یادش بخیر ، پارسال همین روز 👭👬

1399/10/26

خب این خاطره مربوط به سال گذشتست
با بهاره دوست چندساله و صمیمیم رفتیم خونه دوسپسر بهاره به نام رضا ، حوالی شمس اباد .رضا زنگ زده بود غذا اورده بودن داشتیم غذا میخوردیم که دوستش به نام مهدی زنگ زد باهم حرف زدن و بهش گفت بیا پیش ما
اونم یکم بعد رسید (۱ساعت بعد) یکم خوراکی و مشروب چیدیم رو میز و شروع کردیم حرف زدن
بهاره که سیاه مست میشه دیگه حالیش نمیشه هیچی
رفت لباس عوض کرد و نشست رو پای رضا
همینطور که میگفتیم و بازی میکردیم
رضا هم داشت با بهار ور میرفت
(البته اینو بگم که دوست پسر فابریک و غیرتی و … نبود) رصا با بهتره ور میرفت و لب میگرفتن و میمالوندش
مهدی هم سیخ کرده بود
بهاره عوضی شلوارک رضا رو کشید پایین و شروع کرد به ساک زدن و خوردن کیرش
رضا هم گفت داش مهدی تعارف نکن
مهدی هم رفت شروع کرد سینه و کوس بهار رو مالیدن
منم داشتم قلیون میکشیدم که بهاره اومد سراغم
به زور بلوزمو دراورد رضا طوله سگ اومد سراغ سینه هام و مالید و خورد
خلاصه دیگه حورد خورد همه لباسا رو دراورده بودن و داشتیم میخوردیم و میمالیدیم
رضا اومد کیرشو کرد تو کوس من و بهاره هم که حسابی حشری و داغ اومد سیه منو میمالید و بالای کوسمو میلیسید
مهدی هم بهار که دولا شده بود رو کرد تو کوسش
خیلی صحنه هیجان انگیزی بود
منم با سینه ها بهار بازی میکرد و تخم ها مهدی و کوس بهاره
بعد که منو حسابی کرد رضا کیرشو دراورد و و مهدی به عجله اومد کرد تو کوس من
رضا رفت سراغ بهاره
منم به مهدی گفتم باید بشینم رو کیرت
خوابید و من نشستم روش و حسابی کیر سواری کردم
ابش اومد و منو حل داد
منم که هنوز میخواستم رفتم سراغ رضا و بهاره
یکم با چوچول بهاره و تخمای رضا ور رفتم و کوسمو گذاشتم دهنه رضا و با بهاره لب بازی میکردیم
یکم بعد مهدی حالش جا اومد و دوباره راست کرد و اومد
یکم با بهاره براش ساک زدیم در حالی که رضا ۲تا تلنبه میزد به کوس من تا به به بهار
بعد رضا گفت بیاید منو لیس بزنید ابم داره میاد
بعد مهدی اومد پشت و اون نوبتی میکرد تو کوسمون
۳بار من ارصا شدم و بهار هم چند بار
اب رضا اومد و پاشید تو صورت جفتمون
بعد منو بهار همو میلیسیدیم و کیر میرفت تو کوسمون
دوباره اب مهدی اومد و ریخت زمین و هر ۴تایی له و داغون افتادیم
دیگه این برنامه جور نشد 😣😣😣اما خیلی عالی بود
بعدشم رضا ۵۰۰ ریخت برا بهاره
منم گفتم پتیاره باید نصفشو بدی به من
اونم نداد

نوشته: بهار و من


👍 7
👎 15
30601 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

786475
2021-01-15 00:28:28 +0330 +0330

تو که مفتی میدی
یه حالیم به ما بده ، البته گی نیستم ولی بدم نمیاد کونتو بزارم
پسر جان

4 ❤️

786476
2021-01-15 00:28:58 +0330 +0330

آره یادش بخبر قبلا یه چیزی به اسم پرده هم بود! سر تحریم لوازم یدکیش نیومد کارخونشو بستن…


786478
2021-01-15 00:30:52 +0330 +0330

ب نظرم یکم روی تصویرسازی کار کن 😕🙌🏻

5 ❤️

786494
2021-01-15 01:10:19 +0330 +0330

🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️

0 ❤️

786497
2021-01-15 01:17:41 +0330 +0330

جنده دوزاری اینا هنوز تو جق زدنم واسه من قفله

1 ❤️

786527
2021-01-15 06:48:52 +0330 +0330

به ایدیم پی وی پیام بفرست، نصفش با من😉

1 ❤️

786597
2021-01-15 23:43:12 +0330 +0330

کصشعری بیش نیست

0 ❤️

786602
2021-01-16 00:24:48 +0330 +0330

مملکت که نیست جنده خونه است

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها