گی من و حسین

1400/07/24

سلام این اولین بارم دارم داستان می‌نویسم خودم هم گی هستم و افتخار میکنم
سال ۹۷سرباز بودم تا اون موقع خودم نگه داشته بودم به هیچکس نگفته بودم گی هستم چون ساکت و آرام بودم هیچکس باهم کاری نداشت آخرای خدمت ۲ماه مونده بود میخواستم به مرخصی برم رییس گفتم بیا اینجا رفتم دنبالش گفت حیاط پشت تمیز کن و بعدش پشت تانکر هارو تمیز کن برو اینم برگ مرخصیت حسینم می آید کمکت حسین ۳ماهش مونده بود تمومش راننده بود شفیت وایمیستاد حیاط پشت تموم کردیم رفتیم پشت تانکر هارو شروع کنیم تو (حسین آدم شوخ و خوشی بود رو رو فرم بود ،کون خوش فرمی داشت)حسین یک شوخی سکس انداخت کمی خندیدم رییس آمد دید ما داریم نظافت می کنیم رفت حسین دید رییس پیچید رفت حیاط اصلی یواش یواش خودش آورد چسبودند بهم گفتم چکار می کنی بس اینجور شوخی بامن نکن آخرای خدمت کار دستم میدی ها بس من خودم کشیدم عقب حسین بازم چسبید (من تا اونموقع سکس نکرده بودم فقط کف دستی میکشدم با نگاه کردن به پورن )کمی فکر کردم به همه چیز ، تو اون شرایط به حسین چراغ سبز نشون دادم خودمو میمالیدم بهش تا کیرم سیخ شد حسین پیچید گفت کمرت شل کن باز نکن شل کن فقط من کردم دکمه های شلوار باز کرد دید یک کیر ۱۸سانتی رگ دار رو فرم جلوش حسین گفت تو اینو داشتی به من نگفتی هان خندیدم شروع به خوردن کرد ۴۰ثانیه خورد بلندشد شلوارشو بازکرد شورت هفتیشو کشید پایین گفت بکن داغ داغم گفتم میان می ببین گفت گوه میخورن( کیر حسین هم ۱۶سانت میشد لاغر بود ولی کلاهش کمی قطور بود)بکن زود باش کیرم همش فرو کردم حسین پاهاش لرزید گفت اوف اوف کونش تنگ نبود ولی داغ داغ بود حدودا ۱۲دقیقه کردمش به اوج حال رسیده بودم گفتم حسین کجا بریزم گفت بریز تو دهنم پیچید کیرم کرد تو دهنش سه بار عقب جلو کرد ریختم تو دهنش همشو قورت داد بلندشد دهنشو پاک کرد لب تو لب شیدم بعدش خودمون جمع جور کردیم کمی هم مسیر شدیم تو راه گفت اعتماد نداشتم نمی دادم بکنی تو ۴نفر هستی که منو کردی ازهم جدا شدیم رفتیم خونه هامون هرروز بهم زنگ میزدم احوال پرسی میکردم تو تلگرام چت سکس میکردیم
من از مرخصی برگشتم خسته راه بودم تو آسایشگاه خوابیدم بود دیدم یک نفر لب هامو بوسید زود بلندشدم دیدم حسین گفت چخبر بیا شامتو بخور گفتم چشم ، دیدم هوا کولاک کرده افسر نگهبان گفت برو پشت بام پارو کن گفتم چشم رفتم مشغول شدم دیدم حسین آمد پشت بام خوابید رو برفا اشاره کرد برم پیشش دیگه به خایم نبود کی ببینه من رفتم پیشش خوابیدم لب تولب شدیم زیر برف بعدش حسین زیر برف کشید پایین گفت نکنی باهات قهرم من کردم زیر برف چه گرمایی داشت بعدش یک هفته بعد دوبار دیگه هم سکس کردیم بعد ۱۵ روز من ترخیص شدم حسین داشت گریه میکرد گفتم گریه نکن باهم تو بیرون قرار میزاریم همدیگرو می ببینم باشه من رفتم خونمون حسین هم بعد ۲۳روز ترخیص شد تا ۵ماه ما قرار می‌ذاشتیم همدیگرو می‌دیدم صبح روز چهارشنبه بود اونموقع مرداد ماه بود دیدم گوشیم داره زنگ میخوره دیدم یک شماره ناشناس از ترکیه هست گفت حسین هستم تو ترکیه ام می‌خوام برم آلمان زندگی کنم گفت دوست دارم از راه دور بوس میفرستم برات گفت تو هم دوست داشتی پاشو بیا آلمان منتظرت هستم اسم عوض کردم برات میفرستم تا منو پیدا کنی خداحافظ نذاشت یک کلمه من حرف بزنم منم بعداز سه دوری می‌خوام دو روز دیگه برم ترکیه بعدش برم آلمان پیشش
دوستون دارم فعلا

نوشته: خودم


👍 8
👎 11
8901 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

837672
2021-10-16 00:42:08 +0330 +0330

همشو قورت داد بعد لبشو پاک کرد!!!😂😂

3 ❤️

837687
2021-10-16 01:03:31 +0330 +0330

معلومه کلی بار احساسی داره برات که اصلا نتونستی بیان کنی

3 ❤️

837698
2021-10-16 01:35:41 +0330 +0330

تگ گی = نخونده رد میشم!
لایک تقدیم شد، امیدوارم چرندیات ننوشته باشی…

1 ❤️

837706
2021-10-16 02:12:18 +0330 +0330

ی داستان واقعی اینجا پیدا نمیشه همش تخیلات ی مشت جقی کص مغز

3 ❤️

837716
2021-10-16 03:19:06 +0330 +0330

حالم بد شد کیری تو کون بود ساک زد آبتو خورد بعدش لب بازی چندش

5 ❤️

837795
2021-10-16 16:48:23 +0330 +0330

شبیه یه جور روایت بود تا داستان و خاطره

1 ❤️

837806
2021-10-16 17:44:03 +0330 +0330

۴۰ ثانیه خورد 😂

1 ❤️

837954
2021-10-17 18:25:54 +0330 +0330

دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنن که قرار بوده 35.6 ثانیه بخوره

باید دوباره اجرا بشه صحنه

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها