهِ ندیدمش گفت یادته اوایل ناز میکردی میگفتی از کثیف بازی بدم میاد حالا چی شده پیش قدم شدی ،از حرفش یه مقدار احساس حقارت کردم اما حس شهوت اجازه نداد خودداری کنم و با خنده گفتم عوضی توکه بدت نمیاد تازه سرباز هستی و گناه داری از منم که دوری پس بهتره زودتر منو بکنی که چند روز دیگه باید بری پادگان ،دستشو گذاشت روو دستم گفت خب صبر کن بخوابن بعد،گفتم نترس دارن میخوابن اونا اصلا این اتاق نمیان راحت باش
دستمو بردم زیر شلوار جواد و کیرش و گرفتم خیلی خوش دست بود خوشم میومد باهاش بازی کنم وقتی راست شد ازم خواست براش ساک بزنم گفتم نه خوشم نمیاد گفت بخور تازه حمام بودم گفتم نه حالا بعدا امشب نمیشه گفت پس اگه نخوری نمیکنمت ،بهم بر خورد خواستم بگم به درک نکن اما … نتونستم شهوت همه وجودمو گرفته بود و دوس داشتم فقط منو بکنه ،بدون اینکه چیزی بگم سرمو بردم زیر پتو و شلوارش و در اوردم و با اکراه کیرشو کردم توو دهنم شور بود بعد از کمی زبون زدن با دستش سرم رو گرفت و به زور کیرشو کرد ته حلقم اوق زدم و سرم رو بیرون کشیدم دوباره کیرشو کرد تو دهنم اینبار تا اخر فشار نداد و تا یه حدی بیشتر فرو نکرد اب از دهنم بیرون میریخت کیر و خایه جواد حسابی خیس شده بود دستهای جواد روی سرم بود و با فشار سرم رو به کیرش فشار میداد بعد یک دقیقه دیدم حرکت دستهای جواد متوقف شد،احساس کردم ابش داره میاد سریع اومدم بالا که ابش توو دهنم نریزه سرم رو اوردم بالا و پتو رو هم با خودم اوردم دیدم جواد بهت زده داره به پشت سرم نگاه میکنه رد نگاهِ جواد رو گرفتم دیدم ندا توو درگاه در ایستاده داره مارو تماشا میکنه
سریع برگشتم روی جواد همونجا موندم بعد از ده ثانیه جواد گفت دهنتو گاییدم بهت گفتم بزار بخوابن دیدی به گامون دادی
بلند شدم رفتم یه گوشه نشستم تا صبح نخوابیدم حالم خراب بود هزار تا فکر توو سرم بود
فردا صبح زود جواد رفت و من موندم و ندا و مامانم رووم نمی‌شد بیام بیرون تا ظهر توو جام چرخیدم ،ندا اومد یکی دوبار توو اتاق لباس ورداشت رفت اما خودمو زدم به خواب دفعه اخر اومد گفت پاشو بدبخت ناهار بخور نمیری از گشنگی
با خجالت زیاد پاشدم رفتم سر سفره اصلا نگاهش نکردم
ظهر بابا مامان خواب بودن اومد توو اتاق گفتش خجالت نمیکشی این چه کاری بود میکردی ،زبونم بند اومده بود باور نمیکردم بیاد به رووم بیاره سرمو انداختم پایین هیچی نگفتم دوباره پرسید این بار گفتم گوه خوردم ببخشید ترو خدا به مامان اینا نگی . دیگه نمیکنم،گفت حالا صبر کن به وقتش درستت میکنم اشغال عوضیِ خاک بر سر تو ابروی منو بردی من دیگه چجوری میتونم اخه…حرفش رو خورد و ادامه نداد برافروخته و عصبی اینور و اونور میرفت جرات نداشتم چیزی بگم هی غر زد هی غر زد اخرش گفتم بابا منکه گفتم گوه خوردم بس کن دیگه بچگی کردم دیگه نمیکنم زدم زیر گریه اومد جلوتر بغلم کرد گفت من از کاری که تو کردی ناراحت نیستم خودت میدونی، دوس داری به این کارت ادامه بدی بده من بیشتر ناراحتم که چرا با جواد این کارو کردی گفتم بخدا اون اول اومد گولم زد گفت زر نزن خودم از پشت در شنیدم داشتی التماس میکردی تازه جواد هم بهم گفته بود که تو بهش گیر دادی
با تعجب پرسیدم مگه با جواد حرف زدی ،با دستپاچگی گفت ها نه چیز اصلا به تو چه
گفتم یعنی چی پس از کجا فهمیدی ،جواد کی بهت گفت ،
صداشو اروم کرد و گفت من و جواد چند وقته باهم تلفنی صحبت میکنیم عاشق هم هستیم و میخاهیم با هم ازدواج کنیم ولی هیچکسی خبر نداره الان هم اگه از دهنم نمیپرید به تو هم نمیگفتم اما تو با اون کارِ دیشبت کار منو خراب کردی و جواد الان پیش خودش میگه این ندا داداشش کونیه خودشم حتما جندس
از حرفاش ناراحت شدم و بهش گفتم تو بیخود کردی با جواد رفیق شدی بخدا به بابا میگم
سریع گفت تو بگو منم میگم که دیشب داشتی کیرشو ساک میزدی
سریع عقب نشینی کردم و کمی فکر کردم گفتم تو نگو منم نمیگم
ندا با عصبانیت گفت من نگم تو هم نمیگی؟نکبت ابرومو بردی حالا شرط هم میزاری،گفتم پس چکار کنم گفت هیچی فعلا خفه شو تا بعدا
تقریبا دو هفته بعد ندا اومد بهم گفت امشب جواد داره میاد اینجا سربازیش افتاده همیجا اخر هفته ها میاد اینجا میمونه دوباره اسکل بازی در نیاری بری براش ساک بزنی ها ،جواب ندادم رفت و من از خوشحالی داشتم پر در میووردم
جواد اومد و خیلی عادی رفتار میکرد ،سر شام کمی عجله داشتم ندا با اخم بهم فهموند که نه خیر ازین خبرا نیست اما من که دل توو دلم نبود دوس داشتم زودتر شب بشه همه بخوابن با جواد بریم توو اتاقم یه دل سیر بهش بدم
یک ساعتی از شام گذشته بود و داشتیم توو اتاقم با جواد حرف میزدیم که ندا اومد گفت من تا دیر وقت بیدارما حواستون باشه بعد رفت به جواد گفتم تو با ندا دوس شدی گفت دوس که نه ولی با هم حرف میزنیم و قول و قرار عروسی میزاریم اما کسی نمیدونه تو هم ناراحت نباش من ندا رو خیلی دوس دارم و قصدم ازدواجِ
توو این مدت که جواد نبود با این مسئله کنار اومده بودم و دوستی خواهرم با جواد خیلی برام مهم نبود از طرفی ازشون کوچکتر بودم و از طرفی جرات نداشتم تهدیدشون کنم یا برم به بابام بگم
ساعت از دوازده گذشته بود و بدجوری دلم هوسی شده بود اروم رفتم کنار جواد دستمو گذاشتم روو کیرش و گفتم چه خبر دستمو پس زد و گفت جون مادرت ول کن ندا رو به جون من ننداز الان میاد دوباره به گا میریم گفتم نه بابا اون خوابیده گفت عمرا اون بخوابه تا صبح کشیک میده گفتم مگه بیکاره بابا الان میرم یه سر و گوشی اب میدم میام اروم اومدم سمت هال دیدم سه تایی خوابیدن برگشتم گفتم خیالت راحت خوابِ خوابِ
سریع رفتم پایین شلوارشو کشیدم پایین کیرشو کردم توو دهنم میدونستم که اگه براش ساک بزنم حرفی نمیزنه و بی خیال ندا میشه،حسابی کیرشو خوردم و خیسش کردم یه وری خوابوند منو و با وازلین سوراخمو چرب کرد به به چقدر لذت بخش اروم سر کیرشو گذاشت دمه سوراخم و توو گوشم گفت انقدر حشرم بالاست که اگه ندا هم بیاد میکنمش،یه لحظه سرم گیج رفت از فکر اینکه جواد منو ابجیمو با هم بکنه داشتم میلرزیدم جوابی ندادم دوباره بهم گفت اگه ندا رو بکنم ناراحت میشی گفتم اگه خودش بخواد و راضی باشه تو هم همینجوری که منو میکنی ندا رو بکنی ،نه ناراحت نمیشم
اروم کیرشو کشید بیرون و دوباره چربش کرد و اینبار نصفه کیرشو کرد توو کونم صدام در اومد و خواستم یواش تر بکنه کمی عقب جلو کرد و دوباره کشید بیرون و چربش کرد این بار راحت تر رفت توو کونم نفس بند اومد دست راستش زیر سرم بود و با دست چپش کیرمو گرفت و شروع کرد جق زدن بهم گفت فردا بابا و مامانت میخان برن ختم تو هم یه جور بپیچ برو من و ندا تنها باشیم ،همینطور که داشتم نفس نفس میزدم گفتم چکارش میخای بکنی گفت میخوام عین تو بکنمش دلم میخاد اون کون نرم و گردش رو پر کنم با کیرم ،با شنیدن این حرفا حشری تر شد و تند تر تلمبه میزد ازش پرسیدم تا حالا باهاش سکس داشته گفت یکی دوبار لب بازی و یه بار هم لاپایی پرسیدم چرا پس توو سوراخش نکردی گفت هنوز به اونجاها نرسیده اخ یه روزی من کیرمو بکنم توو کون ابجیت وای چه حالی میده بعد با قدرت همه ابشو خالی کرد توو کنم احساس ارامش همه وجودمو گرفت و توو همون حالت شلوارمو کشیدم بالا و خوابم برد
نزدیکای ظهر بود که جواد صدام کرد گفت پاشو مامانت اینا رفتن تو هم بزن بیرون سریع تا نیومدن من با ندا کار دارم
با شنیدن این حرف حشری شدم و از جام بلند شدم ده دقیقه بعد بیرون دمه در وایساده بودم و داشتم با خودم کلنجار میرفتم که الان جواد و ندا دارن چکار میکنن کاش منم بودم و میتونستم ببینم کلی فکر کردم و دلمو زدم به دریا
از بالای در پریدم توو خونه یواش در رو واکردم رفتم سمت هال صداشون از توو اتاق خواب من میومد داشتن شوخی میکردن میخندیدن نزدیکتر شدم جواد گفت زود باش ندا الان بابات اینا میان ندا گفت نترس تازه رفتن حالا حالا ها نمیان من بیشتر میترسم احسان اشغال بیاد جواد گفت اصلا نگران نباش اون نمیاد بهش گفتم که بره بیرون یک ساعته دیگه بیاد نترس قربونت برم
ندا با قد متوسط سینه های هفتاد و پنج پوست سفید و چهره زیبا و ال الخصوص کون گرد و گندش مثل هلو میموند که قطعا دل هر پسری رو میتونست ببره و با شناختی که من از جواد داشتم میدونستم که سکس خیلی خوبی منتظر ابجیمه
صدای لب بازیشون منو از پشت در داشت دیوونه میکرد به دنبال یه راهی بودم که بتونم صحنه سکس جواد و ابجیم رو ببینم سعی کردم از جای کلید نگاه کنم اما چیزی معلوم نبود خواستم یه صندلی بزارم و از بالای در نگاه کنم اما ترسیدم صدامو بشنون همون طوری گوش وایسادم که جواد به ندا گفت بده بالا این لباستو اون سینه هاتو ببینم جوووووون و شروع کرد خوردن سینه های ندا صدای اخ و اوخ ندا بلند شد میدونستم که از من حشری تره و الان چه لذتی میبره،بعد از خوردن سینه ها از ندا خواست که بخوابه چند لحظه بعد انگار شلوار ندا رو کنده بود با صدای لرزان گفت وااااای چه کونی چه کونی جوووووون با لیس زدن جواد به کون ابجیم صدای ندا بلندتر شد و من کمی جرات پیدا کردم اروم و بی صدا رفتم سمت اشپز خونه و صندلی تک نفره پلاستیکی رو ورداشتم و گذاشتم جلوی در همچنان صدای ناله های ابجیم میومد اروم رفتم روی صندلی سرم و دزدکی بردم بالا یه نگاه انداختم به کف اتاق دیدم جواد ندا رو خوابونده خودشم پشتش به سمت در اتاقه داره کون ندارو میخوره نا خود اگاه کیرم و گرفتم جواد بلند شد و شلوارش و دراورد و خوابید روی کون ندا احساس کردم کیرشو گذاشت لای چاک کسش ،صدای جیغ ندا اومد دستش رو اورد و با تکان دادن جواد، ازش خواست به کارش ادامه بده جواد هم اروم کیرشو از بالا تا پایین چاک کون و کس ندا میکشید ،منم شروع کردم به جغ زدن صدای ندا حالمو خراب تر میکرد و ناله کنان هی میگفت بکن جواد بکن دارم میمیرم
جواد نیم خیز شد و با دستش کس ندارو میمالید انقدر این کار رو کرد که ندا دیگه بی پروا جیغ میزد و با دستش دست جواد رو تکون میداد که متوقف نشه و به کارش ادامه بده ،صدای ندا کل اتاق رو برداشته بود و هرچقدر سرعت دست جواد بیشتر میشد صدای ندا بالاتر میرفت که اخر با یه جیغ طولانی ارضا شد
منم انقدر جغ زده بودم کیرم حساس شده بود و دیگه نمیتونستم بهش دست بزنم
صدای ندا افتاد و جواد دوباره خوابید روی کون ابجیم منم یه تف انداختم روو کیرم و جغ زدم با تلمبه های جواد به لای کون ابجیم انقدر زدم که بدنم منقبض شد و همه جونم از سر کیرم زد بیرون برای بار اول ابم اومد نتونستم تعادل خودم و حفظ کنم و از بالای صندلی افتادم پایین با صدای بلندِ جواد که داد زد کیه ،به خودم اومدم تا خواستم بلند بشم جواد لای در رو وا کرد و گفت ای حرومزاده،منم فرار کردم.

ادامه...

نوشته: احسان


👍 20
👎 3
31501 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

784354
2021-01-01 04:05:08 +0330 +0330

کص خواهرت فکر کنم باست فحش نیست😑

1 ❤️

784363
2021-01-01 08:02:29 +0330 +0330

سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.

0 ❤️

784373
2021-01-01 08:43:39 +0330 +0330

کونی شدن جلوی بقیه ❤️ ❤️

0 ❤️

784386
2021-01-01 10:34:50 +0330 +0330

شهوت و سکس و نزدیکی خوبه اما تا چه حد و چه نوع و مدل؟همین که ما با هم جنس سکس میکنیم نا متعارف هست حالا چه برسه به اینکه این کوص و شعر ها رو بنویسی که عامیانه اش میشه بی غیرتی،،،خدا لعنت کنه اونایی رو که متوجه شدن ملت ما رو با این روش باید نابود کنن(بی غیرتی،،سکس خواهر و مادر و برادر،،،یا با دائی خاله و عمه،،،)

1 ❤️

784414
2021-01-01 16:06:15 +0330 +0330

میشه به من هم کون یدی خواهش میکنم

0 ❤️

785866
2021-01-11 02:48:34 +0330 +0330

خخخخ دهنت سرویس 😂😂😂 اخرش کلی خندیدم

0 ❤️







Top Bottom