گی ناشی

    1398/1/1

    سلام اسمم میلاد سنم 19 وزنم 65 قدم 168 خوشگلم به گفتیه اطرافیان ولی اعتماد به نفس 1- ...
    داستان من برمیگرده به سیزده سالگیم و اولین سکسم.
    اسمش و نمیتونم بزارم سکس چون واقعا ناشی بودم تو عمل، البته تو مخیلم فکر میکردم چیزی از عموجانی کم ندارم و من فلان میکنم به وقتش بیسار میکنم و بهمان و میریزم رو سینه طرف و از این قبیل افکارها ...
    من چهارده سالم شده بود یخورده بلوغم دیر بود چون بین همسنام خیلیا بودن آبشون کامل بود، ولی من هنوز آبم بی رنگ با کمی منی بود، کله تجربه های سکسی من همون دودول بازی بود و بس.


    ما تو یه مجتمع زندگی میکردیم، یه خانم بود که نه میدونم شغلش چی بود نه میدونم چرا تنها زندگی میکرد نه میدونم اصلا کی بود (این که مخارجش از کجا تامین میشد به من هیچ ربطی نداره و قضاوت نمیکنم) این خانم سه ماه بود که همسایه ی ما شده بود، بسیار خوشگل و قد بلند و اصلا یه چیزی میگم یه چی میشنوین، قدش به صورتی بود که من تا زیر سینه هاش میرسیدم اون موقع البته نمیدونم اون موقع چقدر قدم بود ولی اون 2 متر و داشت با 40 سال سن، شایدم من کوچیک بودم اینجوری فکر میکردم.
    از داستان دور نشیم، مادرم هرسال نذر داره که تو یه مناسبتی در سال آش بده (نمیگم چه مناسبتی جالب نیست اینجا بگم) از شب قبل نخود و لوبیا و غیره و گذاشت و پخت و تا ظهر فرداش حسابی جا افتاد و قرار بر این بود همیشه من پخش کنم بین در و همسایه، کاسه هارو دونه دونه دادم و اکثرا سریع میشستن و توش یه چی میزاشتن و میدادن بهم برمیگردوندم خونه و به همین خانم همسایه که دادم، بهم کاسه رو نداد تا چند روز بعد، داشتم میرفتم نون بگیرم صبح، همونجوری خواب و گیج مامانم منو بیدار کرده بود و با لباس خواب راهی شدم برم نون بگیرم، از جلو در داشتم رد میشدم خواب و منگ گیر کرد پام به جا کفشی جلو درش و مث سگ خوردم زمین و آرنجم که خورد زمین یه درده عجیبی پیچید تو دستم و جیغم بلند شد، ما طبقه سوم بودیم این خانم طبقه دوم، من داشتم به خودم میپیچدم که در باز شد و خانم خوشگله داستان با قد بلند و هیبتش امد بیرون و منو دید و گفت چی شده ??? ای وای بچه جلوتو نگاه کن، ولی من درد و یادم رفته بود، با تاپ و شلوار تنگه براقش که چرم نبود نمیدونم چی بود داشت به طرفم میومد و از احوالم جویا میشد ولی من فقط قفل کرده بودم رو نوک ممش !!! سوتین نبسته بود وای خدا که چقدر برام تو اون سن جذاب بود این صحنه، به من که رسید دستم و گرفت بلندم کرد من کماکان محوووووو بودم و نگاهم خیره به نوک ممش، یه خنده ای کرد و یه بوس کوچولو از گونه هام برداشت و یه نگاه به پایین کرد و رفت تو، به خودم امدم!!! وای خدا این حوری بود، حواسم که جمع شد نگاه کردم دیدم وای کیرم راست شده، کلا شاید به اندازه نه یا ده سانت بود ولی از رو لباس خوابم کاملا مشخص بود به زور لای پام و سفت کردم و نگهش داشتم تا بخوابه، گذشت و همون روز بعدظهر رفتم تو کوچه بازی کنم که واقعا عجله داشتم (مامانم قبول نمیکرد بیشتر از یک ساعت تو کوچه بازی کنم و حساس بود روم متاسفانه بخاطره زیباییم فکر میکرد تو کوچه خیابون شاید کسی بهم آزار برسونه) همینجوری که پله هارو دوتا یکی میکردم و با عجله میرفتم پایین، خانم زیبایه قد بلند از بیرون امده بود و داشت میرفت تو خونه که منو دید یه سلام خوشگل کرد و منم جواب دادم و سریع خواستم راهی بشم برم که گفت میلاد جان یلحظه صبر میکنی کاسه رو بدم ببری ??? من عجله داشتم و یه اه تو دلم هی تکرار میشد گفتم چشم ...
    گفت بیا تو تا پیدا کنم، وارد خونه شدم، اونجا بود فهمیدم مادرم چقدر کدبانوه !!! خیلی کثیف بود خونش و چیزی که تعجب برانگیز بود سیگارهای روی میز که مصرف شده بودن با فیلتر قرمز ! همینطور که داشتم برانداز میکردم دور و برمو، سوپرایز شدم ریحانه خانم لباسای بیرون و در آورد و در حالی که خورد خورد لباسارو در میاورد و میرفت به سمت چوب لباسی کامل لباسارو در آورد و رسید به سوتین من درجا میخکوووووب شدم نمیتونستم تکون بخورم و فقط تماشا میکردم، سوتین و در آورد و همونطور که پشتش به من بود یه تیشرت و تنش کرد و موهایه بلندشو از پشت از یقه خارج کرد و آزاد کرد، من داشت لرزه به تنم می افتاد ....
    برگشت به سمتم خب آقا میلاد ... صداش قطع شد، من شرت نمیپوشیدم واقعیتش، خیره شد به وسط پاهام و راست شدن کیر کوچولوم و تو شلوار داشت تماشا میکرد، قلبم با شدت میزد.


    امد به سمتم بدون هیچ مقدمه ای ا ا ا ا ا خاله این چیه ???
    من غرق در خجالت ...
    سرمو انداختم پایین، با قد بلندش جلوم خم شد گفت چرا اینجوری شدی جیش داری ???
    منم سکوت کرده بودم و امد شلوارم و از جلو به صورتی که داخل و برانداز کنه یه ده سانتی کشید جلو و از بالا یه نگاه به داخل کرد و یه خنده تمسخر آمیزی کرد و گفت الهی منو میبینی اینجوری میشی ... دیگه کم کم داشتم حس میکردم الانه که قبض روح بشم، از رو شلوار از زیر تخمایه کوچیکم دست کشید به سمت بالا به کلاهک کیرم رسید و کاملا برامدگیشو به یه شکل خارق العاده ای لمس کرد، شکمم از شدت لذت چسبید به کمرم (من اینجوری میشدم و بدنم شروع به لرزشی پر از لذت میشد) .


    گفت خاله (خالم نبود ها) گفتم بله .
    گفت ببینمش. هیچی نگفتم و کم کم یخم داشت باز میشد، شلوارم و کشید پایین و کیرم مثل یه تیکه استخون شده بود که جلوش بالا و پایین میشد.
    همشو تو دست گرفت و یلحظه کیرم تو دستش تو حالت راست نمیدونم چجور بیان کنم شکست ! نه بشکنه یعنی خم شد که گفتم آخ، شلوارم و کامل کشید پایین نشست جلوم دست گرفتم رو شونه هاش این پام و بلند کردم از پاچه در بیاره بعد اون یکی و تیشرتمم در آورد، یه بوس از روی نافم کرد، احساس کردم دارم میشکنم وقتی بوسش و روی نافم احساس کردم.
    منو بغلم کرد برد سمت یکی از مبل راحتیا همونجوری منو خوابوند و دوربین و آورد تو همون حالت فقط از کیرم عکس گرفت و امد بغلم دراز کشید از بالای تیشرتش که خیلی یقه بازی داشت ممشو در آورد و من بدونه اینکه بگه شروع کردم به خوردن ممش و با تخمام بازی میکرد و تخمام و بالا پایین میکرد، کیرم داشت درد میگرفت از بس که سنگ شده بود، شلوارم و با یه دستش کشید پایین و به وسیله پاهاش کامل در آورد و سینشم از دهنم جدا مرد و تی شرتش و کند، حالا من بودم که تو بقل یه خانوم خوشگل قد بلند لخت بودم، منو کشید رو خودش کامل روی من تحکم داشت، کسش و دیدم واقعا برام یه کشف جدید بود، اولین بار بود بصورت زنده کس یه زن و میبینم و قراره لمس کنم، (غیر از یبار موقع پوشک کردنه بچه) دست تقریبا کوچیکم و بردم سمت کسش وقتی دست کشیدم یلحظه همه لذت هام پرید، دستم خیس شد و چندشم شد، خودش متوجه شد و به یه حالت نیمه نشسته دراومد و کیرم و گرفت در حالتی که من بین پاهاش بود و پاهای سنگینش روی رون من بود، کیرم و تنظیم کرد و گذاشت لبه ی کسش تا ببره به سمت پایین و بزاره رو سوراخ که بکنم، هنوز به وسطایه شیارش نرسیده بود که من یه ترکیبه جیغ و داد کشیدم و اندازه ی همون چهار قطره منی کامل نشدم ازم خارج شد که البته اصلا پرتاب نداشت فقط خارج میشد، من کاملا لمس و بی حس شده بودم شاید باورتون نشه تو همون حالت مثل این فیلما افتادم تو بغلش، کیرم و با دستمال کاغذی پاک کرد، و کیر خوابیدم که شاید 4 سانت هم نبود و کرد تو دهنش و تخمامم به همراهش واسم میخورد، طوری که من بخاطره تازه ارضا شدنم حس میکردم داره شیره ی جونم و میکشه، بیخیال شد بعد دو دقیقه من رو مبل خسته دراز شده بودم واسم از فریزر بستنی وانیلی آورد و روش پسته ریخت و گذاشت جلوم، من مشغول خوردن بودم که تو همون حالت کاسه و هل داد جلوم و منو به شکم خوابوند، (به کی قسم دروغ نمیگم خودمم تا الان بهش فکر میکنم برام عجیبه غیر قابله درکه واااااقعاااا میگم) خلاصه من رو شکم خوابیده بودم و اون پشتم بود، کونم و باز کرد و با انگشته کوچیکش شروع کرد به صورت دایره ای دور سوراخم میکشید و هی لامبه هام و بالا پایین میکرد، بلند شد رفت دوربین و آورد که رومبل بغلیمون گذاشته بود و یه سیگار فیلتر قرمز روشن کرد، لا کونم و باز کرد و یه عکس از سوراخ کونم گرفت، بعدش در حالی که هنوز دوربین دستش بود یه گاز کوچولو ولی یخورده سفت از روی کونم گرفت و دولم از زیر داشت تنظیم میکرد که تو عکس باشه و یه عکس دیگه گرفت (حق میدم باور نکنید خودمم نمیدونم چرا و به چه منظوری) خلاصه من بعد تموم کردنه بستنیم تا نشستم کاسه رو آورد بهم داد در حالی که سیگارش و خاموش میکرد گفت برو دیگه خاله الان نگرانت میشن ولی من واقعا دوست داشتم نرم و پیشش باشم ... لباسام آورد تنم کرد و راهیم کرد ....
    تمام ... من تا دو سال ماهی یکبار باهاش رابطه داشتم ولی هیچوقت غیر از دو سه بار نتونستم بکنمش چون همیشه آبم میومد. ولی واقعا لذت میبردم و همیشه به همین منوال بود کارمون ممنون که خوندین .


    نوشته: میلاد

  • 1

  • 7




  • نظرات:
    •   Amir02217
    • 1 ماه
      • 1

    • داستانشو از روی فیمای جوردی برداشته برازرس کونت میذاره حالا ببین


    •   kalatizo
    • 1 ماه
      • 0

    • اولش خوب شروع کردی....چرا دو شلوار پوشیده بودی؟
      درکل واقعی به نظر میاد....


    •   mobham330
    • 1 ماه
      • 0

    • این گی بود ناموسا؟


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 0

    • سال نو مبارک
      متاسفانه آدمین با آپ چنین داستان هایی رسما داره اعلام می کنه که عمر داستان خواندن در سایت به پایان رسیده است !


    •   _KING_WOLF_
    • 1 ماه
      • 0

    • کوتوله اومده از قیافه تخمیش تعریف کرده
      اخه دوست نامحترم تو رو لخت کنن فقط یه تیکه لباس با یه مشت خاطره ازت به جا میمونه


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 0

    • بخشهای گی داستان از قسمت بعده که شوهر اون خانم از زندان ازاد میشه و انچنان قدرتی کونش میزاره که شعر کسی کردم کونی دادم جریمه سزای این گی ناشی همینه میشه ورد زبونش!!! (biggrin)


    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 0

    • تو آبروی هرچی گی بود بردی..احمق جقی این گی بود به نظرت؟؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو